De eerste 200 regels.
تو هم معلق میشی
تو هم معلق میشی
تو هم معلق میشی
همهمون رو دیدم
همهمون اونجا بودیم
دوباره توی همون منبع آب
ولی بزرگتر شده بودیم
همسن و سال الانِ پدر و مادرهامون بودیم
یعنی وقتی بزرگ بشم هنوز جذابم؟
چهرهت جا میافته
این دیگه چه کوفتی یعنی؟
من چی؟
مثل الان
ولی قدبلندتر
قسم بخورید
قسم بخورید اگه اون نمرده باشه
اگه یه روزی برگرده
ما هم برمیگردیم
خاطره
چیز عجیبیه
آدما دلشون میخواد باور کنن همون چیزایی هستن که انتخاب میکنن یادشون بمونه
چیزای خوب
لحظهها
جاها
آدمایی که همهمون بهشون تکیه میکنیم
اما بعضی وقتا
بعضی وقتا
ما همون چیزایی هستیم که آرزو میکنیم کاش میشد فراموششون کنیم
خیلی خب بچهها
آماده باشید
بزن بریم
کی برنده میشه؟ اولین نفری که بادکنکش رو بترکونه برندهست
هر کسی ممکنه برنده باشه! عجب رقابت داغیه اینجا، رفقا
زود باش، زود باش
داره نزدیک میشه
کی میتونه به نفر اول برسه، هان؟
برندهی بزرگ امشب کیه؟
آره! ایول
بُردی و نوشِ جونت
ممنون. واو
واقعاً حالشون رو گرفتی، نه؟
آره، گرفتم
آره
هی دختر، اینو میخوای؟
ممنون که گذاشتی ببرم
آره
ویکی، چی گیرت اومد؟ آخی، چه جنتلمنی
این رو نگاه کن
اینم جایزهی تسلیبخشت
اینو ببین
هیچوقت طرفدار سگ آبی نبودم
ولی این کلاه رو ببین، دمت گرم
ممنون
خب، باید درباره کارهای تدارکات حرف بزنیم
اووه، چقدر رمانتیک
رمانتیک؟
آخه این کجاش رمانتیکه؟
هی
مادراتون یادتون ندادن وقتی کسی سوال میپرسه جوابش رو بدید؟
وقتی یه سوال لعنتی ازتون میپرسن؟
بیا بریم آدریان
مشکلی داری، اِوا خواهر؟
من نه، ولی مگ رایان زنگ زد
کلاهگیسش رو پس میخواد
خیلی خب، بسه دیگه
بیا بریم آدریان، ولشون کن
واسه همین چیزاست که باید از این شهر خرابشده برم
عقلهای کوچیک
و دودولهای کوچیک
جدی میگم
ما به یه جای دیگه تعلق داریم
ببین، اگه از نیویورک خوشت نیومد
همیشه میتونیم برگردیم اینجا
من فقط میخوام با تو باشم
برام فرقی نمیکنه، نیویورک، دِری، هر جا
مجبوری اینو بگی
مجبور نیستم چیزی بگم
اون کلاه لعنتی رو دربیار
یا خدا، بیا بریم
نمیخوام مردم فکر کنن
ما اجازه میدیم یه مشت کونی مثل شما تو این شهر بچرخن
اون اینجا به دنیا اومده، احمق
خیلی خب، بیا بریم. نه، میدونی چیه؟
کلاه رو برات درمیارم
ولی چرا همونجا ولش کنیم؟
چیز دیگهای هم هست که بخوای امشب برات دربیارم؟
درخواست خاصی ندارید، خانما؟
عوضی
ولش کن
این چیه؟
بسه. فکر نکنم دیگه به این نیاز داشته باشی
دست از سرش بردار! بزنش
اون آسم داره، کثافت
زود باش
لهش کن
یالا، لگدش بزن
یالا، بزن تو سر و صورتش. آدریان
هنوزم از اون موهای فاکیت متنفرم
آدریان
گمشو از روش کنار
ببین با صورتش چه کار کردی
هی! هی! کمک کن بلندش کنیم
آدریان
همین الان کمک کن این لجن رو بلند کنیم
کلاه رو بده به من کریس
مالِ منه
گفتم کلاه لعنتی رو بده به من
آدریان
از این خوشت میآد؟
به دِری خوش اومدی، مادر به خطا
نه! آدریان
نه
بیا از اینجا جیم شیم
بدو! نه
آدریان
کمک
کمکم کنید
یکی
یکی کمکم کنه
آدریان
نه
آدریان
ما اینجا همهمون معلق میشیم
مسئله اینه
بعضی وقتا اون چیزایی که آرزو میکنیم فراموش بشن
اون چیزایی که سعی کردیم تو گذشته رها کنیم
اونجا نمیمونن
واحدها، لطفاً پاسخ بدید
گزارش رسیده که یه جسد تیکهتیکه شده پیدا شده
تکرار کن، گفتی "تیکهتیکه"؟
مثبته
صحنه نزدیک ورودی جنوبیِ محل جشنوارهست
مفهوم بود، در حال حرکتیم
دستوری برای TC هست؟ مثبته
رئیس گفت پلِ خیابونِ دری رو نوار بکشید
بعضی وقتا، برمیگرده سراغت
آه
آقای دنبرو؟ شما رو تو صحنه لازم دارن
خوبه؟
از این طرف میریم
دارم انجامش میدم، نکن
هی! راه رو باز کنید
بیخیال، مگه ایندیانا جونز ندیدی؟
مواظب باش
هی، تو جزو تدارکاتی؟
من نویسندهام
شوهرت اینجاست
هی! صفحات رو داری؟
همه از کنار جرثقیل برن کنار
دوست من، یه فیلم به پایانبندی نیاز داره
خودت که اینو میدونی، نه؟ آره
گفتی یه روز دیگه وقت میخوای تا صفحات رو تموم کنی
و ما داریم امشب فیلمبرداری میکنیم. همین امشب
یعنی کلاً ۱۷ ساعت وقت داری
همه آروم باشید، باشه؟
من آرومم
میخوام از فیلم راضی باشی
متوجهی؟ من طرف توام
عالیه، چون تو کتاب من، پایانبندی
افتضاحه
با کمال احترام، مردم عاشق کتابت بودن
ولی از پایانبندیش متنفر بودن
تو گفتی از پایانبندیش خوشت اومده
دروغ بود
باید بهتر عمل کنیم، باشه؟ آره
آدرا، یادداشتهای من دست توئه. میشه
باشه، خیلی ممنون. لطفاً منو برگردون به اول صحنه
فعلاً
یادداشتهاش دست توئه؟
اشتباه نمیگه
تو هم از پایانبندیهای من متنفری؟
نه همهشون
ولی این یکی
باشه، فقط
چی؟ میخوای چون زنتم بهت دروغ بگم؟
زنمی؟
نه، نه. ولی میدونی چیه؟
هشت ساله داری هندونه میذاری زیر بغلم؟
فکر کنم فکر میکردم یه آدم دیگهای هستی
من هندونه زیر بغلت نذاشتم
همه یه پایان خوش میخوان، همه میخوان تهِ داستان بسته شه
ولی زندگی اینطوری نیست
فکر کنم چیزی که پیتر و استودیو میخوان
استودیو؟ از کی تا حالا آدمِ شرکت شدی؟
لعنتی، تو یه هنرمندی
بیخیال. چه اشکالی داره همونطوری که نوشته شده انجامش بدیم؟
همونطوری که من میخواستم
چه اشکالی داره همون زنی باشی که من میخوام؟
برو بابا بیل
منظورم رو کاغذ بود، تو اون نقش. نه خودت
الو؟
بیل دنبرو؟ من مایکم
کدوم مایک؟
مایک هنلون
از دِری
باید برگردی خونه
ادی، صد بار بهت گفتم اینطوری منو نترسون
تو هم هیچوقت به حرفم گوش نمیدی. مایرا، لطفاً، الان نه
نباید اون بیرون باشی
ادی، وقتی جادهها اینطوری لغزندهان، رانندگی خطرناکه
No comments yet. Be the first to leave one.