De eerste 200 regels.
یه نگاه به این بنداز
خیلی رقتانگیزه، نه؟
خب، عمراً باورتون بشه
ولی این لامایی که دارین میبینین، یه زمانی آدمیزاد بود
اونم نه هر آدمی
این یارو یه امپراتور بود
یه تودهی پولدار، قدرتمند و غرق در جذابیت
آره دیگه
این داستان زندگی اونه
یعنی در واقع، داستان منه
درسته. اون لاما منم
اسمم کوزکوئه
امپراتور کوزکو
من خوشاخلاقترین آدم دنیا بودم و اونا بیدلیل زندگیم رو به لجن کشیدن
باورش سخته؟
ببینید، بذارید یه کاری کنیم. برگردیم به عقب
به زمانی که هنوز لاما نشده بودم، اونموقع همه چیز معنی پیدا میکنه
خیلی خب، نه دیگه، این خیلی رفت عقب
منو ببینید
این منم وقتی فینگیلی بودم
بسیار خب، بریم جلوتر
آها
دیکتاتورها و مستبدهای زیادی هستن
سیاستبازهای حقهباز
اشرافزادههایی که مغزشون اندازه ککه
پادشاهها و ظالمهای بدجنسی هستن
که انقدر بیفرهنگ و بینزاکتن
که همون بهتر از درخت آویزون شن
اون به دنیا اومد و بزرگ شد تا حکومت کنه
هیچکسی تا حالا به این باحالی نبوده
توی هزار سال تاریخ اشرافیت
یه معما و یه راز سربه مُهر
توی تاریخ آمریکای مرکزی
مظهر کمال یعنی خودِ خودش
خب، این منِ واقعیام. نه این
این. نه این
برنده! بازنده
خب، این قصر رو میبینید؟ همه اینجا گوش به فرمان منن
اینو نگاه کنید
پیشخدمت
سرآشپز
خواننده تیتراژ
آره
اون فرمانروای مطلق این کشوره
باکلاسترین آدمیه که تا حالا خلق شده
همه کاره خودشه، از الف تا ی
و این دنیای بینقص میچرخه
دور محورِ کوچکترین هوس اون
چون این دنیای عالی شروع و پایانش با
منه
اسمش چیه؟
کوزکو
اسمش همینه
کوزکو
اون شاهِ کل دنیاست
کوزکو
تهِ باحالیه، مگه نه؟
کوزکو
آره
فازم رو بهم زدی
شرمنده، ولی شما فاز امپراتور رو بهم زدی
ببخشید
داشتی میگفتی؟
اسمش چیه؟ کوزکو
کوزکو
اسمش همینه
تهِ باحالیه، مگه نه؟
نمیدونی که اون شاهِ کل دنیاست؟
آره
بوم، اینم از این
سرورم، وقتشه که عروستون رو انتخاب کنید
بسیار خب
دخترها رو بیارید بیرون
ببینیم چی داریم
از موهات بدم میاد. این یکی که اصلاً
و بذار حدس بزنم، لابد تو هم "اخلاقت خیلی خوبه"
واقعاً کل هنرتون همین بود؟
بله. اوه، نه. یعنی، شاید
این داره واسه خودش چی بلغور میکنه؟
انگار یه چیزیه که کلاً دکمه خفهخون نداره
به هر حال، هنوز دارین به اون لامای اولِ فیلم فکر میکنید؟
خب، بذارید کسایی که مسئول داغون کردن زندگیم بودن رو بهتون نشون بدم
اول، پاچا
ببخشید، اومدم امپراتور کوزکو رو ببینم
آخه یه احضاریه برام اومده
برو داخل، از پلهها بالا، سمت چپ. تابلوها رو دنبال کن
عالیه، خیلی ممنون
گولِ این ظاهر دهاتی و سادهاش رو نخورید
ببخشید، اون مال منه
بفرمایید
ممنونم. خواهش میکنم
هی، خوبی؟ بذار کمکت کنم
خیلی لطف داری. چی شده؟
هیچی، فاز امپراتور رو بهم زدم
چی؟ فازش رو
همون ریتمی که باهاش زندگی میکنه، مدل رفتارش
زدم داغونش کردم
و امپراتور هم دستور داد از پنجره پرتم کنن بیرون
جدی؟ من قراره امروز ببینمش
مواظب باش فازش رو بهم نزنی
باشه
حواست به فازش باشه
هی، حالت خوب میشه؟
فاز
میبینید چی میگم؟
این یارو خودش دردسره، ولی هر چقدر هم که بد باشه
جلوی نفر بعدی اصلاً عددی نیست
و شما برای چی امروز اومدین اینجا؟
خب... سرورم... یعنی، قبله عالم
خب بچهها، این پدیده رو نگاه کنید
این ایزماست، مشاور امپراتور
مدرک زندهای که ثابت میکنه یه زمانی دایناسورها روی زمین ول میگشتن
و نباید سوگلیِ ایزما رو هم فراموش کرد
هر ده سال یه بار، یه دونه جدیدش رو میگیره
مدل امسال اسمش کرانکه
آره، گرفتم چی شد ایزما
بله، اینم از کرانک
این اواخر ایزما یه عادت بد پیدا کرده
که میخواد یواشکی پشت سر من، مملکت رو بچرخونه
و به نظرم این بازی دیگه باید تموم شه
اصلاً به من ربطی نداره که خانوادهت
چی بود دوباره؟
غذا
واقعاً باید قبل از اینکه رعیت میشدین به این فکر میکردین
کارمون تمومه. ببرینش. بعدی
ولی آخه... باشه
رویِ بعضی از این رعیتا رو دیدی؟
نگو که دلم خونه
سلام بر شما
سرورم
داشتی دوباره همون کار رو میکردی
کار؟ چه... چه کاری؟
کار منو انجام میدادی
من امپراتورم و تو مشاور امپراتور
یادت هست؟ ولی سرورم
من فقط داشتم به مسائل بیاهمیت رعیتا رسیدگی میکردم
این چروکها رو نگاه کن
چی باعث شده این زن هنوز از هم نپاشه؟
این دیگه چیه... اون کی از اونجا آویزون بوده؟
خوب فکر کردی ایزما. نظرت چیه کوزکو؟
دست نزن
دست نزن. دست ممنوع
ببخشید سرورم، کدخدای دهکده اومده تا شما رو ببینه
عالیه، بگو بیاد تو
در ضمن، تو اخراجی
اخراج؟
منظورت چیه که اخراجم؟
دیگه چجوری بگم؟
تعدیل نیرو شدی، بخشتون داره کوچیک میشه
مازاد بر احتیاجی، داریم استراتژیمون رو عوض میکنیم
قراردادتو تمدید نمیکنیم... هر کدوم رو دوست داری انتخاب کن، باز هم دارم
ولی من... تو
ولی... ولی سرورم
من همیشه به این امپراتوری وفادار بودم
برای سالهای طولانی
هی، هی، هر کسی یه دوران اوجی داره
مال تو ۵۰ سال پیش تموم شد
خب، کی روی صندلی منه؟
من میدونم! ایزما
ایزما روی صندلیته، مگه نه؟
آفرین کرانک. بیا، این جایزهت
گرفتمش
خب، شنیدی که چی گفت. پاشو، پاشو، پاشو
حالم خوبه. مشکلی نیست
خیلی خب، بگو بیاد تو
بعدازظهر بخیر سرورم
من برای این احضاریهای که برام اومده اینجام
هی، خودشه! مرد شماره یک دهکده من
پاچا
به هر حال، این احضاریه برام اومد
پاچا
درسته. تو دقیقاً همون کسی هستی که میخواستم ببینم
واقعاً؟
همه جا حرف از اینه که تو میتونی مشکل منو حل کنی
میتونی حلش کنی، مگه نه؟
البته. هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم
خوبه، خوبه. این دقیقاً همون چیزی بود که میخواستم بشنوم
میدونی دهکدهتون چقدر واسه امپراتوری مهمه؟
خب، میدونم محصولاتی که تو قصر استفاده میکنید رو ما میکاریم
للاماها رو هم ما پرورش میدیم که شما
دهکده من؟
آره
بالای اون تپه واسه خودت بساط خوبی راه انداختی، نه؟
بله، خانواده من شش نسله که بالای اون تپه زندگی میکنن
خب بگو ببینم، کجا بیشتر از همه آفتاب میگیره؟
به نظرم درست اون طرفِ اون درختها
وقتی آفتاب درست میخوره به اون لبه، انگار کل تپهها آواز میخونن
خب، پس حله
واقعاً؟ آره، مشکل حل شد
ممنون که اومدی
همین؟ فقط واسه همین منو خواستین؟
فقط نظر یه آدم خبره رو میخواستم تا جای استخرم رو تایید کنم
استخرتون؟
به "کوزکو-توپیا" خوش اومدی
یه ویلای تابستونی معرکه، با سرسره آبیِ کامل
چی؟ عالی نیست؟
کادوی تولدمه که به خودم میدم
خیلی خوشحالم
نمیفهمم چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته
خب، بذار برات روشنش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.