De eerste 200 regels.
در نبرد تورنتو علیه جنایت
بدترین مجرمان توسط کارآگاهانی تحت تعقیب قرار میگیرند
که در واحد تحقیقات جنایی تخصصی فعالیت میکنند
اینها داستانهای آنهاست
هی، یه بسته اینجا برای پاتریس بوشامپ دارم
آره، بذار ببینم تشریف داره یا نه
ما داریم لحظه به لحظه نزدیکتر میشیم
به پیدا کردنِ این شیطون
تاکاشی از ما دزدی کرد
از ۱۰۰ هزار نفرِ ما
و حالا، وقتشه که تقاص پس بده
تاکاشی باهوشه
اما «هایومایِند» از اونم باهوشتره
ما تیکهتیکهش میکنیم
این برای تو اومده
مرسی
سلام آقای سانگ. زود اومدین
شاگرد زرنگی هستم دیگه
امروز تو برنامه چی داریم؟
توابع هش
من از قبل میدونم «حش» چیه
میکشیش و بعد فاز میگیری
توابع هش
سنگ بنای رمزنگاری هستن
دلیل اینکه پسوردهای آنلاینت
هیچوقت هک نشدن، اونم با وجود استفادهی خلاقانه
از اسم سگت، همینه
صبر کن ببینم، تو از کجا پسورد منو میدونی؟
توابع هش
که به محض اینکه اون پردهها رو بکشی
بهت یادشون میدم
باید یاد بگیری به مردم اعتماد کنی
نمیتونم. زیادی باهوشم
بیشترِ این بچهها برای مدارس دولتی زیادی باهوشن
بچههایی که توی طیف اوتیسم هستن، طبیعتاً نیازهای خاصی دارن
و ما میدونیم چطور اونها رو برطرف کنیم
یه آموزش درست میتونه زندگی مکس رو کاملاً عوض کنه
فوقالعادهست. من... نمیدانستم
همچین جاهایی هم وجود دارن
ما رتبهی اول مدارس اوتیسم رو توی کل استان داریم
فقط یه جای خالی داریم
اما مکس به نظر گزینهی خیلی مناسبی میاد
گفتید سالی ۵۲ هزار دلاره؟
بهتون قول میدم آقای بل، ارزش تکتک سنتهاش رو داره
هی، استوارت
اون کی بود اون روز داشت داد و بیداد میکرد؟
اونی که دوربین داشت؟ هیچکس، جوئل
اشتباه گرفته بودن
من هنوز منتظر اجاره هستم
با همون نرخ جدیدی که در موردش حرف زدیم؟
اوه، همونی که برخلاف قانون اجارهنشینیه؟
فردا صبح اول وقت دستته
عالیه
چند؟ برای این کارت؟
قیمتش چنده؟
در موردش فکر کن
هی! ولم کن
یکی کمک کنه
زود باش بکستر
دوتا پرتابِ دیگه و بعدش میریم خونه
برو بگیرش. برو بگیرش
بکستر
بیا اینجا رفیق
مقتول مَرده. احتمالاً اواخر دههی بیست زندگیش باشه
هویتش نامعلومه، هیچ مدرک شناسایی نداره
یه نفر که داشته سگش رو میگردونده جنازه رو دیده
که ساعت ۶:۰۳ صبح از اون درخت آویزون بوده
یه کم طول کشید تا بیاریمش پایین
عجب تزیینی! قاتل جنازه رو
از بالای پل پرت کرده، ولی به زمین نرسیده
مامورها رو فرستادم بالای پل برای پرسوجو
اما تا الان خبری نشده
بقیهش با شما کارآگاهها. ممنون
خب، نه دوربینی هست و نه رفتوآمدِ زیادی
جای بدی برای رها کردن جنازه نیست
آره، ولی جای خیلی خوبی هم نیست
این جنازه در هر صورت پیدا میشد
فکر کنم قاتلمون عجله داشته
بسیار خب
درخته هم اصلاً بهش رحم نکرد
حداقل قبل از رسیدن به اینجا تموم کرده بوده
علائم سرمازدگی نداره
خونریزیِ نقطهای توی چشمها دیده میشه
که با خفگی مطابقت داره، اما
اما هیچ کبودی روی گردن نیست. فقط... یکسری رَد و اثر
و با توجه به الگوی خطیش، نوار چسبه
مقتول احتمالاً با یه کیسه پلاستیکی خفه شده
چه روش وحشتناکی برای مُردن
خب، شاید قاتل میخواسته قربانی زجر بکشه
یا شایدم نمیتونسته موقع مرگ
توی صورتش نگاه کنه
این چیه؟
سرمای شدید
باعث میشه ساختار سلولی حفظ بشه
و جلوی تجزیه شدن رو میگیره
صرفنظر از آسیبهایی که موقع رها کردن جنازه وارد شده
میشه گفت بدن این مقتولِ ناشناس
تقریباً دقیقاً همون شکلیه که موقع مرگ بوده
زیادی وقتت رو با جنازهها گذروندی
و تو هم با مجرمهای خطرناک
برای همینه که احتمالاً درست حدس زدی
که علت مرگ چی بوده
خفگی
ردِ دور گردنش
با نوار چسب مطابقت داره
و آثاری از پلیاتیلن با چگالی بالا هم پیدا شده
که معمولاً توی کیسههای پلاستیکی هست
اما چون جنازه تجزیه نشده
نمیتونیم زمان دقیق مرگ رو مشخص کنیم
نه. مگر اینکه واقعاً کارت درست باشه
مقتول حدوداً ۲۴ ساعت پیش کشته شده
مقتولِ ناشناسمون اخیراً عمل آپاندیس هم داشته
به صورت جراحی باز
نه با لاپاروسکوپی
یه عمل آپاندکتومی سنتی
گروه خونیش و یکم پرسوجو
منو به یه... اسم رسوند
اه، میتونستی از همین شروع کنی
و خودم رو از این لحظهی قشنگ محروم کنم؟
خواهش میکنم
استوارت سانگ، ۲۸ ساله
نه کارت اعتباری داره، نه اجارهنامه
نه گواهینامه و نه ماشینی به نامش ثبت شده
تکفرزنده و پدر و مادرش فوت کردن
هیچ فامیل نزدیکی نداره، هیچ آدرسی ازش ثبت نشده
سابقهی کاری هم نداره و جالبتر اینکه:
هیچ ردی از فعالیت آنلاینش نیست
کدوم جوون ۲۸ سالهای آنلاین نمیشه؟
شاید از اون آدمهای آنالوگ و قدیمی بوده
تنهایی رو دوست داشته، برای حریمش ارزش قائل بوده
و به دولت اعتماد نداشته
تنها چیزی که میدانیم اینه که ردپای دیجیتالیش
دو سال پیش کاملاً پاک شده
اوه، یه چیز رو یادش رفته پاک کنه
اکانتِ «یلپ»
همهی این رستورانها توی منطقهی «وست اِند» هستن
توی غذا خوردن سختگیر بوده. همم
مم. یه شبح که دوست داشته نزدیکِ پلههای خونهی خودش غذا بخوره
اگه ماشین نداشته، پس این رستورانها
احتمالاً نزدیک محل زندگیش هستن
۱۵۰ مگه چندتا ساختمان دوبلکسِ ادواردی با پلاک
ممکنه وجود داشته باشه؟
تا. گشتم دیدم ۴۷
پس میگم بهتره این دوتا زودتر راه بیفتن
استوارت آدم عجیبی بود
همیشه اصرار داشت اجاره رو نقد بده
اجارهنامه امضا نمیکرد
و نمیخواست هیچ ردی از خودش به جا بذاره
میدونی چرا؟
هه، همونطور که گفتم، آدم عجیبی بود
همم، تا حالا همچین کلیدی ندیده بودم
خب، چون خودش اختراعش کرده بود
اولین کلیدی که بهم داد رو انداختم توی چاه فاضلاب
سه هفته طول کشید تا یکی دیگه برام بسازه
اگه اجارهی عقبافتادهی منو اون تو پیدا کردین
بهم خبر بدین
عجب کلکسیونِ صفحهی گرامافون معرکهای داره
کتابخونهی جالبی هم هست. حرف اول هر عنوان
نگاه... نکن
به... تابخونهم؟
تابخونه. پس «ک» کجاشه؟
دقیقاً
سخته باور کنیم کسی که انقدر دقیق بوده
خونهشو این شکلی رها کرده باشه
خب، به کشوها نگاه کن
همه جا کتاب ریخته
یه نفر اینجا بوده
استوارت معلم خصوصی من بود
بهم ریاضی یاد داد و فهموند که احمق نیستم
تا حالا چیزی بهت گفته بود؟
کسی یا چیزی که ازش بترسه؟
نه. منظورم اینه که از تکنولوژی متنفر بود، اما
اصلاً نمیتونم تصور کنم دشمنی داشته باشه
آخرین بار کی دیدیش؟
اوم، چهار روز پیش
برای کلاس اومده بودم اینجا
توابع هش؟ آره
اما استوارت همیشه روی اون تخته مینوشت
امکان نداشت اون نوشتهها هنوز روش باشن
مگر اینکه از اون موقع دیگه نیومده باشه اینجا
اگه استوارت چهار روز پیش از اینجا رفته
و همین دیروز کشته شده
این وسط کجا بوده؟
امیلی، آخرین باری که استوارت رو دیدی
حرفی نزد که بعد از کلاست کجا میخواد بره؟
اوم، همون جایی که هر پنجشنبه میرفت
چهار روز پیش، استوارت حدود ساعت ۷ عصر از خونهش زد بیرون
و رفت سمتِ «مومو هاوس» توی خیابون «کوئین وست»
ساعت ۷:۱۳ وارد این زیرگذر شد
ثانیه بزن جلو ۶۰
و دیگه هیچوقت بیرون نیومد
البته نه با پای پیاده؛ با پشتِ
اون ون رفت
نه هر ونی؛ «کوئیکشیفت»
از توی اپلیکیشن اجارهشون میکنی، از تو خیابون برشون میداری
و وقتی کارت تموم شد همونجا ولشون میکنی
فقط گواهینامه و کارت اعتباری میخواد
بذار حدس بزنم. فرض رو بر این میذاریم که آدمربا
اینا رو از یه نفر که مدرکِ عدم حضور در صحنه داشته دزدیده
هنوز منتظر اظهارنامهم. در مورد ون هم
No comments yet. Be the first to leave one.