Aurora Teagarden Mysteries: Honeymoon, Honeymurder

Aurora Teagarden Mysteries: Honeymoon, Honeymurder

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Aurora Teagarden Mysteries Til Death Do Us Part 2021 E16 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Aurora.Teagarden.Mysteries.Til.Death.Do.Us.Part.2021.E16 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-29
Downloads: 20
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

هی، مَک! مَک

سلام

باید اینو ببینی

چی داری؟

گوشیم کجاست؟

‫ So, I will meet ‫the florist here

صبحِ روز عروسی، برای اینکه تو چیدن و آماده کردنِ همه‌چیز کمک کنم

اوه، اوم، اما مگه با کارهای ساقدوشی‌ت حسابی سرت شلوغ نمی‌شه؟

چون با کمال میل می‌آم اینجا و با گل‌فروش صحبت می‌کنم

مامان، دکوراسیون علاقه پنهانیِ سالیه

ازش خواستم

که روی اون بخش نظارت کنه

اوه

برنامه‌م اینه که یه سری از گل‌ها رو از هم جدا کنم

و ته هر نیمکت، دسته‌گل‌های کوچیک بذاریم

یه جورایی که انگار دارن مسیر رو قاب می‌گیرن

یا... می‌تونی از گل‌فروش بخوای یه طاق گل درست کنه

واسه ورودی عروس

و بعدش هم ته هر نیمکت، پاپیون بزنی

دلت می‌خواد چطور به نظر بیاد، "رو"؟

مطمئن نیستم

سعی کن تجسمش کنی

همون لحظه‌ای که شروع می‌کنی توی مسیر راه بری

بهم بگو چی می‌بینی

هوم

تو رو می‌بینم که با اون کت‌وشلوار اسموکینگ حسابی خوش‌تیپ شدی

و منتظر منی

اوه، حتماً اونجا خواهم بود

اما کجا داری

گل‌ها رو می‌بینی؟

باورت می‌شه فقط چهار روز دیگه به عروسی مونده؟

اوه، از دفترمه. زودی برمی‌گردم

باشه، فکر کنم همون ایده‌ی تو رو برای گل‌ها انتخاب کنم

قول می‌دم یه چیزِ عالی و قشنگ از آب درش بیارم

یه مشکلی پیش اومده

توی انبارِ خیابونِ «نایت»

مشتریم خریدتش

و کلی هم بازسازی و تغییراتِ داخلی توش انجام داده

برای همین باید برم ببینم چه خبره

هنوز کلی جزئیاتِ عروسی مونده که باید درباره‌شون حرف بزنیم

اوه، خب، پس با من بیا

تو ماشین می‌تونیم حرف بزنیم و بعدش هم

می‌رسونمت خونه

عالیه. اگه از نظر تو مشکلی نداره، نیک؟

نه اصلاً

منم به موقع خونه می‌رسم

تا وقتی بابام رسید، دوتایی بریم پیشش

صبر کن! چارلز امروز میاد؟

آره. بهت نگفته بودم؟

برنارد، دنیس و تد دارن میرن دنبالش

توی فرودگاه سیاتل

اوه، چارلز حتماً از این کار خوشش میاد

فکر می‌کنی آیدا استرس داره

که بعد از این همه مدت شوهر سابقش رو می‌بینه؟

نمی‌دونم اون استرس داره یا نه

ولی خودم برای دیدنش خیلی استرس دارم

جوری که «رو» با یه جور ابهت و احترام ازش حرف می‌زنه

چارلز تی‌گاردن ممکنه آدم باجذبه و باابهتی باشه

ولی مرد خیلی خوبیه

و مطمئنم فکر می‌کنه تو برای «رو» فوق‌العاده‌ای

درست همون‌طوری که بقیه‌ی ما فکر می‌کنیم

ممنون، سالی

اینجا چه خبره؟

اوه، آرتوره

آرتور! وایسا، آرتور

آرتور

رو، آیدا، الآن واقعاً وقت مناسبی نیست

خب، موکل من کلی پول توی اینجا سرمایه‌گذاری کرده

برنارد پول موکلته؟ داشتم سعی می‌کردم باهاش تماس بگیرم

نه، برنارد پول صاحب قبلیه

من برنارد رو راضی کردم که اینجا رو به موکلم بفروشه

بذار شماره‌اش رو برات پیدا کنم

چی شده؟

یکی داشته بتن‌ها رو خرد می‌کرده

و استخون‌های انسان پیدا کرده

احتمالاً چند سالی می‌شه که اونجا دفن شدن

اوه، چه وحشتناک

اصلاً معلوم هست کیه؟

نه، هنوز هیچ مدرک شناسایی‌ای

همراه بقایای جسد پیدا نکردیم

ولی قبل از اینکه بپرسی بگم که

در حال حاضر اصلاً نمی‌دونیم این یه قبر بی‌نام و نشونه

یا قربانیِ یک حادثه یا

قتل؟

رو، در هر صورت خیلی وحشتناکه

اگه برات مشکلی نداره آرتور

می‌خوام به موکلم زنگ بزنم و این قضیه رو بهش بگم

آره، بگو با من تماس بگیره، باشه؟

برای حفاری‌های عمیق‌تر به اجازه‌اش نیاز داریم

البته. - ممنون، آیدا

اوه، و من فکر می‌کردم

تمام روز رو توی حال و هوای خوش عروسی می‌گذرونیم

مامان! مامان

اون خانمی که داره با آرتور حرف می‌زنه رو می‌بینی؟

می‌شناسمش

ماه پیش عکسش رو روی جلد یه مجله جرم‌شناسی دیدم

یه آزمایشگاه توی سیاتل داره که کارشون تعیین خصوصیات ظاهری از روی ژنتیکه

داری درباره چی حرف می‌زنی آخه؟

خب، اونا یه نرم‌افزار دارن

که نمونه «دی‌ان‌اِی» رو می‌گیره و یه حدس علمی می‌زنه

که اون طرف چه شکلیه یا قبلاً چه شکلی بوده

در واقع تهش یه طراحی بهت تحویل می‌ده

اوه، خیلی ترسناک و دلهره‌آور به نظر میاد

مگه نه؟

وای، خیلی هیجان‌زده‌م

دو تا از مهم‌ترین مردهای زندگیم

بالاخره قراره با هم آشنا بشن

اوه، اومدن

هی! دنیس

از دیدنت خیلی خوشحالم

منم همین‌طور

پدرت هم تا یه دقیقه دیگه میاد تو

اوه

اوم، با نامزدم آشنا شو، نیک میلر

پس اون آدم خوش‌شانسه تویی، هان؟

آره. - ایشون دنیس شنکله

اوه، شرکت ساخت‌وسازش رو که می‌شناسی

بازسازی کتابخونه کار اون بود

همون بخش سالن مطالعه

آه، بله

از آشنایی‌تون خوشبختم. - منم همین‌طور

دنیس و پدرم توی دانشگاه هم‌اتاقی بودن

اوه، واقعاً؟ خب، پس حتماً باید کلی خاطره باحال برای تعریف کردن داشته باشید

آره، دقیقاً همین‌طوره

اون منو یادش نمیاد

فکر کنم اون موقع‌ها دیگه خیلی بچه بودی

ولی من تو رو یادمه، «رو»

یه بار اومدی توی اتاق، دستِ پوکر منو دیدی

و بهم گفتی بهتره بازی رو واگذار کنم

تِد کرنفورد

اوه، اصلاً بدون اون ریشِ مدل پروفسوری نشناختمت

من با چارلز توی شرکت سرمایه‌گذاری دیلجر کار می‌کردم

اون مثل یه استاد برای من بود

اوه، پس حتماً از دیدنت خیلی خوشحال شده

آره، منم مشتاق دیدنشم

چرا پدرم و برنارد هنوز بیرونن؟

برنارد گیرِ تلفنه

و پدرت هم داره کمکش می‌کنه

انگار توی یکی از املاکی که تازگی فروخته، یه اتفاقات هیجان‌انگیزی افتاده

پیدا شدن استخون‌های انسان زیر بتن؟

ما هم خبرشو شنیدیم

آره، من امروز اونجا بودم

شاید بهتره از برنارد بپرسیم به نظرش

ممکنه چه اتفاقی افتاده باشه

بالاخره اومد

بالاخره رسیدی

اوه، محال بود همچین روز بزرگی رو به هیچ قیمتی از دست بدم

بابا

با نیک آشنا شو، داماد فوق‌العاده‌م

خیلی وقت بود مشتاق دیدارتون بودم، جناب

هوم

امیدوارم دخترم بهت هشدار داده باشه

که جلب کردن رضایت من اصلاً کار راحتی نیست

می‌خوام اول ببینم چند مرده حلاجی

قبل از اینکه بخوام اجازه و رضایتم رو بدم

درسته. بله، البته

اوه، داره سر به سرت می‌ذاره

دخترم می‌دونه که من چقدر بهش اطمینان دارم

اون بهترین آدم‌شناسیه که تا حالا دیدم

منم دقیقاً همین نظرمه

اوه! برنارد

با نیک آشنا شو

از دیدنت خوشبختم

خوشبختم

ولی واقعاً دیگه باید بریم

یه کار فوری برام پیش اومده که باید بهش رسیدگی کنم

بله، شنیدم. امیدوار بودم بتونم یه سؤالی بپرسم

عذرخواهی می‌کنم

خوشحالم می‌بینمت

اوه

از آشنایی باهات خوشبختم. - منم همین‌طور

از آشنایی‌تون خوشبختم. - همچنین

فقط یه دقیقه بهم وقت بدین کیفم رو بردارم

و از بچه‌ها خداحافظی کنم

بعدش هم اصرار می‌کنم که شما دوتا رو ببرم شام

خیلی عالی می‌شه

که دوباره پدر و مادرم رو کنار هم ببینم

هیچ‌وقت درست نفهمیدم چی بین‌شون گذشت

سال آخر دانشگاهم بود و رفته بودم

واسه تعطیلات شکرگزاری برگشتم خونه

و دیدم بابام غیبش زده

خب، بعضی وقتا یه سری رازها در مورد پدر و مادرا هست

که هیچ‌وقت واقعاً ازشون سر در نمیاریم

خب، به پرستار گفتم

که واسه خوابوندنِ بچه‌ها خودم رو می‌رسونم خونه

تو استراحت کن. آره. باشه، دوستت دارم

حالِ رئیس بهتر شده؟

هنوز به‌خاطر گلو درد چرکی از پا افتاده

سلام منو بهش برسون، باشه؟

حتماً، ممنون. خب؟ برام چی داری؟

آزمایشگاه گزارش‌شون درباره‌ی بتن رو فرستاد

بخشی از همون کف‌سازی اولیه بوده

More Farsi Persian subtitles for Aurora Teagarden Mysteries: Honeymoon, Honeymurder

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left