Shameless

Shameless

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 10

Release informatie

Shameless US S10E02 WEB h264-TBS
Shameless US S10E02 720p WEB h264-TBS
Shameless US S10E02 1080p WEB h264-TBS
Een commentaar door EILIA
💢 EILIA و ایـلیـا Sorrow سمیـرا 💢 DibaMoviez.com

Tags

web
720p
720
1080
Gepubliceerd op: 2019-11-26
Downloads: 79
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫چی‌؟

‫نخیر، ندزدیدم‌شون

‫اگه زحمت می‌کشیدین و قسمت ‫هفته‌ی قبل رو نگاه می‌کردین،

‫خودتون متوجه می‌شدین

‫پلیس!

پلیس!

‫خدای من!

‫- چه مرگته، عوضی؟ ‫- تو روحش!

‫یعنی چی...

‫مایکی؟

‫فرانک

‫حقمه که احساس خاص بودن بکنم

‫اونجوری من رو نگاه نکن

‫یه سیستمی دارم. همه‌اش برمی‌گرده

‫تو مایه ننگ مایی گلگر

‫من هرگز نمی‌خوام دوباره قیافه‌ت رو ببینم،

‫نه توی دانشکده‌ام و نه حتی توی ارتشم

‫- روشنه پسر؟ ‫- مثل روز، قربان

‫پسره یا دختر؟

‫- پسر ‫- تمی؟

‫نمی‌دونیم. هنوز توی اتاق عمله

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه دیباموویز

‫ترجمه از سمیـرا و ایـلیـا ‫Sorrow & EILIA

‫هی، چیزی از اون دونات‌های شکری

‫تو اتاق استراحت پایین مونده؟

‫اوهوم

‫همم

‫هی

‫گمشو اونور ببینم!

‫چه مرگته؟

‫از این بوی تخمی مایونز خسته شدم

‫انگار هر روز صبح

‫یه کاسه سالاد سیب‌زمینی کونم می‌ذاره

‫تنها روغنی که توی این گه‌دونی پیدا میشه همینه

‫خب، هر دفعه که نزدیکم میشی حالت تهوع می‌گیرم

‫باشه بابا، حالا نیست ریدن ‫ساعت 8:15 دقیقه‌ی هر شبت

‫خیلی حرکت نازیه

‫حداقل گه من رو آب می‌بره،

‫برخلاف کیر سالادکلمی تو

‫نمیشه 8:30 باشه، مگه نه؟ یا ساعت 7؟

‫نه، میکی مجبوره هر شب

‫رأس یه ساعت خاص برینه

‫با اینکارت اعصاب آدم رو خورد می‌کنی

‫- خفه‌شید! ‫- جدی؟

‫به اندازه‌ی لیس زدن انگشتت

‫اونم بعد از ورق زدن هر کتاب کس‌مصبی

‫که می‌خونی، اعصاب خوردکن هست؟

‫- خیلی‌خب ‫- من ایان هستم

‫من نمی‌تونم مثل بچه‌ی آدم یه برگ ورق بزنم

‫حتماً باید کل انگشت‌های کیریمو توی حلقم فرو کنم

‫می‌دونی چیه؟ اگه واقعاً سواد خوندن داشتی،

‫شاید سرت از کونت در میومد، ‫نه که بگی، این خرچنگ‌قورباغه‌ها رو ببین

‫که روی کُل برگه دارن ورجه ورجه می‌کنن!

‫- هر روز صبح همین برنامه‌ست! ‫- مثل پیرزن‌ها می‌مونین!

‫منِ کسکش اومدم زندان که از ‫دست ننه بابام خلاص شم

‫بیان برین تو کونم، کیری‌ها!

‫نه تا وقتی بوی مایونز بده

‫دقیقاً!

‫راه بیوفتید! به خط شید!

‫هی

‫می‌خوام واسه عوض کردن هم‌اتاقیم ‫رئیس زندان رو ببینم

‫مگه اومدی اردو؟

‫برو صبحانه‌تو بخور

‫هی، موفق شدیم، هاه؟

‫چیزی نمونده به خونه برسیم

‫مشکلی نیست

‫اگه قهوه می‌خواید پاشید!

‫وقتی سر خدمت بودم، زدی تو خط پسرها؟

‫اگه حس و حالش بیاد، هرازگاهی یه سیخی می‌زنم

‫با فرانک بودم

‫دوتا مرد بالغ نمی‌تونن بدون اینکه کون هم بذارن

‫روی یه تخت بخوابن؟

‫نه

‫کارلم

‫آره، آره، هنوز فروخته نشده

‫خیلی‌خب. آدرس رو واست می‌فرستم

‫چرک، کثیف، خیس

‫لباس‌هاتون رو خودتون بشورید!

‫جفت‌تون اجاره رو بدهکارید

‫- اوه، بیخیال ‫- شبی 37 دلار،

‫بخوای حموم کنی 5 دلار میاد بالاش

‫- کارل چی؟ ‫- دارم لوازم نظامیم رو می‌فروشم

‫- تا یکمی پول دستم بیاد ‫- برق، گاز،

‫و آب ماهی 48 دلاره

‫اگه بخواید اینجا غذا بخورید بهم اطلاع بدید

‫برنامه‌های غذایی مختلفی دارم

‫لازم نکرده اجاره بدی، فرانک

‫تو بزرگ این خانواده‌ای

‫جدی؟

‫ده دقیقه قهوه رو گرم نگه می‌دارم

‫بعدش میریزم دور

‫اون کله قرمز لاشی

‫باید بفهمه رئیس اینجا کیه

‫منم؟

‫آره، تویی

‫چی شده؟

‫سعی می‌کنم بفهمم کی هستم،

‫هویتم چیه... دکتر کینگ یا دکتر دری؟

‫شاید بد نباشه خودت رو بیاری پایین،

‫می‌دونی تو مایه‌های تایگا، نلی،

‫یا شایدم یکی از برادران وینز

‫یا لستر هولت

‫- تو کارلی؟ ‫- جناب‌عالی؟

‫واسه یه آگهی تو سایت نیازمندی‌ها باهات تماس گرفتم

‫دنبال یه سری وسایل نظامی بودم

‫- همین‌جاست ‫- ایول

‫هفتاد و پنج دلار می‌فروشی؟

‫تو آگهی زده بودم 100 دلار

‫گفتم یه تیری تو تاریکی بزنم

‫- به سلامت ‫- صبرکن، نه، نه، نه

‫بیا، بیا. طوری نیست. 100 دلاره

‫کامله. قول میدم

‫پاییز امسال آموزشی رو شروع می‌کنم

‫- تابستون باید تمرین کنم ‫- همم

‫حالا از چی افسر شدن خوشت اومده؟

‫به دفاتر جذب نیرو بری،

‫و فاز بازی‌های ویدیویی رو واسشون در بیاری؟

‫یه‌همچین چیزایی

‫میشه ساک رو بهم بدی؟

‫چی، جذب‌کننده‌ها کاری می‌کنن فکر کنی

‫قراره تبدیل به همچین افسری بشی،

‫قهرمان بزرگ جنگ، رهبر افراد داخل نبرد؟

‫نمی‌دونم. ممکنه. گمون کنم

‫بهت میگن ممکنه یکی از معدود افراد باشی،

‫یه تفاوتی ایجاد کنی،

‫که می‌تونی واسه زندگیت یه‌کاری کنی،

‫سرنوشتت رو تغییر بدی؟

‫هی، حتی ممکنه یه روزی تبدیل به یک ژنرال بشی

‫اگه زودتر به خونه نرم، مامانم کم کم نگران میشه

‫می‌دونی که این حرف‌ها همش کس‌شره

‫اونا آدم‌هایی مثل ما رو واسه خدمت‌ رفتن ‫به عنوان افسر نمی‌خوان...

‫می‌دونی، بچه‌های جنوب شهر،

‫بچه‌هایی که زیاد باهوش نیستن، یه‌جورایی کُندن

‫فقط می‌خوان سهمیه‌شون رو پُر کنن

‫ما رو با شوق کشتن به دام بندازن

‫بعدشم وقتی نتونیم از پس فیزیک‌های کوانتوم و

‫حتی خوندن بربیایم، بیرون‌مون می‌کنن

‫- من می‌تونم بخونم ‫- و بعدش با طعم خون

‫توی دهن‌مون

‫کنار جاده ولمون می‌کنن،

‫و چیکار می‌کنیم؟ ‫به‌عنوان سربازهای جنگی به خدمت میریم

‫و درحالی‌که اون‌ها همه‌ی مدال‌ها و پُست‌های

‫آسون و راحت رو توی ژاپن و آلمان می‌گیرن،

‫ماها، پسر بچه‌های بدبخت مناطق محروم

‫مثل من و تو کجائیم؟

‫توی سومالی و فلوجه

‫و بعدش وقتی بالاخره به خونه برمون می‌گردونن،

‫توی یه کیسه‌ی جنازه‌ایم

‫من نه

‫این بلا سر کارل گلگر نمیاد. ‫نه، دست شما درد نکنه

‫- من سپر بلای هیچ احدی نیستم ‫- اگه قرار نیست اون وسایل رو بهم بفروشی

‫میشه پولم رو پس بدی؟

‫توی این جعبه‌های آکسی فقط گرد و خاکه

‫مسواکی دارین که بتونم ازش استفاده کنم، فرانک؟

‫همگانیه. یکی رو بردار

‫این چه کوفتیه؟

‫چطوره یه سر به اون شیرینی‌پزی روسی بزنیم

‫چندتا از اون مافن‌های نمونه‌ای که ‫واسه صبحانه‌ست رو کش بریم؟

‫از این خبرا نیست، شریک

‫باید بریم کف خیابون‌ها، یه کاری انجام بدیم

‫چی؟ چرا؟

‫شنیدی که دبی چی گفت

‫- پول اجاره ‫- تو که واقعاً قرار نیست

‫کاری که اون گفته رو انجام بدی، آره؟

‫وحشی بازی‌های اون دخترک کاملاً به مادرش رفته

‫اگه با جیب خالی به خونه بیایم،

‫یحتمل سر سینه‌هامون رو ببره

‫بچه‌هات چی؟ پولی دارن

‫- که بتونیم ازشون کش بریم؟ ‫- تو بگو یه سنت

‫دیشب وقتی خواب بودن رفتم

‫سراغ کوله‌پشتی‌هاشون

‫منم همینطور

‫همم، متأسفانه امروز واسه من و تو

‫یه روز کاریه رفیق جان

‫کلاه‌برداری خاصی مد نظرت نیست؟

‫نظرت در مورد اینکه ‫من حواس‌پرت کنم و تو کش بری چیه؟

‫می‌تونیم ممه‌هامون رو بندازیم بیرون

‫همون روش قدیمی ناغافل جلوی کسی سبز شدن؟

‫من همیشه پایه‌ی یه قایم موشک اصیل اوکراینی هستم

‫من که پایه‌ام

‫خیلی‌خب

‫فقط اینکه این یه جرمه

‫اینکه دبی اونجوری که حقته

‫بهت احترام نمی‌ذاره

‫آره والا

‫می‌دونی، تو خیلی واسش فداکاری کردی

‫همینو بگو

‫می‌دونی، اون نمک‌نشناس...

‫- آره ‫- قدرنشناس...

‫- اوهوم ‫- غارت‌گره

‫خوب می‌شناسیش

‫خیلی بده که هیچ‌جوری

‫نمی‌تونیم کنترل رو ازش بگیریم،

‫می‌دونی، تو رو پادشاه خونه کنیم،

‫می‌دونی، قوانین اینجا رو تو وضع کنی

‫آره، ولی چطوری؟

‫مطمئن نیستم. منظورم اینه، ‫به‌گمونم خیال باطله

‫من میرم حاضر شم

‫نمی‌خوام واسه کار دیرم شه

‫اینجارو داشته باش، فرنی

More Farsi Persian subtitles for Shameless

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left