Thir13en Ghosts

Thir13en Ghosts

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

thir13en ghosts aka 13 ghosts 2001 720p bdrip x264-hj
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Thir13en Ghosts 2001 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Gepubliceerd op: 2025-11-26
Downloads: 11
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

امشب اوضاع بده؟

بد؟ این فقط یه راه برای توصیفشه.

"جنون‌آمیز" یکم مناسب‌تره.

داره نفسای منو می‌شماره.

به نظر من باید از اینجا فرار کنیم.

همین الان! -متوجه شدم.

اینجا رو تمیز کنید و مهمون‌هامون رو پیدا کنید.

فقط باید یه کم آروم شم.

خودت که روال کارو می‌دونی. باید حواست جمع باشه.

اولویت با کارهای مهم‌تره.

خب، حالا اون کجاست؟

نشونم بده کجا قایم شده.

گفتی ۹ نفر رو کشته بود! اینجا که ۴۰ تا قربانیه!

۹ تا زمانی که زنده بود. اون خودش چند تا اضافه کرده.

حالا کجاست، دنیس؟

همه تیم‌ها به آلفا. مکعب رو بیارید!

چرا اسمش "خردکننده" است؟ مگه راننده کامیونه؟

خرافات محلیه. مردم خودشون دارن با شیاطین‌شون می‌جنگن.

یا شاید به خاطر اینه که قربانی‌هاش رو تکه تکه می‌کرد.

از عجله متنفرم.

این یکی فرق داره.

پاداش می‌گیری. -با چه پولی؟

بعد از امشب، شگفت‌زده میشی. برو سر کارت.

مواظب باش، دنیس.

زیاد کنجکاو نشو.

نه! لعنتی!

چطور کاری که می‌کنی رو توجیه می‌کنی؟ این برده‌داریه.

تو خیلی سمجی، دیمون. و تو، کالینا؟

هنوز اون چراغ‌های جیوه و کتاب جادو کوچیکت رو با خودت حمل می‌کنی؟

شما دارید حیوون نمی‌گیرید. اونا انسانن!

انسان‌های مُرده.

باید بری گرین‌پیس. خون بپاشی رو پوست خز زن‌های پیر.

تو کی هستی که نقش خدا رو بازی می‌کنی؟

بازی برای بچه‌هاست. -موفق نمیشی.

نه بدون طلسم‌های درست و سیزدهمین روح.

سیزدهمین روح؟

گمشون کنید از جلوی چشمم! وقت زیادی رو هدر دادیم.

چرا گفت سیزدهمین؟

مکعب رو در موقعیت قرار بدید.

منظورش از ۱۳ روح چی بود؟

تو برای ۱۲ روح با من قرارداد بستی. خردکننده دوازدهمیه!

بعد از امشب کارم تمومه.

بله، ۱۲ تا و بعد یکی دیگه. فکر کردم تو غیب‌بینی.

اینجوری کار نمی‌کنه. -وقت بحث نداریم.

طعمه رو رها کن.

چه طعمه‌ای؟ ما قبلا هیچوقت طعمه لازم نداشتیم!

یه کامیون پر از خون؟ داری مسخره‌ام می‌کنی؟

اوه، پسر.

حالا...

...مکعب رو روشن کن.

شروع به ارسال کن.

بیا.

بیا!

وای خدای من! کمکم کن!

کمکم کن!

اوه، لعنتی!

کجاست؟ نمی‌بینمش!

بذارش زمین!

هی، سایرس. امیدوارم خوشحال باشی. به اون ۱۲ تات رسیدی.

کمکم کنید! داره می‌میره!

دووم بیار، دیمون. یکی کمک کنه! لعنت بهت، سایرس!

یکی کمکم کنه، لطفا!

کمکم کن. یه کاری بکن!

اوه، سایرس.

وای خدای من.

اوه، سایرس.

تابم بده. -یالا بابی.

یالا، کتی. تندتر!

بذار دستات رو بگیرم. -یالا. سعی کن منو بکشی.

تو بهترین برادر کوچولوی دنیایی. دوستت دارم.

یالا. -گرفتنت! گرفتمت!

نگاهشون کن. الان اون رو حسابی به دو انداخته...

...اما به زودی اون رو میندازه رو دوشش.

اونا عالین.

نه، ببین. نگاهشون کن.

اونا واقعاً اینجارو دوست دارن.

دوستت دارم، می‌دونی که؟

سوپرایز!

قلبم! قلبم!

تولدت مبارک، بابا. -تولدت مبارک!

تولدت مبارک، آرتور. -بیا اینم هدیه‌ام.

دوستت داریم. یه آرزو کن. -شمع‌ها رو فوت کن.

چی آرزو کردی؟

دوستت دارم. -منم دوستت دارم.

اون چیه؟ آژیر دود؟

آژیر آتشه. بچه‌ها رو میارم.

بابا! مامان، کمک!

بچه‌ها رو بیار. بچه‌ها رو بیار! -مامان! بابا!

مامان! بابا! کمکم کن! -بابا، یالا!

مامانت کجاست؟ -نمی‌دونم!

بابی، باید بریم بیرون. اوه، خدای من!

جین! جین!

مامان هنوز تو خونه‌ست. نمی‌تونیم اینجا ولش کنیم.

بابی، برو بیرون. همین الان برو بیرون منتظر باش.

نمی‌تونی برگردی تو، آقا.

متاسفم آقا. اون نجات پیدا نکرد.

باید برمی‌گشتم تو.

ما اینجا جمع شدیم تا یاد و کارهای زندگی جین کریتیکوس رو گرامی بداریم...

...مادری فداکار و همسری دوست‌داشتنی، که خیلی زود از زندگی گرفته شد.

جین، جای خالیت برای همیشه حس خواهد شد، اما هرگز فراموشت نمی‌کنیم.

دلم برات تنگ شده مامان. -دلم برات تنگ شده مامان.

چرا باید تنهامون می‌ذاشتی؟

من بدون تو نمی‌تونم این کارو بکنم. -نرو.

مامان، خیلی دوستت دارم.

لطفاً مراقب ما باش.

همیشه دوستت خواهم داشت.

بابا، تقریب...

تقریباً هشت و نیمه. بجنب وگرنه کلاس اولتو از دست می‌دی.

امروز در "مرگ در آمریکا": آمار سرطان کاهش یافته...

...اما خودکشی سر به فلک کشیده.

امروز یه سوژه داریم.

یه جسد پیدا شده، "دکولُپولِیتِد".

هی، هی. "دِکَپی‌تِیتِد".

یه سرگرمی سالم‌تر پیدا کن.

تنهام بذار. دارم ضبط می‌کنم!

صبح بخیر به همه. یه بوی جالبی میاد.

یه نفر بی‌سر پشت دانکین دوناتز پیدا کردن.

من دانکین دوناتز رو دوست دارم.

لعنتی! -کتی.

چرا نمی‌ذاری مگی صبحونه درست کنه؟ واسه همین استخدامش کردیم.

تا حالا غذاشو خوردی؟

فقط همون یه بار. -هی، شنیدما!

من از تو بهتر آشپزی می‌کنم. -ما باید سعی کنیم با هم کنار بیایم.

باشه.

به کتی بگو که ثبت مرگ‌ها کار سالمیه.

ثبت مرگ‌ها کار سالمیه.

اون یه کم مثل جنده‌ها شده. -به خواهرت نگو جنده.

ممنون. -من اصطلاح "هرزه" رو ترجیح می‌دم.

جنده‌ها رابطه جنسی آزاد دارن...

تکالیفتو انجام دادی؟ چون آقای پیترسون به من گفت...

لعنتی، بابی!

سه بار پام بهش گیر کرده!

ببخشید. -به یه جای بزرگتر نیاز داریم.

ما دیگه جای بزرگی نداریم.

این بهترین کاریه که فعلاً می‌تونم بکنم.

پس سعی کنیم وسایلمون رو از روی زمین برداریم.

حالا اون ضبط صوت لعنتی رو بذار کنار و آماده شو برای مدرسه.

متأسفم، بابا.

حتماً وکیله. یادم رفته بود. -چه وکیلی؟

اعتبارمون که صاف شده، نه؟ -نه، مربوط به اون نیست.

دوباره که مجبورمون نمی‌کنن نقل مکان کنیم، می‌کنن؟

اشکالی نداره. هرچی هست، باهاش کنار میایم.

آقای کریتیکوس؟ -بله. شما...؟

بن ماس هستم. حالتون چطوره؟ -بفرمایید داخل.

الان وقت مناسبیه، یا...؟ -همین حالا هم خوبه.

لطفاً، فقط یه دقیقه بهم فرصت می‌دی؟

باشه. ببخشید. من آماده‌ام.

من نماینده اموال عموی شما، سایرس کریتیکوس هستم.

ما عمو سایرس داریم؟ -داشتیم.

چند بار بچگیام دیدمش. محبوب نبود.

ثروت خانوادگی رو به باد داد.

ما ثروت خانوادگی داریم؟ -نه. سایرس به بادش داد.

بابی، تو یه عموی مرحوم داری. -اون برای چی دیر کرده؟

تولد بعدیش. -یعنی مرده؟

این جلب توجهش کرد. -ساکت شو.

سایرس اینو شش هفته پیش ضبط کرده...

...تا در صورت فوتش، براتون پخش بشه.

آرتور، خوشحالم که باهات صحبت می‌کنم.

متأسفانه، اگه اینو داری می‌بینی، یعنی من مُردم.

خوشبختانه، این باعث می‌شه که تو و خانواده‌ات تنها وارثان من باشین.

من به وکیلم، آقای ماس، دستور دادم که نکات اصلی رو تحویل بده...

...از وصیت‌نامه آخر من. بده بهشون، بن.

یه کلید؟ -کلید چی؟

کلید خونه جدیدت. -چی؟

این خونه حاصل کار تمام عمر منه.

هر کس یه حموم جدا داره!

این واقعیه؟ -این یه خونه تک و خاصه.

در واقع، این خونه‌ی منه.

خونه‌ی من.

هیچ شکایتی ندارم. من یه زندگی جالبی داشتم.

چیزای شگفت‌انگیزی دیدم.

تنها پشیمانی من اینه که هرگز برادرزاده‌ام، آرتور رو نشناختم...

...و نتونستم قدر عشق خانواده رو بدونم، مثل تو که داری.

این خونه تلاش منه برای جبران اون.

لذت ببرید.

شاید دوباره همدیگه رو ببینیم...

...تو یه زندگی دیگه.

وای! -کی می‌تونیم ببینیمش؟

هر وقت خواستید. من امروز دارم می‌رم اونجا.

اگه بخواید، همسرتون و بچه‌ها...

صبر کن. من اینجا زن خونه نیستم. -همسرم...

همسرم... -مامان ما تو آتیش سوخت و مُرد.

بابی! -چیه؟ خب حقیقت داره.

بس کن، رابرت.

آقای ماس، دقیقاً این جا کجاست؟

فقط چند ساعت رانندگی از اینجا، یه شهر به نام ویلو گِرو.

تو یه منطقه خیلی خوشگله. عموتون حریم خصوصیشو دوست داشت.

تا چندین مایل هیچ همسایه‌ای نیست.

یالا، عجله کن. -خ-ف-ه--

خفه شدن! فهمیدم. من برنده شدم. -که چی؟ فکر می‌کنی خیلی زرنگی؟

یالا بچه‌ها. تقریباً رسیدیم.

هیجان زده‌اید؟ -آره.

مامان از این قضیه ذوق‌مرگ می‌شد. -آره.

انگار اوضاع داره بهتر می‌شه، نه؟

آره.

عجیبه.

بابا، محشره!

خدای من! تا حالا چیزی شبیه به این ندیده بودم.

باحاله! خیلی "فوتورُئیک"ه.

بالاخره یکی پیدا شد. اینجا مال شماست؟

More Farsi Persian subtitles for Thir13en Ghosts

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left