Blind Date Book Club

Blind Date Book Club

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

blind date book club 2024 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Blind Date Book Club 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-02-16
Downloads: 22
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 197 regels.

فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت این حرف رو بزنم

ولی میگو از لابستر بهتره؟

قطعاً نه

داستان‌های عامه‌پسند به سلیقه مربوط می‌شه، نه معیاری برای استعداد

نزدیک شدی آلیس، ولی اینم نیست

عبارت «بیا این بحث رو بذاریم واسه بعد» بدترینه

واقعاً؟ چرا؟

می‌شه بعد از اینکه خالم اومد جوابتو بدم؟

هنوز نمی‌دونی واسه چی داره می‌آد؟

تنها چیزی که گفت این بود که خیلی وقت شده که همو ندیدیم

و اینکه باید درباره‌ی مغازه با هم حرف بزنیم

نمی‌دونم آلیس

خاله رنه سه ساله که اینجا نیومده

اگه از تغییرات خوشش نیاد چی؟

چی؟

رنگ تازه، پرداخت با اپل‌پِی، سیستم بایگانی جدید؟

یا کلوب کتابِ «قرارِ ناشناس»؟

فکر کنم منظورت کلوب «قرارِ ناشناس با یک کتاب» باشه

اون‌قدرها دهن‌پرکن نیست

ولی در هر صورت، همه‌ی این‌ها دلایلی هستن که تو داری تو کارت موفق می‌شی

منظورت اینه که دارم دووم می‌آرم

و به همین خاطر هم هست که «راینا بریم» از رادیو ملی

می‌خواد باهات مصاحبه کنه

فکر کنم همین‌طوره

این یه تبلیغ مجانی توی رادیو ملیه

تو مطالعه رو به یه کار اجتماعی و سرگرم‌کننده تبدیل کردی

و اون‌قدر رمزآلودش کردی که یه عالمه آدم جدید رو جذب کرده

هوم

پس اگه جای تو بودم، قبولش می‌کردم

واقعاً باید یه زنگ در بگیریم

آره واقعاً. بفرما تو

راینا، سلام! من مِگ تامپکینز هستم

زود اومدین

یا دقیقاً سر وقت

یا دقیقاً سر وقت

عالیه، پس بیاین شروع کنیم

فکر کنم بهتره همین‌جا بساطمون رو پهن کنیم

عالیه

خب، حدس می‌زنم خونده باشتش؟

چیزی در این باره نگفت

ولی فکر نکنم اگه نخونده بود بهم زنگ می‌زد، درسته؟

هوم؟

گفت‌وگوی خوبی بود

گراهام استرلینگ

اوه، سلام ترنس

هی! خودش اومد

هی، بیا تو

یادم نمی‌آد آخرین بار کی همو اینجا دیدیم

به جای کلوب تنیس‌ت

اوه، بازیم داره جون می‌گیره، جـی

مطمئن نیستم دیگه بتونی پا‌به‌پای من بیای

بک‌هندهای تیزی می‌زنم

من از دوران دانشگاه دارم پا‌به‌پات می‌آم

یادته اون یه بار رو که حتی گذاشتی من ببرم؟

چون مامانت بهم پول داده بود

بگذریم، بیا حرف بزنیم

خوندیش؟

خوشم اومد

آره؟

ولی خب، عاشقش نشدم

عجب

خب، شرط می‌بندم اون موقع عاشق «بیکس‌بی بزرگ» هم نبودی

ولی فروشش قطعاً پول قایقت رو جور کرد

عین حقیقته. ولی تو یه رمان عاشقانه نوشتی

یعنی، مخاطب‌های تو زن‌ها نیستن

اون یه رمان عاشقانه نیست

اون یه حماسه‌ی تاریخیه

که تصادفاً حول محور یه داستان عاشقانه می‌چرخه

یه نسخه‌ی امروزی از «بر باد رفته» است

این یکی، خب، کمتر سنتیه

من این رو یه مزیت برای فروش می‌دونم

فقط مشکل اینجاست که نمی‌دونیم کجا بذاریمش

همه چیز به «بازارپسند» بودنش بستگی داره

ببین جی، تو نویسنده‌ی فوق‌العاده‌ای هستی، همیشه بودی

هفته‌های زیادی رو

توی لیست پرفروش‌ترین‌ها گذروندی که این رو بدونی

ولی واسه این کتاب‌ها، درسته؟

کتاب‌های مهم درباره‌ی دوران بلوغ

منظورم اینه که، نباید طرفدارهات رو

با یه چیز پخته‌تر از خودت برونی

کاوش در دنیای خجالت‌آورِ اولین‌های «هاکسلی آلن»

جاییه که تو توش مهارت داری

چرا اول نبینیم میراندا چی می‌گه؟

اون خوشش اومد

آره؟

اما چاپش نمی‌کنه. دقیقاً به همون دلیل

بازارپسندی؟

می‌دونی که من همیشه برات جنگیدم، جی

ولی این

می‌دونی چیه؟ راستش ترنس، مشکلی نیست

آه، دیدی؟ می‌دونستم درک می‌کنی

آره. شاید اصلاً خودم چاپش کردم

اوه، چی؟ با... با یه اسم مستعار؟

آره

اسمم رو می‌ذارم دیلن ترنر

اون کاپیتان تیم فوتبال‌مون نبود؟

بود؟

باشه، ولی بعدش چی؟ خب؟

فکر می‌کنی بدون داشتن یه اسم شناخته‌شده، این کار به کجا می‌رسه؟

اجازه می‌دیم خواننده‌ها تصمیم بگیرن

انتشاراتی‌ها هنوز دارن تعدیل نیرو می‌کنن

ناشرها دیگه فقط یک کتاب نمی‌خوان

تا کتاب توی یه مجموعه می‌خوان ۲۰

آره، چون کارشون بر اساس ترسه

اما کل داستان دیکنز رو یادت هست، نه؟

درباره‌ی «سرود کریسمس»؟

آه بله، همون رمان کوتاه گوتیک تعطیلات

که هیچ‌کس نمی‌خواست بهش دست بزنه

تا اینکه تبدیل به یه اثر موفق شد

فکر کنم این یکی یه کم فرق داره

چطور مگه؟

می‌خوای به زبون بیارم؟

گوش کن گراهام

تو یه جایگاه عالی برای خودت دست و پا کردی

دو تا کتاب دیگه مونده تا این مجموعه رو تموم کنی

می‌دونی چند تا نویسنده حاضرن جونشون رو برای این موقعیت بدن؟

لعنتی، حتی حاضرن از پا بیفتن؟ من هر دو پام رو می‌دم

آره. می‌دونم

و ترنس، من ممنونم. ولی می‌خوام یه کار دیگه انجام بدم

می‌خوام یه کار بزرگ انجام بدم

نوجوان‌ها فکر می‌کنن تو بزرگی

هرچند، فکر کنم این روزها بهش می‌گن «خفن»

و در هر صورت، اونا تشنه‌ان

باید اون‌ها رو راضی نگه داری وگرنه ممکنه شورش کنن

فکر کنم منظورت اینه که باید جیب همه رو پر نگه داشت

فقط خواستم بهش فکر کنی

خیلی خب

توی زمین می‌بینمت

آره، می‌بینیم

با تمام قوا بیا

خداحافظ، خوش بگذره

ممنون

خیلی ممنونم

امیدوارم ناراحت نشی، فقط باید این رو روشن کنم

تا جایی که می‌دونم فقط جلوی دوربین خجالتی‌ام، پس راحت باش

اومم، باشه

«کنج کتاب میمی»

در شهر ساحلی و دنج نانتاکت در ماساچوست

این ایستگاه قهوه‌ی امروز ماست

من اینجا در کنار صاحب کتاب‌فروشی، مگ تامپکینز نشستم

سلام مگ

سلام

طبیعتاً باید درباره‌ی این اسم ازت بپرسم

میمی، اسم مستعار خودته؟

نه، میمی اسم مادرم بود

اون این مغازه رو قبل از به دنیا آمدن من باز کرد

پس این یه کسب‌وکار خانوادگیه؟

بله هست

لازم نیست بیای جلو

اوه، ببخشید

از اول می‌دونستی که یه روز اینجا رو اداره می‌کنی؟

نه، من کارم رو توی املاک در بوستون شروع کردم و واقعاً عاشقش بودم

ولی زندگی اتفاق می‌افته و شرایط عوض می‌شه

پس حالا توی فصل جدیدی از زندگیم هستم

یه فصل خیلی رنگارنگ

اومم

خب بیا درباره‌ی کلوب کتاب حرف بزنیم

یا بهتر از اون

درباره‌ی تمام اتفاقات سرگرم‌کننده‌ای که باعث شده این کلوب کتاب

به یه تبِ دوست‌یابی تبدیل بشه

نه، نه. این یه تبِ دوست‌یابی نیست، موضوع درباره‌ی کتاب‌هاست

حداقل، این چیزیه که من روش تمرکز دارم

اومم. باشه

بازارپسندی؟ این حتی یه کلمه هم نیست

و حتی اگه بود، نمی‌تونی جلوی خونده شدن

یه رمان عالی رو بگیری

چرا پیتزات چسبیده به موهات؟

لیزی، هنوز صدام رو داری؟

بیا پیژامه‌ت رو بپوش

الو با شمام خواهر... آهای خواهر

الان موقع بدیه؟ به نظر می‌رسه موقع بدیه

نه، فقط وقت شام خوردنه

ببخشید، می‌خوای بعداً زنگ بزنم؟

نه، توی کنتیکت همیشه اوضاع همین‌طوری قاطی‌پاتیه

ببین، می‌فهمم که ناامیدی جی، ولی تو نویسنده‌ی بزرگی هستی

تو یه نویسنده‌ی پرفروشی

این از من یه نویسنده‌ی واقعی نمی‌سازه

فقط می‌خوام چیزی بنویسم که ارزشمند باشه

خب، اونا برای من ارزشمندن

من تا الان تک‌تک‌شون رو خوندم

واسه همه ارزشمنده

نه فقط واسه خانواده‌ی عزیز و البته متعصب من

چیزی که مردم بهش بگن

یه اثر ادبی بزرگ، می‌دونی؟

مثل «بر باد رفته» یا «غرور و تعصب»

مطمئنم همه‌ی اون‌ها قبلاً نوشته شدن، گراهام

آره، نوشته شدن. و مهم هستن

فقط حس می‌کنم باید چیزی فراتر از

یه منبع درآمد مخصوص نوجوان‌ها بنویسم

پس فقط باید منتشرش کنی

همون‌طور که گفتی، اونا نمی‌تونن جلوی خونده شدنِ

یه رمان بزرگ آمریکایی رو بگیرن، حتی اگه مجبور باشی خودت چاپش کنی

مطمئن نیستم دقیقاً همین‌طوری گفته باشمش، ولی

تو از پسش برمی‌آی جی. همیشه برمی‌اومدی

همچنین، لیزی. همچنین

خیلی خب، کلی عشق برای تو و خانواده

خداحافظ

Blind Date Book Club subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Blind Date Book Club

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left