De eerste 200 regels.
توی هر سنگی به این بزرگی، یه نقص و ایرادی پیدا میشه
نقص؟ یه نقص خیلی جزئی، عالیجناب
اگه به عمق سنگ نگاه کنید
متوجه یک تغییر رنگ خیلی ناچیز میشید
شبیه یه حیوونه
یه حیوون؟ یه پلنگ در حال جهش
بله. یه پلنگ صورتی
بیا اینجا دالا
هدیهای برای پدرت از طرف مردم سپاسگزارش
یه روزی مال تو میشه
شگفتانگیزترین الماس کل دنیا
بیا نزدیکتر
خب، خیلی ممنون بچهها
یادتون نره لباسها رو برگردونید
چطوری میخوای؟ مات یا براق؟
همین الان میخوامش پییر، ممکنه؟ عجله دارم
نمیشه یه نابغه رو هول کرد
من عجلهاش رو راه میندازم
لباسها یادت نره
داری چیکار میکنی؟
بقیه کجا هستن؟
هی تو! بیا بیرون! کی اونجاست؟
بیا بیرون وگرنه در رو میشکنیم
یه لحظه صبر کنید
کمکی از دستم برمیآد؟ کجاست؟
کی کجاست؟ خودت میدونی کی
جورج لیتون
اون ۴۰ هزار تا به من بدهکاره و هیچکس سرِ "جو بزرگ" کلاه نمیذاره
ببین جو بزرگ، من شرخر نیستم
من عکاسم. فقط ازش عکس گرفتم
چه جور عکسی؟ عکس فارغالتحصیلی
چیچیاش؟ فارغالتحصیلی
بگیریدش
ارزششون نیم میلیونه. به ۳۰۰ هزار تا هم راضی میشیم
هر کاری بتونم میکنم، ولی این جنسها بدجوری داغن
تو اینجا بمون. با من بیا
بیا دیگه
ببخشید مادام. حتماً
رفته پایین. بدو
باید اون زن رو پیدا کنیم
چی شد؟ چی گفتی؟
مشخصات زیادی ازش نداریم
حدوداً ۱۷۰ سانت، موهای مشکی، با یه پالتوی کرم روشن
احمقها گذاشتن اون مالخر فرار کنه. ممکنه حرف میزد
گیرش میاندازیم. مجبوریم
باید اون زن رو پیدا کنیم
اون اولین سرنخ واقعی ما از "فانتوم"ـه
بله؟ جناب بازرس، همسرتون اومدن ببیننتون
بگو بیاد تو لطفا. خیلی خب آنری، دیگه مرخصی
سلام عزیزم. فرشته من
امبر، چطوری؟
سلام دوشس. خیلی خوشحالم که تونستید بیاید
خوش بگذره بچهها. سلام، حالتون چطوره؟
سلام عزیزم
مونیکا رو میشناسی؟
البته. توی فیلم آخرت واقعاً معرکه بودی
چی میگه؟ میگه سلام
و دوست داره که با پسرعموش آشنا بشی
پسرعموی سومش. اوه، خب فکر کنم
اینجوری قضیه فرق میکنه
اون کیه؟ پرنسس دالا
اوه. اوه! ببخشید
بله؟
دوشیزه آنجلا دانینگ
بله؟ والاحضرت؟
بله
اوه، خب، من باز اومدم، والاحضرت
داشتم مهمونی میدادم که دیدم دارید با ماشین رد میشید
میدونم که بهتون خوش میگذره. بله، حتماً خوشتون میآد
والاحضرت
سلام به شما
نمیتونید تصور کنید چه افتخاری نصیبم شده
همه دارن میمیرن که شما رو ببینن
صبح بخیر والاحضرت. صبح بخیر
اسکیباز فوقالعادهای هستید. ممنون
کمک
کمک! کمک
یکی داره سورتمهام رو میبره
امبر! امبر؟
سگم
بذاریدش به عهده من، خانم
چی شده؟ خب، نمیدونم
یهو یه مرد با تفنگ پیدا شد
و سورتمه و امبر رو با خودش برد
ما فقط چند روز اینجا هستیم، مادام
فرصت خیلی خوبی برای یه تعطیلات عالیه
صبر کن، صبر کن
ببخشید. پام گیر کرده
بابت این دردسر عذر میخوام
میدونی اون کی بود؟ نه
اون سر چارلز بود. سر چارلز؟
سر چارلز لیتون
واقعاً؟ بله
هوم؟ اوه، آره، من
من بازرس کلوزو هستم. ایشون هم مادام کلوزو
خیلی خب. ممنون
اوه، معذرت میخوام عزیزم
اشکالی نداره عزیزم. با اجازه
میدونی که واقعاً شگفتانگیزی؟
قبلاً هم گفتی
آخه چطور با حقوق یه بازرس پلیس از پسش برمیآی؟ سوالم اینه
کدوم زنی میتونه از خرجی خونه اونقدری پسانداز کنه
که بتونه یه پالتوی پوست مینک به این زیبایی بخره؟
خب، کار راحتی نیست
تو یه تناقض همیشگی و خواستنی هستی
اوه، من فقط یه زنِ عاشقم عزیزم
عزیزم
اوه
ببخشید عزیزم. من رو ببخش
نه، کاملاً روبراهه
اوه، بهت صدمه زدم؟ حالت خوبه؟
آره، خوبم. تو... تو مطمئنی؟ چطوری؟
آره، هستم. عزیزم، واقعاً معذرتم میخوام
عزیزم، من با مدیر هتل یه خرده کار دارم که باید تمومش کنم
بله؟
بعدش هم فوراً پیشت برمیگردم
خداحافظ عزیزم
خیالی نیست
سلام
چطور پیش رفت؟ عالی
بیا تو
والاحضرت، پرنسس دالا نگران جراحت شما هستن
اوه، خب، لطفاً از پرنسس تشکر کنید
و بهشون بگید جای نگرانی نیست
واقعاً اونقدرا جدی نیست
در این صورت، والاحضرت به من دستور دادن
که شما رو برای شام امشب ساعت ۸ به اقامتگاهشون دعوت کنم
اوه، از پرنسس تشکر کنید. با کمال میل میام
جناب بازرس. روز بخیر. روز بخیر
شنیدم که با آقای تاکر از موسسه بیمه لویدز لندن آشنا هستید
بازم سلام. سلام رفیق قدیمی
شرکت شما پلنگ صورتی رو بیمه کرده
بله، به مبلغ نیم میلیون
پوند؟ استرلینگ
فانتوم نمیتونه از جایزهای مثل پلنگ صورتی بگذره
قطعاً برای بردنش تلاش میکنه
اما وقتی این کار رو بکنه، من منتظرش خواهم بود. با اجازه
آقایان، اگه نظریه شما رو درست متوجه شده باشم
فانتوم یکی از مهمونهای دوشیزه دانینگـه
بله، فرضیه همینه. ازتون میخوام که
لیست اسم مهمونها و شماره اتاقهاشون رو به من بدید
البته
حدس میزنم جواهر پیشِ خودِ پرنسس دالا باشه
اون فقط به من گفت که جاش امنه
فکر کنم اگه اینجا نباشه، توی ویلاش توی رُم باشه
آدمهای من دارن اون ویلا رو زیر نظر میگیرن
با این همه دوراندیشی و برنامهریزی، فانتوم چطوری میتونه موفق بشه؟
با همین دوراندیشی و برنامهریزیها بوده که ۲۰ سال موفق شده
دستکم گرفتنش اشتباه بزرگیه، همونطور که جناب بازرس میتونن بهتون بگن
موذیترین، زرنگترین و باهوشترین مجرم کل دنیاست
و شما هرگز ندیدینش؟ خب، یه بار دیدمش
پنج سال پیش، یه لحظه کوتاه چشمم بهش افتاد
ببخشید
موقع فرار کردنش، یه لحظه دیدمش
میدونید، به طرز عجیبی یه جورایی این مرد رو تحسین میکنم
اون... چطور بگم... یه استعداد خاص توی کارهای نمایشی داره
در واقع موقع رفتن برام دست تکون داد. خیرهکنندهست
اما این بار آقایان، این من هستم که براش دست تکون میدم
وقتی داره میره زندان
عصر بخیر
راحت باشید. والاحضرت تا چند لحظه دیگه میان
نوشیدنی میل دارید؟ اوه، یه برندی میخورم، ممنون
اوه، والاحضرت
عصر بخیر، سر چارلز
از پلیس خبری درباره سگ کوچولوی عزیزتون نشد؟
فکر میکنن یه نامه برای باجخواهی دریافت میکنم
بابت تلاشی که کردید واقعاً ازتون ممنونم
خانم، کاری نکردم
ممنونم
بفرمایید بنشینید. شما میل ندارید؟
من نمینوشم. هیچوقت؟
من با واقعیت کاملاً راحتم. نیازی به فرار ازش ندارم
من هم مثل بقیه از واقعیت لذت میبرم
فقط قضیه اینه که در مورد من، خوشبختانه
واقعیت، گهگاهی شامل یه گیلاس نوشیدنی مشتی هم میشه
از طرف دیگه، من سیگار نمیکشم. حق با شماست. عادت زشتیه
به سلامتیِ همین عادتهای زشتِ کوچیک که خیلی برامون عزیزن
لِخایِم
ببخشید، چی فرمودید؟
بذارید بگیم در این مورد، معنیش اینه که
به سلامتی شما و ممنون بابت دعوت به شام
همیشه فرصت نمیکنم با یه پرنسس زیبا تنها شام بخورم
متاسفم که ناامیدتون میکنم سر چارلز، اما فکر کنم امشب اون شب نیست
ولی من اینطور متوجه شدم که... اوه، شام میخوریم، ولی نه تنها
بالاخره رسیدیم! سلام
تا خرخره توی قندیلهای یخ بودیم
اوه، والاحضرت
فکر میکنم خیلی لطف کردید که امشب من رو اینجا دعوت کردید
با این کارتون سفر کورتینا رو برام زنده کردید. سلام، عشقم
اوه سلام، پسر جان
آه، آه، آه
حالا تکون نخور عزیزم
والاحضرت، ایشون بینظیر نیستن؟
چه فداکاری باشکوهی
عصر بخیر قربان
عزیزم، ممکنه یه سیگار بهم بدی؟
بله، البته عزیزم
بفرما عشقم. ممنون
بله قربان؟ اسکاچ با یخ
اوه! ممنونم. خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.