De eerste 200 regels.
خب همگی، دِیو هر لحظه ممکنه برسه
کسی از شما بچهمچهها یه پیک نمیخواد که یخش وا شه؟
اول من
پشمام، میلک، مهمونی غافلگیرانه؟
واسه اون عمو جویِ اوزگل؟
این دیگه ثابت میکنه چقدر سوسول و سفیدی
بوفهشم که ریده
متاسفم که اینو میگم، ولی دستپخت مامانت افتضاحه
ولی خوبه که حداقل سس تند همیشه دم دستتون هست
پسر، شما چرا همیشه به من گیر میدین؟
چون همیشه مارو مجبور میکنی بریم جاهای تخمی
که اصلاً نمیخوایم بریم. تازه، سفیدپوستی
نه نیستم! باشه میلک
اگه سیاهپوستی، ثابتش کن
این سس تند رو یه ضرب برو بالا
مثل آب خوردنه، غمت نباشه
باید از این فیلم بگیرم
واسه مستندِ «افتخاراتت»
همگی، اومد! اومد
همگی: سورپرایز
میلتون
سس تند رفت تو چشمم
میسوزه! میکشمت میلتون
دهنتو سرویس کردم عوضی
* لجندز (افسانهها)
چی؟
آروم باش دِیو، تولدتهها
دقیقاً! تو باید همونی باشی
که سسی میشه، نه من
اتفاقی بود
اتفاقی؟ ارواح عمت
مشکل اینجاست که بهم احترام نمیذاره
هنوز بهم میگه عمو جوی
اسم من دِیوه
خفه شو دیگه عمو جوی
میبینی چی میگم؟
دیگه نمیتونم تحمل کنم
میدونی چیه؟ حق با توئه
تلاشمو کردم، ولی شما دوتا با هم نمیسازین
شاید بهتره تمومش کنیم
طلاق؟
آخ جون! بالاخره
میتونم درستش کنم عسلم
یه سفر کمپینگ با رفقا دارم که نزدیکه
میلتون رو هم با خودم میبرم
تا با هم یکم وقت بگذرونیم و رابطهمون پدر و پسری شه
باشه دِیو. عالیه
و اگه جواب نداد
خداحافظ شما
هنوزم آخر هفته میریم هوچِلا؟
آره، «جمالی»های مخصوصم آمادهست
بالاخره فوتوفن پختنش دستم اومد
نمیتونم بیام رفقا. اه
مامانم مجبوره کرده برم کمپینگ با عمو جوی
اون فلانفلانشدهی اوزگل
کمپینگ؟ خب به اون یارو بگو به جاش با ما میای
نمیشه. مامانم گفته ازش طلاق میگیره
اگه مشکلاتمونو با هم حل نکنیم
پس میدونی قراره چیکار کنم
میخوام... همهچیو... به گه بکشم
عجب! خب خوش بگذره بهت
ما که عمراً بیخیالِ این تاجگلها
و دخترایِ با کمبودِ محبت بشیم. تلاشت خوب بود رفیق
اگه من پول ندم، شما چطوری میخواین برین هوچِلا؟
لعنتی، راست میگی ها
طبیعت از هر چیزی که فکرشو کنی کسلکنندهتره
واسه همینه که امثال ما فقط وقتی
واسه کتونی جردنِ جدید صف میکشن، بیرون میخوابن
خب پسرا، آخر هفتهی خوبی میشه
مارشمالو کباب میکنیم
دور آتیش داستان تعریف میکنیم
یکم هم کاسپلی میکنیم
خفه شو بابا عمو جوی
من اهل این بازیهای کثیفِ بیلکازبیطوری نیستم داداش
من حواسم به پشتم هست
کاسپلی دیگه چه صیغهایه؟
وات د فاز؟
کاسپلی یعنی این. لباس بپوشین رفقا
دکتر، فشارش داره سریعتر از
ریتینگ سریالمون میافته. خب، فشار من که داره میره بالا
و اگه این یارو بمیره، تو رو میکشم اوزگل
اینا فقط فورانِ چشمهی خلاقیت منه
داره میجوشه کوکی. بیشتر از اینا
دیابت و کمخونی و ترامپ لازمه تا جلوی
لوشس لاین پیر و آهنگاشو بگیره
ایول، این سریال «امپایر» عجب چیزیه، دقیقاً حال و روز ماست
برنامههای عادی رو قطع میکنیم
تا این اراجیف رو از شهرداری براتون پخش کنیم
من امروز اینجام تا در مورد جدیدترین تیراندازیِ
پلیس چمبرلین هایتس به یه سیاهپوست که ادعا شده غیرمسلح بوده حرف بزنم
دستها بالا
داره مقاومت میکنه
طبق گزارش مامورای بازداشتکننده
هوا تاریک بوده و به نظر میرسیده که یارو
میخواسته با شونهاش به یه شیء براق دست بزنه
مامورا با حقوق کامل
به مرخصی اجباری رفتن
لعنتی، این که بیشتر شبیه تعطیلات با حقوقه
ایول به این میگن زندگی. فکر کن تو هر شغلی
اگه به یه بدبختی شلیک میکردی، بهت پول میدادن که بشینی تو خونه
پسر، اونجوری دوباره برمیگشتم به مربیگری مهدکودک
هی، یه فکرایی به سرم زد
شاید منم پلیس بشم
مامورِ دولت؟ تو؟ آره
کل کاری که باید بکنم اینه که به یه سیاهپوست شلیک کنم
و بعدش واسه خودم یه مرخصیِ مشتی با حقوق ردیف کنم
هی، یادت باشه با پلیسا بگردی
آخرش خودت کباب میشی
من که هر روز کلهسحر "بیدار و دود" میکنم
عجب اوضاع تخمیایه
آخه کدوم خری مهمونیِ بالماسکه بدونِ دختر راه میندازه؟
میتونیم به چندتا دافِ ردیف زنگ بزنیم و خودمون
همینجا هوچِلا راه بندازیم. من میتونم به مدینه زنگ بزنم
گفتم دافِ ردیف، نه قهرمانِ المپیک
پشمام، دِیو
میبینم که یکم آب و رنگ دادی به مراسم
بیخیال بچهها، اینا دوستای میلتونن
فقط دارم سعی میکنم عسلم رو راضی نگه دارم
زن که راضی باشه، زندگی هم رو به راهه
خب، حتماً یه جلوهی واقعی به کار میدن
تازه پولی هم که بهشون نمیدیم؟
کاملاً متناسب با اون دوره تاریخی
کلاه از سر برمیدارم استاد. گرفتی چی شد؟
خبر خوب، امتحان رو قبول شدی
خبر بد، تست اعتیادت مثبت شد
عه، جدی؟
خب پس برمیگردم سرِ همون بیکاری و علافیِ خودم
یه لحظه صبر کن. از خوششانسیِ تو
ما شدیداً دنبال تنوع نژادی هستیم
و میخوایم یکم به نیروها آب و رنگ بدیم
تا جامعه احساس امنیت بیشتری کنه
دمت گرم، حرف حساب زدی
خب بهم بگو پسرم، چرا میخوای
یکی از بهترینهای چمبرلین هایتس باشی؟
میخوام به یه سیاهپوست شلیک کنم. بزن قدش! استخدامی
این تفنگت، اینم نشانت
اینم سبیلت
حالا برو و دوباره آمریکا رو به دوران اوجش برگردون
میگیرمت بچه
این وضعیت مثل رپهایِ مثلاً اجتماعی چرته
آره، اگه پول میخوای بهتره چرتوپرت بگی و زر بزنی
ولی با بوفهش حال کردم
این گوشتِ خوکش عالی و بهشتیه
مثل هیکل اَمبر رُز. جفتشون: عجب بیتی
هی، اینو نگاه
تا حالا اسم بازی «فراری» رو نشنیده بودم
ولی دارم یه عالمه غرامت میگیرم
لعنت بهت گِرووِر، باز که بردی
قدیما تو رو به بالاترین قیمت میفروختن
خب، سوار شین
بازسازیِ نبرد فانکستون داره شروع میشه
واو، وات د فاک؟
چرا اون پارچه نژادپرستانه رو بردی بالا عمو جوی؟
فکر کردم این آشغالبازیها رو ممنوع کردن
مسخره نشو. این نژادپرستی نیست
تو طول جنگ داخلی، این نماد مبارزهی جنوب
برای آزادی از ظلم شمالیها بود
این پرچم نمادِ افتخاره، نه تعصب
منظورت افتخار به بردهداریه؟
جدی؟ واسه همین جنگ داخلی راه انداختن؟
خب شماها فکر میکردین واسه چی بوده؟
همون دلیلی که همه جنگها دارن
یکی تو توییتر داشت گه زیادی میخورد
ببین، اصلاً مهم نیست
چون این پرچمیه که داشتن
و همهچیز باید ۱۰۰ درصد واقعی به نظر برسه
یالا، بیاین سوار ماشینِ «ژنرال لی تروینو» بشیم
نمیدانم شماها چی فکر میکنین، ولی من نمیخوام
همینجا بایستم و بذارم عمو جوی بساط نژادپرستیشو پهن کنه
باید به این نژادپرستهای عوضی یه درسی بدیم
میخواین چیکار کنین؟ بیاین همهچیو به گه بکشیم
تا بتونم این عمو جویِ عوضی رو از زندگیم بندازم بیرون
و یه بابای واقعی مثل بِردمن داشته باشم
جفتشون
میلتون! بگیر اون کاکاسیاهها رو
مرسی که توجه کردی. دمت گرم
بیاین بچهها، برگردین اینجا. یا خدا
ای ریدم، پلیس اومد
عصر بخیر جناب سروان
مایلین یه شکلات از من بخرین؟
همه میدونن تنها جنسی که
اینجا آب میکنی قرصِ اکسه
حالا پاهاتو باز کن. بیخیال جناب سروان
میگم، شاید بتونیم یه جوری با هم کنار بیایم
هوم. پسر خوبی باش و برام بمالش؟
این الان انگلیسی بود؟ منظورش اینه که
برام ساک بزن عوضی، لعنت بهت
ترل؟
دارم سر به سرت میذارم داداش کوچیکه
اونجوری که میشه زنا با محارم و همجنسبازی
هی! چرا داداشت مثل پلیسا لباس پوشیده؟
پسر، من ادای کسی رو درنمیارم گدایِ بدبخت
من پلیسم
مونترال، نمیتونی همینطوری ساعت ۳ بعدازظهر از خواب بیدار شی
و تصمیم بگیری پلیس بشی
واسه همین ساعت ۲ و ربع بیدار شدم
حالا پول توجیبیمو بده
تا برم دونات بخرم مرتیکه، زود باش
چه خبرا همکارایِ گلم؟
امروز روزِ آموزشه، افسر کامینگز
No comments yet. Be the first to leave one.