De eerste 200 regels.
تقديم به پارسي زبانان جهان
The Rum Diary :. خاطرات يه الکلي.:
زيرنويس از امير طهماسبي
amir_t6262@yahoo. com
پورتريکو" به "کاربيد يونيون*" خوش آمد ميگويد"
کيه؟- مستخدم -
چيه؟
نميدونم قربان من که سفارش ندادم
يه کم آب ميخواين با اون بخورين؟- نه،نه. نميخوام -
شب بدي داشتين؟
!نه عالي بود... برو بيرون
ميخواستم به اطلاع يکي از کارکنان هتل برسونم
نتونستم بازش کنم
يه کليد کوچيک توي جاکليدي هست قربان
درسته
دنبال يه کم تنقلات بودم
ميخوام از الکل دوري کنم
وقتي که بتونم
من اسپانيولي صحبت نميکنم
سن جوان - پورتريکو سال 1960
نه،نه،نه. گوش نميدي. من گفتم دزدي نه يانکي
...گفتم که امسال
دنبال آقاي "لاترمن" ميگردم
آخر راهرو
...نه،نه. دزد
!الان نه
داره درباره بحران پيش اومده حرف ميزنه
تو "کمپ" هستي؟- آره -
ديروز منتظرت بود
...آب و هوا خوب نبود - آره،شنيدم -
برف شديدي توي نيويورک باريده
هنوز داره با تلفن حرف ميزنه. قهوه ميخوري؟- نه ممنون -
قضيه اون همه شلوغي جلوي در چيه
تو از در جلويي اومدي؟ ما از اون در استفاده نميکنيم
نه وقتي که بوميها تظاهرات ميکنن
اونها چي ميخوان؟
نميدونم
يه سري فکر مسخره درباره حقوق
اونها چند ماهه که راهپيمايي ميکنن
راستي،اسم من "سالا" ست
باب سالا"،عکاس"
از ديدنت خوشوقتم باب
تلفنش تموم شد
چطوره دوباره يه در متملقانه بزني؟
آره
هي،حرفي در مورد کلاه گيسش نزن
بله،بيا تو
،اگه همون کسي هستي که فکر ميکنم بهتره بشيني
اينجا خيلي روشنه
ميتونم عينکم رو بردارم ولي مشکل پزشکي دارم
منظورت چيه؟يعني کوري؟
چشمام ورم کرده،قربان
چشمهاي قرمز
شما در وقت خيلي خيلي سختي به اينجا اومدين
يکي از اون روزهاي لعنتي
پس اگه عيب نداره دست از تعارف برداريم و به کارمون برسيم؟
من هم همين روش رو دوست دارم
آره،رزومه تون
رزومه تاثيرگذاريه
خودت رو به موقعيت خوبي رسوندي
از اينکه به اسپانيايي وارد هستين خيلي خوشحالم
اين رزومه... اين رزومه يه مشت مزخرفاته
واقعا؟
اين فکس دو روز دير رسيده تاريخش گذشته. انگار به دستمون نرسيده
اين "موبرگ" چشه اون فقط به درد جرز لاي ديوار ميخوره
...آقاي کمپ،مشکل اين روزنامه اينه که
من بين افرادي هستم که از خواندن اين روزنامه خوششون نمياد
توي چرخه ناخوشايندي افتاديم و فقط کافيه که اطراف نگاه کنم و بفهمم چرا
کمتعهدي و زيادهروي زياد
چيزي که ميخوام يه کم اشتياق و انرژيه
از يه تازه وارد
...سوالي که از خودم ميپرسم اينه که
چقدر الکل توي خون شماست؟
خون من؟
فکر نميکنم از حد نرمالش بيشتر باشه
من دارم الکل رو ترک ميکنم
پورتوريکو بهترين جاي دنيا براي اين کاره
اينقدر نگران نباش،کمپ
اگه استخدامت نکرده بودم،پول هتلت رو نميدادم
اما خيال نکن که ديگه فرصتي ندارم
ديگه جايي براي يه دايمالخمر ديگه ندارم
از چشمهاي پشت عينک آفتابيت ميفهمم
که تو خيلي مستعد چنين آدمي بودن،هستي
"اين يه وضعيت پزشکيه اقاي "لاترمن ميدونم که بنظر چيز ديگهاي مياد
!بنظر من که خماريه
بيا اينجا
اين تعهديه که دوست دارم يه نفر داشته باشه
عزم و اراده که با انسانيت توازن پيدا کرده
لباست رو توي کدوم آفتاب خشک ميکني؟- !ببخشيد؟-
سياست
يه جورايي ميانهرو هستم
اينجا جامعه دوشخصيتيهاست
اونها دو تا زبان،دو تا پرچم دو تا حکومت،دو تا سرود ملي دارن
ما چيزهايي براشون آورديم که قبلا نداشتن که يا از اونها بدشون مياد يا بيشتر ميخوان
اينجا يه قسمت ناخواسته آمريکاست مثل انگلستان با ميوههاي گرمسيري
باب"،اين مرديه که ميخوام ملاقات کني"
اسمش " پاول کمپ" ـه و از نيويورک اومده
آره،آره. قبلا همديگه رو ديديم
اون آقاي "کلايو داناون" بخش اخبار ورزشي
و آقاي " هوپرت" حسابدارمون هستن
هي يه لطفي بهم کن و اطراف رو نشونش بده ... و کارهايي که بايد و نبايد بکنه
و اون رو به بقيه معرفي کن
"ميبرمش پيش "ال
معلومه که ميبري. اون رو به کتابخونه ببر
يه چند نسخه از روزنامه رو نشونش بده ميخوام وضعيت روزنامه دستش بياد
ميدوني آرشيو چند سال روزنامه رو ورق بزن يه کم يادداشت بردار
و توجه ويژهاي به "باشگاههاي بولينگ" داشته باش
بولينگ و باشگاههاي بولينگ خيلي مهمن
مثل قارچ از زمين سبز ميشن هر هفته هم يه باشگاه جديد افتتاح ميشه
قبلا به پورتوريکو اومده بودي؟- نه -
عاشقش ميشي اينجا ميتوني کار کني،کمپ
اين يه فرصته. اگه درست استفاده کني موفق ميشي
چيزي از طالعبيني سر در مياري؟- نه -
وقتي که در ستونش مطلب بنويسي ياد ميگيري
هر روز مطلب طالعبيني مينويسي و مطلب ويژه طالعبيني در يکشنبهها
يه چيزي مثل طالع بينيهاي "بتي گريبل" و " نيل سداکا"
خب،هر چيزي که بخواي اينجا هست
درست همينجا
"بهش ميگن " پيشگوييهاي مادام لازونگا
چه اتفاقي براي "مادام لازونگا" افتاده؟
اون (مَرد) رفت پي کارش - منظورت چيه؟اخراج شد؟-
اونقدر بهش تجاوز کردند که مرد
اونقدر بهش تجاوز کردند که مرد؟
جاهاي خيلي کمي در اين جزيره هستند که به اونجاها نميرم
اما توالتهايي که دريانوردها ميرن "در قسمت غربي "کاندادو پير
يکي از اونجاهاست
اونقدر بهش تجاوز کردند که مرد؟
اون روي تختش توي خوابگاه مرد
تو که هنرمند نيستي،هستي کمپ؟- نه -
شايد بخواي در مورد اون نوع سيگاري که ميکشي تجديد نظر کني
اونها هيچ فايدهاي برات ندارن
بسيار خب - ميبينمت -
به کارهات يه نگاهي انداختم
بريده روزنامههايي که براي لاترمن فرستادي
آه - خوب مينويسي -
بعدا صحبت ميکنيم
شش ماه پيش يه ماشين بستهبندي جديد آوردن
تقريبا همه کارها ماشيني شده
قبلا 50 نفر اينجا کار ميکردن الان 5 نفر
دليل اون مردم خوشحال بيرون هم همينه
يادبود روز اول
...اينجا پر زنان زيبا با افکار پليده
يه همبرگر ميخواي؟- نه - همبرگر؟-
يه امتحاني بکن ... دو تا بيار
خب مصاحبه کاري چطور بود؟- يه جورايي مشکل -
قصد بياحترامي ندارم پاول ولي اون متقاضي زيادي نداشته
ميدوني چند نفر براي اين کار درخواست دادن؟
.فقط يه نفر. تو
راست ميگي؟فکر کردم ترکوندم
اون دست گذاشته بود روي نقطه ضعفم - که چيه؟-
دو تا و نصفي داستان چاپ نشده ... و يه مقاله درباره برابري
آه،تو يه نويسندهاي؟
يه جورايي اگه بشه گفت
حتي نتونستم کسي رو پيدا کنم که بخوندش
بهمين خاطر فکر کردم بخاطر پول بنويسم يکي دو سال تا چي بشه
"در روزنامه "ال استار
دوست ندارم اين حرف رو بزنم ولي اين روزنامه داره ورشکست ميشه
و تا اونجايي که من نگرانشم اون زمان دير نيست
اين اتفاق نميفته
ميخواي شرط ببنديم؟من 13 به 2 شرط ميبندم که تا ماه ژوئن هم دووم نمياره
اونها کله پا ميشن
پس چرا ماشينهاي جديد خريدن؟
حرف من هم همينه و اون جوابي نداره که بده
از بحث کردن در اين مورد خسته شدم يالا... بياين يه چيزي بخوريم
بايد برم يکي هم هيکل اسب رو ببينم
از ملاقات باهات خوشوقت شدم،پاول
يه شب ديگه براي "سن جوان" پير
مدت زيادي اينجا هستي؟- خيلي زياد -
اينجا مثل کسيه که ترتيبش رو دادي ولي هنوز زيرت خوابيده
پس چرا نميري؟ زندگي پر از راه خروجه...
چون منتظرم خراب بشه تا بتونم حق بازنشستگي بگيرم
با سه هزار تا پولي که ميگيرم به مکزيک ميرم
سمت... چپ... رو... نگاه... نکن يکي ميخواد خودشو معرفي کنه که تو خوشت نمياد
اون کيه؟
يه نمونه عيني از وضعيتي که ... روزنامه داره
اسم "موبورگه" مسئول بخش جنايت و کارهاي مذهبي
لاترمن" نميتونه اخراجش کنه چون" هيچوقت نميبيندش
اون به ندرت توي روز ديده ميشه
انگار از نوشيدني خوشش مياد
تک تک سلولهاي مغزش رو عرق نيشکر نابود کرده
دارم بهت ميگم،اين تشکيلات نفرين شدن
ممکنه سه چهار نفر حرفهاي توي ساختمون باشن
که کل کار رو ميچرخونن
...يه لحظه
هال ساندرسون" کيه؟" توي کتابخونه؟اون کيه؟
اون قبلا براي روزنامه کار ميکرد حالا اون چيزيه که ميگه،يه مشاور املاکه
خيابون به خيابون اينجا رو داره به امريکاييها ميفروشه
اون با يه عوضي چاپلوس به اسم سگورا" در ارتباطه"
ديدمش ولي هنوز با هم صحبت نکرديم - به درک -
اون يارو "سگورا" توي خريد و فروش غيرقانوني املاکه
مطمئنم که "ساندرسون" هم همينطوره
اما "ساندرسون" ارزش ملاقات داره اون رابطههاي خوبي داره
براي يه نويسنده غيروابسته به درد ميخوره
امشب اينجا من رو بيش از اندازه دلگير کرده
تو در پلاژ "زانادو" هستي،نه؟
بيا،ميرسونمت
داشتم فکر ميکردم اگه جايي براي موندن ميخواي من يه اتاق براي کرايه دارم
بهترين جاي شهر نيست ولي يخچال و تلويزيون داره
ماهي 60 تا
بنظر خوب مياد. بهش فکر ميکنم - بهرحال امتحانش ضرر نداره -
No comments yet. Be the first to leave one.