De eerste 200 regels.
آنچه گذشت در «خونِ بد»
میخوان بریم سراغ فنتانیل. عین هروئینه
کجا میخوای تولیدش کنی؟ - همینجا که وایسادی
اون دوقلوها برادرزادهم رو دزدیدن
من رجی رو زنده میخوام
با ۵ میلیون دلار از موادهایی که دزدیدی
کلاً ۳۰ ثانیه وقت دارم. باید کمکم کنی
پسرم رو دزدیدن. چی؟
من برای این کار نیومده بودم
اگه یکی میاومد و
برادرهات، بابی، تویکس و وس رو میدزدید چیکار میکردی؟
میبینی داره چیکار میکنه باهامون؟ خانواده این کار رو نمیکنه
وقتی بگی رجی کجاست، میذارمش کنار. هر کاری فکر میکنی درسته انجام بده
چرا نمیریم کلیسا؟
چون اون دوتا روانیِ ایتالیایی آدم فرستادن اونجا، نتز
فکر کردی این یادم میره؟
باید یادت بره. من و تو فقط داشتیم گندی که اونا زدن رو جمع میکردیم
اسلحه همراهش بود. میگن این یعنی قصد قتل
دارن به جرم قتل عمد درجه دو محاکمهش میکنن
واسه تنبیهش تنها فرستادیش. نتیجه هم داد
یعنی به خاطرِ من افتاده زندان؟
نتز بهم گفت به پلیس زنگ نزنم. باید گوش میکردم
کارفرمام منو فرستاده تا بهت یادآوری کنم
که مهلت پرداختا همون تاریخ قبلیه
منم همین اطراف میپلکم تا مطمئن شم سرِ توافقمون میمونی
تو این کار هیچ معاملهای جوش نمیخوره
مگه اینکه احتمالِ کنسل شدنش بیخِ گوشت باشه
ولی یه هیجانی به آدم میده
که یا ازش خوشت میآد یا نمیآی
من که خوشم میآد
بله؟
پولِ ما دستته؟ آره، دستمه
خوبه. شماره کانتینر و صندوقها رو برات میفرستم
قبل از اینکه کشتی حرکت کنه، طبق دستور جاسازشون کن
اگه تو راه کسی پیداشون کنه چی؟
نگران نباش. تو کشتی آدم داریم که کشیک بدن
سوال دیگهای نداری؟ نه
دکلان، من روت شرط بستم. گند نزن بهش
خب، دندهها زمان میبره تا خوب شن
برم عکس بگیرم؟
نه، احتمالاً ترک خوردن
و کاریش هم نمیشه کرد
جای دیگهت هم درد میکنه؟
آره، خب کل سرم، صورتم
خب، با این اوصاف روحیهت خوبه
پرستارِ خوبی هستی
الان همه چی عالیه
سلام رجی. بیا
یه کاری دارم که باید انجام بدم. میخوام با من بیای
بهتره استراحت کنه
نمیخوام از جلوی چشمم دور شی
کجا داریم میریم؟
بندر. طول نمیکشه
شاید بهتر باشه بمونه
نه، نه، نه. هوای دریا حالمو جا میآره
رودخونهست. پرِ کثافت و روغنه
خب، آخرین باری که تنهام گذاشتی
اوضاع زیاد خوب پیش نرفت
واسه همین، آره، باهات میآم
کنارم بمون. صدات هم درنیاد
کارِ سخت تموم شده بود. پول کارتل دستم بود
خب، طبق نقشهم پیش نرفت که جورش کنم
ولی اونا براشون فرقی نمیکنه. فقط پولشون رو میخوان
و تا چند ساعت دیگه
پولها با اون کشتی باری تو دل دریا بودن
و منم برمیگشتم همونجایی که باید میبودم
ردیفه؟
همه چی ردیفه. چسبها، قفلها
آره
ماشینت رو همینجا بذار. با هم میریم داخل
یه فکری دارم
داشتم فکر میکردم شاید بتونی با نتز حرف بزنی
میدونی، معامله کنید و اون یه چیزایی بهت بگه
اونوقت همه چی حل میشه. ما هم حالمون خوب میشه
هو، منظورت چیه؟
باید بکشیمش بیرون
نمیتونه اون تو بمونه. مسخرهست
بهش نیاز دارم. یعنی، اون پدرِ بچهمه
تنهایی از پسش برنمیام
باشه. به کمکت نیاز دارم
وال... من که دارم بهت کمک میکنم
من بهت کمک کردم، حالا تو باید به من کمک کنی
نتز یه آدم بیگناه رو کشت
دارم بهت میگم تو این یه مورد نمیتونم کمکی کنم
گوش کن، گوش کن، گوش کن
میگم اگه بهت بگه، میدونی
چیزایی درباره خانواده، درباره کار؟
خیلی عالی میشد، ولی حتی اگه بگه هم
نمیتونم سرِ پرونده قتلش معامله کنم
میتونی! مزخرف نگو
آره، میتونی. یه راهی هست
همیشه یه راهی هست. ندیدی مگه؟
گوش کن، با یه قاضی حرف بزن، یا هر چی
نمیدونم! من شوهرم رو میخوام
بیایم عقبتر. تو چی برام داری؟
چی؟ چی؟ چی؟
چیز تازهای شنیدی؟
شاید حرفهای انزو یا دومنیک رو یواشکی شنیده باشی
داری به حرفام گوش میدی؟ اصلاً میفهمی چی میگم؟
من اینجا نیومدم که برات قصههای قشنگ بگم
حالیته؟
نوبت توئه که یه چیزی به من بدی
حق نتز این نیست
این... این هیولا پسرم رو دزدید
بچهم رو برد
نتز فقط داشت پدری میکرد
من کمکی نکردم
تو کمک نکردی، اون کمک نکرد، هیچکی کمک نکرد
نتز تنها کسی بود که یه کاری کرد
داشت سعی میکرد حال این مرتیکه رو بگیره
نتز به خاطرِ
کاری که تو یا من یا حتی دکلان کردیم، تو زندان نیست
اون تو زندانه چون عاقبت جنایتکارها همینه
کسی بچه یه کتابدار رو نمیدزده
یا پرستاری که تهِ این کوچه زندگی میکنه
فقط بچههای گنگسترها رو میدزدن
هیچ گوهی بهت نمیگم
باشه، ببین، نمیخوام دوباره این بحث رو باز کنم
اگه نتز یا دومنیک بفهمن که داشتی با من حرف میزدی
جرئت نمیکنی بگی
فقط به خاطر اینکه نتز رفته آبخنک بخوره
دلیل نمیشه رابطه ما تموم شه
ارزش تو به اطلاعاتیه که میدی
پس وادارش کن حرف بزنه
حرفمون تمومه
اینجا چیکار میکنیم؟
باید این ساک رو به یه نفر تحویل بدم
کلاً چند دقیقه طول میکشه، میریم و میآیم
پول واسه کیه؟
رجی، بیا فقط انجامش بدیم
اینطوری نیست که ندونم چیکارهای
هوی! همونه
اون قیچی قفلبر دستهقرمز رو بردار
این ساک قراره بره مکزیک
میخوایم بزنیمش؟
این چسب رو میبینی؟
رجی، گمرک تکتک این کانتینرها رو چک میکنه
چسب میزنن و قفلش میکنن
تا وقتی رسید به مقصد
آدمهایی که اونطرف منتظرن
بفهمن که بهش دست نخورده
آره، مگه اینکه چسب و قفلِ اضافه داشته باشی
دقیقاً
۲۷۷، خودِ خودشه
رج! هوم؟
اینو با من بلند کن. یالا، بکش بالا
هوی بچهها! چه خبر؟
مامور شدیم برای بازرسیِ رندومِ
این اسکلهها
شوخی میکنی! هیچکی به من چیزی نگفته بود
واسه همینه که بهش میگن «رندوم»
فکر کنم فهمیدم چی به چیه. پولها میره مکزیک
حتماً اونطرف یه آدم داری
که قبل از اینکه گمرک بهش دست بزنه، برش داره، درسته؟
درسته
ولی قایم کردنش لایِ وسایل بچه
اولین جاییه که من دنبال مواد یا
اون یکی رو ببین، پرِ دیویدی پلیره
پرِ مواده. کی دیگه دیویدی پلیر میخره؟
من
مگه بده؟
نه، مشکلی نیست
پس این کانتینرها فقط پر از کالا بودن
چرا همیشه نمیآی اینجا بار جابهجا کنی؟
چون من دزد نیستم
کارم هم با صندلیِ بچه تموم شده
آره، البته
یه کشتی دارم که ۳ ساعت دیگه حرکت میکنه
میدونی اگه حرکت نکنه چه فاجعهای میشه؟
نه، نمیدونم
قراره همه رو تو این اسکلهها جمع کنیم
و اسمشون رو با لیست اتحادیه چک کنیم
هر کی اسمش تو لیست نباشه رو با خودمون میبریم
میدونی چقدر طول میکشه؟
اونقدری که اضافه کایم رو بگیرم
بریم
بازش کن
داری چیکار میکنی؟
این قهوهسازِ جدید رو خریدم
دارم تایمرش رو تنظیم میکنم
که وقتی بیدار میشم، قهوهم آماده باشه
خب وقتی بیدار شدی درست کن
دوست دارم وقتی بیدار میشم آماده باشه
دقیقه نمیتونی صبر کنی؟ ۵
میتونم، ولی ترجیح میدم نکنم. مشکلت چیه؟
پسرم تو زندانه
آه، متاسفم
آه، خوابم نمیبره
هیچکس نباید این سختیای که تو داری میکشی رو تحمل کنه
میخوای بغلت کنم؟
برو گمشو
بیخیال
هوی
همه چی درست میشه
ببخشید دیر کردم
سلام
نتز چطوره؟
خودت که میدونی
آره
هوی! هوی
No comments yet. Be the first to leave one.