De eerste 200 regels.
شما حالا اَموالِ منین
میخوام شماها رو توی سیاره ی گیلیست بفروشم
یه فکر خوب دارم
میخوام این کشتی دزدا رو غارت کنم!
کشتی ـیت مال ما میشه!
جالبه
اول برو چپ بعد مستقیم تا طبقه ی دوم برو
من اونجا منتظرم
البته، اگه میتونی برسی
!فضا خیلی باحاله
این باید اون اتاق باشه!
مو قرمز!
اسم من السی کریمسونه!
تو اصلا انسان نیستی؟
یه انسان اسکلتی ...
شیکی، تو کسی هستی که قدرت پادشاه شیطان رو به ارث بردی
چطور درمورد من میدونی؟
اون قدرت رو نشونم بده
تو چی ...
انسان اختاپوس اسکلتی!!
میتونم حرکاتتو ببینم!
جاذبه
Makai-ryū!
قوی هستی!
شیکی ...
همش همین، شیکی؟
خیلی قویه ...
همیشه اینقدر قوی بودی، پدربزرگ؟
خب، این بخاطر اینه که اون پادشاه شیطانه
اون آخرین رئیسه، میدونی؟
هنوز کارم تموم نشده!
استفاده از جاذبه بی انصافیه!
پس چرا سعی نمیکنی اینو برای خودت یادبگیری؟
قدرت جاذبه، اینه
نمیتونم ببرم ...
حتی اگه قدرت جاذبه رو یاد بگیرم نمیتونم ببرم ...
قدرت فوری سراغت نمیاد
فقط با تمرین روزانه و تجربه میتونی این قدرتو بدست بیاری
اگه بیشتر تمرین کنم
میتونم از تو قویتر بشم، پدربزرگ؟
اگه اراده ی قوی نداشته باشی نمیشه
بگی: "من باید قویتر بشم"
گفتنش واقعا تو رو قوی نمیکنه
من باید ...
درسته
اینو بارها و بارها تکرار کن
میتونم ...
اینکارو بکنم!
تو اصلا کی هستی؟
من السی کریمسونم. کسی که از پادشاه شیطان پیشی گرفت
و تو کدوم خری هستی، شیکی؟
من یه ماجراجوئم!
و هدفت چیه؟
میخوام مادر رو ببینم و میخوام اولین کسی باشم که اینکارو میکنه!
چیزی که خارج از کیهان ساکورا و فضایی فراتر از تصور ما ناشناخته س
ماجراجوهای زیادی هستن که دنبال مادر گشتن و هرگز مثل ستاره ها برنگشتن
تا سعی نکنیم هیچوقت نمیفهمیم!
بی فایده س!
اگه ماییم ...
انجامش میدیم!
چرا ...
چرا تکون نمیخوری، پدربزرگ؟
شیکی ...
تحمل کن، تعمیرت میکنم!
شیکی، پادشاه شیطان دیگه ...
تعمیرش میکنم! به هر قیمتی!
من ... هنوز از پدربزرگ پیشی نگرفتم!
هنوز نبردم!
خیلی بی انصافی! رو یادم ندادی! Jūsuisei هنوز
پدربزرگ ... لطفا نمیر پدربزرگ!
کشتی جنگیِ پادشاه شیطان
کشتی جنگیِ پادشاه شیطان
اینجا واحد شناساییه
52-C-N9 کشتی السی تو نقطه ی بی حرکته
دریافت شد
السی، پیدات کردیم لعنتی
قسم میخورم
جاستیس از ارتش بین ستاره ای دولت کیهانی
امروز، حتما دستگیرت میکنم
این عشقه؟
ویکتوری از ارتش بین ستاره ای دولت کیهانی
اگه میخوای دستگیرش کنی یعنی
من عاشقشم، پس بله، جواب مثبته
حتما شوخی میکنی، مگه نه؟
این سیگنال اتر غیرعادی چیه؟
این داره از کشتی السی میاد!
اما این اتر مال السی نیس!
ممکنه از کسی دیگه باشه
کرید از ارتش بین ستاره ای دولت کیهانی
یه اترگیر دیگه توی اون کشتیه؟
یعنی میگی تحقیقات همشون مزخرف بودن؟
بیخیال، ویکتوری
این اعداد از حالت مبارزه س ...
این یارو کیه؟
حتی پادشاه شیطان که بر کیهان ساکورا حکومت میکرد
نتونست مادر رو پیدا کنه
پدربزرگ هم دنبال مادر میگشته؟
اطلاعات اتر ناشناخته هنوز داره زیاد میشه!
!به زودی به 100,000 میرسه
100,000!؟
این یارو ...
اون یه الهه ی افسانه ایه که همه ی مسافرای فضا آرزو دارن یه بار اونو ببینن
اما هیچکس هرگز پیداش نکرده
گفتم که ما انجامش میدیم!
نمیتونم باور کنم که حتی پدربزرگ نتونسته باشه اینکارو بکنه!
این میدان جاذبه ی غیرعادی چیه؟
کد شناسایی ... این ممکن نیس!
پادشاه شیطان!
کسی که رویای پدربزرگو پیدا میکنه
منم!
Makai-ryū
Jūsuisei!
شیکی!
مونده بودم صدای چی بود این پسر غول صورت سنگیه
تو یهویی از اون بالا افتادی ...
صبرکن، چرا نیمه لختی!؟
گمونم لباسم وقتی از تمام قدرتم استفاده کردم پاره شد
بنظر میاد نیروی گرانشی الیاف لباستو نابود کرده
این السیه؟
اون انگل نوع تقلیدی
بود S4 نیتل
از این کشتی بعنوان یه انبار استفاده میکردم
اما بنظر میاد حشرات قبل از اینکه بفهمم بهش حمله کردن
حشره!
خدمه ی من DNA اونا با استفاده از ردّ کشتی رو به شکل خودشون دراوردن
گرچه، این یه کپی ضعیف از من بود
خب، بابت پاکسازی اونجا ممنونم!
متأسفم، اما من توی یه کشتی دیگه هستم
به ما حقه زدی!
ما رو حشره صدا زدی!؟
این چیزیه که نگرانشی؟
کشتی همکارمون حالا پاکه پس غُر نزن
همکار؟
این کشتی رو دارم به شما میدم
میدی به ما!؟
--چی؟ --جدی میگی!؟
چرا؟
پردازش ممکن نیس
کپی منو شکست دادی این قولی بود که دادی
همونطور که به شیکی قول دادم، کشتی مال شما
خب، به هر حال از اونجا خسته شده بودم
درضمن، میخواستم قدرتتو ببینم
میخوای اینجا رو بدی به من؟
این کشتی متعلق به زیگی پادشاه شیطانه
زیگی هم میخواست با این کشتی مادر رو پیدا کنه
اون سفرش رو به خارج از کیهان ساکورا شروع کرد
در راه برگشتش با زیگی آشنا شدم
اون نتونست مادر رو ببینه اما ...
شیکی، اون گفت تو رو پیدا کرده
من توی گرانبل متولد نشده بودم؟
منم یه همچین حسی داشتم
حق با توئه، فقط رباتها اونجا بودن، درسته؟
زیگی میدونست که عمرش کوتاهه
پس تصمیم گرفت بجای پیدا کردن مادر به گرانبل برگرده
این به منظور پرورش دادن تو بود
عمرش کوتاه بود؟ یعنی ارباب الان ...
اون وقتی بچه بودم فوت کرد
اینو بهت نگفتم
ارباب دیگه اینجا نیس ...
راستش، من به زیگی مدیونم
نه، بهتره بگم:
زیگی، بانیِ خیرِ منه
زیگی ازم خواست:
"این کشتی رو وقتی شیکی به جهان خارج میره، بده بهش"
پدربزرگ میخواست ...
واقعا این کشتی رو داری میدی به ما!؟
پروفسور مال تو اون کوچولوهه س که بهت دادیم، درسته؟
خب پس، وقتی گفتی ما رو به گیلدیست میفروشی ...
نیمه شوخی بود!
واقعا اینقدر شبیه خلافکارا بنظر میام؟
--یه نیمه ... --شوخی؟
اما بازی با اختاپوس منظره ی جالبی داشت
برای همین فیلمشو گرفتم
نادون، پاکش کن
خیلی ممنون، اما لازمش ندارم
بگیر، احمق!
منظورم اینه که، اون یکم زیادی خوب نیس؟
داره همینجوری این کشتیو میده به ما ...
چی؟ این فقط یه کشتیه
هیچ ارزشی برای ناوگان من نداره
فوق العاده س!
از قبل شایعاتی شنیدم، اما ...
فکر نمیکردم اینقدر عظیم باشه!
پرنسس، اونا گیرمون انداختن
وای خدا، انگار زیادی اینجا موندیم
ارتش اتحادیه ی بین ستاره ای ...
به زودی وارد محدوده ی شلیک میشیم
مشتاق دیدن اون اتر غیرعادیم
اما روی کشتی السی قفل کردیم
بیا سرنگونش کنیم
با چکش عدالت
پرنسس!
اونا شلیک رو شروع کردن
سپرها رو روی رگبار دوم مستقر کن
اطاعت!
اینا چی هستن؟
!ارتش دولت کیهانیه
شماها تا جایی که میشه دور بشین
ما یکم اینجا بازی میکنیم بعدش میریم
اما ...
No comments yet. Be the first to leave one.