De eerste 200 regels.
دکتر بلاد
دکتر بلاد
کیه؟... کی اونجاست؟
اگه در رو باز کنی، بهتر میفهمیم کیه
من؟
اشتباه از من بود
منظورم بعد از این بود که در رو باز کردم
زود باش بازش کن
جرمی پیت! خودتی، نه؟
دوستت، لرد گیلدوی؛ تو مزرعهی اندرو بینز کنار رودخونه زخمی شده
احمقِ بیملاحظه
اون منو دنبالت فرستاده. وقتی برای تلف کردن نداریم
مطمئن باش من نه وقتم رو تلف میکنم و نه جونم رو به باد میدم
تا من وسایلم رو برمیدارم، تو هم برو عقلت رو سر جاش بیار. من همینجا منتظر میمونم
هر طور میلته
بیاید خانم بارلو، کمک کنید لباس بپوشم
جرمی، نبرد چطور پیش میره؟
نبرد؟ بیشتر شبیه سلاخیه
چماق در برابر توپخونه چه کاری ازش ساختهست؟
اوه، خانم بارلو، اگه این گرفتاری منو زیاد معطل کرد
حواستون باشه به شمعدانیهام آب بدید، مخصوصاً اونهایی که زیر پنجرهی اتاق خواب هستن
شمعدانی! نمیخوای هیچوقت بزرگ شی؟
آدم فکر میکنه هنوز دانشجوی پزشکی هستی
شمعدانی... تو به فکر شمعدانیهایی
اون هم وقتی که هر مردِ سالمی اون بیرون مشغول جنگیدنه
انگار از چشم شما افتادم، باکرهی ترشروی من
نصف شهر میگن تو پیرو کلیسای کاتولیکی
چرا؟ چون اونقدر عقل دارم که امشب رو بخوابم
به جای اینکه توی یه تلاش بیهوده، خودم رو به مهلکه بندازم
تا این دوکِ مانموث رو به تخت سلطنت بنشونیم؟
اون از ملک جیمز هم بدتر میشه. هوم
اون شنل رو زودتر بیار، زیبای من
و اون نصف دیگه هم که ازت دفاع میکنن، ادعا دارن که تو فقط یه ترسو هستی
خانم بارلوی عزیز، اگه دلت خواست میتونی بهشون بگی
که من تقریباً هر جایی که اثری از جنگ بوده، حضور داشتم
من برای فرانسویها علیه اسپانیاییها جنگیدم و برای اسپانیاییها علیه فرانسویها
و دریانوردی رو هم توی نیروی دریایی هلند یاد گرفتم
اما تو این شش سال اونقدر ماجراجویی داشتم که برای شش تا زندگی هم کافیه
اومدم اینجا، شمشیر رو آویزون کردم و نشتر به دست گرفتم
مرد صلح شدم، نه جنگ. درمانگر شدم، نه آدمکش
و تا وقتی که روی خاک باشم و نه زیر اون، همینطور خواهم موند
برای صبحانه برمیگردی؟
کی مینونه زیبای من؟ کی میدونه؟
بدترین قسمت کار تموم شد، دوست من
خیالت تخت باشه
سربازهای پادشاه
ترسی نداره
اینجا یه کشور مسیحیه
مردان مسیحی با مجروحها نمیجنگن
یا با کسانی که بهشون پناه دادن
من کاپیتان هوبارت، از سوارهنظامِ سرهنگ کِرک هستم
به کدوم شورشیها پناه دادی؟
هیچ شورشیای اینجا نیست. فقط این نجیبزادهی مجروح
لازم نیست بپرسم چطور زخم برداشته. یه شورشیه. بیاریدش بیرون
تکون دادن این مرد بدون به خطر افتادن جونش ممکن نیست
و تو دیگه چه صیغهای هستی؟
پیتر بلاد، فارغالتحصیلِ پزشکی. اون فرانسویِ دستوپاشکستهت رو به رخ من نکش
لاتینه، دوستِ دیرفهمِ من. یعنی من پزشکم
یا یه دروغگو
اگه عقلت هم مثل صدات بلند بود، برای این کار مرد بزرگی میشدی
شاید اونقدر بزرگ باشم که به دار بیاویزمت
به خدا قسم، شک ندارم
قیافه و مرامت درست مثل جلادهاست
ببرینش، بقیه رو هم همینطور
«به نام اعلیحضرت، سرور حاکم ما
ای زندانیانِ پوزشطلب، شما به اتهام کینهتوزی
و توطئهی خائنانه برای تغییر، دگرگونی
و سرنگونیِ کاملِ حکومت باستانی
این پادشاهیِ انگلستان، متهم هستید
لذا، شما متهم به خیانت بزرگ
علیه شاهزادهی والامقام و عالیجناب، جیمز دوم
به لطف پروردگار، پادشاه انگلستان، اسکاتلند، فرانسه و ایرلند هستید
شما که ترسی از خدا در دل ندارید
و فریبِ شیطان را خورده و وسوسه شدهاید
در وفاداری و اطاعتِ بایسته از پادشاه کوتاهی کرده
و در جهت برهم زدن آرامش ملت قدم برداشتهاید
و با برافروختن جنگ، قصد خلعِ پادشاه مذکور از عناوین
افتخارات و نام سلطنتیِ تاج و تخت امپراتوری را داشتهاید
از این رو، شما اینجا هستید تا در برابر فرستادهی اعلیحضرت
عالیجناب، قاضیالقضات بارون جفریسِ وم
و توسط هیئت منصفهای متشکل از ۱۲ مرد درستکار و صادق، محاکمه شوید.»
جیمز هاینزورث، دستت رو بالا بیار
گناهکار یا بیگناه؟ گناهکار
هارولد کارون، گناهکار یا بیگناه؟ گناهکار
اندرو بینز، گناهکار یا بیگناه؟ گناهکار
جرمی پیت، گناهکار یا بیگناه؟ گناهکار
جان ولورستون، گناهکار یا بیگناه؟
گناهکار
یوریا اوگل، گناهکار یا بیگناه؟ گناهکار. خدا رو شکر
هنری هاگتورپ، گناهکار یا بیگناه؟ گناهکار
لرد چستر دایک، گناهکار یا بیگناه؟ اه، گناهکار
پیتر بلاد، گناهکار یا بیگناه؟
من کاملاً بیگناهم
در جایگاه بایست و رو به عالیجناب حرف بزن
گناهکاری یا بیگناه؟ باید از کلمات درست استفاده کنی
کلمات؟ آه... بیگناهم
و حالا که صحبت از کلمات شد، دلم میخواد چند کلمهای هم دربارهی این بیعدالتی بگم
که یه مرد بیگناه رو سه ماه حبس کردید
اون هم توی کثافت و گرما و با اون غذاهای افتضاح
طوری که تنها افسوسم اینه که چرا سعی نکردم اون یاروی کثیف رو
که روی تخت پادشاهی نشسته، پایین بکشم. ساکت
تو اصلاً از روال قانونی دادگاه سر در نمیاری؟
تا به حال با کمال میل ازش بیخبر بودم
و با خوشحالی حاضر بودم هیچوقت باهاش آشنا نشم
دیگه کافیه
حرف دیگهای باقی نمونده
جز قرائت حکم
با کسب اجازه از عالیجناب، اما کلی حرف دیگه باقی مونده
ساکت
حالا چی میگی مرد؟ مسئلهی کوچیکی مثل دفاع از خودم باقی مونده
اوه، بسیار خب، اما محض رضای خدا مختصر بگو مرد
کارهای زیادی داریم
من مرتکب هیچ گناهی نشدم عالیجناب، مگر اینکه جرم محسوب بشه
که یه نفر سعی کنه در آرامش زندگی کنه
زندگی در آرامش، اون هم کنار ارتش مانموث؟
من همراه ارتش مانموث نبودم عالیجناب
من حین انجام وظیفهم به عنوان پزشک بازداشت شدم
این دیگه چیه؟
داری میگی که دکتری، ای مردکِ شرور؟
و به عنوان پزشک برای کمک به لرد گیلدوی فراخوانده شدم
توسط جرمی پیت، که میتونه در این باره شهادت بده
اوه، مستر پیت شهادت میده؟
همون کسی که خودش به خیانت اعتراف کرده؟
شاهدت اینه؟ اندرو بینز هم هست
مستر بینز خودش اونقدر گرفتاری داره که بخواد شهادت بده
تا در یه تلاش بیهوده، گردن خودش رو از طناب دار دور نگه داره
من میتونم ۱۰۰ نفر رو از بریجواتر، شهری که توش زندگی میکنم، بیارم
ما وقتی برای این کارها نداریم
اگه این خائنهای دیگه هم مثل تو لجباز باشن
ممکنه تا دور بعدیِ دادگاه اینجا بشینم
بسیار خب
قسم میخورم، شاهدی بهت معرفی میکنم که نتونی انکارش کنی
خودِ شما، قربان
چون اگه من پزشک نیستم، پس چطور میدونم که شما مردنی هستید؟
مرگی که روزانه صدها مردِ بیچاره رو به اون محکوم میکنید
در تلاشی دیوانهوار برای فرستادن روح اونها به جهنم، پیش از روح خودتون
در مقایسه با مرگ ناشی از خونریزی ریوی
که قاضیِ بزرگ شما رو به اون محکوم کرده، مثل یه شوخیِ سادهست
حالا مردک، دیگه کارمون با شاهدها تموم شد
و من تو رو با کلماتِ دهنِ شرورت محکوم میکنم
وقتی این پیت اومد دنبالت، اونطور که ادعا میکنی
میدونستی که برای مداوای یه شورشیِ دیگه فراخوانده شدی؟
کار من با زخمهای اون بود، نه با سیاستهاش
قانون رو میدونی؟ اینکه هر کسی
که آگاهانه به شورشیای پناه بده، یا آسایشش رو فراهم کنه
یا یاریاش کنه، به همون اندازه گناهکاره که انگار خودش سلاح به دست گرفته؟
من فقط وظیفهی مقدس خودم رو به عنوان پزشک میدونستم
وظیفهی مقدس تو، ای شرور، در قبال پادشاهته
فکر میکردم در قبال همنوعانمه
فرستادن روحِ یه انسان به جهنم کار ترسناکیه
اما من به حکم وجدان و عشقم به پادشاه
موظفم عدالت رو اجرا کنم
بنابرین، به شما آقایان هیئت منصفه دستور میدم
که از اونجایی که پیتر بلاد به یاری رساندن به خائنِ پادشاه اعتراف کرده
حکم گناهکاریاش رو صادر کنید
تا به جرم خیانت بزرگی که مرتکب شده، به دار آویخته بشه
چه موجودی باید روی اون تخت نشسته باشه که اجازه میده مردی مثل تو
عدالتش رو اجرا کنه
اعلیحضرت
آه، ساندرلند، چی تو رو به اینجا کشونده؟
این اعدامهای پرتعداد
باشکوه هستن، مگه نه؟
ما شورشیها رو میکشیم، تا شورش رو بکشیم
کاملاً درسته، اعلیحضرت
اما این هدر دادنِ احمقانهی گوشت و پوستِ باارزشِ انسانه
چطور مگه؟
مستعمراتِ اعلیحضرت در هند غربی، نیاز مبرمی به برده دارن
یه مردِ سالم و سرحال، میتونه ۱۰ تا ۲۰ پوند ارزش داشته باشه
هوم... عالیه ساندرلند، عالیه
فوراً اعلام کنید که پادشاه با بزرگواری فرمان دادن
که تمام شورشیان محکومشدهای که هنوز اعدام نشدن
جمعآوری بشن و با اولین کشتیهای موجود
به قارهی آمریکا فرستاده بشن
به ما آب بدید! اینجا دارن آدمها میمیرن
آدم فکر میکنه از یه محمولهی باارزش مثل ما، بهتر مراقبت میکنن
آهای، روی عرشه
خشکی دیده شد، پورت رویال
این واقعاً یه بخششِ ملوکانهست که شامل حالمون شده دوستان
ببخشی که کاملاً لایقِ مَلِک جیمزه
اون ما رو از مرگِ سریع و رحیمانهی طنابِ دار معاف کرد
و به جاش مرگ تدریجیِ بردگی رو بهمون بخشید
اون زندگی رو به ما بخشید، در ازایِ مرگی در لباس زندگی
به خدا قسم که دنیا جای عجیبیه
«بدانید ای مردمان، این زندانیانی که در برابر شما ایستادهاند
اکنون به قیمتی عادلانه و مناسب به فروش میرسند
آنها ممکن است در معادن گوگرد به کار گمارده شوند
یا در مزارع، برای مدت ۱۰ سال
و کسانی که این افراد به آنها واگذار میشوند
باید تضمین دهند که مجازات مناسب برای جرم آنها اعمال شود.»
جناب حاکمِ پورت رویال
نگهبان، خبردار
پیشفنگ
روز بخیر کاپیتان. روز دلانگیزیه، مگه نه؟
یا شاید هم نیست؟
آه! روز بخیر دیکسون
روز بخیر حاکم. روز بخیر قربان
فکر کنم الان میتونیم مزایده رو شروع کنیم، حاکم
نه، نه. بهتره منتظر سرهنگ بیشاپ بمونیم
اون این حقِ ویژه رو داره که برای همه چیز دیر برسه
بله، میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.