De eerste 200 regels.
『دکترِ سقوط کرده』
هی، هیونگ- هی، چه خبرا؟-
هیچی
فقط دیدم حقوقم واریز شده
چی شده؟ کم بوده؟ مطمئنم درست واریز شده
به خاطر این زنگ نزدم
فقط میخواستم با اولین حقوقم نوشیدنی بخرم
زودباش بیا بیرون بریم یه کم نوشیدنی بزنیم
وای شرمنده
همین الان غذا خوردم، تا خرخره پرم
خونه مامان بابامم، کبابشون عالی بود
برای همین دوتا کاسه برنج خوردم
پس الان نمیتونی بیای؟
نه، باید بشینم درس بخونم
الان یه کم سرم شلوغه
حسابی منتظر خرج کردن اولین حقوقم بودم
چطور میتونی؟- هی، من بیشتر از تو ناراحتم-
آخر این هفته سرت خلوته؟
مامانم و جین وو قراره برن جزیره گوجه دیدن خالهم
آخر هفته سرم خلوته چطوره کل شب رو بنوشیم؟
نمیدونم. گمونم برم دیدن جونگ وو
ولی تو خونه مدام میبینیش سر کار هم که باهمین
سر کار مجبوریم از هم دوری کنیم
همکارامون نمیدونن قرار میذاریم
وای، چرا مخفیانه قرار میذارین
چه باحال
جدا از باحال بودنش، خوشحالم
هیچوقت نمیخوام از کنارش برم
تو اتاق عمل و دفتر همدیگه رو میبینیم
باهم میریم سر کار و باهم بر میگردیم حتما ملت واسه همین قرار میذارن
منم دلایلی برای زندگی دارم. حسابی سرزندم
اگه همینجوری میخوای خستهم کنی پس حداقل پول قبض آب و گازم رو بده
راستی
پس بازم سر کار نباید به روی خودم بیارم شما دوتا باهمین، درسته؟
ها نول اینجوری میخواد
واقعا؟
چرا؟
ازت خجالت میکشه؟
فقط محتاطم
مردم ممکنه به خاطر ما معذب بشن
درسته، بهتره محتاط باشیم
در هر صورت،تو رابطه مخفیت موفق باشی
حتما خوبه
اگه حسودیت میشه، خب قرار بذار
با کی؟- دیگه اینشو خودت باید بفهمی-
فراموشش کن، بیا آخر هفته نوشیدنی بزنیم
بهش فکر میکنم- فردا تو کلینیک میبینمت-
انقدر پشت گوشی حرف زدم که چایی سرد شد
اشکالی نداره
دوست دارم
منظورم چای سرد بود
باشه، من که چیزی نگفتم
چرا میلرزی؟
بذار منم یه فنچون برات بریزم
باشه
「دکتر اسلامپ」
امروز چیکاره ای ها نول؟
بعد از اینکه یه کم پول برداشت کردم دارم میرم خونه
آره، میخوام به مامانت یه کم پول تو جیبی بدم
چی؟ چرا تو باید بهش پول بدی؟
همین الانشم تا حالا کلی بهم لطف کرده
میخواستم با اولین حقوقم براش جبران کنم
ولی میدونی چیه؟
یه کم حس عجیبی داره
چی؟- همیشه پول در میوردم-
ولی این دفعه فرق داره
درسته، منم همینطورم
راستی، نمیخوای به من چیزی بدی؟
...برای تو
میخوام در عوض تو یه چیزی بهم بدی- چی؟-
حتما حقوق تو رو هم دادن برام یه چیزی بخر
هی، از وقتی واسه هر عمل بهم حقوق میدن، چیز زیادی نگرفتم
وضعت بهتر از منه پس تو برام بخر
نه، تو اول یه چیزی برام بخر
-چرا
باشه
بیا سنگ، کاغذ، قیچی بازی کنیم و فردا تصمیم بگیریم
باشه
خیلی خب شبت بخیر. فردا میبینمت
اوهوم
!ایش !یا خدا
...قلبم اومدم تو حلقم
همین الان بستین؟ داشتی کمکش میکردی؟
به تو ربطی نداره باید باهامون بیای
کجا اونوقت؟
خواهی دید- وایسین، چی شده؟-
قضیه چیه؟
!میخوام برم خونه
وایسین! چتونه؟
چرا یهویی منو اوردین اینجا؟
باید در مورد موضوع مهمی باهات حرف میزدیم
جونگ وو، شنیدم تو و ها نول رسما قرار میذارین دیگه
آها... درسته، خان دایی جان
من فقط یه دایی نیستم
بعد از اینکه شوهر خواهرم فوت کرد خواهر یکی یه دونهم
تصمیم گرفت کارخونهش رو بفروشه و بیاد سئول
سریع رستورانمو بستم و تا اینجا اومدم دنبالش
فکر میکنی چرا؟
میدونستم سئول چه جای خطرناکیه
برای همین نمیتونستم بذارم سه تایی تک و تنها برن
که اینطور- واقعا؟-
مگه به خاطر میلمیون نبود که --بیشتر از بوسان میتونستی
در هر صورت، به خانوادهم خیلی اهمیت میدم
شاید داییش باشم ولی یه جورایی هم حکم پدرشو دارم
بله متوجهم
پس حالا به عنوان پدرش میشه چندتا سوال بپرسم؟
البته
قد و وزنت چنده؟- قدم 183 سانته و وزنم 68 کیلوگرم-
خیلی باهم فرق نداریم
بیماری خاصی که نداری؟
نه، اصلا- بابات چیکارهست؟-
جراح قلب ئه. مادرم هم همینطور
هر دوشون دکترن؟- بله-
بهتره سر همچین چیزی جلوی ها نول خیلی خودتو نگیری
همچین اتفاقی محاله
...و- همه قرضات رو دادی؟-
با دا، ادبت کجا رفته
فقط یه نادونی مثل من میتونه همچین سوالی بپرسه
میدونم از فضولی داشتی میمردی
جونگ وو، درسته که دوستت داریم
ولی نمیخوایم ها نول اذیت بشه پس رک و پوست کنده میپرسم
واسه رد کردن قرضات به کمکش نیاز داری؟
اصلا
همچین اتفاقی نمیفته
هنوز یه کم مونده ولی اگه به کار کردن ادامه بدم، گمونم تا سال آینده بتونم تمومش کنم
که اینطور
بله
ولی تو بیگناهی، پس نمیتونن جریمه هایی که دادی رو پس بدن؟
خب، به محض اینکه شکایت کنم میفهمم
ولی واسه انجام دادنش خیلی خستهم
میفهمم، شکایت کردن و دادگاه خیلی انرژی میبره
اول یه نوشیدنی بخور
به هر حال، اوردیمت اینجا که
ازت بخوایم مواظب ها نول باشی
شما دوتا باید باهم کنار بیاین و به آرامش برسین
ممنونم
به سلامتی
بزنین تو رگ
!جرئت نکنین کاسه رو بذارین زمین، به سلامتی
خدایا، زمینش مثل ژلاتینه دارم میمیرم
خوبی جونگ وو؟
!بله عالی ام
جونگ وو
لطفا با ها نول خوش رفتار باش
!چشم قربان، باهاش خوش رفتارم
خوش رفتاری خالی نه
باید حسابی باهاش خوش رفتار باشی
!بله، حسابی باهاش خوش رفتارم
پس
میشه براش عروسک مخملی سنجابی بخری؟
چی؟
درسته
یه دونه از این عروسکها داشت ولی سرش کنده شد، رنگش قهوه ای بود
این شکلی بود، این شکلی- این شکلی؟-
میتونی یه چیزی تو این مایه ها براش بخری؟
!صد البته
همین الان میخرم
خیلی خب
آیگو
خدایا، خیلی زرنگی
تو یه چشم بهم زدن یکیشو خریدی
هیچوقت آدم معطل کنی نبودم
پس
میتونی برای ها نول یکم هوتوک بخری؟
انقدر بهش نگو چیز میز بخره
نونا خیلی هوتوک دوست داره
هی
پول کافی واسه خریدنش دارم
آیگو
سه هزار وون، نه
حتی میتونم پنج هزارتا خرج کنم
خیلی خب
سلام
سلام خانم
پنج هزار وون هوتوک میخواستم- چشم-
شما چی؟
یه کم میخورین؟
آره- منم پایم-
خیلی خب
واسه هر کدوممون یه دونه
باشه، میتونین از اون فنجون ها استفاده کنین
آهان بله
چه خوب و گرمه
وقتی هنوز داغه بیشتر میچسبه
وای سوختم
تو هم همین طور، با دا- داغه-
تا داغه بخور
سپاس
راستی، اگه ها نول از اینکه مست کردم ناراحت بشه چی؟
فکر کنم کلی بهم سرکوفت بزنه
خیالت تخت
مردا میتونن هر وقت عشقشون کشید مست کنن
ازش نترس بابا
بهتره سرت داد نزنه
اگه همچین کنه منم ساکت نمیشینم
میدونستم
هیونگ
ما سه تا یکی هستیم
!یکی- اوهوم-
بفرمایین غذاتون
No comments yet. Be the first to leave one.