De eerste 167 regels.
پرستار
پول؟
مترجم
افسر: اهل کجایی؟
اسمت چیه؟ ماریا
اسمت چیه؟
زود باش پسرم. اسمت چیه؟
مرد: ویتو آندولینی از کورلئونه
کورلئونه. ویتو کورلئونه
خوبه، برو اونجا
بعدی
اسمت؟
بهش بگو آبله داره. سه ماه قرنطینه
مرد: ویتو کورلئونه
ویتو کورلئونه
اینجاست. خودشه
مرد: سوییچ ماشین رو آوردی؟
زن: لوری! لوری
مامان
اوه! مامان
ببین کی اینجاست
آه! پدر کارملو. کانی، چطوری؟
ایشون پدر کارملو هستن
من مرل جانسون هستم. از دیدنتون خوشحالم
مامان
من اومدم
کنستانزیا، بالاخره، بعد از یک هفته؟
من هفته پیش ماشین فرستادم فرودگاه دنبالت. اوه
اوضاع خیلی آشفته بود. به هر حال، فقط با یک هفته تاخیر اومدم
اوه! این برای مامانمه
این چیه؟ مرل رو که یادت هست، نه؟
سلام مامان. سلام. چطوری؟ ممنون
مایکل کجاست؟ باید باهاش حرف بزنم
و باید تکلیف چند تا چیز رو روشن کنم، نمیتونم توی صف بمونم
اول برو بچههات رو ببین
بعدش نگران توی صف موندن برای دیدن برادرت باش
مثل بقیه
رهبر ارکستر پشت میکروفون: خانمها و آقایان
چیچی: فرانک، بیدار شو
رهبر ارکستر: مهمان بسیار محترمی مایلند چند کلمهای صحبت کنند
لطفاً به سناتور پت گری از ایالت نوادا خوشآمد بگید
و ایشون هم خانم گری هستن
گری: خیلی ممنونم خانمها و آقایان
امروز روز بسیار بسیار شادیه
برای من و، همسرم خانم گری
ما خیلی کم پیش میاد به نوادا بیاییم
اما به خصوص امروز که میتونیم
میتونیم در کنار دوستان قدیمی باشیم، دوستان جدیدی پیدا کنیم
و به جشن اولین عشای ربانی یک مرد جوان کمک کنیم
و همچنین از خانواده اون پسر تشکر کنیم
به خاطر کمک مالی فوقالعادهشون به ایالت
من اینجا در دستم چکی دارم
که در وجه دانشگاه صادر شده
و این یک وقف باشکوه به نامِ
آه
آنتونی ویتو کورلئونه
و چک توسط والدین اون مرد جوان امضا شده
که فکر میکنم باید ازشون قدردانی کنیم
مایک، پت، کی، لطفاً بلند شید
بذارید مردم شما رو ببینن
دوستان، ازتون میخوام با من همراه بشید
برای یک تشکر واقعی به سبک نوادا (صدای طبل)
از آقای مایکل کورلئونه و همسرشون
ما همچنین به عنوان یک برنامه ویژه جانبی
گروه سرود پسران سیرا رو داریم
که آهنگ و تنظیم خاصی رو انتخاب کردن
برای ادای احترام به میزبانشون، آقای مایکل کورلئونه
پسرا، شروع کنید
عکاس: لوح رو بگیرید
خوبه بچهها، این عکس رو گرفتید؟
عالیه
حالا سناتور، فقط شما و خانم کورلئونه
این وکیل من تام هگن هست، سناتور گری
اون کسیه که تمام اینها رو از طریق نمایندهتون، ترنبول، ترتیب داد
بله، بله
بشینید
خب، من تحت این تصور بودم که قراره من و شما تنهایی با هم حرف بزنیم
من جونم رو به این مردها میسپارم، سناتور
اگر ازشون بخوام اتاق رو ترک کنن، این یک توهین محسوب میشه
خب، از نظر من مشکلی نیست
اما من آدم رکگویی هستم و قصد دارم خیلی بیپرده با شما صحبت کنم
شاید بیپردهتر از هر کسی
که تا حالا در جایگاه من با شما حرف زده
خانواده کورلئونه در نوادا خوب پیشرفت کردن
شما مالک یا کنترلکننده دو هتل بزرگ در وگاس هستید
و یکی هم در رینو
مجوزها از قبل تایید شده بود
بنابراین مشکلی با کمیسیون بازیهای قمار نداشتید
حالا منابع من به من خبر دادن
که قصد دارید علیه "تروپیگالا" اقدام کنید
به من گفتن که ظرف یک هفته
قراره کلینگمن رو کنار بذارید
این توسعهطلبی بزرگیه
با این حال، این کار یک مشکل فنی کوچیک براتون ایجاد میکنه
مجوز هنوز به نام کلینگمن خواهد بود
ترنبول آدم خوبیه
آره، خب، بیا این مزخرفات رو تمومش کنیم
نمیخوام بیشتر از اونی که لازمه اینجا وقت بگذرونم
میتونی مجوز رو داشته باشی
قیمتش ۲۵۰ هزار دلاره
به اضافه پرداخت ماهانه پنج درصد از سود ناخالص
هر چهار هتل، آقایِ، آه
کورلئونه
در حالی که قیمت واقعی مجوز
کمتر از ۲۰ هزار دلاره، درسته؟
گری: درسته
حالا چرا باید اصلاً به فکر پرداخت مبلغی بیشتر از اون باشم؟
چون قصد دارم تو رو تحت فشار بذارم
من از آدمهایی مثل تو خوشم نمیاد
خوشم نمیاد میبینم با موهای چرب میآیید به این ایالت پاک
و اون کتوشلوارهای ابریشمی رو میپوشید
و سعی میکنید خودتون رو به عنوان آمریکاییهای نجیب جا بزنید
من باهات معامله میکنم اما حقیقت اینه که
از این نقاب و تظاهر شما متنفرم
از روش متقلبانهای که خودت رو نشون میدی
خودت و کل خانواده لعنتیت
سناتور
هر دوی ما بخشی از یک ریاکاری مشترک هستیم
اما هرگز فکر نکن که این موضوع شامل خانواده من هم میشه
خیلی خب، خیلی خب
بعضیها مجبورن بازیهای کوچیک خودشون رو راه بندازن
تو هم بازی خودت رو بکن
پس فقط بگیم که تو این پول رو به من میدی چون به نفعته که بدی
اما من جواب و پول رو تا فردا ظهر میخوام
و یک چیز دیگه
دیگه هیچوقت، تحت هیچ شرایطی، با من تماس نگیر
از این به بعد طرف حساب تو ترنبوله
اون در رو باز کن پسرم
سناتور، اگه مایل باشید میتونید همین الان جوابم رو بگیرید
پیشنهاد من اینه
هیچی
حتی هزینه مجوز بازی رو هم نمیدم
که ممنون میشم اگه شخصاً خودتون پرداختش کنید
بعدازظهر بخیر آقایان
خانمها! نمیدونستم شما اینجا هستید
عزیزم، باید بریم. ۳۰ دقیقه دیرمون شده
کی: اوه، واقعاً؟ متاسفم
گری: خانم کورلئونه، باعث افتخار بود. ممنونم. کی: اوه، نه
باعث خوشحالی ما بود. خیلی ممنون، صحبت با شما عالی بود
(همهمه مبهم)
فردو! فردو، مرتیکهی خر، عالی به نظر میای
فرانک پنتانجلی
فکر کردم هیچوقت نمیخوای بیای غرب، تنلشِ گنده
باید برم به آدمهام سر بزنم
هی فردو، قضیه غذای اینجا چیه؟ چه وضعیه؟
یه بچه با کت سفید میاد پیشم
یه بیسکویت "ریتز" با جگر چرخکرده میده دستم و میگه: "کاناپه"
گفتم: "کاناپه چیه احمق. این بیسکویت ریتز و جگره!"
فلفلها و ساردینها رو بیارید بیرون
اوه، دیدنت من رو یاد نیویورک و اون قدیما میندازه
هی فردو
یادت هست، ویلی چیچی رو که با کلمنزای پیر توی بروکلین بود؟
آره، ایناهاش
فرانکی، همهمون از اون اتفاق ناراحت شدیم. حمله قلبی بود، نه؟
نه، نه، اون حمله قلبی نبود
این... همون چیزیه که به خاطرش اومدم برادرت مایک رو ببینم
اما اون چشه؟
منظورت چیه؟
منظورم اینه که چیکار باید بکنم
باید حتماً معرفینامه داشته باشم تا بتونم باهاش بشینم حرف بزنم؟
تو... تو نمیتونی بری مایک رو ببینی؟
من رو توی راهرو منتظر نگه داشته
جانی اولا
آل نری
وکیل من تام هگن رو میشناسی؟ جانی اولا... حتماً
تام رو از اون قدیما یادمه
روکو
No comments yet. Be the first to leave one.