真の仲間じゃないと勇者のパーティーを追い出されたので、辺境でスローライフすることにしました
De eerste 165 regels.
قطعات سنگی زیادی تو زخماش بود
شاید اونو طوفان با سنگ زده
اصلا تو همچین شبی اون بیرون چیکار میکرده؟
آل، خوبی؟
چی شده!؟
آدِمی اومد تو خونه م به مامان و بابام حمله کرد!
یه تبر داشت! باید کمکم کنین!
"Banished from the Hero's Party, I Decided to Live a Quiet Life in the Countryside"
"آشوبِ پس از طوفان"
خوبی!؟
رد کون!
هر دو زنده ن
فهمیدم. وقتی آل گفت آدِمی یه تبر داشت از بدترش ترسیدم
آره، بنظر میاد فقط یه شوک از ضربه ی قویه
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
میتونست بدتر از این باشه
اما این ضربه ممکنه باعث مشکلات زیادی بشه
آدِمی پسر موئن کاپیتانِ گاردـه
بعداز ضربه، آدِمی غیبش زده
مردم ساوت مارش عصبانی بودن
و تهمت زدن که گاردشهر داره بهش پناه میده
اما اونا جواب این ادعا رو نمیدن
عدم نارضایتی هرلحظه آماده بود شعله ور بشه
مردمِ ساوت مارش از والدینِ آل بعنوان سمبلی از اعتراض استفاده کردن
بنابراین اونا الان جلوی عمارتِ بیگهاوک، دفتر انجمن دزد نشستن
اونا یه مدت آل رو به ما سپردن
نیمرو خاگینه ی رد خوشمزه نیس؟
ب-بله
بابت غذا ممنونم
میگم، ریت سان؟
بله؟ چیه؟
میشه ...
... شمشیرزنی رو یادم بدی!؟
سعی کن بهم حمله کنی!
لطفا میشه یه بار دیگه امتحان کنیم؟
انگار آل الان حالش بهتره
این بخاطر توئه، ریت
من واقعا کاری نکردم به لطف موهبت خودشه
تو کل زندگیش، سلاحشو دقیقاً همونطور که میخواس بکار میبرد
آره
اما تا حالا به کسی یاد نداده بودم چطور بجنگه
امیدوارم عادتای بد رو یاد نگیره
فکر کنم داری عالی کار میکنی
اما استادم گفت باید بیشتر از فقط تاب دادن یه شمشیر، یاد بگیری
اون گفت: "یه فلسفه پشت یه شمشیر وجود داره"
و اضافه کرد اینو نمیشه بواسطه ی یه موهبت یاد گرفت
موندم میتونم چیزایی که استادم یادم داد رو به آل یاد بدم یا نه
مطمئنم میتونی
واقعاً؟
خب آخه تو ریتی
منظورت چیه؟
اما جدی ...
ممنون
رد!
گونز، نائو
گارد شهر تانتا رو برد!
--ها؟ --چی؟
اون داشت تو محله بازی میکرد که چندتا از نگهبانا اومدن
و بدون اینکه دلیلشو بگن، تانتا رو با خودشون بردن
همسرم به دفتر گارد رفت،
اما اونا اجازه ی ملاقات ندادن
منظورت از اینکه تانتا رو بردن چیه؟
وضعیت رو درک میکنم
اما میخوای چیکار کنم؟
میخوام انجمن به گارد شهر درخواست تحقیق مشترک بده
فهمیدم. اینجوری میتونی تو بازجویی تانتا حضور داشته باشی
میتونم فرض کنم که قهرمان ریت کسی باشه که روی حل این موضوع کار میکنه؟
بسیار خب
این بهای کوچیکیه اگه بتونم دِینَمو به قهرمان ریت ادا کنم
میدو و نائو
دوست ندارم جَوونا رو اینقدر ناراحت ببینم
به لطفت مدیونم
این منطقه ای که توشم خیلی خوبه
اینو به کاپیتان بده
بسپرینش به من
چی میخواین؟
کاپیتان رو خبر کن!
باشه!
لازم نیس
"موئن، کاپیتان گارد"
"موئن، کاپیتان گارد"
چیکار دارین؟
تانتا!
بابا!
خوبی؟ باهات بدرفتاری که نکردن!؟
نه، بدرفتاری نکردن
تانتا! خداروشکر!
آل! تو هم اومدی!؟
خیلی نگرانت بودم
دستور دادم اونو برای بازجویی بیارن
ولی فکر نمیکردم اونو ببندن بابت این متأسفم
تازه هرگز پیامی دریافت نکردم که پدرش درخواست ملاقات کرده
بابت اینم متأسفم
تانتا خوبه، پس فراموشش کنیم
چرا تانتا رو گرفتی؟
تا ازش بازجویی کنیم
افرادم فکر میکنن آدِمی ممکنه توسط یکی از ساکنین ساوت مارش کشته شده باشه
این خیلی دور از تصور ماس
گارد همیشه آدِمی رو خیلی دوست داشتن
بعد یه حمله شد که به بهای جون یکی از افرادم تموم شد
منظورم کمپبل و عاملانِ دیگه از ساوت مارش ـه
و با این آخرین حمله،
افرادم در نهایت عاملان رو با قربانی ها اشتباه گرفتن
برخی از اونا حتی شک دارن آدِمی کسی بوده باشه که آل کون تو خونه ش دیده
هی!
من دیدمش مطمئنم خودِ آدِمی بود!
نمی تونم اینو نادیده بگیرم که تو یه دروغ گویی
این یه تفسیرِ منطقیه
خیلی چیزا درمورد آخرین حمله منو گیج میکنه
چطور والدینت زنده موندن؟
چرا گفته شده آدِمی از یه تبر استفاده کرده؟
بهمین دلیل افرادم باور دارن که حمله کننده آدِمی نبوده،
و یه نفر از ساوت مارش بوده
و اونا فکر میکنن جراحاتِ والدینت ساختگی بوده!
منم اصلا باورم نمیشه آدِمی همچین کاری رو بکنه
تانتا!
متأسفم! نمیگم تو دروغ میگی، آل!
فقط ... آدِمی ازم عذرخواهی کرد
گفت بخاظر اینکه منو زده متأسفه
اون دوران سختی رو میگذرونده
گفت موهبت باربرولرـه که باعث میشه دست به خشونت بزنه
اما رویاش پیوستن به گاردِ شهره
اون میدونه کارِ شغل گارد شهر محافظت از مردمه، نه صدمه زدن به اونا
اما ...
"دیگه نگران نباش. دیگه کسی رو بی دلیل نمیزنم"
این چیزی بود که بهم گفت
فکر میکنی آدِمی چه منظوری داشته؟
نمیدونم
رد کون بودی؟ باید باهات صحبت کنم
باشه
ببخش میدو، اما میشه آل رو تا خونه ش برسونی؟
باشه
قهرمان ریت
میگن از ماجراجو بودن بازنشسته شدی
اما به کمکت نیاز دارم یه چیزایی هس که تو باید بدونی
البته، دستمزدتم پرداخت میشه
گوش میکنم
متشکرم
اشتباه برداشت نکنین اما یه سؤال دارم
بپرس
هیچ علامتی از اینکه آدِمی داروی جدید استفاده کرده وجود داشته؟
فکر کردی به پسرم یاد دادم توی این چیزایی که چیزی جز کثافت نیستن درگیر بشه!؟
اما مطمئناً میدونین
شباهتهایی با حمله ی کمپبل وجود داره
هنوز مدرکی وجود نداره چون کسی تو زُلتان مهارتِ ارزیابی عمیق نداره
درمورد موهبتها چطوره؟
ممکنه این دارو بتونه به مصرف کننده موهبت دیگه ای بده
خوشامدید
تو باید آل باشی
خوش برگشتی، رد سان!
مرسی، برگشتم
ریت سان کجاس؟
احتمالاً یه مدتی نمیاد
واقعاً؟
نظرت چیه آموزشت بدم!؟
شما؟
خب، بیا شروع کنیم
سلاحت کجاس؟
همین جارو کافیه
الان چه اتفاقی افتاد؟
کورکوانه بهم حمله میکنی پس از پاهات علیه خودت استفاده کردم
استاد سلاح تو رو در مقابلِ ترس و سرگردمی قویتر میکنه،
ولی خشم تو رو آسیب پذیر میکنه
باید یاد بگیری خودتو کنترل کنی
خیله خب، بی وقفه خودتو ارتقا بده
No comments yet. Be the first to leave one.