De eerste 200 regels.
پيش از اين در "The Mentalist"
لينا براي يه پست توي
وزارت بازرگاني کانديد شده
هنوز هيچي مشخص نيست
من بايد تاييد بشم و اين هم ماه ها طول ميکشه
ايشون بيل پيترسون هستند سن آنتونيو DEA از اداره
اين پيترسون چه چيزي برعليه تو داره؟
وقتي که تو ريو براوو من رئيست بودم
هواتو داشتم
حالا تو داري بهم ميگي که الان هوامو نداري؟
جين ، من طبقه ششم هستم
ليزبن ، به نظر مياد که قاتل اون طرف باشه همينطور به مسيرت ادامه بده
تو از قصد من رو از گروه جدا کردي
تو بايد بزاري من کارمو انجام بدم
اگه نتوني ما بايد چطور باهمديگه کار کنيم؟
پيترسون ميتونه سابقه شغليه من رو نابود کنه حتي ممکنه بيفتم زندان
هر اشاره اي به اين قضيه ميتونه همه چيز رو براي لينا حتي قبل از شروع شدنش
نابود کنه
خب ، تو نبايد اين اجازه رو بهش بدي
ديگه همه چي واسه خودت و زنت تموم شده
و منم قراره شاهدش باشم
"ريو براوو ، مکزيک"
ميبيني؟
"اينجاست"
"آستين ، تگزاس"
همه چيز طبق نقشه مون پيش رفت
ميدونم - هيچ کس صدمه نديد -
ميدونم
خب ، البته به جز آدم بده
ولي اون يه قاتل بود
متوجه هستم ماموريت انجام شد
ولي دقيق وسط ماموريتمون
تو منو فرستادي يه جاي ديگه
که هيچ ربطي به ماموريت نداشت
آره ولي نگران امنيتت بودم
تو نميفهمي - چي رو نميفهمم؟ -
من يه مامور اف.بي.آي هستم
فکر کنم اينو ميفهمم
نه ، فکر نکنم که بفهمي - ببخشيد -
وايلي؟
تو ازم خواسته بودي که پيترسون رو تحت نظر داشته باشم
و اگه حرکت مشکوکي کرد بهت اطلاع بدم
آره ، مگه چي شده؟ - طبق اطلاعات کارت بانکيش -
دو روز قبل اون يه بليت واسه مکزيک خريده
و امروز صبح به سمت اونجا پرواز کرد
خب ، ممکنه واسه يه کاري رفته باشه اونجا
من بررسي کردم دفترش گفت اون واسه يه کنفرانس رفته سنت پائل
خيلي خب ميشه سوابق تلفن همراهشو
برامون بررسي کني؟
ما همين الان ميايم
دارم دنبال چي ميگردم؟
خب ، يه چيز مشکوک - مشکوک ، گرفتم -
اين در مورد آبوت بود؟
به نظر مياد - خب ، قراره چي کار کنيم؟ -
هر کاري که بتونيم
پيترسون توي يه هتل درست
خارج ريو براووئه
اين همون جاييه که با آبوت کار ميکرد ، نه؟
آره ، ده سال قبل - من سوابق تلفنشو بررسي کردم -
تنها تماسي که ازش گرفته شده
تماس با يه عضو کنگره نماينده جولز بلَت
توي همين بعد از ظهر بوده
من يه چيزايي ازش شنيدم
اون هيچ کسي نيست ولي ميخواد واسه خودش يه اسمي پيدا کنه
خب ، اگه اون بتونه که مانع تاييد شدن
لينا آبوت رو بگيره ميتونه با اين کار کمي به شهرت خودش
توي بعضي از محافل اضافه کنه ، نه؟
خب ، رفتن پيترسون به ريو براوو چطور به اين قضيه کمک ميکنه؟
نميدونم . خب ، جلسات تا چهار روز ديگه شروع ميشه
پس اگه پيترسون ميخواد مشکلي ايجاد کنه
الان وقتشه که انجامش بده
خب ، ما بايد چي کار کنيم؟
ما بايد راجع به چي ، چي کار کنيم؟
چرا همه آروم حرف ميزنند؟
تو چطور همه اين چيزا رو فهميدي؟
وايلي ، پيترسون رو تحت نظر داشت
و تو وايلي رو هم توي اين کار دخالت دادي؟
خب ، من اشاره کردم که ممکنه پيترسون کمي
برامون مشکل ساز بشه
و وايلي هم داوطلب شد
اون بچه کلا به هيچ چيز جواب نه نميده
تو هيچ نظري داري که پيترسون توي ريو براوو داره چي کار ميکنه؟
پيترسون آدم محتاطيه
اون هيچ اتهامي نميزد اگه مدرکي نداشت
که باخودش بياره
من به يه مرد شليک کردم
گلوله توي جسده
پيترسون جسد رو پيدا بکنه گلوله رو دربياره
تنها کاري که بعدش بايد انجام بده اينه که اون رو با اسلحه تطابق بده
و همه چيز تمام
من بايد به لينا زنگ بزنم
اجازه ميدم اين کار رو انجام بدي
اون فکر ميکنه که پيترسون چه چيزي برعليه اش داره؟
گلوله - خب ، اگه واقعا گلوله رو داره پس آبوت کارش تمومه -
اين يه کمي بدبينيه
ولي اين فقط راجع به تاييد شدن لينا نيست
آبوت ممکنه کارشو از دست بده حتي ممکنه بره زندان
فکر نکنم چنين اتفاقي رخ بده - چرا نه؟ -
ما ازش جلوگيري ميکنيم - توي چهار روز؟ چطور؟ -
هنوز راجع بهش مطمئن نيستم
جين ، اين قضيه جديه
ميدونم . نگو وقتي اينقدر ريسکش بالاست شرط بندي رو دوست نداري
"The Mentalist" فصل 7 قسمت 9 : گلوله مسي
: مترجم StoneCold
:هماهنگي و ويرايش زيرنويس SepehrRed90
تا اونجايي که تونستم سريعا خودمو رسوندم
مرسي واسه اينکه اومدي عزيزم
بريم توي دفترم صحبت کنيم
پيترسون؟
آره
مطمئني اون مدارک رو داره؟
کاملا
ببين عزيزم ، من خيلي متاسفم
من بايد همه چيز رو از اول بهت ميگفتم
اين رو نگو
نه ، نه ، نه اينا همه تقصير منه من تو رو هم با خودم کشيدم پايين
اين رو نگو
لازم نيست که عذرخواهي کني ، نه به من
نه به هيچ کس ديگه اي
اينکه اين آدم ميخواد تورو نابود کنه من رو
خيلي عصباني ميکنه
ولي خيلي ساده است من از کار دست ميکشم
نه
من اين کار رو نميخوام اگه در عوضش شرايط اينطوري بشه
ببين ، من اجازه نميدم که به خاطر من دست از کارت بکشي ، باشه؟
حالا من به پيترسون ميگم که ميخوام استعفا بدم
قطعا نه
ما ميتونيم با يه داستان مشابه پيش بريم
...اينکه از هم جدا شديم و ممکنه
ببخشيد
جين ، ميشه لطفا بهمون يه دقيقه وقت بدي ؟
آره ميتونم ولي زمان کمه و من حدس ميزنم
که هر کدوم از شما داريد پيشنهاد ميدين که واسه همديگه از کارتون دست بکشيد
که اين خيلي عاشقانه و قابل تحسينه
ولي فکر نکنم اينطوري چيزي حل بشه - چرا؟ -
چون پيترسون بدذات و مصممه
و اون کارشو متوقف نميکنه تا هردوي شما رو نابود نکنه
حالا ، ما ميدونستيم که دير يا زود
اون ميخواد همچين کاري رو انجام بده
و حالا نوبت ماست که حرکت خودمونو انجام بديم
و دقيقا چه حرکتي؟
جلسات سه روز ديگه است
خب ، من فکر کنم بتونم کاري بکنم
اگه هردوتون ازم بخواين که منم داخل اين ماجرا بشم
...نه ، نه ، اين
اين مشکل تو نيست - يه لحظه وايسا -
دنيس بهم گفته که توي يکي از حقه بازترين و
منحرف ترين ذهن هايي رو داري که تا حالا باهاش کار کرده
جدا؟
خب ، من نيومدم اينجا که ازم تعريف کنند ولي لطفا ادامه بديد
همچنين گفت که شما دوستش هستيد
و اون به اندازه زندگيش بهت اعتماد داره
واقعا ميتوني کمک کني؟ - آره ، فکر کنم -
دنيس
چي تو ذهنت داري؟
خب ، نميتونم بهت بگم
لازمه که دستاي تو پاک بمونند
واسه مسائلي مثل انکار کردن و اينطور چيزا
خيلي خب ، ما از راه تو ماجرا رو ادامه ميديم
عاليه
هي ، چيز جديدي نيست؟
پيترسون دو ساعت قبل برگشت به سن آنتونيو
اون ديگه با نماينده بلَت تماسي برقرار نکرده؟
نه ، تنها همون تماس تلفني بود که روز قبل گرفته بودند
که بيشتر از 30 ثانيه هم نبوده
احتمالا فقط يه پيام صوتي بوده
شنيدم که آبوت توي مشکل افتاده
من خيلي کارم توي نگه داشتن رازها خوب نيست
خوبه حداقل توي اف.بي.آي هستي
ما بايد راجع بهش چي کار کنيم؟
جين الان داره يه نقشه واسه اش ميکشه
شما بهتره که دوباره به اينکه ميخواين توي اين قضيه دخالت کنيد فکر کنين
با هردوتاتون هستم
يه حسي بهم ميگه که قراره توي اين ماجرا خيلي از خط معين شده رد بشيم
خب ، جين من رو مجبور کرد که وانمود کنم کسي رو کشتم
يعني از اينم بيشتر از خط رد ميشيم؟
احتمالا نه
پس مشکلي ندارم
منم همينطور
بياين اين قضيه رو يه جاي بهتر ادامه بديم
آبوت چي گفت؟ - همه چيز خوبه -
عاليه . پس تو چي دستگيرت شد وايلي؟
بيل پيترسون 55 ساله
شده DEA به مدت 27 ساله که مامور
توي 30 سالگي ازدواج کرده همسر قبليش توي تاکوما زندگي ميکنه
بچه اي نداره ، فاميل زنده اي هم نداره
چه کارايي انجام ميده؟
بيشتر کار ، يه کمي تنيس بازي ميکنه
توي کارائيب قواصي ميکنه
بر اساس خريدهاش از مشروب فروشي محلي
اون علاقه زيادي به شراب داره - جالبه -
چرا؟
مثل روز مشخصه که اون آدم فاسديه
چطور؟
خب ، مردي که تنيس بازي کردن و مسافرت رفتن و شراب هاي عالي رو دوست داره
با حقوق بازنشستگيش از دولت از کارش کناره گيري نميکنه
اون مطمئنا مقداري پول دزدي يه جايي ذخيره کرده
ما بايد بفهميم کجا
در مورد مدارکي که پيترسون از مکزيک به دست آورده چي؟
گلوله ، قراره با اون چي کار کنيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.