Marvel's Jessica Jones

Marvel's Jessica Jones

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

Marvels Jessica Jones Season02 All Episodes 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Marvels Jessica Jones Season02 All Episodes 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Marvels Jessica Jones Season02 All Episodes 1080p WEB x264-STRiFE
Marvels Jessica Jones Season02 All Episodes 720p WEBRip x264-STRiFE
Een commentaar door modern_gesprach
▒░╠▷ ويرايش شده تمامي قسمت‌ها ◁

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Gepubliceerd op: 2019-01-23
Downloads: 76
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫توی نیویورک میشه هر چیزی سفارش داد

‫یا حتی هر کسی

‫خدایا

‫ولی باید مراقب باشی درت ‫رو به روی چی باز می‌کنی

‫هر چی رو که راه میدی ‫بالاخره بیرون هم درز می‌کنه

‫مخصوصاً اگه من اون طرفا باشم

‫باید می‌دونستم

‫هیچ تحویل پیتزایی اینقدر طول نمی‌کشه

‫خیلی باهام مهربون بود

‫تازه می‌خواستم اونو مدیر کنم

‫احساس می‌کنم تحقیر شدم

‫چه سخت. هم نقد قبول می‌کنم هم چک

‫فقط اسمی ننویس، ‫خودم بعداً پرش می‌کنم

‫سلام میوی!

‫سلام

‫این دوستت کیه، میو؟

‫- من رافی‌ام ‫- شستی‌ـش؟

‫گشنه نیستین؟ ‫من که دارم از گشنگی می‌میرم

‫برات یه کار دیگه هم دارم

‫- نظرت چیه که قبلش حساب اولی رو صاف کنی؟ ‫- می‌خوام بکشیش

‫من دیگه کارم رو کردم

‫اون آدم بدیه. تو یه ابرقهرمان شورشی هستی

‫بذار روشنت کنم. ‫تو می‌خوای این یارو رو بکشم؟

‫چه جورم. حقشه

‫- قانونت اینه، نه؟ ‫- آره، دارم ازش تی‌شرت هم می‌زنم

‫دستمزدت رو سه برابر می‌کنم

‫هی رافی، بیا اینجا ببینم

‫اینجا این کارو نکنی. ‫تو یه کوچه‌ای، چیزی بکشش

‫امیدوارم گشنه باشین

‫این پپرونی رو بردم در خونه طرف ‫ولی هر چی درو زدم جواب ندادن

‫رئیست می‌خواد تو رو بکشم

‫آره، باورم شد

‫مچت رو گرفتم، رافی

‫اون عصبی‌ـه

‫می‌خواد بمیری. ‫از من می‌خواد این کارو بکنم

‫تو؟

‫محض رضای خدا، میویس. ‫می‌دونستم داغونی، ولی نه در این حد

‫ولی این که... ‫من...

‫چرا این‌کارو کردی؟

‫چون من قاتل نیستم

‫مزخرفه! گردن یه نفرو شکستی. ‫توی برنامه تریش‌تاک درموردش شنیدم

‫یه مرد کار بدی باهات کرد و کشتیش

‫ولی حالا اون قهرمان شورشی ‫می‌خواد درمورد من قضاوت کنه؟

‫اگه یه قهرمان بود الان تو رو به جرم ‫درخواست قتل داده بود زندانی کنن

‫اگه یه شورشی بود تا می‌خوردی تو رو می‌زد

‫حالا من کدومشم؟

‫- نمی‌دونم ‫- خودت انتخاب کن

‫لطفاً منو نکش

‫من آدما رو نمی‌کشم

‫چون قاتل نیستم

‫اگه دری بسته نمونه

‫یه در محکم‌تر درست کن

‫خیلی خب، کافیه

‫- چه دردناک بود ‫- عالی بود، پتسی

‫- آره ‫- دخترمون هیچوقت اینو فراموش نمی‌کنه

‫اون بدجور طرفدارته

‫کایل کل دی‌وی‌دی‌هات رو براش پخش می‌کنه، ‫از جمله ویژه برنامه‌های کریسمست رو

‫عالیه. حالا میشه...

‫هی هی! نظرت درمورد یه آواز دیگه چیه؟ ‫دوست داریم یه آهنگ ضبط شده بشنویم!

‫- نه ‫- اوه، ببخشید که طرفدارتم

‫مسئله اینه که... ما یه قراری داشتيم. ‫من اون پرونده رو می‌خوام

‫چه قراری؟ چه پرونده‌ای؟ ‫کایل، چیکار کردی؟

‫چرا نمیری مطمئن بشی که

‫لیلی‌بث اسباب‌بازی‌هاش رو ‫به بقیه بچه‌ها هم میده؟

‫- بفرما ‫- دیوونه شدی؟

‫اگه بیمارستان بفهمه که یه پرونده محرمانه ‫رو دزدیدی، تو رو اخراج می‌کنه

‫ندزدیدمش. کپی کردم

‫این رازیه بین ما دو تا. ‫به اضافه اون اجرا

‫این یه تخطی از قوانین پزشکیه. ‫ممکنه ازت شکایت کنن یا حتی بازداشت بشی

‫به خاطر دخترمون این کارو کردم

‫- بقیه‌اش کجاست؟ ‫- خب، فقط همینش رو تونستم پیدا کنم

‫- من با یه جنایتکار ازدواج کردم ‫- اش، بس کن

‫تو روحش!

‫- پتسی، فحش نده ‫- می‌دم

‫پتسي یه جورایی بدجنسه

‫هی، جس؟

‫کجایی؟

‫فکر می‌کردم مسئول اینجا رو ‫تا الان فرستادن بره

‫هنوزم اولین جمعه‌ی هر ماه اینجاست. ‫مگه اینکه توی بوکا باشه

‫خب دیگه چه خبرا؟ ‫پشت تلفن جدی بودی

‫خیلی وقته باهم اینجا نبودیم

‫بعد از یه روز ناجور هیچی بهتر از ‫شام و یه فیلم نیست

‫از کی شروع کردی؟

‫درست بعد از مشتری عوضی قبلیم

‫- این اواخر از اون مشتری‌ها زیاد داشتی ‫- اونا بیشتر میدن

‫و لازم نیست براشون حس بدی داشته باشی

‫یه کاری با این مورد آخری کردم

‫کسی صدمه هم دید؟

‫نه

‫فقط میگم که اگرم باشه دفعه اولت ‫یا حتی دومت هم نیست

‫به خاطر اینه که هی بحث ‫ابرشورشی رو میزنن تو سرم

‫تو هم توی تریش‌تاک هی ‫درموردش حرف میزنی، بدترش می‌کنه

‫من هیچوقت تو یا بقیه رو ‫با اسم توی بحث‌هام نیاوردم

‫تو گفتی که با یه ابرانسان بزرگ شدی

‫اینطوری هر کی یه زره از اینترنت بدونه ‫می‌تونه پیدام کنه

‫- بیشتر تلاش می‌کنم که نذارم بدونن کی هستی ‫- اصلاً چرا درموردش حرف می‌زنی؟

‫چون بالاخره یه حرفی واسه گفتن دارم

‫اخبار واقعی مهمتره ‫و بالاخره یکی باید ازش دفاع کنه

‫تو داری گذشتن از این وضعیت رو ‫برام سخت‌تر می‌کنی

‫خب شاید بدون اینکه باهاش روبرو بشی ‫نتونی ازش بگذری

‫من اونو خلاص کردم. ‫به نظرم این یعنی روبرو شدن

‫به نظرم فقط کشتن کیل‌گریو کافی نبود

‫خب؟

‫تو حافظه 20 روزت رو نداری

‫آره. اگه بی‌هوشی‌های منم حساب کنی ‫خیلی بیشتر میشه

‫هفده سال پیش

‫بعد از تصادف

‫تو رو آوردن اورژانس

‫ولی تا بیست روز بعد برات ‫هیچ تختی اختصاص ندادن

‫و توی اون بازه هم هیچ ‫سوابق بیمارستانی‌ای هم نداری

‫کجا بودی؟

‫- توی کما ‫- این توجیه می‌کنه که چرا یادت نمیاد

‫- ولی کاری که آی‌جی‌اچ باهات کرد رو نه ‫- ما نمی‌دونیم که آی‌جی‌اچ کاری کرده یا نه

‫می‌دونم که اون روز توی بیمارستان تا سر حد ‫مرگ رفتی و با قدرت‌هایی بیرون اومدی

‫و از آزمایشات آی‌جی‌اچ روی آدم‌ها خبر دارم، ‫مثل کاری که دکتر کازلاف روی سیمپسون کرد

‫- سرت حسابی شلوغ بوده ‫- آره

‫ولی تو نمی‌خواستی حرفی درموردش بشنوی

‫اون پرونده رو از کجا آوردی؟

‫از یه نگهبان امنیتی بیمارستان ‫که طرفدارمه

‫چند ساعت پیش توی ‫جشن تولد بچه‌اش آواز خوندم

‫آره، تحقیرکننده بوده ‫ولی این ارزشش رو داشت

‫جس، کیل‌گریو تنها روح داخل سرت نیست

‫- ولی اون یه چیزی توی وجودت رو باز کرد و تو... ‫- و الان دارم خوب میشم

‫با مستی و دعوای بیشتر؟

‫پرونده‌ها و سکس‌های بی‌معنی بیشتر؟

‫هی، سکس بی‌معنی رو تو سرم نزن

‫دونستنِ اینکه چه بلایی سرت آوردن ‫شاید کمکت کنه

‫منم می‌تونم اونا رو افشا کنم، ‫و با دکتر کازلاف شروع می‌کنم

‫- اون بهشون مرتبطه ولی... ‫- نه

‫نمی‌تونم گذشته رو تغییر بدم

‫پس باید همون‌جوری که هست بمونه

‫خودم ردیفش می‌کنم

‫یعنی بری یه بار و مست کنی

‫- منم همین رو گفتم ‫- آخ!

‫خدا لعنتت کنه

‫جس! من...

‫جس، بیخیال!

‫نمی‌تونم بازش کنم

‫به قدر کافی قوی نیستم

‫لعنتی!

‫جس؟

‫جس، بیداری؟

‫نه!

‫تنهایی؟

‫نمی‌دونم

‫خیلی خب. اولین ملاقات ساعت دهه. ‫بخورش

‫تو اخراجی

‫بخورش

‫از اولش شروع کن

‫می‌خواستم پسرم رو پیدا کنم ‫ولی اونا نمی‌گفتن که کی به فرزندی قبولش کرده

‫مارمولک‌هایی به شکل انسان هستن ‫و دولت رو گرفتن

‫زنم رو تهدید کردن که به کسی چیزی نگم

‫ولی محصولشون مردم رو مریض می‌کنه

‫یه نفر می‌خواد منو بکشه ‫چون من یه قدرت‌هایی دارم

‫ولی به لطف سرعت بالای من ‫هنوز نتونستن منو بگیرن

‫می‌خوام قبل از مرگم ‫پسرم رو ببینم

‫قبل از اینکه افشاسازی کنم ‫مدارک بیشتری می‌خوام

‫باید جلوی اون آدمای دایناسوری رو بگیری. ‫حتی جی‌زی رو هم تسخیر کردن

‫اسم ابرقهرمانی من؟

‫بچه‌های مدرسه صدام میزدن وزوزی

‫مطمئنم همینطوره

‫این بلاک رو یه دور بزن. ‫ببینم تو چند ثانیه دور میزنی

‫نه، فقط وقتی می‌تونم سریع حرکت کنم ‫که ترسیده باشم

‫من یه قهرمان ترس‌اساس هستم

‫متأسفم، وزوزی

‫خب به نظرم پسرش که به فرزندی گرفتن رو پیدا کنیم

‫نع

‫اگه یه پرونده رایگان قبول کنیم ‫ضرر نمی‌کنیم

‫اینو قبول کنیم اونوقت آدمای زیادی با داستان‌های ‫فرعی و یه مشت اسکل سراغ‌مون میاد

‫منظورت آدمای در عذابیه که به کمک‌مون نیاز دارن

‫اینطوری پرونده شخصی میشه ‫و به گند کشیده میشه

‫یه کارآگاه خصوصی خوب به ‫بی‌طرفی نیاز داره

‫پرونده رو بگیره، سرنخ‌ها رو بگیره ‫بعد هم پول رو بگیره

‫- داری چیکار می‌کنی؟ ‫- دارم می‌نویسمش. عمیق بود

‫این که یه درس نبود

‫معلومه، چون چرا باید کمکم کنی ‫که توی کارم بهتر بشم؟

‫کار منه

‫پس به خاطر اینکه می‌خوام ‫یه چیزی باهات بسازم، اخراجم کن

‫مدام سعی می‌کنم اخراجت کنم، ‫تو همه‌اش یه کاری میکنی اخراج نشی

‫چرا؟

‫فکر کنم به خاطر عدم روشن‌سازی شما

‫سلام. ساعت دو با شما ملاقات داشتم. ‫درست سر موقع اومدم

‫با وقت‌شناسی مشکل دارین؟

‫طرف کیه؟

‫پرایس چنگ از دفتر مشاوره‌ی چنگ

‫مدیریت ریسک. ‫ما بهترین شرکت شهریم

‫تعریف‌تون رو شنیدم

‫- مدیریت ریسک؟ ‫- یه اسم پرجلوه‌تر برای کارآگاهی خصوصیه

‫خب چه کمکی از دستم برمیاد ‫که برای خودت از دستت برنیومده؟

‫هیچی

‫چون همه منابع و چیزهایی که ‫یه کارآگاه خصوصی نیاز داره در اختیار دارم

‫یه سوئیت متشکل از چند دفتر، ‫یه لیست بزرگ از مشتری‌ها

‫و مزایای کارمندی عالی

‫ولی داشتن یه شخص تقویت‌شده به جمع ‫کارمندان شرکت، می‌تونه مشتری جذب کنه

‫می‌خوای استخدامش کنی

‫می‌خوام دفتر کارآگاهی خصوصی شما رو ‫جذب کنم

‫چرا؟

‫مشاوره چنگ می‌خواد کارش رو توسعه بده. ‫می‌خوایم بین شرکت‌های دیگه سر بمونیم

‫- نه، ممنون ‫- کاملاً مستقل می‌مونید

‫و می‌تونید هر پرونده‌ای که براتون مهمه رو بگیرین

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left