De eerste 200 regels.
هاکهای! نوکوتا! نوکوتا!
ریوساکائه با یه ضربه فرو ریخت.
با هفت پیروزی، اِنو در دسته ساندانمه برنده شد.
اِنو!
۲۱ پیروزی متوالی به دست آورده
از زمان اولین حضورش.
زود باش بیا پایین!
اِنو
تو تازه ۲۱ مسابقه متوالی رو بردی. تبریک میگم.
این دلیلی برای جشن گرفتن نیست.
اوه؟ چرا نیست؟
مثل کتک زدن بچههای کوچیک دبستانی میمونه.
من یه روزی به درجه یوکوزونا میرسم.
پس بهتره حواست باشه.
من قراره سومو رو زیر و رو کنم!
اون احمق.
همم.
اِنو با ثبات پیشرفت میکنه.
ظاهرش، رفتارش، و تکنیکهای سوموش واقعاً افتضاحه.
از اینکه اینقدر با استعداده متنفرم.
اما چرا احساس میکنم...
مجذوبش شدم؟
پناهگاه
ماکوشیتا: اِنیا، اِنکو، اِنو
من بعدی! - منو انتخاب کن!
تاکاهاشی، ۵۰۰ شیکو.
چشم.
خیلی خب.
هی!
بیا تو.
نمیتونم. پاهام درد میکنه. ببخشید.
ها؟ زود باش بیا تو، احمق!
خب، من نمیخوام مثل بعضیا بشم.
ببخشید.
تو کوچولو...
صبر کن، تو تو ساندانمه نیستی؟
من تو...
ماکوشیتا.
ماکوشیتا: اِنو ساندانمه: اِنگا
هی، از مغزت استفاده کن.
اینجوری بود که ۲۱ بار پشت سر هم بردم.
اگه نبره بیفایدهست، درسته اویاکاتا؟
چطور جرئت میکنی منو دستکم بگیری؟ - اِنگا!
کافیه. - هی.
وقتی به ژوریو برسم، تو رو دستیار خودم میکنم.
منتظرش باش.
شاید...
منو بشوری.
ببخشید؟
وای!
اوه!
جدی؟
لعنتی!
هی، نباید اون حرف رو میزدی.
ها؟
مجبور نیستم به کسی که سومو رو ول کرده گوش بدم.
تازه، دیدی که یه رتبه بالا رفتم. این منو خیلی بالاتر از تو قرار میده.
آره؟
منم یه روزی یوکوزونا میشم.
فهمیدی؟
بهتره مواظب حرف زدنت باشی.
فهمیدی؟
با ماژونگ از مهمونا پذیرایی میکنن.
پذیرایی کنن، هان؟
من با اون چیزا کاری ندارم.
اشکالی نداره. - آره.
واو، جدی؟
اوه، شنیدی؟
شینتانی از بخش اخبار سیاسی
داره با جابجاییهای بعدی به بالاترین رده ترفیع پیدا میکنه.
واقعاً؟ - آره.
چانکو ایزاکایا تپو
مواظب باش. داغه.
بفرما.
اون پسره خیلی گستاخه.
اِنو؟
اما با نتایجش اثباتش میکنه.
پسره با استعداده.
انتظار اینو نداشتی؟ - فکر نمیکردم اینقدر احمق باشه.
اما، میدونی...
اِنیاست که نگرانشم.
بالاخره به ژوریو برگشت،
اما بلافاصله زانوش آسیب دید و به دسته پایینتر برگشت.
همم.
تنها راه خوب شدنش اینه که عمل جراحی کنی.
اگه این کارو بکنی، دیگه نمیتونی سومو کار کنی.
ای کاش راهی بود که اون بتونه سومو رو ادامه بده.
اوه بله. این دُم گاو فوقالعادهست.
یالا!
عالی! باشه.
بفرما. - بگذر.
هایاتو، رد کن!
خوش آمدی. - هان.
زود اومدی. - هان.
شام به زودی آماده میشه. - هان.
یووا! بابات اومده خونه!
سلام، بابا!
آه، نزدیک بود!
خیلی خب!
اِینو!
موفق باشی! - ممنون!
اگه وقت بازی کردن داری، برو تمرینت رو بکن.
خفه شو!
وایسا، بذار یه عکس بگیریم!
اِینوئه! - چه خفنه!
سوموی تو واقعاً مایه شرمساریه.
الان چی گفتی به من؟
چرا خودت امتحان نمیکنی، پیرمرد گنده؟
لهت میکنم، پیرمرد احمق!
آره، باشه!
میتونیم؟
هنوز نه!
ی... یالا!
گفتم «نه».
و امروز یه دانه جینکگو گرفتم.
واسه شانس خوبه.
یوا دوستشون داره، واسه همین کلی ازشون گرفت.
میشه یه کمی ساکی بدی؟
ولی تو... تو مسابقه داری.
آره.
دیگه نه.
حالا خیلی راحتترم.
بهت افتخار میکنم...
به خاطر تمام کارهایی که این سالها انجام دادی.
هوم.
این دیگه چه کوفتیه؟
چیه؟
احمقهایی مثل اِینو سومو رو نابود میکنن.
عوضی!
یالا.
زیاد نگرانش نباش، باشه؟
بیا یه نوشیدنی بخوریم.
میرم کلاب سودا رو بیارم.
وایسا.
بیا، اینو بگیر.
بقیشم برای خودت.
مثل اینکه کارت خیلی خوب پیش میره.
چرا؟
همینجوری.
ممنون، اِینو.
زود برمیگردم.
گمشو. تو اوج حماقتی. بمیر...
جداً، بمیر... تو هیچی نیستی. چقدر از خود راضی هستی، اِینو.
لعنتی!
اِینو لعنت بهت! کاش بمیری، گوریل زشت. لعنت بهت.
نانا کوگا
بله؟
اِینو؟
موراتام!
میای بریم یه نوشیدنی بزنیم؟
یه چیزی هست میخوام باهات حرف بزنم.
حرف نداره مگه نه؟
آره.
بریز برامون.
بله آقا.
شامپاین میخواید؟
لطفاً. - بفرمایید.
بفرمایید. - بیا.
ممنون. - خواهش میکنم.
یکی دیگه. - بله آقا.
بفرمایید.
اِینو، بیا.
اوه، خب، میخواستم باهات حرف بزنم.
دارم فکر میکنم که حامیت بشم.
نظرت چیه؟
جدی میگی؟
یعنی، حمایت از یه سوموکار خیلی باحاله.
من فقط گاهی بهت پول میدم.
خب...
نه؟
باشه. - پس تمومه.
حمایتت میکنم.
وای خدایا، اون اینجاست! - سلام!
هی، از این طرفه!
هی، شما دخترا دیر کردین!
یه کشتیگیر سوموی واقعی. - وای خدایا، اون اینجاست!
اوه مای گاد! - تو خیلی نازی!
هی، اِینو. اِینو!
یالا. نشونشون بده از چی ساخته شدی!
میخوای ببینی، نه؟ میخوای ببینی؟ میخوای؟
یالا. نشونشون بده برای سوموکار شدن چی لازمه.
یالا! - بخورید!
بخور! - همینه!
انجامش بده!
اوه! - واقعاً؟
اوه!
آره! آره! اوه، عالیه!
بیا اینم انعام تو!
ووو!
بیا امشب مست کنیم!
آره!
حس میکنی مثل اینه که سوار اسب توی دشت هستی. حرف نداره!
خرید تلویزیونی ژاپن
دستگاه رودئو ۱۹۸۰۰ ین
واقعاً مثل یه اسبه.
احساس میکنم داره روی ماهیچههای شکمم کار میکنه،
پشتم، و رانهای داخلیم.
حتی میتونم موقع تماشا کردن تلویزیون هم این کارو بکنم.
خیلی تحریککنندهاس.
ببخشید.
No comments yet. Be the first to leave one.