De eerste 200 regels.
ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke
.سلام، کلیر هستم
،پیغام بزارید .بعداً باهاتون تماس میگیرم
.سلام، پدرت هستم
میدونیم از وقتی باهم حرف زدیم چند سالی گذشته
... و نمیدونم که هنوز از دستم ناراحتی یا
.راستش هیچی نمیدونم
... فقط میدونم که
.دلم برات تنگ شده
مطمئنم گوشت از خیلی از معذرت خواهیا پره
،ولی باهات روراست باشم دیگه علاقهای به اینکه
کی درست میگه یا کی اشتباه میکنه ندارم
،از آخرین باری که دیدمت شرایط خیلی تغییر کرده
،نمیدونم این تغییرات خوبن یا بد
ولی واقعاً فکر میکنم
.فرصتیه که همه بتونیم بفهمیم
و دونستن اینکه برای همهی اینا و مردم
،چقدر اهمیت داشتی
.باعث میشه افتخار کنم
و فقط خواستم بهت زنگ بزنم و ... بهت بگم که چقدر هیجان زدهام
که امکانش باشه که همو ببینیم
وقتی یه نگاهی به گذشته ،به کارایی که کردی
...به تصمیمی که گرفتی بکنی
آخرین چیزی که میخوای احساس کنی
حس پشیمونیـه، درست میگم؟
به زودی میبنمت، کلیر عزیز
.در شهر اودسا، تگزاس ...
... اداره مرکزی پرایماتک
.رؤسای جهانی دانش تکامل یافتهها
رویای صلح بین بشر و تکامل یافتهها
.در چند ثانیه نابود شد - ... گواه بزرگ -
...اودسا
...شهری بزرگ در تگزاس مرکزی
چرا این باید اتفاق میفتاد؟
.این اتفاقی شرورانه و نامردانه بود
... با خاک یکسان کرد اینها بذرهای تنفری هستن
.که نباید بگذاریم درون قلب ما ریشه کنن
،ما با قدرت با جنایتکاران .زورگویان و تروریست ها برخورد میکنیم
و اخیراً به ما یادآوری شد که تهدیدات جدی
و اخیرا به ما یادآوری شد که خطرات جدی
.سر راه ما باقی ماندن
...اشتباه نکنید، ما این قضییه رو تموم میکنیم
!کلیر
کسانی که مرتکب این حملهی کثیف بودن رو
.به سزای اعمالشون برسونیم
سیزدهم ژوئن در تاریخ با عنوانِ
.بدترین حملهی تروریستی ثبت خواهد شد
... دستگیر و تنبیه میشن - !کلیر -
.آنها مسئول هستند - به سزای اعمالشان میرسند -
.آنها را دستگیر و خواهیم کشت .همهی آنها را خواهیم کشت
!کلیر
ندیدیش؟
مربی لویس؟
یا خدا، شوخیت گرفته؟
...اودسا، شهر در حال توسعهای که
...با اقدامی نامردانه با خاک یکسان شد
.رمز
سوسک؟
چرا اودسا؟
،دفتر مرکزی پرایماتک بود
.شرکتی غرق در مخفیکاری
پرایماتک در 13م ژوئن درهایش را برای
.چیزی که باید نشست سه روزه میبود باز کرد
،مردم از سراسر دنیا جمع شدند
به این امید که آیندهای رو بسازند که آنجا انسان ها و تکامل یافتهها
.بتونن باهم در صلح زندگی کنند
،در عرض چند ساعت یک شیطان نژاد طلب
،به اسم موهیندر سورش مسئولیت تمامی حملات را
.قبول کرد
.دروغ هستن. همهشون
.رقت انگیزه
وقتی حتی نمیتونیم خودمون رو سازماندهی کنیم
چطور باید باهاشون بجنگیم؟
.باید بریم پیش سازندهمون
یکی توی لسآنجلس هست که ،داره علیهشون میجنگه
"بهش میگن "ال ونگادور
اون یارو مکزیکی که لباسِ کشتی گیرا رو پوشیده رو میگی؟
شوخی میکنی، مگه نه؟
.واقعاً؟ حداقلش اون داره یه کاری میکنه
شنیدم که کل خط مترو رو در اختیارش داره
...هویتهای جعلی، نمونه خون جعلی
.راهیه که میشه راحت مخفی شد
یه نفر، که چی؟
خیلی زود، اونا هواپیماهای بدونِ .سذنشین میفرستن دنبالش
.سیزدهم ژوئن همه چی رو عوض کرد
.مردم تا حد مرگ از ما ترسیدن
...بیشتر این حوادث در منطقههای دور بوده
...تولسا، سیدار رپیدز
.پارتیزان ها و یه چند تا آدم بد، همش همین
،اگه فقط پارتیزان ها بودن
پس دولت نباید ما رو وادار .به ثبت آمار میکرد
.مردم اینو نمیفهمن
این دولت یا شوشگرا نیستن
.که باید نگرانشون باشیم
،اونایی که واقعاً دارن شکارمون میکنن .توی سایه ها مخفی هستن
.قضییه یه چیز دیگهست
.و اونا همه جا هستن
.عالی شد
خب با این باید چیکار کنیم؟
دنبال ارواح بگردیم؟
،مادرم با یه تفنگ زیر بالشش میخوابه
.البته اگه بخوابه
.و بیشتر وقتا از اسم های جعلی استفاده میکنه
."الان دیگه اسم خودمو گذاشتم "تامی
.اسمی نگو، تو رو خدا
،الآن توی سه ایالت تحت تعقیب هستیم
همهش به این خاطره که .نمیتونم قدرتم رو کنترل کنم
امشب امدم اینجا چون فکر کردم شاید
،یکی بتونه راهنماییم کنه
.یکم کمکم کنه
جای اشتباهی اومدی، دوست من
.باید برم
مامانمـه
.ببخشید
!هی، مواظب باش
.خیلی متأسفم - .بیخیال -
.خیلی متأسفم
.دروغه، فقط دروغ - .تو همه چی رو باور داری -
.انقلاب بدون تلفات امکان نداره
،مقاومت تنها جواب ماست
.به هر وسیلهی ممکن - .دقیقاً -
.نباید اینجا مثل قربانی رفتار کنیم
.ما اونایی هستیم که قدرت داریم
.سورش درست میگفت
.ما همون آینده هستیم
...آینده
.تیکهی خوبی بود
،سیزهم ژوئن، من و زنم
بچهی نه سالهمون رو به دنیسِ اودسا آوردیم
.تا ببینیم که تاریخ ساخته میشه
.روز قشنگی بود .آفتاب میدرخشید
.گرمای تابستون از رمین بلند میشد
،مثل همهی آدمای اینجا .به اون هدف باور داشتیم
باور داشتیم که تغییر
.میتونه از اون مکان شروع بشه
،و بعدش وقتی دیدم پسرم توی دستام مُرد
.فهمیدم که قرار نبود اونطوری بشه
.همهی شما آدمای خوبی به نظر میرسین
،نمیتونید کسی که هستید .چیزی که هستید رو تغییر بدید
...اما این قدرتها
.طبیعی نیستن
امنیتی ندارن و نمیشه .بهشون اعتماد کرد
،پس از اونجا که نگرانم
.فقط یه راه حل براش هست
خب اون راه حل چیه؟
!فرار کنین !پیدامون کردن
.یکیشون رفت
.اینو جا گذاشت
.بستی سازی مویز
.شهر کاربوندیل، ایلینویز
،یکی دیگه رو بگیریم .بعدشم بستنی مفتی میگیریم
.به خاطر دنیس
.خاطرات چیزهای خنده داری هستن
،خاطرات خوب زندگیت رو با مفهوم
،با معنی
.با وضوح و روشنی پر میکنن
.در حالی که خاطرات دیگه میتونن فریبت بدن
خاطراتی که باعث میشن ،معتقد باشی که حقیقت رو میدونی
،اونا از نوع خاطرات خطرناک هستن
.خاطراتی که اسیرت میکنن
وقتی به همهی اون تصمیم هایِ گذشته که
،توی زندگیت گرفتی، نگاه میکنی
...چیزی که نمیخوای احساسش کنی
.حس پشیمونیـه
درست میگم؟
به این خاطره که خرید این ماشین .معقولانهتره
...گاز سنج، استایل، امنیت
.همه ویژگی ها رو داره
.حالا به بوی ماشین جدید هم اشاره نمیکنم
چی فکر میکنی، خانم کوچولو؟
.خیلی خب
.بیاید بریم دفترم
،دفتر اجارهای خط سوم رو بردار، لطفاً
دفتر اجارهای، خط سوم
کاغذبازیاش رو شروع کنم؟
.میخوام اول آمار امنیت این ماشین رو بررسی کنم
،احتمالاً بچه دارین درسته آقای بارنز؟
.لیندا، توخارق العادهای
.لیزا هستم - .لیزا، آره درسته -
.باید تمومش کنیم
چرا؟ چرا؟ چی شده؟
.وقت ناهار، پنج دقیقه وقت داری
همهی چیزی که درمورد قهرمان بودن میدونم
.اینه که چیزی نیست که باهاش به دنیا بیای
و اگه وقتی همسن شما بودم بهم میگفتین
که من به خاطر نجاتِ سه سرباز
،از کمین دشمن در افغانستان مدال شجاعت میگیرم
.میگفتم احمق هستین
.حالا هم اینجام
دوست دارم از عوامل اصلی
...و خانم ...خانم
.کارپنتر - .صحیح -
.بابت این چنین تشکر گرمی ببخشید
با این آخرین بخش به .امان خدا میسپارمتون
مهم نیست که فکر میکنید چقدر عادی هستین
یا فکر کنید چقدر کم سطح هستین
همهی ما پتانسیل و توانایی .قهرمان شدن رو داریم
.ممنون
میخوای؟ - آره -
.خیلی خب
No comments yet. Be the first to leave one.