Jonestown: Terror in the Jungle

Jonestown: Terror in the Jungle

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Jonestown Terror in the Jungle S01E04 Death in the Promised Land 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-playWEB
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Jonestown: Terror in the Jungle 2018 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-12-03
Downloads: 7
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

.اصلاً به ذهنم نمی‌رسه که صدای شلیک گلوله است

.رایان رو می‌بینم که داره می‌دوئه. یهو، به من هم تیر می‌خوره

.از پنجره بیرون رو نگاه کردم

.گفتم دارن همه رو می‌کشن، دارن همه رو می‌کشن

.برگشتم سمت لَری و اون دو بار بهم شلیک کرد

.از فاصله نزدیک، یکی به هر پهلو، یکی هم به پام

.بعدش لَری دو بار از پشت به مونیکا شلیک کرد

.فکر کنم یه گلوله بیشتر براش نمونده بود

.و اون رو برداشت و مستقیم گرفت طرف صورت دِیل پارک

.و ماشه رو کشید، ولی اسلحه شلیک نکرد

.و اینطور شد که ما برای اسلحه با هم درگیر شدیم

.زیر هواپیما دراز کشیدم و وانمود می‌کردم مرده‌ام

.و به سمت راست بدنم نگاه می‌کنم

.و کل پای راستم متلاشی شده

.و می‌فهمم که دارم می‌میرم

.آدرنالین بدنم بالا بود. هیچ دردی حس نمی‌کردم

.تو حالت بقا بودم و تونستم لَری لیتون رو مهار کنم

.از در خلبان رفتم بیرون

.هنوز صدای تیراندازی رو می‌شنیدم

.و دویدم کنار باند فرودگاه تا اینکه از حال رفتم

.و فقط شروع کردم به کمک خواستن

.افراد دیگه هم به شدت مجروح شده بودن

.بعضی از افراد جوون‌تر

.که جزو اون گروه بودن، فرار کردن تو جنگل

.بقیه هم کمی زخمی شده بودن

.سعی می‌کردن تو چمن‌ها قایم بشن

.افراد مسلح مطمئن شدن که لئو رایان مُرده

.می‌تونستن ادامه بدن

.زخمی‌ها رو پیدا کنن و کارشون رو تموم کنن

.ولی به جاش سوار تراکتور شدن و برگشتن به جونزتاون

.بالاخره، بومی‌های گویان به باند فرودگاه رسیدن

.و منو گذاشتن کنار باند

.متأسفانه، منو دقیقاً روی یه لانه مورچه گذاشتن

.برای همین یهو مورچه‌ها شروع کردن به راه رفتن رو بدنم

.و من اغلب می‌گم، می‌دونید

.وقتی داری می‌میری، به چیزای کوچیک اهمیت نمی‌دی

.یادم نمیاد گروه قاتلا چند نفر بودن

.نمی‌دونم چهار، پنج یا شش نفر

.همه اونایی بودن که سال‌ها می‌شناختمشون

.همه قاتلا

.لَری هم شاملشون می‌شد

.همه رو می‌شناختم

.پنج نفر تو باند فرودگاه کشته شدن

.این پنج نفر شامل رایان می‌شد

.اعضای رسانه و یه زن

.که تو جونزتاون بود و سعی داشت فرار کنه

.در همین حین، برمی‌گردیم به جونزتاون

.صدایی از بلندگو پخش شد

.که می‌گفت همه باید بیان به آلاچیق

.جیم جونز می‌فهمه که دیگه مسئله "اگر" نیست، بلکه "کِی" هست

.دیگه نمی‌تونه به آمریکا برگرده

.تنها چیزی که براش می‌موند

.این بود که به پیروانش بگه الان وقتشه

.ما داریم یه عمل انقلابی انجام می‌دیم

.نماینده کنگره مُرده. اونا مردم رو کشتن

.خب، پدرم در این لحظه می‌دونه که کارش تمومه

.پس می‌دونه که داره می‌میره

.و حالا نمی‌خواد تنها بره

.وقتی مردم از کلبه‌ها بالا می‌اومدن

.خیلی ساکت و سنگین بود

.جونز رو تو این مکالمه می‌بینم

.و خیلی هیجان‌زده‌س

.و واضحه که یه اتفاقی داره می‌افته

.داره میگه یه سری آدم

.همین الان دارن میان بهمون حمله کنن

.می‌خوان ما رو از بین ببرن. این آخرین ایستادگی ماست

.ماریا کاتساریس میاد جلو

.یه چیزی تو گوش جونز پچ‌پچ می‌کنه

.ماریا کاتساریس یکی از اون دستیاران "واقعی" جونز بود

.یکی از نزدیک‌ترین افراد به جیم جونز

جیم بهش نگاه می‌کنه و میگه: "قرار بود سریع باشه؟"

و اون میگه: "بله، قرار بود سریع باشه."

و اون گفت: "مزه‎ش خوبه؟"

اون میگه: "بله، قرار بود خوشمزه باشه."

.جایی در جونزتاون، انسان‌ها مثل موش آزمایشگاهی داشتن سیانید رو تست می‌کردن

.که توی یه خمره از "فِلِیوِر اِید" مخلوط شده بود

."فِلِیوِر اِید" یه نوشیدنی ارزون قیمت شبیه "کول‌اِید" بود

و من با خودم فکر می‌کنم، وای خدای من، چطور از اینجا فرار کنم؟

چطور گلوریا و مالکوم رو با خودم از اینجا ببرم؟

.وقتی مردم تو آلاچیق جمع می‌شدن

.جونز روی صحنه رفت

.و لازم نیست حدس بزنیم اون روز چی گفته شد

.یه نوار در حال ضبط بود

.الان بهش "نوار مرگ" میگن

.روز ۱۸ نوامبر، برادرام رفتن فیلم ببینن

.من تو اون مجتمع موندم

.اوایل غروب، شارون اِموس منو به اتاق رادیو صدا زد

.هیچ‌وقت از شارون خوشم نمی‌اومد. یه آدم متعصب بود

.پدرم پشت رادیو بود و گفت

."جیمی، داریم میریم دیدن آقای فریزیر" که این یه رمز بود

.بعدش گفت، فرشته‌های انتقام‌جو به لئو رایان سر زدن

.و ازت می‌خوایم که انتقام کارهای ما رو بگیری

.به زبان رمز، اگه بخوایم بازش کنیم

.یعنی ما قراره خودکشی انقلابی کنیم

.نماینده کنگره کشته شده

.ما ازت می‌خوایم که انتقام مرگمون رو بگیری

.پس هر کسی رو تو شهر بکش و خودتم بکش

.یادمه وقتی تو جونزتاون بودم

.و اونجا این مانورهای "شب سفید" رو داشتن

.و جلسات طولانی در مورد مرگ برای هدف

.من هیچ‌وقت جدی نمی‌گرفتمش

.هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم قراره برای این هدف بمیریم

.من از قوانین سرپیچی کردم

"بابا، ما خودمون رو نمی‌کشیم."

"مردم جونزتاون نمی‌تونن بمیرن."

اما، "نه، نه، نه، جیم."

در همین حین، من می‌گفتم "برید برادرهام رو بیارید."

خلاصه، اونا رفتن و آوردنشون و شارون آموس گفت:

"آه، باید بفهمیم چطوری خودمون رو بکشیم."

"سیم پیانو داریم؟ سیم نازک، می‌دونی، سیم نازک داریم؟"

.اون داشت یه جورایی قاطی می‌کرد

ما سریع خودمون رو رسوندیم

.به مقر جرج‌تاون

من می‌دونستم که اوضاع خیلی وخیم‌تر بود

.از هر زمان دیگه‌ای که تا به حال بوده

.و من سعی می‌کردم اوضاع رو کنترل کنم

.به یکی گفتم، شارون آموس رو از جلوی چشمتون دور نکنید

می‌دونستم باید تحت نظر باشه

.و اینکه بی‌ثبات بود و می‌تونست کارهای وحشتناکی بکنه

.دویدیم سمت سفارت آمریکا

.و داریم با یه بلندگو حرف می‌زنیم

.و اونا راهمون نمی‌دن تو

داریم می‌گیم "ما رو بفرستید جونزتاون."

"ما می‌تونیم جلوش رو بگیریم. نمی‌دونیم چی داره اتفاق میفته."

"اما همین الان باید ما رو اونجا بفرستید."

،و اونا می‌گفتن، حتماً سفارت، اگه هیچی هم نشه

.می‌تونیم یه هلیکوپتر بگیریم

،اگه بتونیم قبل از اینکه اتفاقی بیفته برگردیم جونزتاون

.می‌تونیم جلوش رو بگیریم

،و اونا دارن سعی می‌کنن تماس بگیرن، می‌دونی

"این یه وضعیت اضطراریه، این--" "نه، ما بسته‌ایم."

می‌دونی، "شنبه‌ست."

.پس، ما برمی‌گردیم خونه

.همه دارن جیغ و داد می‌کنن

شارون آموس بچه‌هاش رو برده بود

.توی حموم با یه مردی به اسم چاک برایتمن

.و اون خواهرزاده‌مون رو هم برد تو، استفانی رو

.و گلوی بچه‌ها رو برید

چیزی که من باهاش مواجه شدم چیزی نیست

.که بخوام توصیفش کنم ولی وحشتناک بود

.هنوز هم می‌شد صدای غرغر کردن مردم رو شنید

.دوست ما، کالوین داگلاس، زد تو حموم

.و استفانی رو کشید بیرون

.اون هنوز جای زخم رو داره

.به پلیس زنگ زدیم

.و پلیس اومد

.تا اون موقع، صدای غرغر کردن قطع شده بود

.در جونزتاون، جیم جونز روی سن بود

.نمی‌دونم کی شلیک کرد

.نمی‌دونم کی نماینده کنگره رو کشت

.اما تا جایی که به من مربوطه، من کشتمش

می‌فهمی چی می‌گم؟

.من کشتمش

.نباید میومد. بهش گفتم نیاد

،و به محض اینکه خبر پخش بشه

.ارتش با چتر نجات وارد عمل میشه

.میان سراغمون

.همه‌مون رو می‌کشن

.بچه‌هامون رو هم می‌گیرن

.نمی‌تونیم بذاریم این اتفاق بیفته

.باید دست به خودکشی انقلابی بزنیم

.نمی‌تونیم برگردیم

.اونا ما رو تنها نمی‌ذارن

.اونا دارن برمی‌گردن تا دروغ‌های بیشتری بگن

.یعنی نماینده‌های کنگره‌ی بیشتر

و هیچ راهی نیست، هیچ راهی که بتونیم زنده بمونیم. ها؟

،در حالی که اونا توی سالن اصلی داشتن آماده می‌شدن برای خودکشی

،زنی به اسم کریستین میلر شروع می‌کنه به سؤال پرسیدن

،که چه منطقی پشت اینه که اجازه بدیم ۱۴ نفر که فرار کردن

.باعث مرگ بیش از ۱۰۰۰ نفر بشن

.در این زمان من کاملاً دچار دوگانگی بودم

چون یه بخش از وجودم می‌گفت:

.همه قراره بمیرن، تو هم قراره بمیری

و بخش دیگه‌ای از وجودم می‌گفت:

.این هیچ منطقی نداره

.تو که همه رو نمی‌کشی

.همه می‌میرن

.من هنوز کسی رو ندیدم که نمیره

.و من دوست دارم برای یه بار هم که شده، نوع مرگ خودم رو انتخاب کنم

.خسته شدم از اینکه تا جهنم عذابم بدن، این چیزیه که ازش خسته‌ام

.ازش خسته‌ام

.تا این موقع، سالن از جمعیت پر شده بود

.اطراف سالن نگهبان‌های مسلح بودن

...اما انرژی اونجا فقط

اوم، نمی‌دونم چطور توصیفش کنم. شکست‌خورده؟

.انگار مردم له شده بودن

.در این لحظه، من یه جورایی داشتم عقلانی فکر می‌کردم

مثلاً، خب، این چطور قرار بود تموم بشه؟

من چطور قراره بمیرم؟

چی قراره اتفاق بیفته؟

.چون من قرار نیست بدون مبارزه تسلیم بشم

.که یه ضربه به شونم می‌خوره

.ماریا کاتساریس به شونه‌اش زده بود

.برادرش، مایک هم همینطور

"جیم یه کاری براتون داره. با ما بیاین."

.و اونا رو به یه کلبه پشتی بردن

.و اونجا سه تا چمدون بود

اون میگه، "ما چمدون‌های پول داریم."

"که باید تحویل داده بشن."

"به سفارت روسیه در جرج‌تاون."

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left