The Walking Dead

The Walking Dead

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 10

Release informatie

The Walking Dead Season10 All Episodes BluRay
Een commentaar door MichaelJon

Tags

BluRay
720p
720
x265
x264
1080
Gepubliceerd op: 2022-01-23
Downloads: 103
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫« روز تمرین »

‫حواس‌تون به آرایش‌ها‌تون باشه ‫حواس‌تون به صف‌هاتون باشه

‫به راست

‫و ایست

‫بشینید

‫تیراندازها

‫عقب‌نشینی!

‫برپا. و حرکت

‫تیراندازها، آرایش نظامی مجدد

‫- آرایش جنگی ‫- و ایست

‫نیزه‌دارها

‫حمله!

‫و ایست

‫آرایش‌هاتون رو باز کنید

‫طاقت بیار، جری

‫سعی می‌کنم، رئیس

‫برو عقب. برو عقب

‫بچه‌ها، قضیه داره جدی میشه

‫همگی، آماده باشید

‫پخش شید!

‫هی، توی آرایش نظامی‌تون بمونید!

‫آموزش‌هاتون رو به خاطر بیارید!

‫با من

‫عجیب‌ترین چیزی رو بگو که

‫از یکی از این کشتی‌های ارواح در آوردی

‫اوه، اونجور چیزی میشه

‫صندوق پُر از مجسمه‌های هات‌داگی

‫این یه تعبیر قشنگه؟

‫از چی حرف می‌زنی؟

‫نه

‫به معنای واقعی کلمه مجسمه‌هایی ‫که شبیه هات‌داگ‌های رقصون بودن

‫- خیلی‌خب ‫- منظورم اینه، گمون می‌کنم اونا...

‫یه‌جورایی به‌نظر تعبیر قشنگی بودن

‫خیلی‌خب

‫واسش کمک می‌خوای؟

‫- نه... ‫- از قراره معلوم به یه زن قوی

‫احتیاج داری که واسه اون و ‫مسائل دیگه کمکت کنه

‫منظورم اینه، آره لطفاً

‫ممنون

‫هی، جولز...

‫تو داری...

‫آره، دارم یه کوچولو باهات لاس می‌زنم، لوک

‫آره

‫خوبه. ایول

‫منم همینطور

‫اوه. خب، ممنون

‫تمرینه، ارزش رفتن رو داشت

‫- آره، کارشون خوب بود ‫- همم

‫تارا اگه می‌بود افتخار می‌کرد

‫امیدوارم

‫اینکه بچه‌ها رو هم بردیم خوب بود،

‫گذاشتیم واسه اولین بار اقیانوس رو ببینن

‫آره، یه خل و چل رو می‌شناسم ‫که عاشق این کار می‌شد

‫امروز دم رودخونه خوش گذشت، آر.جی؟

‫آره

‫بذار ببینم چی پیدا کردی

:هماهنگ‌سازی با بلوری توسط Michael Scofield

«‫مترجم:«سمیـرا و ایـلیـا ‫Sorrow & EILIA

‫پوست

‫بچه‌ها نزدیک رودخونه پیداش کردن

‫حتماً رودخونه با خودش آورده

‫یعنی چی؟

‫برگشتن؟

‫نمی‌دونیم

‫ولی دروزاه‌های الکساندریا باید محض احتیاط بسته شه

‫صبر کن

‫ما مدرکی واسه توجیه این جریان نداریم

‫توصیه‌ی رسمی من اینه که

‫همگی تا اطلاع ثانوی

‫باید حواس‌شون جمع باشه

‫چشم‌ها و گوش‌ها باز

‫همین

‫دریافت شد. تمام و پایان تماس

‫خوبه

‫تمام و پایان تماس

‫بخاطر احتیاطت ازت ممنونم و درک می‌کنم،

‫ولی نیاز نیست وحشت ایجاد کنیم

‫این طوفان اخیر خرت و پرت زیادی رو ‫با خودش به ساحل آورده

‫ممکنه چیز خاصی نباشه

‫یا شایدم مسئله‌ی خاصی باشه

‫ببین، هیچکس جابجایی گله‌ی آلفا رو ندیده

‫پس ممکنه هیچکسی هم ‫اومدن‌شون به اینجا رو ندیده باشه

‫ولی اگه یه ماسک داریم،

‫ممکنه نشونه‌های دیگه‌ای ‫هم اون بیرون باشه

‫اینکه از این بابت خاطرجمع شیم ‫وظیفه‌ایه که نسبت به مردم‌مون داریم

‫یه گروه جمع می‌کنم ‫تا چند دقیقه‌ی دیگه راه می‌افتیم

‫من یه‌کم دیگه می‌مونم

‫خودم رو می‌رسونم

‫بهش بگو دوباره بدون خداحافظی نره

‫باشه

‫خیلی‌خب، بیاید جدا شیم

‫اثری ازشون دیدین، خبرمون کنید

‫- میشون ‫- بله

‫ما آدم خوب‌ها هستیم؟

‫چرا این رو می‌پرسی؟

‫خیلی بهش فکر می‌کنم

‫ما آدم بدهای داستان یه سری آدم دیگه هستیم

‫یه تهدید واسه زندگی‌شون،

‫اونقدر خطرناکیم که تهدید به نابودی‌مون کردن

‫بعضی‌اوقات آدم رو به فکر فرو می‌بره

‫اون نجواکننده‌ها و جایی‌که وایسادن

‫پشیزی واسم اهمیت نداره

‫فقط در مورد نجواکننده‌ها صحبت نمی‌کنم

‫خبری نیست؟

‫تا اینجا که خبری نیست

‫اینجام هیچی نیست

‫می‌دونی، ممکنه هیچوقت ‫جوابی واسش پیدا نکنیم

‫ردشون رو مخفی می‌کنن

‫اگه یه ماسکی وجود داره بی‌دلیل نیست

‫یالا

‫هی! لعنتی

‫یالا

‫حواست به دست‌هاشون باشه!

‫لعنتی

‫خم شو!

‫خب، عجب کار احمقانه‌ای کردی

‫ما توافق کردیم که وارد مرزهاشون نشیم

‫یا هیچکاری رو بی‌دلیل شروع نکنیم

‫من ریک رو روی...

‫اگه اونا بودن، ممکن بود بمیری

‫و اونا نبودن، و بازم ممکن بود بمیری

‫واسه چی؟

‫یه‌طوری همگی‌مون رفتار می‌کنیم ‫انگاری طبیعیه

‫نفس‌هامون رو واسه ماه‌ها حبس کردیم

‫این مسئله طبیعی نیست

‫باید آرامش‌مون رو حفظ کنیم ‫وگرنه اونا پیروز میشن

‫من کُل زندگیم خونسردیم رو حفظ کردم

‫من همیشه آدم مهربون ماجرا بودم، ‫سامری نیکو

‫ولی مسئله اینه که، اریک مُرده

‫مسیح مُرده

‫و از مهربون بودن بدجوری خسته شدم

‫خب، خوبه

‫چون مهربون بودن به جایی نمی‌رسه

‫ولی زرنگی چرا

‫اونا سلاح هسته‌ای دارن، و ما نداریم

‫قضیه ربطی به مهربون یا خوب بودن

‫یا هرچیز دیگه‌ای نداره ‫بلکه مربوط به زنده نگه داشتن مردم‌مون

‫و به کشتن ندادن‌شون سر هیچیه

‫باور کن

‫منم از این وضع متنفرم

‫باید قبل از تاریکی برگردیم

‫ما هیچی پیدا نکردیم

‫داریم برمی‌گردیم

‫صبر کنید

‫یه چیزی هست که همگی‌تون باید ببینید

‫یه کمپ موقته

‫چند نفره

‫دیگه چی؟

‫نمی‌خواستیم این رو بهتون نشون بدیم

‫افرادی که بودن حتماً با این زامبی‌ها

‫وارد درگیری شدن، درسته؟

‫یا شایدم به هم ربطی نداشتن

‫به‌نظر می‌رسه واسه یه مدتی اینجا بوده

‫یه پوست

‫پس حداقل یکی‌شون

‫بنا به دلایلی تو مرزهای ما بوده

‫آره، ولی کی؟

‫و اینجا چه اتفاقی افتاده؟

‫می‌تونم ببینم چه اتفاقی قراره بیوفته ‫مگه اینکه جلوش رو بگیریم

‫ترس خطرناکه

‫می‌تونه دوباره ما رو از هم جدا کنه

‫و باید قبل از شروع شدن ‫راست و ریستش کنیم

‫ولی ترس همچنین می‌تونه ‫ما رو در امان نگه داره

‫روی پُل این رو فراموش کرده بودم

‫داشتم بهت می‌گفتم زرنگ باش،

‫نه ترسو

‫داشتم به حرفی که اون موقع زدی فکر می‌کردم،

‫در مورد اینکه تبدیل به کی شدیم، ‫کی هستیم

‫و حقیقت اینه که،

‫ما آدم خوب‌ها هستیم

‫و می‌دونم ریک و کارل کی بودن...

‫و اریک و مسیح هم همینطور

‫ما باید انتخاب کنیم که آدم خوب‌ها باشیم

‫حتی وقتی سخته

‫و... همون لحظه‌ای

‫که سر این مسئله دچار تردید شیم

‫و نظرمون تیره و تار شه،

‫اون‌موقع‌ست که جواب این سؤال

‫دچار تغییر میشه،

‫و این به مراتب از ماسک‌های پوستی ترسناک‌تره

‫و مرد شجاع با اسبش خیلی خیلی دور شد،

‫سعی می‌کرد گله‌ی عظیم رو دور کنه

‫ولی بعد از یه مدتی،

‫اسب ترسید و فرار کرد،

‫مرد شجاع رو تنها گذاشت

‫مرد شجاع هم خودش رو ‫تنهایی و پیاده به پُل رسوند

‫- یادته چطور پُل رو واسه تمام دوست‌هاش ساخته بود؟ ‫- آره

‫خب، میلیون‌ها زامبی

‫مرد شجاع رو تا پُل دنبال کرده بودن،

‫و اون طرف پُل،

‫تمام دوستانش منتظر بودن

‫مرد شجاع نمی‌تونست اجازه بده زامبی‌ها

‫به دوستانش برسن و به اونا آسیب برسونن،

‫پس پُل رو منفجر کرد،

‫و تمام زامبی‌ها توی آب سقوط کردن

‫و مرد شجاع تمام دوستانش رو نجات داد.

More Farsi Persian subtitles for The Walking Dead

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left