De eerste 200 regels.
لاکلان دیروز پیش پیر بود
قبل از اینکه کشته بشه
باید بررسی کنی ببینی از جادو استفاده شده یا نه
توی مرگ پیر
اگه شده باشه، اونوقت لاکلان تبرئه میشه
تا وقتی این تنمه
عملاً یه آدم معمولیام
دلیلی دارم که باور کنم
یکی مخفیانه وارد دفترم شده
بپا
یه کم آمارِ لاکلان فِری رو درآوردم
باید یاد بگیری احساساتت رو از قدرتت جدا کنی
میتونم
از بند رهات میکنم
آخ
بابا؟
چی شد؟
هارپر
چیکار کردی؟
میدونی این قضیه چقدر جدیه؟
مامان، داد نزن و فقط به بابا کمک کن، خواهش میکنم
وردی که خوندی رو بهم نشون بده
اشتباه انجامش دادم؟ تا حالا
طلسمِ باطلکننده ندیده بودم. نمیدونم
فکر کنم قلبش داره تحت فشار قرار میگیره
بهخاطرِ آزاد شدنِ ناگهانیِ جادو
باید سریع دستبهکار بشیم
چرا اوروبوروس؟
مرگ و تولدِ دوباره
ابدیت و یگانگی
برای اینکه بدنش رو دوباره به تعادل برسونم، ازت میخوام که
انرژی رو ثابت نگه داری
سانا هوک کورپوس
لیبرامِن اِت ترانکوئیلیتاس
باید حالش خوب بشه
ضربان قلبش آروم شده
جادوش هم به حالت عادی برمیگرده، مگه نه؟
من تاحالا به کسی کمک نکردم که از اثرات ابطال پیوند بهبود پیدا کنه
داریم توی تاریکی قدم برمیداریم
هر اتفاقی ممکنه بیفته
خیلهخب، اظهارات شهود رو میخوام
دوربینهای مداربسته، فیلمهای گوشیهای مردم
مفهومه؟
زود باشید، راه بیفتید. همین حالا
یه خبر خوب بهم بده که حالمو جا بیاره، گروهبان
نقص توی سیمکشی؟
تخلفات ساختمانی؟
لرزش زمین؟
فعلاً هیچ توضیحی براش نداریم، جناب
همین الان بازرس امور جادویی رو بکشونید اینجا
بله، جناب
تا حالا هدف خیلی چیزها قرار گرفتم
ولی لوستر دیگه نوبَرشه
بیا
بذار من
نه، خوبم. واقعاً خوبم. فقط یه خراش کوچیکه
انجی، فقط باید استراحت کنی. باشه؟
شوک بهت وارد شده
اونم بعد از اینهمه خبرهای وحشتناک در مورد مگنوس
هوم، خب، اینا همهاش زیر سرِ سارا فنه
مطمئنم اون این کار رو نکرده
بریجیت
اون موقعِ جلسهی کتابخوانی، دزدکی وارد دفترم شد
مدرک پیدا کردم. باهاش روبرو شدم
اون هیچوقت نخواست با بقیه قاطی بشه
فقط دنبال اطلاعات از من بود
و متاسفم اگه شنیدنش برات سخته
اما واقعیت داره
و اون قطعاً آدم دیگهای شده
از وقتی که برگشته
اون آدم خطرناکیه
باید حرف بزنیم
چه کوفتی اتفاق افتاد؟
طلسم باطلالسحر رو از کجا بلد بودی؟
چون بابا بهم گفت که توی «استارکراس» هست
تو راز ما رو براش برملا کردی
هوم
مامان، اون دیگه غریبه نیست
درک میکنم... لاکلان بهت فشار آورد
نه، نیاورد. ایدهی خودم بود
اینکه از جادوش محروم شده بود، داشت عذابش میداد
من رو هم عذاب میداد
منظورم اینه که، اون باید بتونه از خودش دفاع کنه
پس، خودسرانه این کار رو کردی؟
من اونقدر قدرت داشتم و بابا هم موافق بود
خب، یعنی به جادوی بابا صدمه زدم؟
ممکنه ناپایدار شده باشه. نمیدونیم
مسئله اینه که
تو از اعتمادم سوءاستفاده کردی
نمیخواستم سر قضیهی استارکراس پنهانی عمل کنم
مامان، ما باید هوای خودمون رو داشته باشیم
و دیگه باور نکنیم که «موت» قراره نجاتمون بده
منظورم اینه که اگه قانونِ آنجلا
واقعاً تصویب بشه چی؟ خب، کارهای قبلیِ تو
دقیقاً همون چیزی بود که اون میخواست
من دارم هر کاری از دستم برمیآد میکنم تا ازت محافظت کنم
اما تو... تو خیلی بیکلهای
حتی نمیتونم برت گردونم به «استونایک»
اوه... مامان، من دیگه با اون چیزا کاری ندارم
تاریخی که بابا دربارهی جادوگرها بهم یاد داده
چشمام رو باز کرده
میخوام آزادانه زندگی کنم
و جادوم رو پنهان نکنم
کارآگاه دورو. خبرنگار ۲: کارآگاه
فعلاً در این مورد صحبتی نمیکنیم
آیا افشاگریها در مورد شوهر خانم اوتیس
به این حمله مربوطه؟
خونوادهاش رو به خاطر یه جادوگر ول کرد؟
نمیتونی مجبورشون کنی برن؟
نه، مگر اینکه وارد ملک شخصیتون بشن
بی گارستون رو میشناسی؟ سلام بی
لوکا، مامانت خونهست؟
خب، میدونی کی بهش حمله کرده؟
سارا فن داشته خبرهای کذب و شرورانهای به مطبوعات میداده
و همهمون هم میدونیم ازش چه کارهایی برمیآد
خب، تحقیقات ما همچنان ادامه داره
و میتونم تأیید کنم که کار جادوگری بوده
اومم
خب، شما حسابی دارید
بازرس جادویی رو سرگرم میکنید، کارآگاه
نمیدونستم صدمه دیدی
اوه، خب، من از اون آدمهایی نیستم که بخوام المشنگه راه بندازم
خب، بهم بگو
چطوری قصد داری بالاخره این جادوگر قاتل رو بگیری؟
منظورم اینه که حدس میزنم ضارب من و اون قاتل سریالی
هر دو یه نفر باشن؟ ممکنه، بله
بعد از مشورت با "موت"
معتقدیم جادوگر حمله رو از همین نزدیکیها انجام داده
تیم من دارن دوربینهای مداربسته و اظهارات شاهدها رو بررسی میکنن
یه لحظه صبر کن، یه لحظه صبر کن. سارا فن همونجا بود
چرا بازداشت نشد؟ هوم؟
یعنی مطمئنم که هاله جادوییش
میتونه به صحنه جرم مرتبط باشه
قاتل قدرت کافی داره
که امضای جادوییش رو مخفی کنه
یعنی میتونه جلوی چشم همه مخفی بشه؟
خودش رو جای یه آدم معمولی جا بزنه؟
تا زمانی که قدرت ادامه دادن اون طلسم رو داشته باشه
این قدرت رو دقیقاً از کجا به دست میآره؟
از یه محفل توطئهگر یا...؟
جادو نشون میده که اونها دارن بدون نیاز به محفل عمل میکنن
و بدون اجازه، از قربانیهاشون انرژی میگیرن
که تا الان عواقب مرگباری داشته
یا خدا. ما مثل برههایی هستیم که دارن میرن به مسلخ
من، من شما رو در جریان میذارم
در این بین، برای امنیت خودتون
لطفاً این بار به حرفم گوش کنید
دیگه توی انظار عمومی ظاهر نشید
دورو بهم دستور داده که اینجا رو ترک کنم
چون توی تحقیقاتش دخالت کردم
خوبه
یعنی داری پیشرفت میکنی
مرگ حیوانات و هر دو تا قتل
نزدیک دریاچه اتفاق افتادن
گفتی "بیترشور" نفرینشدهست
این یه افسانهی محلیه
یا... چون اتفاقی افتاده اینو میگی؟
هر دو
قرنهاست که جادوگرها رو به سمت خودش میکشونه
بعدش "گلوریانا فن" توی دریاچه غرق شد
مادربزرگِ "سارا"؟
مادرِ مادربزرگش
میگن خودش رو کشته، اما
من اونجا بودم
بچه که بودم توی "بیترشور" بازی میکردم
و اغلب اون رو کنار دریاچه میدیدم
اون روز، چند تا غریبه از توی جنگل پیدا شدن
آدمهای مهمی به نظر میرسیدن
و خطرناک
نذارید فرار کنه
نه! عقب بمونید! آآآخ
خیلی سخت مقاومت کرد
تمام عمرم این صحنه دست از سرم برنداشته
واقعاً دردناکه
مگه "گلوریانا" قهرمان جنگ نبود؟
چرا، بود
اما شایعاتی وجود داشت
که داشت یه انقلاب مخفیانه رو راه میانداخت
قیام جادوگرها
خب تیم، قهوهتون رو بردارید و برید سر پستهاتون
باید ۱۲ تا از این نمایندههای هالو رو با خودمون همراه کنیم
تا. "ریچل آلترمن" توی اخبار صبحگاهی ۱۱
خواستار قوانین سختگیرانهتری شد. هوم؟
خب، بسیار عالی
"پنی ماس"؛ اون باهامون راه میاد
"نبیل رحمان" با من
ام، "لوکا"، میتونی با دفتر وزیر کشور تماس بگیری؟
یه سری اطلاعات جدید دارم
میدونی، من دیگه راهیِ خونه میشم
یواشکی از درِ پشتی میرم بیرون
خبرنگارهای زیادی اون بیرونن
نهنه. فکرش رو هم نکن. اصلاً حرفش رو نزن
تو با من میای
چیزی نمیشه. خب؟
باشه
خب. چه حسی داری؟
دیروز از یه سوءقصد جون سالم به در بردم
که چیزی فراتر از خانوادهم رو تهدید میکرد
دوستان عزیز و موکلهای وفادارم رو
کارِ جادوگری بود، "آنجلا"؟
No comments yet. Be the first to leave one.