De eerste 200 regels.
سلام، بابا
داشتم میرفتم سرکار
فکرکردم وایسم و یه سلامی کنم
اوضاع این پایین خیلی خوبه
مطمئنم اون بالا هم خوبه
چون، میدونی، بهشت و این چیزا دیگه
دیروز به مامان و میسی سر زدم
به نسبت اوضاعشون خوبه، با توجه به...
آدرس جدیدت
اوه، اینو گوش کن
مجبور شدم یه لباس کارکتری برای شلدون بفرستم
چون نتونسته بود توی پاسادنا، بتمنش رو پیدا کنه
دیگه چی؟
سیسی فوقالعادهست
داره بلند میشه. سعی میکنه راه بره
یه جورایی شبیه توئه بعد از اینکه یه بسته آبجو خوردی
و مندی، داره دنبال کار گزارشگر تلویزیون میگرده،
که اونم باید بگم، تعریفی نداره
سلام. مصاحبه چطور پیش رفت؟
- نرفت. - یعنی چی؟
یعنی من جورابشلواری گندار پوشیدم
و تا اون سر شهر رانندگی کردم تا فقط بفهمم که
یه ضعیفهی 22ساله رو استخدام کردن
ضعیفهی پسر یا ضعیفهی دختر؟
ضعیفهی پسر چیه؟
نمیدونم. گیلیگن؟
خب، این یکی دختر بود و فقط به این خاطر کارو گرفت
که جوون و شنگوله
تو شنگولی
جوون هم هستم
همونطور که گفتم، زندگی خوبه
همهچی رو تحت کنترل دارم
آره
کامل تحت کنترل
« اولین ازدواج جورجی و مندی »
- صبح بخیر. - صبح بخیر
راجع به اون تایرهای جدید کرهای فکرکردی؟
اوه، بابت ایده ممنون، اما پدرم توی کره جنگیده
فقط حس اشتباهی داره
کاملاً مطمئنم اینا کرهای های خوبی هستن
مهم نیست، نمیخوام اهالی کشتی هوایی رو عصبانی کنم
یه سوال فوری
دیشب تو اینجا رو بستی؟
آره، چرا؟
چون اینا روی در بودن
و همهی چراغا روشن بودن
اوه، لعنتی
خیلی متاسفم. چیزی دزدیده شده؟
خوشبختانه، نه، اما باید بیشتر مراقب باشی
البته
با عجله رفتن خواهرم رو بردارم
چون مامانم برنامهی کلیسایی داشت و میسی نمیخواست
به برنامهی کلیسایی بره چون برنامهی دوستانه داشت
و داشتن دعوا میکردن و میتونی تصور کنی
چه قضیهای بوده
میفهمم، اشتباه پیش میاد
فقط چون دومادتم لازم نیست باهام خوب رفتار کنی
گند زدم، تند شو باهام
فکرکردم باهات تند شدم
نه، داری خوب رفتار میکنی
اوه، ببخشید
عذرخواهی نکن. من باید عذرخواهی کنم
خب، کردی دیگه
آره، اما بعدش خوب رفتار کردی و خرابش کردی
فقط مغازه رو باز کن
"فقط مغازه رو باز کن..."
اسکل
انقدر سخت بود؟
مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی @SepSensiSubs :تلگرام
خب...
خیلی اتفاقی صدای بحث کردن تو و جورجی رو شنیدم
فال گوش وایساده بودی؟
فال گوش وایسادن وقتیه که میخوای گوش بدی
اتفاقی شنیدن زمانیه که چارهای نداری
دعوای زن و شوهریه. چیز خاصی نیست
تاحالا شنیدی که من و پدرت
سر همدیگه داد بزنیم؟
نه
و میدونی چرا؟
چون تا قطرهی آخر جونش رو کشیدی؟
چون هردومون بالغیم
تو با یه بچه ازدواج کردی، آماندا
نمیتونی انتظار داشته باشی که چیزی رو...
کلاً بفهمه
تقصیر جورجی نیست
فقط به خاطر پیدا کردن کار بی اعصابم
تاحالا به این فکرکردی که به جای گزارش تلویزیون
مجلهی محلی رو امتحان کنی؟
این چهره رو ببین
من استعداد پشت دوربینم
مادر، میتونم ماشینت رو قرض بگیرم؟
چرا؟
باید به یه فروشگاه آهنگ توی هیوستون برم
تا یه لامپ خلاء سهگانه 12ایتی7 برای آمپرم بگیرم
ماشینم رو لازم دارم. حتماً باید امروز بری؟
اگه خیلی صبرکنم، ممکنه تموم کنن
هیچکس به جز تو از این چیزای عجیب نمیخره
ای کاش میتونستی بشنوی که چقدر حرفت احمقانهست
بیا
میتونم کارامو فردا انجام بدم
ممنون
میدونی، به جای نگران من و جورجی بودن...
...باید نگران اون باشی
برادرت هیچ مشکلی نداره
- مامان... - هیچی!
سلام
سلام
چیکار میکنی؟
تعمیر
جالبه
تاحالا نگران شدی که ممکنه این زیر له شی؟
جایی نداری بری، یا کاری نداری؟
نه واقعاً، نه
باشه، خب، بیا یه کار مفید کن
حتماً، خوشحال میشم
بیا اینجا
باشه
اینو نگه دار
چی هست؟
چرخندهی انتقال مایع
همم. فهمیدم
اصلاً ولش نکن
چرا؟ چی میشه؟
چیزای بد. خیلی بد
- کجا میری؟ - زودبرمیگردم
باشه
« 30دقیقه بعد »
سلام؟
کسی هست؟
روبن!
جورجی. خواهرت پشت خطه
بعداً بهش زنگ میزنم
داری چیکار میکنی؟
چرخندهی انتقال مایع رو نگه داشتم
چی؟
روبن گفت اگه ولش کنم، اتفاقات بدی میفته
میسی، یه لحظه وایسا
پسر، چیزی به اسم چرخندهی انتقال مایع وجود نداره
پس من چی رو گرفتم؟
هیچ نظری ندارم
سلام. همهچی خوبه؟
ازت میخوام که بیای مدرسه
سرکارم. چرا مامان نمیتونه؟
چون نمیخوام بدونه که تعلیق گرفتم
اه، میسی
وایسا
کارت اصلاً خوب نبود
چیکار کردی؟
چیز خاصی نیست
معلق شدن توی مدرسه مسئلهی بزرگیه
میای یا نه؟
نمیتونم همهچی رو ول کنم، کار دارم
بیخیالش، فرار میکنم
اگه دیگه ندیدمت، خودتو سرزنش نکن
الان راه میفتم
فقط محض اطمینان
با خودت چه فکری کردی؟
فکرمیکردم که نمیخوام امتحان بدم
پس کلاس رو بپیچون، آژیر خطر رو نزن
دفعهی بعد، بهتر عمل میکنم
دفعهی بعدی نداریم
و فکرکردی چطوری میخوای اینو از مامان مخفی کنی؟
راحت. صبح تظاهر میکنم که میرم مدرسه
و ظهر تظاهر میکنم که برمیگردم خونه
مدرسه به خونه زنگ میزنه
مشکلی نداره
سلام، مری کوپر هستم، مسیح نگهدارتون باشه
چیکار کرده؟
نگران نباشید، دعا میکنم که شیطان
از اون آدم رذل خارج شه
جواب نمیده
دفعهی قبل که معلق شدم جواب داد
بیخیال. تو ذهن خوبی داری،
چرا سعی نمیکنی ازش استفاده کنی؟
به حرفات گوش کن. شبیه بابا شدی
خب، میدونی، ژنتیکیه
چیه؟
امتحان امروز هم همین بود
ژنتیک
قرص تامز برای چی میخوری؟
دلم درد می کنه
دلت چرا درد میکنه؟
هیچی. یه چیزی خوردم که به معدم نساخته
باید علف رو امتحان کنی
حالا دیگه گل هم میکشی؟
چرا؟ داری؟
نه
میخوای؟
خب، یه فکری دارم، نظرت چیه که
چندتا کلاس شبانه برداری، مهارتهای کامپیوتریت رو
ارتقا بدی و یه کار دفتری راحت بگیری؟
کار دفتری؟ پس چرا شیش سال رو
صرف گرفتن مدرک توی ارتباطات کردم؟
منم برای شیش سال همین سوالو داشتم
خب، من بیخیال رویام نمیشم
کسی هم اینو نگفته
من میگم
خبر خوب، لامپ خلاء رو گرفتم
اوه، عالیه، عسلم
صاحب مغازه
No comments yet. Be the first to leave one.