Georgie & Mandy's First Marriage

Georgie & Mandy's First Marriage

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Georgie and Mandys First Marriage S01E02 720p HEVC X265-MeGusta
Georgie and Mandys First Marriage S01E02 1080p HEVC X265-MeGusta
Georgie and Mandys First Marriage S01E02 720p WEB x265-MiNX
Een commentaar door SepSensi
🔶 @SepSensiSubs | سـپـهـر طـهـمـاسـبـی 🔶

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-04-29
Downloads: 62
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫سلام، بابا

‫داشتم میرفتم سرکار

‫فکرکردم وایسم و یه سلامی کنم

‫اوضاع این پایین خیلی خوبه

‫مطمئنم اون بالا هم خوبه

‫چون، می‌دونی، بهشت و این چیزا دیگه

‫دیروز به مامان و میسی سر زدم

‫به نسبت اوضاع‌شون خوبه، با توجه به...

‫آدرس جدیدت

‫اوه، اینو گوش کن

‫مجبور شدم یه لباس کارکتری برای شلدون بفرستم

‫چون نتونسته بود توی پاسادنا، بتمنش رو پیدا کنه

‫دیگه چی؟

‫سی‌سی فوق‌العاده‌ست

‫داره بلند می‌شه. ‫سعی می‌کنه راه بره

‫یه جورایی شبیه توئه بعد از اینکه یه بسته آبجو خوردی

‫و مندی، داره دنبال کار گزارشگر تلویزیون می‌گرده،

‫که اونم باید بگم، تعریفی نداره

‫سلام. مصاحبه چطور پیش رفت؟

‫- نرفت. ‫- یعنی چی؟

‫یعنی من جوراب‌شلواری گن‌دار پوشیدم

‫و تا اون سر شهر رانندگی کردم ‫تا فقط بفهمم که

‫یه ضعیفه‌ی 22ساله رو استخدام کردن

‫ضعیفه‌ی پسر یا ضعیفه‌ی دختر؟

‫ضعیفه‌ی پسر چیه؟

‫نمی‌دونم. گیلیگن؟

‫خب، این یکی دختر بود و فقط به این خاطر کارو گرفت

‫که جوون و شنگوله

‫تو شنگولی

‫جوون هم هستم

‫همون‌طور که گفتم، زندگی خوبه

‫همه‌چی رو تحت کنترل دارم

‫آره

‫کامل تحت کنترل

‫« اولین ازدواج جورجی و مندی »

‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر

‫راجع به اون تایرهای جدید کره‌ای فکرکردی؟

‫اوه، بابت ایده ممنون، اما ‫پدرم توی کره جنگیده

‫فقط حس اشتباهی داره

‫کاملاً مطمئنم اینا کره‌ای های خوبی هستن

‫مهم نیست، نمی‌خوام اهالی کشتی هوایی رو عصبانی کنم

‫یه سوال فوری

‫دیشب تو اینجا رو بستی؟

‫آره، چرا؟

‫چون اینا روی در بودن

‫و همه‌ی چراغا روشن بودن

‫اوه، لعنتی

‫خیلی متاسفم. ‫چیزی دزدیده شده؟

‫خوشبختانه، نه، ‫اما باید بیشتر مراقب باشی

‫البته

‫با عجله رفتن خواهرم رو بردارم

‫چون مامانم برنامه‌ی کلیسایی داشت و میسی نمی‌خواست

‫به برنامه‌ی کلیسایی بره چون ‫برنامه‌ی دوستانه داشت

‫و داشتن دعوا می‌کردن و ‫می‌تونی تصور کنی

‫چه قضیه‌ای بوده

‫می‌فهمم، اشتباه پیش میاد

‫فقط چون دومادتم لازم نیست ‫باهام خوب رفتار کنی

‫گند زدم، تند شو باهام

‫فکرکردم باهات تند شدم

‫نه، داری خوب رفتار می‌کنی

‫اوه، ببخشید

‫عذرخواهی نکن. ‫من باید عذرخواهی کنم

‫خب، کردی دیگه

‫آره، اما بعدش خوب رفتار کردی ‫و خرابش کردی

‫فقط مغازه رو باز کن

‫"فقط مغازه رو باز کن..."

‫اسکل

‫انقدر سخت بود؟

مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی @SepSensiSubs :تلگرام

‫خب...

‫خیلی اتفاقی صدای بحث کردن تو و جورجی رو شنیدم

‫فال گوش وایساده بودی؟

‫فال گوش وایسادن وقتیه که می‌خوای گوش بدی

‫اتفاقی شنیدن زمانیه که چاره‌ای نداری

‫دعوای زن و شوهریه. ‫چیز خاصی نیست

‫تاحالا شنیدی که من و پدرت

‫سر همدیگه داد بزنیم؟

‫نه

‫و می‌دونی چرا؟

‫چون تا قطره‌ی آخر جونش رو کشیدی؟

‫چون هردومون بالغیم

‫تو با یه بچه ازدواج کردی، آماندا

‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی که چیزی رو...

‫کلاً بفهمه

‫تقصیر جورجی نیست

‫فقط به خاطر پیدا کردن کار ‫بی اعصابم

‫تاحالا به این فکرکردی که به جای گزارش تلویزیون

‫مجله‌ی محلی رو امتحان کنی؟

‫این چهره رو ببین

‫من استعداد پشت دوربینم

‫مادر، می‌تونم ماشینت رو قرض بگیرم؟

‫چرا؟

‫باید به یه فروشگاه آهنگ توی هیوستون برم

‫تا یه لامپ خلاء سه‌گانه 12ای‌تی7 ‫برای آمپرم بگیرم

‫ماشینم رو لازم دارم. ‫حتماً باید امروز بری؟

‫اگه خیلی صبرکنم، ‫ممکنه تموم کنن

‫هیچ‌کس به جز تو از این چیزای عجیب نمیخره

‫ای کاش می‌تونستی بشنوی ‫که چقدر حرفت احمقانه‌ست

‫بیا

‫می‌تونم کارامو فردا انجام بدم

‫ممنون

‫می‌دونی، به جای نگران من و جورجی بودن...

‫...باید نگران اون باشی

‫برادرت هیچ مشکلی نداره

‫- مامان... ‫- هیچی!

‫سلام

‫سلام

‫چیکار می‌کنی؟

‫تعمیر

‫جالبه

‫تاحالا نگران شدی که ‫ممکنه این زیر له شی؟

‫جایی نداری بری، یا کاری نداری؟

‫نه واقعاً، نه

‫باشه، خب، بیا یه کار مفید کن

‫حتماً، خوشحال می‌شم

‫بیا اینجا

‫باشه

‫اینو نگه دار

‫چی هست؟

‫چرخنده‌ی انتقال مایع

‫همم. فهمیدم

‫اصلاً ولش نکن

‫چرا؟ چی می‌شه؟

‫چیزای بد. خیلی بد

‫- کجا میری؟ ‫- زودبرمی‌گردم

‫باشه

‫« 30دقیقه بعد »

‫سلام؟

‫کسی هست؟

‫روبن!

‫جورجی. خواهرت پشت خطه

‫بعداً بهش زنگ می‌زنم

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫چرخنده‌ی انتقال مایع رو نگه داشتم

‫چی؟

‫روبن گفت اگه ولش کنم، ‫اتفاقات بدی میفته

‫میسی، یه لحظه وایسا

‫پسر، چیزی به اسم چرخنده‌ی انتقال مایع وجود نداره

‫پس من چی رو گرفتم؟

‫هیچ نظری ندارم

‫سلام. همه‌چی خوبه؟

‫ازت می‌خوام که بیای مدرسه

‫سرکارم. ‫چرا مامان نمی‌تونه؟

‫چون نمی‌خوام بدونه که تعلیق گرفتم

‫اه، میسی

‫وایسا

‫کارت اصلاً خوب نبود

‫چیکار کردی؟

‫چیز خاصی نیست

‫معلق شدن توی مدرسه مسئله‌ی بزرگیه

‫میای یا نه؟

‫نمی‌تونم همه‌چی رو ول کنم، کار دارم

‫بیخیالش، فرار می‌کنم

‫اگه دیگه ندیدمت، خودتو سرزنش نکن

‫الان راه میفتم

‫فقط محض اطمینان

‫با خودت چه فکری کردی؟

‫فکرمی‌کردم که نمی‌خوام امتحان بدم

‫پس کلاس رو بپیچون، آژیر خطر رو نزن

‫دفعه‌ی بعد، بهتر عمل می‌کنم

‫دفعه‌ی بعدی نداریم

‫و فکرکردی چطوری می‌خوای ‫اینو از مامان مخفی کنی؟

‫راحت. صبح تظاهر می‌کنم که میرم مدرسه

‫و ظهر تظاهر می‌کنم که برمیگردم خونه

‫مدرسه به خونه زنگ می‌زنه

‫مشکلی نداره

‫سلام، مری کوپر هستم، مسیح نگهدارتون باشه

‫چیکار کرده؟

‫نگران نباشید، دعا می‌کنم که شیطان

‫از اون آدم رذل خارج شه

‫جواب نمیده

‫دفعه‌ی قبل که معلق شدم جواب داد

‫بیخیال. تو ذهن خوبی داری،

‫چرا سعی نمی‌کنی ازش استفاده کنی؟

‫به حرفات گوش کن. ‫شبیه بابا شدی

‫خب، می‌دونی، ژنتیکیه

‫چیه؟

‫امتحان امروز هم همین بود

‫ژنتیک

‫قرص تامز برای چی می‌خوری؟

‫دلم درد می کنه

‫دلت چرا درد می‌کنه؟

‫هیچی. یه چیزی خوردم که به معدم نساخته

‫باید علف رو امتحان کنی

‫حالا دیگه گل هم می‌کشی؟

‫چرا؟ داری؟

‫نه

‫می‌خوای؟

‫خب، یه فکری دارم، نظرت چیه که

‫چندتا کلاس شبانه برداری، ‫مهارت‌های کامپیوتریت رو

‫ارتقا بدی و یه کار دفتری راحت بگیری؟

‫کار دفتری؟ ‫پس چرا شیش سال رو

‫صرف گرفتن مدرک توی ارتباطات کردم؟

‫منم برای شیش سال همین سوالو داشتم

‫خب، من بیخیال رویام نمیشم

‫کسی هم اینو نگفته

‫من میگم

‫خبر خوب، لامپ خلاء رو گرفتم

‫اوه، عالیه، عسلم

‫صاحب مغازه

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left