De eerste 18 regels.
"LOST" فصل 3.5 ، بخشهای جامانده از قبل قسمت 1 : ساعت
اونجا داری چیکار میکنی پسر؟
. فقط سنگ پرت میکنم
خوبه،خوبه. همهی اون سنگها رو پرت کن . قبل از اینکه ازدواج کنی
یا باید اینکارو میکردم یا با سارا و طراح عروسی ،داخل خونه بودم
. تا تصمیم بگیریم که گلها باید کجا باشه
. انتخاب عاقلانهای کردی
،گوش کن،قبل از امشب،قبل از اینکه ،قبل از اینکه اوضاع عجیب بشه
. من میخواستم یه چیزی بهت بدم
...این مال پدرم بود
. و من فقط...من فکر کردم این اندازهات بشه
. تا حالا ندیدم اینو دستـت کنی
. اوه،خب این بخاطر اینه که تا حالا دستم نکردم
...پدربزرگت زیاد از مادرت خوشش نمیومد،و
میدونی،اون فکر میکرد ازدواج با اون یه اشتباهه
روزی که من ازدواج کردم اینو به من گفت
. و بعد اون این ساعتو به من داد
. به خاطر همین هیچوقت دستم نکردمش
No comments yet. Be the first to leave one.