Ozark

Ozark

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

Ozark S02E05 REPACK PROPER WEBRip STRiFE
Ozark S02E05 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Ozark S02E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Ozark S02E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Ozark S02E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-METCON
Ozark S02E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-METCON
Een commentaar door EILIA
💢 ایلیا و ناصر اسماعیلی 💢 DibaMoviez.com

Tags

webrip
web
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
720p
720
1080
Gepubliceerd op: 2018-09-01
Downloads: 69
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

‫ترجمه از ایلیا و ناصر اسماعیلی

‫می‌دونی اون چیه اونجا؟

‫اوج زشتیه

‫اینجا بینهایت زیبا بود

‫پرنده‌ها توی اون درختا لونه می‌ساختن جیکوب

‫حواصیل، ماهیخوار سفید، ماهیخوار آبی

‫این شگفتی دنیای ماست ‫که داره تبدیل به یه تفریحگاه

‫- آره زشته می‌دونم ‫- بی‌حرمتیه

‫اون قایق مخصوص دریاچه که دارن میارن اینجا

‫تاحالا دیدیش؟ از نزدیک؟

‫چون قراره بقیه روزای زندگیمون

‫توی پیاده روی صبحگاهمون هر روز ببینیمش

‫یادت باشه بدخلقی اول صبح ‫باعث میشه کل روزت خراب بشه

‫این کار ما چه فرقی با کار شرکت برق داره

‫که با ساخت سد زمین اجدادمون رو زیر آب برد؟

‫اینو خودمون انتخاب کردیم

‫خودمون خواستیم دارلین

‫نه با زور و اجبار ‫برای منفعت خانواده‌مون خواستیم

‫و خانواده‌مون نفع می‌کنه

‫- خانواده؟ ‫- آره

‫کدوم خانواده؟

‫برو پتی رو بیار

‫چون چیزی برای مخفی کردن نداریم ‫دستگیرمون نمی‌کنن

‫پس چرا مثل یه تیم فوتبال ‫دور هم حلقه زدیم؟

‫قضیه شوخی نیست شارلوت

‫کی می‌تونیم برگردیم داخل؟

‫فکر کنم وقتی کارشون تموم بشه ‫می‌تونین برگردین داخل

‫ظاهراً صبح شلوغیه

‫جایی برای نگرانی نیست

‫این مال جوناست ‫تازه تاکسی‌درمی شده

‫اون دیگه چه کوفتیه؟

‫اولین شکار این پسر

‫آماده‌ای؟

‫به اون وکیله زنگ بزن ‫بگو بیاد دیدنم

‫راستش حس خوبی ندارم ‫که اینجوری سر کردی توی گاوصندوق

‫اگه به حس بقیه اهمیت می‌دادم ‫الان مُرده بودم

‫چیه؟

‫داری... داری چیکار می‌کنی؟

‫به خاطر مارتی، دارم مطمئن میشم

‫چیزی اینجا نباشه که نباید باشه

‫وایسا وایسا، مارتی دستگیر شده؟

‫بهت که گفتم. نمی‌دونم ‫فقط می‌دونم دارن خونه‌شو می‌گردن

‫باشه، ولی خودش دستگیر نشده، درسته؟

‫فکر می‌کنی الان از 5 ثانیه پیش بیشتر می‌دونم؟

‫به نظرت ممکنه بیان...

‫ما رو که دستگیر نمی‌کنن، می‌کنن؟

‫چرا؟ روی کامپیوترت فیلم بچه بازی داری؟

‫اصلاً خنده دار نیست

‫برای تو نه ‫ولی همچین چیزی کلاً خنده‌داره

‫حکم تفتیش لازم دارن، مگه نه؟

‫آره آره، یه همچین چیزی می‌خوان...

‫- بهش چی میگن؟ ‫- مدرک معتبر؟

‫آره دقیقاً ‫و همچین چیزی ندارن

‫یعنی، از من چیزی ندارن...

‫میشه خفه خون بگیری و ‫یه جعبه مقوایی از پشت بار برام بیاری؟

‫- سلام عزیزم ‫- سلام

‫- چه خبره؟ ‫- چیزی نیست

‫به نظر نمیاد چیزی نباشه

‫فقط، چشم ازش برندار. باشه؟ ‫زود برمی‌گردم

‫توی گاوصندوق چیکار می‌کنی؟

‫دنبال ساندویچی که جا گذاشتم می‌گردم

‫میشه یه لطفی بهم بکنی و ‫گورتو گم کنی و درو ببندی؟

‫من از سم دستور می‌گیرم

‫آها که اینطور؟

‫خب چطوره اون سینه‌ها رو سوراخ کنم ‫و هرچی سیلیکون توشه بریزم بیرون؟

‫اینجوری خوشت میاد؟

‫دستتو خوندم مارتی، دیگه تموم شد

‫کارتل می‌دونه کجایی؟ ‫منتظرن بکشنت

‫ولی اینجا، امنه

‫خانواده‌ات در امنیته

‫مامورها توی خونه‌ان

‫آماده‌‌ان ویندی و بچه‌ها رو ‫تحت محافظت قرار بدن

‫اگه جای تو بودم ‫درست حسابی بهش فکر ‌می‌کردم

‫چون ممکنه دیگه هیچوقت ‫گذرمون به اینورا نیفته

‫چه خبر؟ خوبه، بفرستش داخل

‫وکیلت اومده

‫همون وکیلی که منتظرش بودی نیست؟

‫مارتی الان داشت می‌پرسید ‫آینده‌اش به عنوان یه

‫اطلاعات دهنده به اف بی آی، چطور میشه

‫نه، همچین کاری نمی‌کردم

‫تو 5 هزار دلار دزدیدی؟

‫ندزدیدم. برداشتمش

‫که نکنه اتفاق غیرمنتظره‌ای ‫برای تو و بابا بیفته...

‫فقط همینقدر دزدیدی؟ جونا چی؟

‫اون هیچی نمی‌دونه. قسم می‌خورم

‫- چی خریدی؟ ‫- چی؟

‫4600 دلار پیدا کردن ‫با بقیه‌اش چی خریدی؟

‫شلوار جین و ژاکت و خرده‌ریز

‫اتفاق غیرمنتظره، آره؟

‫دیگه هیچ سورپرایزی برام نداری؟

‫چیزی نیست که بخوای بهم بگی؟

‫می‌دونی، خیلی خوب یادمه ‫که بهم می‌گفتی

‫تمام اتفاقایی که افتاد باعث شد حس کنی ‫داری خیلی سریع بزرگ میشی

‫پس بزرگ شو ‫چون بازی شروع شده. می‌فهمی؟

‫بیا مستقیم بریم سر اصل مطلب ‫و وکیلت رو در جریان همه امور بذاریم

‫حقیقت اینه که تو ‫توی تاسیس شرکت‌های مختلف خیلی ماهری

‫ولی مشکل اینه که ‫آدمای اطرافت رو درست نمی‌شناسی

‫برداشت اشتباهی ازشون داری

‫این پاشنه آشیل توئه

‫نمی‌خوام اطلاعات محرمانه رو لو بدم، ولی...

‫پرونده سوابقت رو ببین

‫مُرده

‫مُرده

‫اوه، بروس لیدل ‫دوست و شریک قدیمیت

‫اون خبرچین ما شده بود

‫اون بهت خیانت می‌کرد رفیق ‫دقیقاً منظورم همینه

‫خیلی ناراحت کننده است

‫و حالا دخترت ‫5 هزار دلار از پول کارتل رو برداشته

‫و توی یه ظرف غذا نگهداریش می‌کنه

‫مطمئنم می‌دونی کارتل چه واکنشی نشون میده ‫وقتی ببینه عملکردت چقدر بد شده

‫یا اگه وفاداریت به اونا زیر سوال بره

‫سوالم اینه که...

‫فکر می‌کنی جات امنه؟

‫بچه‌های طفلکیت مارتی

‫امروز صبح خیلی ترسیده بودن ‫ولی غافلگیر نشده بودن

‫چون شریک جرم‌ان

‫و بالاخره یه چیزی رو لو میدن ‫خودت می‌دونی

‫و مطمئنم اینم می‌دونی که الان دیگه ‫بچه‌ها رو مثل بزرگسالا محاکمه می‌کنیم

‫خدای من، می‌تونی تصور کنی ‫جونا 25 سال بره زندون؟

‫وقتی بیاد بیرون، 38 سالشه؟

‫اتهامات موکلم رو میگید یا نه؟

‫اگه نه، به اندازه کافی شنیدیم

‫مهارت آدم، مارتی. قضاوت

‫رؤسای تو، باید بتونن بهت اعتماد کنن

‫که می‌تونی از پسش بربیای ‫و باعث سقوط همه چی نمیشی

‫و با این وجود ‫روث لنگمور، دستیار نوجوونت

‫می‌دونی سعی داشت تو رو بکشه؟

‫یادته وقتی با قایق آوردت خونه؟ تو آگوست؟

‫سیم کشی اسکله‌ات دستکاری شده بود مارتی

‫درست مثل اسلکه بلو کت ‫وقتی روث عموش رو کشت

‫مطمئنم از این یکی هم خبر داری

‫هیچوقت نشد از زبون بوید بشنوم ‫ولی تونستم از راس یه چیزایی بفهمم

‫راس یه کم در مورد کاری که تو و روث ‫برای کمک به کارتل کردین برام گفته

‫هر دومون می‌دونیم ‫اگه می‌تونستین این اتهامات رو اثبات کنین

‫بازداشتش می‌کردین

‫می‌دونم روث اسکله رو سیم‌کشی کرده بود ‫چون خودم اونو بازش کردم

‫زندگیتو نجات دادم مارتی

‫فکر کنم کارم همینه

‫برات یه لیوان آب بیارم؟

‫قرار نبود اون روز ‫از اون آشیانه قایق زنده بیای بیرون

‫و اگه حرفمو باور نمی‌کنی ‫از پسرت بپرس. از جونا بپرس

‫جونا اونجا بود

‫راستش، روم اسلحه کشید ‫درست توی مزرعه خودت

‫تموم شد؟ چون ظهر یه قرار ملاقات دیگه دارم

‫درسته، با یه موکل دیگه؟

‫یا فقط وکیل کارتل ناوارو هستی؟

‫ببین مارتی، تحت اجبار نیستی ‫که از وکیل کارتل استفاده کنی

‫هر کسی که خودت انتخاب کنی ‫می‌تونه وکیلت بشه

‫ولی اگه جای تو بودم ‫مطمئن می‌شدم هیچوقت با این زن تنها نشم

‫خیلی‌‌خب

‫چطوره اینجا بمونی؟ با من؟ ‫جایی که امنیت داری؟

‫می‌تونیم ناهار سفارش بدیم

‫همراه وکیلم باشم راحت‌ترم

‫می‌خواستم بپرسم حالت خوبه؟ ‫ولی می‌دونم نیست

‫عوضیا

‫بذارش برای بعد

‫همونطور که دوستان یهودیمون میگن ‫به سلامتی زندگی

‫به سلامتی زندگی

‫خوبه

‫کار درسته

‫یه نویسنده فرانسوی بود ‫خیلی سال پیش

‫اسمشو یادم نمیاد

‫البته اسم هیچکی رو یادم نمیاد

‫به هر حال، اون روزا پیرمردی بود

‫و خیلی مریض

‫ریه‌ها و قلبش از بین رفته بودن ‫و دیگه دم مرگ بود

‫اون تمام زندگیش تک و تنها بود

‫ولی به خانومی که ازش مراقب می‌کرد گفت

‫که می‌خواد دوستاشو ببینه ‫و ازشون خداحافظی کنه

‫پس خانومه همه رو خبر کرد ‫و همه دوستاش رفتن به خونه‌اش

‫دور بستر مرگش جمع شدن ‫و شروع کردن به داستان گفتن

‫و می‌دونی چه اتفاقی افتاد؟

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫اون نمُرد

‫و بعد از چند روز، دوستاش رفتن. ‫اونا هم زندگی خودشونو داشتن

‫و اونموقع مُرد

‫یه مرگ غمگین، ولی شیرین

‫چون وقتی فکر می‌کردی قراره دیروز بمیری، ‫امروز مردن شیرین میشه

‫پس مایوس نشو ویندی

‫این چیزا رو بذار برای بعد

‫امروز وقت در هم شکستن نیست

‫پولمو پیدا کردن

‫خب شاید نباید می‌ذاشتیش روی میز

‫مامان پرسید تو چیزی می‌دونی ‫منم گفتم نه

‫- باید ازم ممنون باشی ‫- ممنون

‫ولی باید واقعاً مراقب باشی

‫هر دومون، دفعه بعدی پولتو بده دست من

‫منم مثل بابا دو تا شرکت کاغذی تاسیس کردم ‫[شرکتی که فقط بر روی کاغذ وجود دارد و دفتر یا ‫کارمندی ندارد، اما دارای حساب بانکی است]

‫پول جاش امنه. قابل ردگیری نیست

‫به نظرت میشه یه مقداریشو بهم بدی؟ ‫برای خریدن یه ون؟

‫- چی؟ ‫- ون

‫چون میشه توش زندگی کرد ‫می‌تونیم بزنیم به چاک

‫نمی‌تونم

‫ولی اون پول رو خودم بهت دادم

‫ولی پول گیره شارلوت

‫امنه، در گردشه

‫می‌خوام با یه نفر آشنا بشی

‫این والیه

‫والی به خانم اسنل سلام کن ‫یا شاید بتونی بهش بگی دارلین

More Farsi Persian subtitles for Ozark

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left