Black Rabbit

Black Rabbit

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Black Rabbit S01E05 Trailblazer 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Black Rabbit 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-11-27
Downloads: 15
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

...هزینه‌های مصرف‌کننده بیشتر از حد انتظار،

که نگرانی‌هایی درباره فشارهای تورمی ایجاد کرده.

سود اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه‌داری حدود ۳.۷ درصد است.

در همین حال، دلار در برابر سایر ارزها ثابت مانده،

با یورو که در حال حرکت است...

چی؟

باز کن. سرایدارم. یه بسته دارم برات.

هی، هی، هی. بیا اینجا. - نه...

نه! ما فقط می‌خوایم حرف بزنیم. - گوش کن.

هی، هی. - آروم باش.

آروم بگیر لعنتی. گوه نخور.

یا خدا. - بگیرینش!

خواهش می‌کنم، نه! - گوش کن!

ما قرار نیست لعنتی بهت صدمه بزنیم. فقط می‌خوایم حرف بزنیم.

گوش کن بهمون. خواهش می‌کنم.

عجب گیری کردیما، زن.

یا خدا!

لعنت! دستم.

لعنت.

لعنت!

واقعاً فکر می‌کنی این کار لازم بود، هان؟ - آره.

دی‌ان‌ای، نابغه.

باید از شرش خلاص شیم.

چی؟ - اوه، تو نکردی...

وای خدا. صبر کن، لعنت.

چی؟ - اوه لعنت.

من... من همین الان...

وای گند زدیم!

چی؟ - لعنت. اوه خدای من، رفیق. ام...

لعنتی حرف بزن. چی؟ - ساعتم... ساعتم... ساعتم...

چه ساعتی؟ - اون ساعت.

کدوم ساعت لعنتی؟ - همون ساعت لعنتی که دستم بود.

همونی که از وینس گرفتیم.

خب، دستم بود دیگه.

چی داری میگی؟

داری میگی اون ساعت لعنتی رو تو خونه اون دختره جا گذاشتی؟

من که نکردم-- - تو داری--

جا نذاشتمش. من که...

لعنت! لعنت!

لعنت! لعنت!

عوضی.

عوضی لعنتی.

تو تا الان کدوم گوری بودی؟

با آپارتمان من چه گندی زدی؟

اونا لعنتی منو مجبور کردن، جیک. - کی؟

منظورت چیه؟ احمق و احمق‌تر.

جونیور و بَبیت. اونا... اونا منو مجبور کردن برم اونجا و... و مشروب بخورم.

چی داری میگی؟

مگینلی لعنتی من کجاست؟

مگینلی من، اون... اون عکس. امانتی بود.

نگران نباش. درستش می‌کنم. نگران نباش.

فقط گورتو گم کن برو خونه مامان. - من نمیام خونه مامان.

من جلسه دارم.

باشه، وقتی کارت تموم شد بیا. رسیدن توضیح میدم. من باید برم، باشه؟

هی، شما جفی هستی؟

آره. - وین.

لطفاً بفرمایید تو. بله.

وین!

احمق کله‌خر.

مطمئن نبودم بیای. - آره، هودینی.

یکم استراحت کردی؟ آره؟ خوشحالی برگشتی؟

ام... خب...

همین چیزی بود که می‌خواستم باهات راجع بهش حرف بزنم.

یه پیشنهادی برات دارم.

باشه.

ببین، می‌دونم این حرفم ممکنه تند به نظر برسه، ولی

جیک رو از رستوران می‌خوام بیرون کنم.

چی؟

چرا؟

فکر نمی‌کنم دیگه از پسش بربیاد.

این به خاطر اُوِردوز ملِه؟ - نه.

نه، فقط اون نیست.

یه سری اتفاقات بد زیر دست ما افتاده، و اون هیچ غلطی در موردش نکرده.

نمیدونم نمیدونه چطور یا اصلاً براش مهم نیست لعنتی،

ولی من دیگه نمیتونم اینجوری کار کنم.

من اهمیت میدم.

من به اونجا و آدمای توش اهمیت میدم.

و من از تو می‌خوام

که کمکم کنی سهمشو ازش بخرم.

اوه، واقعاً؟ - آره.

می‌خوام کنترل رو به دست بگیرم.

می‌خوام درستش کنم، با تو به عنوان حامی مالی‌ام.

این یه کثافت‌کاریِ لعنتیه. جیک برادر منه.

نه. - من و اون پیدات کردیم...

اون برادرت نیست. - ... آوردیمت تو.

تو مثل یه روانی لعنتی حرف می‌زنی. - اون اون آدمی نیست که فکر می‌کنی، وَس.

یعنی چی؟ - اون و استل.

وس؟

وس ویلیامز؟ اگه اشکالی نداره می‌تونم باهاتون عکس بگیرم؟

تو قهرمان منی، مرد. من...

ام...

فقط... فقط یه... یه لحظه بهم فرصت بده. - وس.

وس! ببخشید.

وس.

اینها مزخرفاتِ فریبکارانه‌ست، راکسی. تو حتماً ناامیدی.

اون اون آدمی نیست که تو فکر می‌کنی. - کافیه.

اون-- - کافیه!

عالیه. فکر می‌کنم باید اون جعبه با گریل‌ها رو روی بار بذاریم.

روی بار؟ اون طرف نه؟ - آره، روی بار بهتره.

آره. سلام. - متأسفم. دیر کردم.

سلام. - سلام.

عالی به نظر می‌رسی. سلام یوکی. - سلام.

چقدر خوشحالم که این کار انجام شد. - آره، بن هم همینطور.

من و استل داشتیم درباره چیدمان حرف می‌زدیم.

باشه. - می‌تونم کارها رو بهت نشون بدم؟

حتماً. - عالیه.

نمی‌تونی همینطوری بهم پیام بدی. من با وِس بودم.

نه، می‌دونم. فرصت نکردیم حرف بزنیم، برای همین من...

اینا کارهاییه که تو مهمونی نمایش می‌دیم.

وای. - کندریک چندتا از این کارها رو داره.

و، ام، مدل‌ها اینا رو پخش می‌کنن؟

اینا پیش‌غذا نیستن. روی استندها چیدمانشون می‌کنیم.

مهمونا می‌تونن امتحانشون کنن، عکس بگیرن. - اینا چقدر آب می‌خورن؟

اینا هر کدوم حدود صد، صد و پنجاه هزارتا هستن.

برای همینه که سرژ اونجاست. گاوصندوق داری؟

آره داره. - آره، تو دفترمه.

عالیه. شاید بتونیم اونجا مستقر بشیم. - باشه.

بذار فقط با بن هماهنگ کنم. - عالیه.

عالیه.

هی. - هی.

یکی از اینا رو می‌خوای؟

تو نمی‌تونی بخریش. - اِه.

اگه می‌تونستم چی؟

جیک. - چیه؟

می‌خوای وانمود کنی هیچی نشده؟

چی می‌خوای بگم؟ دارم دیوونه می‌شم. این لعنتی کاملاً احمقانه است.

می‌تونم ولش کنم. ول می‌کنم، ولی-- - این چیزیه که تو می‌خوای؟

می‌خوام با تو باشم.

این چیزیه که من می‌خوام.

می‌خوای من فقط

کل زندگی لعنتیم رو داغون کنم؟

نه. نمی‌دونم

این چطوری کار می‌کنه، ولی اون یه بار نبوده.

خیلی خب. حالا، کار گاوصندوق اوکی شد. حله؟

آره. ممنون. - عالیه.

خیلی خب. - اوم.

برو کارت رو بکن مرد. من منتظرم.

منتظر چی هستی؟ منتظر منی؟ - آره.

فقط سریع برو تو، ساعت رو بردار، و گورت رو گم کن.

من ماشین رو روشن نگه می‌دارم.

چرا من برم تو وقتی تو اونی هستی که اون ساعت لعنتی رو انداخته؟

چون تو اونی هستی که لعنتی هولش دادی.

من لعنتی هولش ندادم. من تو رو هول دادم.

تو نمی‌تونستی دستت رو از در بیاری بیرون. - من در رو هول دادم.

تو... از ماشین لعنتی بیا بیرون.

همین الان.

لعنت بهش.

این گند زده شد.

عالیه.

لعنتی...

گندش بزنن، رفیق.

داری چیکار می‌کنی؟

وای گندش بزنن.

گندش بزنن. گندش بزنن.

من ساعت‌هاست دارم بهش زنگ می‌زنم.

آتش‌نشانی نیویورک، باز کنید!

آتش‌نشانی نیویورک، باز کنید.

گزارش بازرس شما کارها رو آسون می‌کنه.

پسرخاله‌ام گزارش رو می‌نویسه، مثل آب خوردن،

و، اِه، به احتمال زیاد طی یه هفته می‌تونیم پولتون رو پرداخت کنیم.

یه هفته؟ نه، نه. من اینو فردا می‌خوام.

خب، این برات ده درصد اضافه خرج برمی‌داره.

درسته؟ - اوم‌هوم.

باشه. تو اون پول اضافه لعنتیت رو بگیر، ولی من فردا بهش احتیاج دارم.

من... من شوخی نمی‌کنم.

خیلی خب، خیلی خب، ولی مطمئنی یه جفت پالتو پوست

یا شاید یه نقاشی یا یه ماشین قدیمی نداری که بخوای تو حیاط بذاری؟

نه. - همه اینا بخشی از ادعای بیمه است.

ما اوضاعمون روبه‌راهه. فقط خونه رو می‌خوام جفی، و فردا، باشه؟

هر طور راحتی. باهات در تماس خواهم بود.

این برادرم جیکه. به جفی سلام کن، جیک.

هی. - بعداً می‌بینمت. ممنون.

آره.

اوضاع چطوره؟

جفی کیه؟ - جفی دوست متّه.

پسرخاله جفی، مهم‌تر از اون،

بازرس آتش‌نشانی بروکلین جنوبیه.

آره. آره. - بازرس آتش‌نشانی؟

آره.

کار به اینجا کشیده؟ - آره، کشیده.

می‌خوای خونه مامان و بابا رو بسوزونی؟

این لعنتی محکم‌کاری شده. - ممکنه بریم زندان.

نه، نه، نه. نمی‌تونیم. وکیل نابغه خودت رو یادت میاد از اون قرارداد؟

گزارش رو یادت میاد؟ این مکان رسماً یه خطر آتش‌سوزیه.

جفی می‌گه حتمیه.

اوه، خب، اگه جفی می‌گه، پس عالیه لعنتی.

پسرخاله‌اش گزارش رو می‌نویسه، و تو ۲۴ ساعت پول رو میدن. مثل یه وام روزپرداخته.

واقعاً جدّی می‌گی؟

آره، لعنتی جدّی می‌گم. اونا تایید می‌کنن که یه تصادف بوده،

سهمشون رو از بیمه برمی‌دارن، بعد ما پولمون رو می‌گیریم.

وین، این کاملاً غیرقانونیه.

آره خب، اختلاس از رستوران خودت هم غیرقانونیه.

و اگه خودت رو پوشش نمی‌دادی... - فرق داره.

...ما می‌تونستیم خیلی وقت پیش پول اینا رو بدیم. هی، اونا جدّی‌ان.

آره. می‌دونم.

باشه؟ خوبه، پس به محض اینکه رفتن، می‌تونیم به زندگی‌مون ادامه بدیم.

کجا می‌ری؟ جیک!

لعنتی فرار کن، حرومزاده. برام مهم نیست. خودم انجامش می‌دم.

هی. - هی. آره، ببخشید. زنگ زدی؟

آره. ام...

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left