High Potential

High Potential

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

High Potential S02E10 1080p WEB h264-ETHEL
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 10 High Potential 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-27
Downloads: 10
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

خیلی‌خب، تجهیزاتتون رو چک کنین

رفقا، اینجا دیگه هوای خاصیه

پرش‌های "هالو" چیزی نیست که نصیب هر غیرنظامی‌ای بشه

آره

داریم از ارتفاع ۳۰ هزار پایی می‌پریم. ماسک‌ها رو بزنین. خونسرد باشین

آموزش‌هایی که دیدین یادتون نره

بزن بریم بچه‌ها

اوهو! ایول، خودشه

لعنتی، مثل گلوله نشستی روی زمین

بچه‌ها، فکر کنم یه مشکلی برای پادیلا پیش اومده

پادیلا! هی

واقعاً برای این یکی هیجان‌زده‌ام

خیلی‌خب، مورگان

جرئت دارم بپرسم چرا؟

طرف موقع پریدن زنده بوده و وقتی رسیده به زمین، مرده

هیجان نداری بفهمی چطور می‌شه یکی رو بین زمین و آسمون کشت؟

نمی‌تونیم با اطمینان این رو بگیم

ممکنه بین زمین و آسمون بیهوش شده باشه و موقع برخورد با زمین مرده باشه

اگه پزشک قانونی فکر نمی‌کرد قتله، اصلاً چرا ما اینجاییم؟

فقط سعی کن هیجانت رو در حد معقول نگه داری

چی دستگیرمون شده؟

کاپیتان آلونسو پادیلا، بازنشسته‌ی شناسایی ویژه‌ی نیروی هوایی

توی پایگاه به عنوان درمانگر کار می‌کرده ولی هنوز توی نیروهای ذخیره خدمت می‌کرده

هفته‌ای دو بار اینجا چتربازی درس می‌داده

به نظر می‌رسیده همه دوستش دارن، تا قبل از این اتفاق. یه پرش معمولی بوده

پزشک قانونی این رو توی لباس پرشش پیدا کرده

"می‌دونم داری چیکار می‌کنی. تمومش کن وگرنه می‌میری."

یکی از شاگردای پادیلا می‌تونسته این رو یواشکی بذاره توی جیبش

یا شایدم یه نفر دیگه روی زمین این کار رو کرده

هدف نامه این بوده که پادیلا رو از هر کاری که داشته می‌کرده، منصرف کنه

اگه قراره طرف رو بکشی، دیگه چرا تهدیدش می‌کنی؟

در ضمن، این نامه امروز نوشته نشده

گوشیم رو توی ماشین جا گذاشتم. مال تو رو بده به من

آره ارواح شکمت، دفعه‌ی آخری که گذاشتم گوشیم رو قرض بگیری

آهنگ زنگم رو عوض کردی به "Baby Got Back". هنوزم دارم بابتش متلک می‌شنوم

فقط گوشیت رو بده. مربوط به کاره

اصلاً هم خنده‌دار نبود

ببین، وقتی با جوهر می‌نویسی، اولش خط‌ها خیلی تیز و مشخصن

اما چون جوهر توش حلال داره، با گذشت زمان خط‌ها محو می‌شن

واسه همینه که دور حروف یه هاله‌ی کوچیک می‌بینی

چند روز بعد، حلال تبخیر می‌شه و رنگ همون‌جایی که هست می‌مونه

پس، این حداقل چند روز پیش نوشته شده

و پادیلا همین‌طوری با یه تهدید به مرگ توی جیبش این‌طرف و اون‌طرف می‌رفته؟

شاید داشته سعی می‌کرده بفهمه کی این رو نوشته

شایدم به عنوان یه انگیزه ازش استفاده می‌کرده

خب، هر چی که هست، با خیال راحت می‌شه گفت پادیلا دست از کارش نکشیده

و قاتل هم نقشه‌اش رو عملی کرده

فکر کنم وقتشه با شاگرداش صحبت کنیم

نمی‌تونست خیلی ساده یه سکته قلبی باشه؟

چرا؟ پادیلا حرفی از ناخوش بودن زده بود؟ چیز غیرعادی‌ای؟

نه، حالش خوب بود

صحبت خوبی با سوزی، پزشک قانونی، داشتم

اون درک می‌کنه. چی رو درک می‌کنه؟

سلام، من مورگانم. ایتن

داشتم می‌پرسیدم که چند وقت بود آلونسو پادیلا رو می‌شناختی

چند هفته. تازه شروع کرده بودم میومدم اینجا

به نظر می‌رسید برای پرش استرس داشته باشه؟

تا اونجایی که من فهمیدم، نه

ببینید، ای کاش می‌تونستم کمکتون کنم ولی اگه می‌خواید با کسی حرف بزنید

که خیلی بهتر از من می‌شناختش، اون تیناست

من صاحب اینجام و حتی خودم هم از پادیلا درس می‌گرفتم

اومم

عشقش به چتربازی واگیردار بود

و تجربه‌ی نظامیش هم یه امتیاز بزرگ حساب می‌شد

ولی نمی‌دونم، این اواخر انگار دوست نداشت در موردش حرف بزنه

خب تینا، از لحظه‌ای که پادیلا امروز رسید اینجا

تا وقتی که سوار هواپیمای پرش شد، چیز مشکوکی ندیدی؟

نه، همه چیز کاملاً عادی بود تا اینکه

ببخشید، هنوز دارم هضمش می‌کنم، واسه همین... اوم

اون واقعاً آدم خوبی بود

خب تینا، ممنونم

اگه سوال دیگه‌ای داشتیم، بهت خبر می‌دیم

هوم

این جالبه. یه کارت کلید سفیدِ خام

خودِ کارت کلید زیاد جالب نیست

ولی اینکه اینجا افتاده، جالبه

به اینجا نمی‌خوره. اینا اینجا از کلیدهای فلزی استفاده می‌کنن

هوم

این می‌تونه برای میلیون‌ها چیز مختلف باشه

خب، پس بیا بریم گزینه‌ها رو کم کنیم، غول‌تشن

خیلی‌خب، ببینیم چی داریم

گزارش پزشک قانونی

ای خدا. چطور این‌قدر سریع گرفتیش؟

چی بگم والا. من خیلی جذابم جناب ستوان، باشه؟

سوزی کارش رو انداخت جلو. که بعداً مفصل در موردش حرف می‌زنیم

فهمیدم. می‌خواید بدونید پادیلا چطور مرده؟

هیپوکسی. یعنی کمبود اکسیژن

خفه شده

صبر کن، تکنسین‌ها تجهیزاتش رو چک کردن

کلاه و ماسک اکسیژنش درست کار می‌کردن

احتمالش هست که یه بیماری نادر پزشکی بوده باشه؟

نه. این تهدید به مرگ رو توجیه نمی‌کنه

ما به تحقیقاتمون به عنوان یه پرونده‌ی قتل ادامه می‌دیم

مگر اینکه دلیلی پیدا کنیم که خلافش رو ثابت کنه

یه آدم‌کشی بین زمین و آسمون. من این پرونده رو مجانی کار می‌کنم

شوخی کردم. این فقط یه چیزیه که مردم می‌گن

خوبه که این‌قدر پشتکار داری

سلیمان

چه غافلگیری خوبی. چطور می‌تونیم کمکت کنیم؟

بازرسی کل اطلاعاتی دریافت کرده که خانم گیلوری با پزشک قانونی ما در ارتباط بوده

بدون نظارت درست، بهش دستور داده که، نقل قول می‌کنم:

"پرونده‌ی پادیلا رو فوری انجام بده. این دستور مستقیمِ کله‌گنده‌هاست."

خب، نه. سوزی شاید یکم پیازداغش رو زیاد کرده باشه

من فقط... اون فقط... یه لطفی در حقم کرد

اون لطف ۱۲ هزار دلار هزینه‌ی فوریت روی دستمون گذاشت

چی؟ مورگان

ممنونم که بهمون اطلاع دادی

و قول می‌دم که دیگه هیچ‌وقت همچین اتفاقی نیفته

آره؟ واقعاً؟

می‌تونی صادقانه بگی که این فقط جدیدترین نمونه از

سرپیچی‌های اون از روال قانونی در هر فرصتی نیست؟

اوکی، یه لحظه دندون روی جگر بذار

من هیچ‌وقت از چیزی سرپیچی نکردم. خیلی هم ممنون

مطمئنی؟

اون یه... دستت رو بکش

اوه

صبر کن

بله، مطمئنم

این دیگه یعنی پا رو از گلیم فراتر گذاشتن

دارم می‌فرستمت به آکادمی آموزش کارآگاهی

ببخشید، همچین چیزی اصلاً... وجود نداره. آموزش کارآ

اوکی، این بیشتر شبیه کلاس‌های تربیتِ سگ برای پلیس‌هاست

تقریباً همین‌طوره

وقتی دوره رو تموم کردی، می‌تونی به کارهای عادیت برسی

جدی می‌گی؟

اه

خیلی‌خب، فقط من این پرونده رو تموم می‌کنم

و بعدش می‌رم به اون... آکادمیِ شما

نخیر، نمی‌تونی

و اگه قبول نشی، دیگه خبری از پرونده نخواهد بود

ببین، می‌دونم داری فرستاده می‌شی برای آموزش

و نمی‌خوای قوانینی رو یاد بگیری که قرار نیست رعایتشون کنی

واو، کارت درسته

ولی محض اطلاع، من خودم توی طراحی این دوره کمک کردم

البته که کردی

عالی شد. نگران بودم که دقیقاً ندونم از کی باید متنفر باشم

وقتی اینجا گیر افتادم

لطفاً فقط ذهنت رو باز نگه دار

داری ازم می‌خوای با کسی دعوا راه نندازم؟

دقیقاً همین رو ازت می‌خوام

آدام. خوب به نظر می‌رسی

داتی. تو اصلاً تغییر نکردی

مورگان. ایشون گروهبان داتی رینولدزه. مسئول این دوره است

سلام داتی، از دیدنت خوشبختم

ببین، به نظر می‌رسه سرت خیلی شلوغه. نیازی نیست پرستار من باشی

یه ایده‌ای دارم. چطوره من فقط امتحان نهایی رو بدم؟

مورگان. روال کار این‌جوری نیست

ولی با یه ذهن باز، می‌تونه باشه

انگار با این یکی داری ثواب می‌کنی

هوم. اومم

چرا این رو گفت؟ منظورش چیه؟

یادداشت‌ها رو خونده

یادداشتی در کار نیست

بازرسی، مورگان رو فرستاده مدرسه‌ی کارآگاهی؟

بله، بله، می‌دونم

نیمه‌ی پر لیوان رو ببین. فکر کنم این براش خیلی خوب باشه

اوه، من اصلاً برام کلاس مهم نیست

باید بدونم توی تیمم چی می‌گذره تا بتونم از اوضاع عقب نمونم

اوضاع تحت کنترلمه

واقعاً؟ اومم

در مورد پرونده‌ات شنیدم

پادیلا نیروی هوایی بوده، یعنی یه جایی بالاخره دادستانی نظامی میاد وسط

دقیقاً واسه همین بود که با رابط‌هام تماس گرفتم

اوه، چه خوب، چون رابط‌های من قبلاً بهم جواب دادن

پس تو همین الانش با رابط‌هات در مورد پرونده‌ی من تماس گرفتی؟

پرونده‌های نظامی حساسن

واسه همین از درجبه‌ام استفاده کردم تا نذارم دادستانی نظامی پاش باز بشه

خب، ممنون بابت کمک. از اینجا به بعدش رو خودم می‌تونم انجام بدم

راستش، من دارم با کارادک می‌رم خونه‌ی پادیلا

چون لازمه توی خونه‌ی مقتول هم از درجه‌ات استفاده کنی؟

مشاورت رو از دست دادی، ستوان. فکر کردم یه دستی برسونم

هر وقت به کمک نیاز داشتم، میام سراغت

من همین الانش اینجام. من رو سلاح مخفی جدیدت بدون

سکوتت کلی حرف توش داره

آره؟ مثلاً چی داره می‌گه؟

نمی‌خوای من توی این پرونده باشم

بیشتر دارم فکر می‌کنم چرا تو می‌خوای توی این پرونده باشی

رهبرهای خوب، مشکلات رو از پشت میز حل نمی‌کنن

کاپیتان‌ها معمولاً توی عملیات نیستن. ولی باز هم، تو مدام اینجایی

حالا سکوتِ توئه که داره کلی حرف می‌زنه

خب، فکر می‌کنی چی می‌گه؟

واضح نیست

آره، همینه که نگرانم می‌کنه

خونه‌ی پادیلا از تمیزی برق می‌زنه

هر کتابی دقیقاً لبه‌ی قفسه‌ست، هر وسیله‌ای سر جای خودشه

نظم و دقتِ یه سرباز توی زندگی غیرنظامی

اگه نمی‌شناختمت، حدس می‌زدم تو اینجا زندگی می‌کنی

موقع رفتن، اون رو بذار توی کیسه‌ی مدارک

حدس می‌زنم نگاهت به ارتش زیاد خوب نباشه، کاپیتان

نمی‌فهمم چطور نهادی که بر پایه‌ی سلسله‌مراتب و اطاعته

با مردی که توی محدوده‌ی خاکستری زندگی می‌کنه، جور درمیاد

خب، این یکی رو اشتباه برداشت کردی، کارآگاه

من برای ارتش احترام قائلم

نظمی که ارتش یاد می‌ده، در تضاد با این نیست که

بدونی کی و چطور باید قوانین رو دور بزنی

مخصوصاً وقتی یکی از اعضای تیمت به دردسر افتاده

شاید تعجب کنید اگه بفهمید

صادق‌ترین بخش بدن ما، پاهامونه

واقعاً عجیبه. حرفی داری بزنی، خانم گیلوری؟

خب، آره، بیشتر دارم سعی می‌کنم تمرکزم رو مدیریت کنم

More Farsi Persian subtitles for High Potential

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left