Little Women

Little Women (작은 아씨들)

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Little Women S01E10 NF sunflowermag
Een commentaar door sunflowermag
🌻 Little.Women.S01E10.NF.sunflowermag 🌻

Tags

other
Gepubliceerd op: 2022-10-18
Downloads: 13
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

🌷 زنان کوچک 🌷

حال و احوالت چطوره جه سانگ؟

مشتاق دیدار

تو هم حالت خوب بود؟

به نظر سالم میای

شاید چون 4 سال تو بیمارستان بودم؟

طوری حالم خوبه که انگار یه خواب خوب دیدم

تو خانم گو رو فرستادی که منو بکشه؟

بیا روراست باشیم نمیدونستم که چه کاری ممکنه انجام بدی

دست هات رو ببر بالا و تکون نخور

آقای پارک؟

خانم گو

منم وون سانگ وو

رئیس وون

بذار دوتا خواهش ازت بکنم

یک میلیارد دلار به حساب بانکیم تو پاناما بریز

و 3 هزار دلار نقد آماده کن

فردا از موکهو حرکت میکنم

ساده است، نه؟

من میام اونجا

بیاید رو در رو حرف بزنیم

رئیس پارک

من خیلی عجله دارم حالا فهمیدی چقدر عجله دارم، نه؟

حدود 30 دقیقه طول میکشه تا پول نقد رو بیارم

واریز این پول چند ساعت طول میکشه ...اگه تا اون موقع یه تار مو از رئیس کم بشه

فکر کردی موفق میشی؟

فکر کردی میتونی زنده به پاناما برسی؟

باید همون موقع بهت شلیک میکردم

به این فکر کردم که برم پاناما یا اینکه تو رو بکشم

و رفتن به پاناما رو انتخاب کردم

چقدر احمقی تو

حالا دیگه چیه، پدرسگ؟

میخواستم این قیافه ات رو ببینم

این خودتی، خود واقعیت

از همون وقت که اسباب بازی هام رو میدزدیدی

همیشه میخواستی منو بکشی

تا حالا هیچوقت قیافه ات بین مردم اینطوری نبوده، نه؟

قیافه ات به عنوان یه قاتل

فکر میکنی چطوری تا اینجا رسیدم؟

اصلاً میدونی چند نفر رو باید میکشتم؟

ولی تو خیلی ساده خوش شانس بودی که تو اون خانواده به دنیا اومدی

ولی من باید خودمو اثبات میکردم

برای همین اینجام

تو دقیقاً مثل باباتی

به دستور پدرم

بابات با چکش مردم رو میکشت

و با ماشین اونا رو زیر میگرفت

خیلی مطیع بود

مثل یه سگ وفادار

هیچوقت نباید از بیمارستان بیرون میومدی

مگه نمیدونستی اگه این کار رو بکی باید بکشمت؟

میخواستم بیام بیرون و به همه دنیا نشون بدم

که واقعاً چجور آدمی هستی

مگه چجور آدمی هستم؟

یه دزد

حتماً سخت بوده

باید بهم بگم کارم خوب بوده

تنها چیز مهم همینه

مگه فکر کردی چیزی جز این میگم؟

...همه ی اینا

بخشی از برنامه مون بود

الان فقط یه کار مونده که انجام بدی

باید بخوابی

چون فردا هم یه روز شلوغ داری

هیورین

اونی؟

هیورین، این هه کجا رفته؟

گوشیش رو جواب نمیده تو اتاقش هم نیست

...مامانم

مامانت چی؟

مامانم گفت

این هه فرار کرده رفته ژاپن

ولی فکر میکنم مامانم این هه رو گرفته

چرا؟

این هه هیچوقت منو ول نمیکنه که تنهایی فرار کنه

...و مامانم اونقدر توانایی داره که

هیورین

فکر میکنی مامانت این هه رو کجا برده؟

حدسی نداری؟

این صدا رو میشنوین؟

یکی داره از پله ها بالا و پایین میره

مامانم

هر وقت تو دردسر میفته از پله ها بالا پایین یمره

بلند شو

وقت مردنمه؟

براش آماده شدی؟

...ترجیح میدم به جای اینکه

...اینجا 2922 روز زندگی کنم

بمیرم

به جای اینکه اینجا زندگی کنی

ترجیح میدی بمیری؟

لطفاً به خواهرام و هیورین نگین

که من مردم

بهشون بگید به یه مدرسه هنر تو روسیه یا هلند رفتم

و فرار کردم و پول رو برای خودم برداشتم

...اگه هیورین بفهمه که شما منو کشتی

دیوونه میشه

واقعاً متنفرم

چی؟

...فکر میکنی من توی

اون 2922 روزی که مادرم اینجا زندگی کرد

وضعم چجوری بود؟

من 9 سالم بود

اونقدر کوچیک که جدول ضرب هم بلد نبودم

مامانمو لازم داشتم

به مدرسه رفتن ادامه دادم

تولد هام میومدن و میگذشتن

کریسمس هم گذشت

و برای اولین بار پریود شدم

بابام همش ...لباس جدید، کیف

و کفش میفرستاد اینجا

انگار تا وقتی که مادرم توبه کنه

میتونه از اینجا بیاد برون

چرا نمیتونست اینجارو ترک کنه؟

گفت اگه پدرم به آدم کشتن ادامه بده

به همه تو کلیسا میگه

میخواست که از خدا طلب بخشش کنه

مادرم سر حرفش میموند

...ولی

اینکه مردم بمیرن یا نه

باید به مادرِ من بودن، ادامه میداد

من از اون آدم ها

مهمترم، نیستم؟

...ولی با وجود همه اینا

تا وقتی که هنوز زنده بود همه چیز بهتر بود

...چرا برادرم

درک این موضوع تا آخرش هم براش سخت بود؟

فقط لازم بود که معذرت خواهی کنه

و برای جونش التماس کنه

میدونست که میمیره

پس چرا؟

اینو بِکش

گفتی که میخوای نقاشی کنی، درسته؟

هرچی زودتر تمومش کن

صبرکنین، آجوما

امروز اتفاقی افتاده؟

چیز به خصوصی نشده

چون اتفاق امروز توی هزاران روز گذشته

به صورت روزانه اتفاق میفتاده

آقای وون سانگ وو رو نمیبینم

ماشین شما رو هم نمیبینم

میدونین کجا رفته؟

یکی از اسلحه هام نیستش

با اسلحه رفته؟

بدون هیچ حرفی؟

فرار کرده

منظورتون چیه؟

چرا باید فرار کنه؟

نزدیک بود که توی مرکز بزرگترین رسوایی که این کشور

به چشمش دیده، قرار بگیره

مگه میشه که نترسه؟

فکر نکنم قضیه این باشه

...به نظرتون

رفته تا خودش پارک جه سانگ رو بکشه؟

خانم اوه، واقعاً قضاوتت در مورد شخصیت آدما خوب نیست

سانگ وو نمیتونه تیراندازی کنه

چون از اسلحه استفاده کردن میترسید از دانشگاه افسری استعفا داد

آدمیه که حتی نمیتونه یه گُل بچینه

نمیتونی با اخبار همچین کاری کنی

...جنگ

با سلاح انجام میشه

این هه- اونی-

!این هه

الان دیگه چیزی نیست من اینجام

حتماً خیلی ترسیده بودی، نه؟

حالت خوبه؟

...پس اینجا

اتاق قفل شده ست

اتاق قفل شده؟

این اتاق چیه؟

بیاین سریع از اینجا بریم بیرون

بیا بریم، این هه

بزودی نتیجه آخرین نظر سنجی هم منتشر میشه

توی همه نظر سنجی ها با حداقل 20 درصد اختلاف جلویین

چنین تغییر زیادی توی نظر سنجی ها اونم درست قبل از انتخابات، بی سابقه ست

فهمیدی سانگ وو چجوری از بیمارستان فرار کرده؟

کار چوی دو ایل بوده

به نظر میرسه با خواهرها دست به یکی کرده

اون احمق

چرا برگشت؟

شاید، به اوه این جو یه حسی داره

فکر میکنی چوی دو ایل بخاطر یه زن پول و جونشو به خطر میندازه؟

فکر نکنم

با چوی هی جه ملاقات میکنه

ببخشید؟

این تنها توجیهشه

خانم آن سویونگ مریضه، درسته؟

سرطان معده درجه سه

بگو با آزادی مشروط آزادش کنن و بفرستنش بیمارستان

بله قربان

سلام، خبرنگار اوه این کیونگ هستم

براتون ایمیلی در رابطه با خبری فرستادم که قبل از اخراج روش کار میکردم

احیاناً دیدینش؟

بله

بله، درسته

از حامیانشون درخواست کردن که در آینده درخشان سئول مشارکت داشته باشن

آها، بله

کاندیدا پارک همچنان صمیمانه به رهگذرها سلام میکردن

تا مادامی که گزارش بشه لازم نیست اسم منو به عنوان منبع بگین

اگه علاقه دارین، میتونم دوباره براتون ایمیل کنمـــــ

More Farsi Persian subtitles for Little Women

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left