De eerste 200 regels.
این ماه افزایش حقوقت رو گرفتی؟ آره
آره، منم همینطور. ولی مبلغ چکم کمتر بود
اول ساله دیگه، دولت همیشه اولش یه خرده بیشتر مالیات برمیداره
تو سه ماهه اول. چرا؟
خب، واسه اینکه گندی که پارسال با زیادهروی تو مخارج زدن رو جمع کنن
و یه پیشدستی بکنن واسه ریختوپاشهای امسالشون
جایی سرمایهگذاری کردی؟ سرمایهگذاری؟
مگه بعدِ خرجِ بار چیزی هم واسم میمونه؟
همه پولت رو ریختی تو اون بار؟
مگه عقلت رو از دست دادی؟
چـ... چی؟ تو نکردی؟
الفبای سرمایهگذاریه، همه تخممرغهات رو تو یه سبد نذار. اگه یهو صاعقه بزنه به بار چی؟
اونوقت باید بری تو صف جیره و صدقه و اینجور چیزها؟
خب پس باید چیکار کنم؟ چیزی پسانداز داری؟
نه، فقط هی تلویزیونهای بزرگتر میخرم
چرا شماها اینقدر واسه این هارلیدیویدسونها غش و ضعف میرید؟
باید برات توضیح بدیم. تو درک نمیکنی
اوه، چه عمیق! هی دکتر، اسمش چیه؟
اندرو ودرلی. لقبش «مانک» بود
عضو دارودسته موتورسوارای «دیکنز»
چی شده، تیر خورده تو صورتش؟
آره، بعدش هم چند مایل پشت یه ماشین رو زمین کشیدنش
ردِ طناب و شنریزهها رو روی گونههاش میبینی؟
آخ. عجیبه که سرش کنده نشده
تو
حالا اگه ازت بپرسم چی میدونی، بهم نمیگی، نه؟
بستگی به رفتارت داره
خبری داری که کی، اه
دلش میخواسته رفیقت رو اینجوری تیکهپاره کنه؟
ببین، هیچکس نمیخواست مانک بمیره، باشه؟
ما دوسش داشتیم
آره، خب این یعنی شاید
شما تو زنده موندن یا مردنش کارهای بودید
این هیچ معنی خاصی نداره، جناب افسر
فقط دارم میگم این یه مسئله درونگروهیه
تو پلیسی
باید بفهمی چی میگم. ولی نمیفهمم
پس نمیتونم کمکی بهت بکنم. در تماس میمونیم
کمیسر هریسه
سلام. سلام کمیسر
کمیسر هریس
از دیدنتون خوشحالم. خوش اومدید اینجا
ممنون. خوشحالم میبینمت. فرانک؟
سلام
سلام. چطوری؟
اوم، با در نظر گرفتن همه شرایط، خیلی خوبم
سرت شلوغه؟ نه بیشتر از همیشه، قربان
اوه. واسه ناهار وقت داری؟
در واقع، بله
بریم؟
بعداً میبینمت، تیم
اون اینجا چیکار میکنه؟ فرانک رو واسه ناهار دعوت کرد
هی، هی، هی، برو واسه خودت بخر
فقط میخوام بخش ورزشی رو ببینم
واسه چی؟ دیشب که حتی یه بازی هم نبود
معمولاً تو اون بخش قیمتهای بلیت هواپیما رو آگهی میکنن
اوه، حالا یه لحظه صبر کن
اگه درست یادم باشه، تو مرخصیهات رو تموم کردی
نمیخوام برم مرخصی
بعد از اینکه اون گفنیِ احمق تو دایره مفقودین منو پیچوند
یه کارآگاه خصوصی استخدام کردم تا بت و بچهها رو پیدا کنه
کارآگاه خصوصی؟ بیخیال، تو خودت کارآگاهی
تو از هر اوسکولی که ادای شرلوک هلمز رو درمیاره خیلی بهتری
که بتونی استخدام کنی
اگه یادت باشه من یه شغل تماموقت دارم، کی
در ضمن، این یارو کارش درسته
میگه چندتا رسید از یه متل خارج از کمدن پیدا کرده
کمدنِ نیوجرسی؟ منطقیه
خونواده بت تو پنسیلوانیا هستن
احتمالا تو راهش از بزرگراه نیوجرسی رفته اونجا
به هر حال، همینم خودش غنیمته
دایره قتل، کارآگاه فلتون
آره. درسته. فهمیدم
یالله، بزن بریم
سلام، جیم
اوه، سلام. اوضاع چطوره؟
سلام کمیسر. اوه، سلام
چای یخ و پاستای پومودورو، آقای هریس؟
آه، بله، ممنون
و واسه شما، قربان؟
همون لطفا. بسیار خب
اجازه هست؟ خب، اسلحه که دست شماست
درسته
پارسال واقعاً دلم رو شکستی، فرانک
واقعاً؟ چطور؟ اوم
وقتی اون ترفیع رو رد کردی
واسه فرماندهی شیفت؟ آره، آره
من پیگیر کارهات بودم
تو یه پلیس فوقالعادهای
نقشهام این بود که آخر سر بیارمت بالا پیش خودم
احساس کردم اگه به پروندهها برسم
بهتر از اینه که وارد بازیهای سیاسی بشم
بله، بله، درک میکنم
اکثر آدمها بیشتر دنبال بالا رفتن از پلههای ترقی هستن
تا اینکه تو جایگاهی که هستن بهترین باشن
اون موقع به تصمیمت احترام گذاشتم، الانم میذارم
ممنونم
فرانک، تو
جرمی وِید، نماینده کنگره رو میشناسی؟
اوم، شخصاً نه، ولی بله، میشناسمش
بهش رأی دادم
آره، واسه بالتیمور مهره خوبی بوده
مخصوصاً واسه اداره پلیس
هوم
دو شب پیش، نماینده وِید بهم زنگ زد
گفت دو نفر دزدیدنش
که بهش هشدار داده بودن
که دور و برِ دوستدخترِ دستیارش نپلکه
خب، گفت نمیخواد رسمی گزارش کنه، ولی من
خب، صداش یه کم لرزون بود، واسه همین
یه واحد فرستادم پیگیر بشه
حالا، فکر نمیکنم درست باشه که من
خودم تحقیقات رو انجام بدم، واسه همین
ازت میخوام تو این کار رو واسم بکنی، فرانک
قربان، من کارآگاه دایره قتلم
میدونم، میدونم
ولی یه آدم کاردرست میخوام
یکی که باهوش و باتدبیر باشه
هوم
بهترین رو میخوام. تو بهترینی
باید با جیاردلو هماهنگ کنم
یه نفر کم داریم، باید مطمئن شم که جاش پر میشه
خب، اون تماس رو بذار من بگیرم
میخوام واقعیت رو از داستانبافی جدا کنی
و میخوام فقط به خودم گزارش بدی، باشه؟
درسته
حالا، یه کم پنیر پارمزان بریز رو اون پاستا
طعمش رو عالی میکنه
چی داریم؟
اوم، مقتول یه مرد سفیدپوسته
تا ۶۰ ساله، از ریخت و قیافهاش معلومه کارتنخوابه ۵۰
یه گلوله به سرش خورده
پیداش کردن در حالی که، اه
شلوارش پایین، دور مچ پاهاش بوده
کنار یه درخت چمباتمه زده بوده، انگار میخواسته
خب، میدونی دیگه. قضای حاجت کنه
کرد؟ چیکار کرد قربان؟
رید؟
خب نه قربان، تا اونجا که من میبینم نه
نگاه کردی؟
خب، من... این درخت کجاست؟
میدونی، اه... درست همینجاست
جنازه کجاست؟ بردنش
کی بردش؟
اونایی که تو آمبولانس بودن، اه، پارامدیکها
اه، یه لحظه وایسا
اون که ماشینِ پزشکی قانونی نبود
نه، مال بیمارستان سنتآگنِس بود. اوه
پس من نمیفهمم. جنازه رو کجا میبرن؟
به سنتآگنس. اوه، پس طرف نمرده بود؟ اینو داری میگی؟
اوه نه، مرده بود، شک نکن، صددرصد مرده بود
ساعت ۱:۳۰ بعدازظهر مرگش رو اعلام کردن
یعنی قبل از اینکه دایره قتل برسه اینجا
گذاشتی جنازه رو ببرن بیمارستان؟
خب، به نظر میرسید پارامدیکها میدونن دارن چیکار میکنن
خب... خب، اینجوری پیداش کردن، میدونی که
راه بیفت. کجا؟
بریم دنبال یه جنازه بگردیم
اه، این یه قانونه، تازهکار
تا جنازه نباشه، قتلی هم در کار نیست
تتو حالتو بد میکنه، ملدریک؟
فقط درک نمیکنم چرا ملت اینقدر دوست دارن بدنشون رو با زخم و زیلی پر کنن
این زخم نیست
یه آیین باستانیه که ریشهاش تو پولینزیه
به عنوان نماد قدرت و مردونگی
ببین، اگه برای ثابت کردن مردونگیت
به یه زخم ابدی رو بدنت نیاز داری، واقعاً مرد نیستی
ای بابا. به نظر من که تتو باحاله
اوه، حالا که اینقدر باحاله، تو خودت داری؟
کجاته؟
بری ودرلی اینجا کار میکنه؟ کی میخواد بدونه؟
ما. و شما کی هستی؟
نماینده یه قرعهکشی بزرگ، خب؟
برنده سفر با کشتی کروز شده. پلیسن
اه، اون پشته، داره تمرین میکنه
درد نداره؟ راهش اینه که بهش اهمیت ندی
خانم ودرلی؟ بله؟
من کارآگاه لوئیسم، ایشونم کارآگاه مانچ هستن
از دایره قتل اومدیم. لعنتی، درد داره
راهش اینه که بهش اهمیت ندی. اوه، واقعاً؟
تو هم امتحان کن
خانم ودرلی، متأسفم که باید اینو بهتون بگم
ولی، اه، شوهرتون
فوت کرده
دیشب قبل از اینکه از خونه بره بیرون
رو صندلی گهوارهایِ قدیمی مامان نشسته بود
و به بچه غذا میداد
و داشت گریه میکرد
لپهای سارا رو میبوسید
اینقدر سفت بغلش کرده بود که فکر کردم الانه که استخونهاش خرد شه
همون موقع فهمیدم که زیاد زنده نمیمونه
چرا؟ مگه «مانک» با گروه رقیب اختلافی داشت؟
یا با کسی از خودِ «دیکنز»؟
اختلاف؟
کسی جرئت نداشت با مانک دربیفته
همونقدر که راحت دست میداد، همونقدر هم راحت طرف رو سیاه و کبود میکرد
مگه اینکه پای سارا رز وسط بود
باید میدیدی جلوی اون چقدر دست و پاش رو گم میکرد
هیچ ایدهای نداری که کی ممکنه مرگِ شوهرت رو خواسته باشه؟
خب، از «پریچر» بپرسید
No comments yet. Be the first to leave one.