De eerste 200 regels.
از زیرش در نمیری
!پالمر، عوضی... هی! آره. اوه
وایسا. تو عمداً این کارو کردی. الان این اتفاق افتاد واقعاً؟
.نه، تو منو ترسوندی. آره، تو عمداً این کارو کردی
.نه، فکر نکنم من این کارو کردم
.ببین، این یه عملیات پاکسازی مواد مخدر توی وست اِنگلوود نبود. بازرسی مشکلی نداشت
.محاله کارتر ردش کنه
.آروم باش. برای همینه که بهش میگن جلسه بررسی مدارک
چی؟ که منو بدنام کنی؟ بگی یه شاهد ساختگی درست کردم؟
...کردی؟ وکیل دلسرد
!که به قانون احترام نمیذاره. چه حرف جدیدی
من اینطوریم؟
.من به قانون کاملاً احترام میذارم. فقط شیفتهاش نیستم. و دست و پامو نمیبنده
اگه ایالت بزرگ ایلینوی نتونه بار اثباتشو انجام بده
.اگه من موکل گناهکارم رو خلاص کنم، پای توئه
.پس پیشنهاد میکنم کارتو درست انجام بدی، کتان
...حالا، اگه دوست داری اون کلیشهای رو که تا دستشویی دنبالم اومدی تا خالیش کنی، تمومش کنی
آیا مربوط به وجدانم بود؟ شاید اینکه چطور شبها میخوابم؟
.من رو یه تخت تمپرپدیک، توی خونهای تو هایلند پارک میخوابم
،و یه فراری، کنار یه همسر دوستداشتنی
.با باسنی مثل والیبالیستهای دبیرستانی
و چه حسی داری، هنک؟
اینکه میدونی هر کسی که وکالتشو به عهده میگیری گناهکاره؟
.مشکلی نیست
.آدمهای بیگناه از پس دستمزد من برنمیان
.بابا
.بار اثبات، کتان
.وایسا، وایسا، وایسا. تو گفتی این پرونده به محاکمه کشیده نمیشه
متاسفم، من همچین حرفی زدم؟
.من استخدامت کردم تا این قضیه رو جمعش کنی
.اشتباهه
.تو منو استخدام کردی چون هر دومون میدونیم که تو دو روزم توی زندان فدرال دوام نمیاری
نمیخواد بهم بگی کارمو چطور انجام بدم. من بهت میگم چطور کلاهبرداری کنی؟
پوشش بیمه رو به بیماران لاعلاج ندی؟
یا در همین حین ۱۴۰ میلیون دلار اختلاس کنی؟
.من این کارا رو نمیکنم، چون اون کار توئه. اون تخصص توئه
.حرفاتو میشنوم. خوشحالم
.قیام کنید
.جلسه دادگاه آغاز شد. به ریاست جناب قاضی استنلی کارتر
.بنشینید
قبل از اینکه در مورد درخواست دفاع حکم صادر کنم، آیا وکلای محترم نکتهای برای اضافه کردن دارند؟
.بله، جناب قاضی
.ما میخواهیم هرگونه شکی را در مورد صحت بازرسیمان برطرف کنیم
...جناب قاضی، میتونم
نزدیک بشم، جناب قاضی؟
.من، اِ... درخواست تعویق دارم
.به هیچ وجه
.مادرم امروز صبح فوت کرد
!برو بابا
.دوباره پخش میکنم
این اولین باره که مادرت فوت میکنه؟
یا این کاریه که توی همه پروندههایی که نزدیکه ببازی انجام میدی؟
.متاسفم بابت از دست دادنش
!ممنون. اولین باره. چه احمقی هستی تو
.میدونید، اون بهم شاشید
...همین الان، توی دستشویی پایین راهرو. اون برگشت و
.آقای کتان، برید عقب
بابا، به خاطر مامانت ناراحتی؟
.آره، عزیزم. کاش میدیدیش
چرا من نمیتونم باهات بیام؟
.چون غمانگیزه. تو دلت نمیخواد بری
پس پدربزرگ پالمر هم مرده؟
.نه، پدربزرگ پالمر برای من مرده. این یه جور اصطلاحه
.ممکنه چیزی که گفتم رو اشتباه شنیده باشی
.پیچیده به نظر میاد. من باید باهات بیام
.باور کن هیچکس دلش نمیخواد بره کارلینویل، ایندیانا
.همه میخوان از اونجا برن
دنبال چیزی میگردی؟ هوم؟
.پیرمرد، شیرینی بیت اوهانی منو برداشتی؟ بده ببینم
.دوستت دارم، عزیزم
.قبل از صبحانه نخوریش
.باشه. اوهوم
کاری هست که بتونم انجام بدم؟
...اونا خانواده همسرم هستن. حس میکنم باید
لو شربنر. اون وکیل طلاقتونه؟
.اون کارش درسته
.راستی، اون با من زندگی میکنه
!هنک
!هنک
مدرسه صبح ساعت چند شروع میشه؟
اسم معلمش چیه؟
جلسات براونیها کدوم شبه؟ فوتبال؟
رنگ مورد علاقهاش چیه؟
بهترین دوستش کیه؟ صبحانه چی میخوره؟
اصلا اسم متخصص اطفالش رو میدونی؟ شماره تلفنش رو؟ همراهت داری؟
.نمیذارم به خاطر این تنبیهش کنی، باشه؟ اون میفهمه
.اون میدونه درست نیست که باباش هیچوقت قبل از خوابش خونه نیست
.اون همیشه سرش تو گوشیشه
.اون میدونه درست نیست که مامانش همیشه ناراحته
!ناراحت؟ تو ناراحتی؟ آره
،متاسفم که اینقدر ناراحت بودی که رفتی فیسبوک
.و با جاش، رفیق قدیمیت که گورتکس میپوشید، دوست شدی و باهاش خوابیدی
.اون خیلی مردونهست. خیلی هم داناعه
.نمیدونم چرا الان باهاش بالای یه کوه آویزون نیستی
میخوای یه کاری برام بکنی؟
.اون گلهای لعنتی هورتانسیا رو آب بده
.ممنون
.برر. اوه خدا، باز شروع شد
.هیچی عوض نمیشه
.هی، هنک
سلام، دِیل
اوه. دلم برات تنگ شده بود
قلبش همینجوری وایساد
ها؟
کنار گلهای ادریسی پیداش کردم
کارت خوب بود
آه. این سنت فرانسیسه. من انتخابش کردم. چون اون رو بیشتر از همه دوست داشت
دوست پرندهها بود، مثل مامان. اوه
باید یادمون بمونه که براشون غذا بذاریم، مخصوصاً تو زمستون
هوم
اون مهربونه، مثل مامان که قبلاً بود
مارها رو از ایندیانا بیرون کرد و نپرس چطور
ایرلند. از ایرلند؟
همیشه از مارها حرف میزنی، ولی سنت پاتریک بود، نه سنت فرانسیس
و ایرلند بود، نه ایندیانا
مطمئن باش، کسی تو ایندیانا خزنده بیرون نمیکنه
تو اونجا بودی؟ من نبودم
شاید حق با توئه
هَنک پالمر در کارلینویل
اوه، اینجاست
...کاردینال پرنده ایالت ماست و
هی. هی، گِلِن
چند دقیقه پیش دیدمت
کجا پارک کردی؟
تو خیابونم. پارک کردم
خواستم تو پارکینگ بزرگ جا پیدا کنم. مجبور شدم یه دور بزنم
ولی بالاخره پیدا کردم. بفرمایید
خانواده کجان؟ نتونستن بیان. مدرسه
اوه. نمیدونستم بچهها تو شیکاگو تابستونم مدرسه میرن
نیست. اونا فقط... اونا... من تنهام
قضیه چیه؟
قضیهای در کار نیست. ها؟
حرف دیگهای برای گفتن داری، آقای ویلیامز؟
چیزی که اوضاع شما رو روشنتر کنه؟
چی میخواید بشنوید؟
میدونید، هیچکس استخدام نمیکنه
از شلغم که نمیشه اسفناج درآورد
نمیتونم پول نفقه بچه رو بدم
نمیتونی، ها؟
اون وانت جدیدت که دم دره؟
کدومش؟
...آره. "آره" یک اقرار نیست
"آره" اقراری نیست که یک مرد تو دادگاه استفاده میکنه
بله قربان... قاضی، عالیجناب. کلیدها
بیا. بندازشون
و، امم
امم
آگوستوس، قاضی. بله، البته. گاس
امم
لطفاً اینها رو به زن سابق آقای ویلیامز بدید؟
بعد آقای ویلیامز رو به وانت سابقش همراهی کنید
قراره سندش رو به اسم اون بزنی
و شما، خانم، میرید به نمایشگاه دیوانی موتورز
آقای مایک دیوانی، پدر رو بخواید، نه اون پسر کلهخراب رو
و وانت جدیدتون رو بهش برمیفروشید
به قیمت هرچی اون شلغم اونجا بابتش پرداخت کرده
این منصفانه نیست... هی! یه کلمه دیگه بگی، تمومه. بفرما
به دورت نگاه کن
شما تو یکی از آخرین کلیساهای بزرگ این کشور وایسادید
که بر این اصل بنا شده که شما و فقط شما مسئولید
در قبال عواقب اعمالتون
حالا بازم انصاف میخوای؟ باشه
برو شمال. وقتی رسیدی به ایندیاناپلیس وایسا
مسابقات کشیدن تراکتور، پشمک
ذرت بو داده و بزرگترین گاو نر دنیا
هفته اول آگوست. خوشت میاد
آه، یادم رفت. وایسا، وایسا، وایسا
تو که وانت نداری
خیلی ممنون، قاضی
میخوای بهت بگم دلیلش چیه، خانم؟
ممنونم رفقا. از اینکه اینجا هستید ممنونم
ولی کی بیرونه داره از پیراشکیفروشی نگهبانی میکنه؟ ها ها
زن خوبی بود، جوزف. بله، بود
من و گریس اینجاییم اگه چیزی لازم داشتی
خیلی ممنونم. ممنونم
همهمون مری رو دوست داشتیم. ممنونم. برام خیلی ارزش داره
تسلیت میگم
دوستای خوب، همیشه
خوشحالم میبینمتون، آقا. رئیس. مرد خوب. هی
ممنون که اومدی. قدردانم
آره. کل نیروها اومدن، ها؟
هَنری
قاضی. آره
هی
آه، جانی بوی. آره. خیلی متاسفم
جوزف. آره. ممنونم، رُز
میرم دوش بگیرم و بخوابم
امم، گِلِن، مطمئن شو فردا پسرهاتو جمع و جور نگه میداری
نمیخوایم سروصدای زیادی راه بیفته
حتماً، قاضی. آره
میفهمم که خیلی وقته، هَنک
ولی پارک کردن ماشین تو حیاط به صورت دنده عقب، برای راحتتر خارج شدن، یه روشیه
که با گذشت زمان کهنه نشده. ممنون
درسته؟ فهمیدم
بفرمایید. خواهش میکنم
چطوری؟ مجبور شدم به گلها آب بدم
فردا تو مراسم خاکسپاری حالت خوبه؟
آره. اگه اون دوربین پیداش بشه، هر دومون میدونیم تهش به کجا میرسه، درسته؟
هوم؟ تو کونم
مرد خوبی
No comments yet. Be the first to leave one.