De eerste 200 regels.
>> این هفته
>> راندل؟
راندل؟
راندل؟
>> بلک داینامایت: یتیمهای بیکس و کارِ قد و نیمقد؟
>> شکلات میدی یا شیطنت کنیم
>> بلک داینامایت: لعنتی، اینا که فقط یه مشت بچه ننه دارن
شما یه گروه یتیم در حد قد و قواره بچهها ندیدین
که با یه جاکشِ لاغرِ پیزوری با موهای فر راه برن؟
بیخیال بابا
حتماً دیدینشون
لباس یه مشت پاگنده کوچولو تنشون بود
جن و پری و خونآشام و اینجور آشغالها، یه چیزی مثل خودتون و بقیه
بچههایی که این دور و بر ول میگردن
>> پسر، ریدم تو یتیمهات
حالا یا بهمون شکلات میدی، یا کل این
یتیمخونه واموندهی لعنتی رو با دستمال توالت تزیین میکنیم
>> بلک داینامایت: بچه احمقِ قاشقزن
حالا دیگه بدجوری ریدی
آه، سوی
بسیار خب، فقط یه بار دیگه ازت میپرسم
دارم دنبال یه مشت یتیم میگردم که با یه
جاکشِ لاغرِ پیزوری با موهای فر میپلکن
دیدیشون یا نه؟
>> هانی بی: برو کنار بلک داینامایت
این با من
بیاین بچهها، بگیرید
هوم، عجیبه
میتونستم قسم بخورم یه ظرف پر از
میدونم این کاکاسیاه این کار رو نکرده
>> بالهورن: حداقل ذرتهای شکری و آبنباتها رو برای
این اسکلها گذاشتم
ولی باید بدونید که نباید دور و بر من شکلات بذارید چون
من همهشون رو میبلعم، لامصبها! >> بلک داینامایت: گوره بابای
آبنباتها و ذرتهای شکری
باید حواسمون به یتیمها و کرم کورن باشه
الان دو دقیقه از وقت خوابشون گذشته و هنوز
برنگشتن
خودشونن
فرانکِ مشتری، واسه شکلات جمع کردن یه کم پیر نیستی؟
>> مرد، میدونی که با شکلات نمیتونی دودول منو گول بزنی
من فقط دنبال کص میگردم >> هانی بی: متأسفم
فرانکِ مشتری
بیا تو
دخترا، مشتریتون اومد
>> بلک داینامایت: فکر کنم یه بلایی سرشون اومده
هانی بی
و اون بلایی که فکر میکنم، یه بلای خیلی بده
>> هانی بی: بلک داینامایت میشه آروم بگیری؟
چی میتونه شده باشه؟
اونا پیشِ کرم کورن هستن
اگه خوب فکر کنی
شاید بهتر باشه بری دنبال اون بچهها
>> کرم کورن: هوی بلک داینامایت
>> بلک داینامایت: بهت گفته بودم این یتیمها رو ساعت ۷:۳۱ برگردونی
اگه بلایی سرشون میاومد چی، کرم کورن؟
ها؟! ها؟
>> کرم کورن: مثلاً چی بلک داینامایت؟
>> بلک داینامایت: مثلاً، مثلاً
«دودولساکزن» -- همین
>> کرم کورن: دودولساکزن دیگه چه صیغهایه
بلک داینامایت؟
>> بلک داینامایت: دودولساکزن یه «چی» نیست
کرم کورن
اون یه کیه، یه چراست، و یه چی
این از اون فلشبکهایی بود که بلک داینامایت فکر نمیکرد
هیچوقت جلوی شما رو کنه
ولی حالا که پته رو ریختم روی آب، بذار
کل قضیه رو براتون بگم
هالووین بود و من، یعنی همون بلک داینامایتِ وروجک
توی یه کوچه تاریک گم شده بودم و دنبال جایزه میگشتم ولی گیرِ
یه مشت کلک افتادم
>> از این میخوای؟
از پسش بر نمیآی، احمق
>> بلک داینامایت: حالا، بلک داینامایتِ وروجک، هیچوقت از هیچ
موجود دوپایی که ایستاده جیش میکرد
نمیترسید
تا اون روزی که باهاش روبرو شدم
با «اون یارو»
یه حسی بهم میگفت این یارو هیچ جایزهای نداره که
به مذاق بلک داینامایتِ وروجک خوش بیاد
ولی چون فکر کردم لباس مبدل پوشیده، شانسم رو
امتحان کردم
همون لحظه خم شد و با اون چشمهای قرمزِ
خونگرفته و مژههای بلندِ زنونهاش بهم زل زد و گفت
>> دودولمو ساک بزن >> بلک داینامایت: حالا، مامانم
همیشه بهم میگفت هیچوقت سراغ یه مادرقهوهای که خایه نداره
نرو
بنابراین، یه مرد توی لباس زنونه، بلک داینامایتِ وروجک رو گیج کرد
پس فقط چشمهام رو بستم، خودمو خیس کردم و فرار کردم
ولی نگران نباشید
وقتی یه وروجک فسقلی باشی، جیش کردن تو شلوار ضایع نیست
>> بالهورن: بذار ببینم درست فهمیدم
تو نذاشتی این یتیمها برن بیرون چون یه مرد گنده
با لباس زنونه میخواسته دودولِ بلک داینامایتِ وروجک رو
ساک بزنه؟
آ-ها-ها-ها-ها-ها-ها
>> بلک داینامایت: سوی
اصلاً خندهدار نیست، بالهورن
اگه اون موقع برای بلک داینامایتِ وروجک اتفاق افتاده
ممکنه واسه اینا هم پیش بیاد
>> کرم کورن: تنها چیزی که میدونم اینه که خاطرات گندِ بچگیِ تو
قرار نیست هالووین منو خراب کنه
این جشن قراره درباره دیو و پری و چیزای
ترسناک باشه، نه دودولساکزنی! >> هانی بی: میدونی چیه؟
کرم کورن راست میگه بلک داینامایت
امشب باید بریم بیرون
>> کرم کورن: راستش رو بخوای، واسه یه مهمونی
هالووین اون طرف شهر دعوتنامه دارم
>> هورا
لطفاً، لطفاً، لطفاً
>> بلک داینامایت: کرم کورن بهت گفتم که اصلاً خوشم نمیآد
یتیمها این موقعِ شبِ هالووین
بیرون باشن
>> کرم کورن: چرا یه نفر رو نمیاریم اینجا سرگرمشون کنه
تا خودمون بتونیم بریم بیرون؟
>> بالهورن: اون یارو محلی، جان گیسی، چطوره؟
شنیدم یه آژانسِ دلقکِ خفن واسه نگهداری از بچهها داره
>> هانی بی: اوه، عالیه، منم میتونم سریع واسه همهمون
لباس درست کنم
خب رفقا، چی بپوشیم؟
>> بالهورن: مرد، نمیتونیم مثل یه مشت خواننده سوسول
کشتیگیر سومو، یا کارگر معدن بریم
باید مثل یه گروه گنگستریِ خفنِ خیابونی بریم و اسم
خودمون رو بذاریم «جنگجویان»
هانی بی، این تیپ محشره
امشب توی مهمونی هالووین همه رو میترکونیم
>> بلک داینامایت: بی، باید اعتراف کنم، این لباسها خیلی
لاتیان
لعنتی، شاید بخوام هر روز همینها رو بپوشم
>> کرم کورن: اوم، هانی بی، قراره باسن من همینطوری از پشت
معلوم باشه؟
>> هانی بی: اوه، البته کرم کورن
تیپ جدیدِ «پرینس» رو بهت دادم
>> کرم کورن: اوه-وااا
چه باحال
>> هانی بی: راستش پارچهام تموم شد
هیس
>> بلک داینامایت: خب، پوگو
باید حسابی هوای این یتیمها رو داشته باشی
هالووینه و یه عالمه دودولساکزن توی
شهر ول میگردن
>> حتماً، بلک داینامایت
همه چیز عالی پیش میره
خب، کی میخواد با بادکنک مامانبابای ناتنی درست کنه؟
>> بلک داینامایت: خیله خب
جنگجویان، بزنیم به چاک
> بسیار خب، دیگه تردستیِ کیری
بسه
وقتشه بریم سر اصل مطلب
خب، کی میخواد اول با اره دو نیم بشه؟
>> من
>> من
>> من
>> میفهمید که این تردستی نیست دیگه، نه؟
واقعاً میخوام با اره دو نیمتون کنم
الان باید برای جونتون جیغ و داد راه میانداختید
نه جدی میگم، من یه قاتل
سریالیام
واقعاً میخوام بکشمتون
>> مهمونی هالووین توی غرب هالیوود
غوغا کرده
همین الان کونتون رو بردارید بیاید اینجا، چون هر ننه قمری
اینجاست
وقتِ بزن و بکوبه
این مهمونی خیلی اوبیانه به نظر میرسه
>> کرم کورن: آره مگه نه؟
همه چقدر شاد و خوشحالن
>> بلک داینامایت: نه، منظورم به سبکِ «لیتل ریچارد» اوبیانهست
>> کرم کورن: این یه مهمونی هالووینه
اینا فقط لباسن
>> ووو
خفه شو
>> بلک داینامایت: شرمنده رفقا
م-م-من نمیتونم این کار رو بکنم
ن-ن-نمیتونم
>> بالهورن: مرد، واقعاً حیفه اتفاقی که واسه
بلک داینامایتِ کوچولو قدیما افتاده، باعث بشه بلک
داینامایتِ گنده از اوبیها بترسه
>> بلک داینامایت: حالا فقط به خاطر اینکه بلک داینامایت
با اون غرفه ساکزنیِ اون گوشه حال نمیکنه
>> اون هزینهاش جداست
>> بلک داینامایت: ...و این مسابقه زننماها اینجا
>> و شروع کردن
اون عقب، «هرشیز کیس» داره میآد
>> بلک داینامایت: ...دلیل نمیشه که بلک داینامایتِ گنده
از اوبیها بترسه
حالیت هست؟
>> کون در عوضِ مواد
بیاید کونِ داغ بدید مواد بگیرید
کرم کورن، تو هم داری کون میفروشی؟
برو یه محله دیگه، این خیابون ماله منه
>> بلک داینامایت: عمله، تو اینجا چه غلطی میکنی؟
>> فکر کردی دارم چه غلطی میکنم؟
واسه یه معتاد، این بزمِ اوبیها مثل روز ولنتاین واسه
گلفروشهاست
بیا اینور بازار
تا داغه ببر
کون در عوضِ مواد
>> بلک داینامایت: بسیار خب، دیگه واقعاً وقت رفتنه
No comments yet. Be the first to leave one.