Action of the Tiger

Action of the Tiger

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Action of the Tiger 1957 1080p BluRay x264-DSE
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Action of the tiger 1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Gepubliceerd op: 2025-11-25
Downloads: 7
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

ببخشید. کاپیتان کارسون؟

توی کافه. ممنون.

کارسون. اسم شماست؟

میگن یه پا دزد دریایی هستی.

و تو هر کاری رو به هر قیمتی انجام میدی.

هر کاری.

به کمکت نیاز دارم، کارسون.

آیا این برای خریدش کافیه؟

ممکنه. باید یه وقتی با هم حرف بزنیم.

باشه. الان؟

اشکالی نداره اگه این دست رو تموم کنم؟

Attero'

اوه!

رد شو.

دمتون گرم، بچه‌ها. مایک، بعداً می‌بینمت.

من همین‌جا می‌مونم، ناخدا. ولی بی‌خیال عرق‌خوری شو.

ممنون بابت قرض موقت.

سودی بابت پولت می‌خوای؟

نه، فقط می‌خوام باهات حرف بزنم.

دنبالم بیا.

مدت زیادیه آتن هستی؟

بیست و چهار ساعته.

به اندازه کافی که کلی چیز درباره‌ات بفهمم.

یعنی مستقیم شروع کردی به نوشتن زندگینامه کارسون؟

به نظرم بیشتر شبیه به، به تهمت بود.

تو رو یه جور رابین هود دغل‌باز معرفی کردن.

مردم فقط منو نمی‌شناسن.

ولی همه در مورد یه چیز با هم توافق دارن.

تو برای پول هر کاری می‌کنی.

منو می‌شناسن.

کجا داری منو می‌بری؟

ریلکس باش. تصور کن داری با رابین هود رانندگی می‌کنی.

آره.

ام، خوشحالم که منو اینجا آوردی.

اینجا جاییه که همه کاراتو بحث می‌کنی؟

البته، خب همه نمی‌تونن آکروپلیس رو برای دفتر کارشون داشته باشن.

چقدر؟ هشت دراخما.

نه، بذار من حساب کنم. مهمون من.

پس بهش ده تا بده. معلومه پولداری.

برای اینکه بتونم از پس تو بربیام باید پولدار باشم.

پس ۲۰ تا بهش بده.

سیگار؟ نه، ممنون.

خیلی خب، حرف حسابت چیه؟

واسه یه کار، خوشگله، چقدر می‌ارزه؟

قیمتت رو بگو.

اول بگو من باید چی کار کنم.

تو یه قایق خیلی سریع داری، مگه نه؟

وگرنه اینجا نمی‌نشستی.

می‌خوام من رو قاچاقی ببری آلبانی.

آلبانی؟ مگه کی می‌خواد بره اونجا آخه؟

به تو چه ربطی داره؟ فقط بگو چقدر می‌شه.

کجای آلبانی؟ جایی به اسم ووسیو.

فقط چند مایل داخل خشکیه. می‌شناسیش؟

شاید. آلبانی رو هم می‌شناسم.

اون یه کشور کمونیستیه که نصفش مردمن...

...و نصفش پلیس مخفیه و اونا از مهمون خوششون نمیاد.

مهمونای بی‌پول که نه.

اما من می‌دونم، با پول کافی، آدم می‌تونه کاراشو راه بندازه.

آره، حتماً. مثل مسافرای سیبری که کارشون رو راه میندازن.

تو شبیه یه خانم باهوش به نظر میای، اونقدر باهوش که بری یه جای دیگه.

جایی که از اسلحه برای زینت استفاده نمی‌کنن.

ببین، کارسون، من باید برم.

باید یه نفر رو ببینم.

یه مرد؟ آره، یه مرد.

معلوم بود. خب، یه نصیحت از من بهت.

و پولاتو پس‌انداز کن، همیشه که جوون نمی‌مونی.

وقتی چیزی رو بخوام، از عهده‌اش برمیام.

ببین، من می‌تونم اونجا تو آلبانی پیاده‌ت کنم، کار راحتیه.

اما برای اولین بار تو زندگیم، دارم رد می‌کنم...

یه پول خوب رو، چون وجدان دارم.

ها! نخند. وجدان!

تو هیچ‌وقت زنده از اونجا بیرون نمی‌آی.

با پولی که دارم بهت میدم...

تو نیازی به وجدان نداری.

منو به ساحل برسون، همین.

بقیه‌ش مشکل منه. = محاله.

و هنوز هم مشکل توئه.

مایک! مایک!

آه!

بس کن!

اونا اونجان! تند بدو! زود باش!

زود باش!

هی، ولم کن!

سلام آقا.

خیلی خب، تا وقتی اینجایی، باید کار کنی تا کرایه‌ت دربیاد.

پاشو برو اون بالا.

متاسفم بچه‌ها! هیچی ازش سر درنمیارم!

خب، خب... منم به کار میام، می‌دونی؟

نمی‌خواد دوباره بگی.

به مایک غذا دادی؟

مایک؟ همون مرد کثیفی که باید اصلاح کنه؟ اه!

مسافرا حق ندارن غر بزنن

در مورد قیافهٔ معاون کشتی.

به معاون غذا دادم، نگران نباش.

اوه.

ولی حتی وقتی هوشیاره هم مو به تنم سیخ می‌کنه.

چیه، می‌خوای شرط ببندی که تو هم همین تاثیر رو روش نمی‌ذاری؟

بیا، سکّان رو بگیر. حواست به قطب‌نما باشه.

ممنون.

بهم بگو، کابینم...

برای یه قایق مثل این، خیلی لوکس به نظر میاد.

خب، صاحب قبلیش...

یه میلیونر برزیلی بود.

و اهل خوشگذرونی.

و فکر کنم تو قراره این سیاستو عوض کنی؟

سفرت فردا صبح توی سواحل یونان تموم میشه.

دیگه چیکار باید بکنم تا منو با خودت ببری؟

تو از هر نظر از مسیر خارج شدی.

ببین، ووسیجف تقریباً ۱۵ مایل با جایی که من میرم فاصله داره.

۲۴ ساعت طول میکشه تا تو رو اونجا برسونم.

تازه اگه بتونم هماهنگش کنم.

تو از من میخوای که کنار کشوری پر از قایق‌های گشتی...

و شاید هواپیما پنهون شم و منتظر تو باشم؟ اوه، نه!

باربری که برمی‌گردونم خیلی فاسد شدنیه.

بار گران‌بهات چیه؟

اول تو یه چیزی به من بگو.

تو کی هستی؟

و یه چیزی می‌دونی؟ من قبلاً این صورتو دیدم.

تو روزنامه‌ها شاید.

محاله.

آره، وقتی پلیس دنبال من و مایک بود...

تو هم انگار مشکلی با رفتن نداشتی.

چون فردا من دارم میرم آلبانی.

و میرم خشکی و هیچ کس قرار نیست جلومو بگیره.

هیچ‌کس. خب، که اینطور.

تنها چیزی که ازت میخوام اینه که یه کاری رو با یه قیمتی انجام بدی. همین.

راستی، هیچ وقت درباره‌اش حرفی نزدیم.

چقدر؟

و اگه نمیتونی منتظرم بمونی، تو یه سفر دیگه منو سوار کن.

دستمزد معمول ۵۰۰۰ دلاره، ولی برای تو...

همون ۵۰۰۰ تا رو میگیری. من هیچ لطفی نمی‌خوام...

از یه ناجیِ قیمت‌مناسب.

تو هیچ‌وقت نمیذاری حرفمو تموم کنم. دارم ۱۰ تا ازت می‌گیرم.

بونژور!

اولین پری دریایی که تا حالا دیدم.

ولی من پا دارم. اینطور که یادمه.

و پاهای بدی هم نیستند.

اِم‌اِم. بدتر از این هم دیدم.

حوله‌مو بهم میدی؟

ونوس برخاسته از دریا.

ها! ولی من دست هم دارم.

به هر حال، شما زیادی مهربونی.

نه به مهربونی که فکرشو می‌کنی.

من هنوز میخوام اسمتو بدونم.

و اینکه قراره کی رو توی ووسیجف ببینی.

داری خوب پول میگیری، کافی نیست؟

حرفمو شنیدی، عزیزم.

تریسی.

تریسی چی؟ = مالامبرت.

عجیبه، این اسمو شنیدم.

چه فرقی میکنه؟

ولش کن، بعداً ازت میپرسم.

کجا میری؟ میرم بالا به صومعه.

قبل از اینکه این گشت‌های تفریحی رو شروع کنم...

معمولاً میرم بالا روی تپه و از دوستام (راهب‌ها) طلب خیر و برکت می‌کنم.

منم میتونم بیام؟ =-تو؟

فکر میکنی چرا اون‌ها رفتن صومعه؟

ولی من نمی‌خوام اینجا با مایک تنها بمونم.

اوه، چیزی نمیشه.

داره دیشبو میخوابه. = اوه!

کارسون!

به کُل اِستندها بگو وقتی رسید، منتظرش میمونم.

برو کنار! یه کم بده.

کارسون داره میاد. ازت عصبانی میشه.

یه کم نوشیدنی، هان؟ یالا. باز کن، هان؟

یالا، جوون... اَله‌وو آن. برو!

یالا.

پوف!

یه کم نوشیدنی، آره؟

برو کنار!

اَله‌وو آن. برو کنار!

اوه!

کارسون، کمکم کن!

اوه! کارسون، اینو ببر!

اوه، تو از پسش برمیای.

این که چیزی نیست برای یه خانم...

...که قراره بره آلبانی.

خواهش می‌کنم!

آخ!

اگه مایک چیزی گذاشته، میتونی برداری تا اعصابت آروم شه.

اوه! اون آینه. برزیلی بود، یادت میاد؟

و اهل خوشگذرونی.

اینجوری دخترا رو جذب می‌کرد و روی زنا تأثیر می‌ذاشت.

آخرین شیشه‌ی عطرشو شکستی.

آه، ولی مایک قبلاً هیچ‌وقت اینقدر خوب بویی نمیداد.

بهتره بشینی. = ووی.

باشه، حالا با من رو راست باش.

ما دو تامون توی یه خطیم.

باشه ولی من کمونیست نیستم.

ولی شوهرت هست.

برادرم.

مطمئنی از این سفر برمی‌گردی؟

نمی‌دونم. ولی اول باید اونو ببینم.

مسافر بیشتر، پول بیشتر.

انتظارشو داشتم.

ولی پس باید با من بیای ووسیجف.

احمق به نظر میرسم؟ جواب نده.

گفتم تو رو توی آلبانی پیاده می‌کنم.

ولی میگن اونجا میشه به همه رشوه داد.

خب، تقریباً همه.

Action of the Tiger subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left