De eerste 200 regels.
پيش از اين در "The Vampire Diaries"
طلسمي که "مسافرها" سراسرِ ميستيکفالز اجرا کردن جادو رو نابود ميکنه
اون دنيا داره از هم ميپاشه و همهي کسايي که توش هستن از بين ميرن
خودت چي ميشي؟
جرمي ، مشکلي واسم پيش نمياد
وقتي "مسافرها" بميرن "ليو" طلسم رو اجرا ميکنه و جادوش به مردم اون دنيا اجازه ميده که به اين دنيا بيان
...ديمن - ميدونم -
...خداي من...آلاريک ، تو اينجا چيکار - زودباش ، بايد بري -
ديمن چي ميشه؟
تو بايد بري خونه پيش برادرت
من ديمن رو پيدا ميکنم
نميتونم ديمن رو پيدا کنم بدون اون جايي نميرم
نميذارم بهخاطر اونا بميري
بايد طلسم رو از نو اجرا کنيم
نميتونيم . اون تنها فرصتمون بود
ولي ديمن هنوز توي اون دنياست
الينا ، ميتوني باهاش خداحافظي کني
ديمن بالاخره به هر چيزي که ميخواست رسيد
اون خوشحال بود
اون بايد اينجا باشه
همش دروغ بود
تو بهم گفتي ميتوني برگردي
دوستت دارم
باني ، اينکار رو نکن - خواهش ميکنم تنهام نذار -
دوستت دارم الينا . خداحافظ
باني
به نظرت دردمون مياد؟
نميدونم
« ميستيک فالز »
اون ديگه چي بود؟
نميدونم والا
برو بيرون نگاه بنداز
خودت برو بيرون نگاه بنداز
چي؟
...هي ، فانوس رو
واي خداي من ، کلانتر فوربز
خيال کردم يه قاتل سريالي هستين
راستش بدتر از اونم . چون وقتي به والدينتون زنگ ميزنم هنوز زنده هستين
بساطتون رو جمع کنين و برين
گفتم گيرمون آوردي کلانتر فوربز؟
کاري بهتر از گير دادن به ما بهخاطر چندتا قوطي آبجو نداري؟
نتيجهي ماليات دادنه
" در حال خروج از ميستيکفالز هستيد "
ميتونست بدتر باشه
هفتهي پيش ملاني پيترسون بهخاطر مشروبخوري زير سن قانوني بازداشت شد
به خدا اينجا داره شبيه به اون شهر ميشه Footloose توي فيلم
آره . خب ، بيا فقط از اينجا بريم بيرون
جسي؟
هي ، جسي
جسي
اوه واي ، جسي
هيس ، حرف نزن
حالت خوب ميشه . ميرم کمک ميارم
بالا سرت رو نگاه کن - چي؟ -
"The Vampire Diaries" فصل 6 قسمت 1 : بهياد ميآورم
« ترجمه از سميرا و پدرام » .:: Pedi.Bi & Sorrow ::.
امروز روز خوبي بود
تابستون رسماً تموم شد و منم خيلي هيجانزده هستم
سال دوم کالج
گمونم امسال ساليه که بايد انتخاب رشته کني
و کمکم مسير زندگيت رو مشخص کني
پس منم همين کار رو کردم
الان داري به پزشک آينده دکتر الينا گيلبرت نگاه ميکني
خب ، سؤال ميپرسم
آقاي وِدِرلي سينهدرد و تنگي نفس داره
کسي ميتونه بهم بگه چه آزمايشهايي انجام ميديم؟
گيلبرت
آنژيوگرامِ ريه تصوير واضحي از جريان خون توي شاهرگهاي شُشها فراهم ميکنه
که ما در رگبستگيِ ريوي بهش نياز داريم
همون بيماري که توش علائم آقاي وِدِرلي رايج هستن
خوبه . جلوتر درسها رو خوندي
اينو يادت باشه سه سال ديگه نيازت ميشه
اين لگنِ بستر هستش که امروز بايد باهاش آشنا بشي
ادامه ميديم
من تحت تأثير قرار گرفتم
مرسي
باشه . خب ، شايد تمام روز فقط داشتم تماشا ميکردم
ولي حداقل الان دسترسي نامحدود به کيسههاي خون داريم
و باور کن بايد از هر کمکي استفاده کنيم
بعضيامون هنوز داريم خودمون رو به نوشيدن خون بقيهي آدما وفق ميديم
يهکم ميخواي؟
نه . توي راه يه مقدار خوردم
ميدوني ، هيچوقت نميشه که اين وضع عجيب نباشه
کدوم وضع؟ اينکه يه جادوگرِ عتيقه من رو تبديل به خونآشام کرد
يا اينکه چهار ماه پيش دوباره زنده شدم؟
اينکه تو پروفسور کالج من هستي
در دفاع از آلاريک بايد بگم که اون نميتونست کاري کنه که دوباره توي دبيرستان مشغول بشه
نخير . دبيرستان ، رستوران ، ميدان شهر
به لطف طلسمِ ضدجادوي مسافرها همه چيز توي ميستيکفالز
هنوز واسه نيشدارها ممنوعه
خيليهامون ماههاست که به خونه برنگشتيم
نکتهي مثبتش اينه که ميزان جنايت خيلي پايين اومده
البته فکر نکنم مت اين خبر رو شنيده باشه
حرکت خوبي بود داناوان . يه بار ديگه ثابت کردي که دفاعازخود بهترين حملهست
ميتونم بگم تا بهحال بهتر از اين نبوده
فکر کنم الان ميتونه بيشتر از جرمي پرسسينه بزنه که خيلي عجيبغريبه
...حالا که حرف از جرمي شد
راستش بهتره راجع به برادرم حرف نزنيم
بيا دربارهي استفن صحبت کنيم
آخرين خبر اين بود که داشت ردِ يه جادوگري رو ميگرفت که ميتونه با مردگان ارتباط برقرار کنه
« ساوانا ، ايالت جورجيا »
هي
پاشو بيا بچهجون
وقتِ حقوق گرفتنه
چندين ماهه باهم حرف نزديم که معنيش اينه جستجوش
براي پيداکردن جواب واسه اتفاقي که افتاد تمام فکر و ذکرش شده
ماتم گرفته . چيزاي زيادي از دست داده
هممون چيزاي زيادي از دست داديم
ولي همه به روش خودمون داريم با اين موضوع کنار ميايم
من از "ويتمور" بيرون اومدم
چرا بخوام تيم فوتبالِ مسخرهشون رو حمايت کنم؟
اولين بازي فصله کرولاين
وقتشه برگردي خونه
الان خونه هستم تازه اجارهنامهي آپارتمان جديدم رو امضا کردم
لب مرز شهري هستي که تو رو نميخواد
اونجا که اسمش خونه نيست واقعاً غمانگيزه
تو که اصلاً از فوتبال خوشت نمياد
نه ولي خوشم مياد که قبل بازي توي پارکينگ مشروب بخورم
کرولاين ، بايد بياي
تايلر ، تو يکي ديگه جاي حرف زدن نداري
خودت يکسال مدرسه رو پيچوندي
تو هم يکسال تمام منو عاصي کردي
خب ، الان اينجام پس تشريفت رو بيار
کرولاين ، فردا رأس ساعت 6 غروب ميام خونهتون دنبالت
باشه؟ شوقِ مدرسه داشته باش . خداحافظ
خلاصه همونجور که داشتم ميگفتم
نتونستم دقيقاً طلسمي پيدا کنم که مرز ضدجادو رو برداره
ولي توي اين کتاب به "مسافرها" اشاره شده که زياد مفيد نيست
...ولي حداقل قدم درستي برداشتم
عزيزدلم - بله؟ -
فردا بايد باهاشون بري
نه . قراره باهم بريم فيلم ببينيم
ما کل تابستون رو باهم گذرونديم
خدايا ، تو ازم خسته شدي
کرولاين ، تو تازگيا يکي از بهترين دوستات رو از دست دادي
منطقيه که بخواي پيش چيزايي بموني که بهشون احساس نزديکي ميکني
ولي الينا هم دوستش رو از دست داده و مشخصه که دلش واست تنگ شده
نه ، مشخصه که الينا خودش رو زده به اون راه
چون فوتبال واسش مهمتر از به فراموشي سپرده شدنِ دوستپسرشه
ميدوني اصلاً واسش گريه نکرده؟
چندين ماه بهخاطر باني حالش داغون بود
ولي هر وقت اسمي از ديمن ميبرم انگار که هيچ اتفاقي نيوفتاده
کرولاين ، الينا بيشتر از هر کسي که ميشناسم عزاداري رو تجربه کرده
بايد رعايت حالش رو بکني
چيه؟ بازم يه نفر گلهاي آقاي دِيويس رو لگد کرده؟
2تا جوون با زخمهاي مشکوک روي گردنشون توي بيمارستان بستري شدن
حملهي خونآشام؟ چطور ممکنه؟
خونآشامها نميتونن وارد ميستيکفالز بشن
نه ولي ميتونن اطراف مرزها پرسه بزنن
بايد از وقت نهارم بزنم
بايد به اين قضيه رسيدگي کنم . گوش کن
به پيشنهاد الينا فکر کن . باشه؟
ميستيکفالز که جايي نميره
هي ، سبدت يادت نره
اون نميخواد دل بِکَنه
درک ميکنم
منم نميخوام دل بکنم
نميخوام فکر کنم که همه چيز عوض شده و بايد از نو شروع کنم
بدترين اتفاقي که ميتونست بيوفته افتاد
ولي مجبور نيستم اينکار رو بکنم
بههرحال روز من اينجوري بود روز تو چطور بود؟
ميشه به اون تيکه برگرديم که آلاريک زنده شده که پروفسور کالج بشه؟
نهانگرايي
معني لغوي اين کلمه "غيب"ـه
...بنابراين مطالعهي نهانگرايي
بنابراين مطالعهي نهانگرايي همون مطالعهي علمِ غيبـه
امروز ميخوايم دربارش بحث کنيم چون به احياي مجدد مربوط ميشه
چيز خندهداري گفتم "ليو"؟
بيشتر طعنهآميز بود ولي بيخيالش
آقاي لاکوود
تيم ورزش خيلي لطف کردن که شما رو به ما قرض دادن
شرمنده دير کردم
مسلماً تمام گروههاي نهانگرايي روي اين مبحث اتفاقنظر نداشتن
ببخشيد پرنسس
فقط ميخوام ببينم کدوم صفحهايم
هيس ، دارم گوش ميدم - حواريون ، مکاتب آتانازيان -
ترتوليان و کليساي غربي
به احياي مجدد جسم اعتقاد داشتن
در حاليکه عارفان اعتقاد راسخ داشتن که احياي مجدد فقط از لحاظ روحي وجود داره
الينا ، ميدوني که بوش رو حس ميکنم . نه؟
دارم به يه کلاس پُر از بچههايي تدريس ميکنم که همشون واسم شبيه سوسيس خوني هستن
حالا اونو بذار کنار
شرمنده
...در حاليکه بقيه مثل اولين پدران کليسا
لوک ، سلام - سلام -
هي ، راستش بايد برم
نه . زود حرفم تموم ميشه ، خيلي زود
فقط...جديداً خيلي تشنه شدم
به نظرت بهخاطر اون چيزه؟
داري ازم ميپرسي که گياههاي روانگردانِ باستاني که بهت ميدم عوارض جانبي دارن يا نه؟
چون آزمايشات پزشکي روشون انجام نشده
خب ، معلومه
نميدونم . فقط ميخواستم بدونم ...ميتوني که...چميدونم
يه چيزي به بستهي بعدي اضافه کني؟
يا شايد بهتره بستهي ديگهاي در کار نباشه
منظورت چيه؟
لوک ، اين فکر خودت بود که من دوباره ببينمش . يادته؟
خودت گفتي "هي الينا متأسفم که در حقت بيانصافي کردم
متأسفم که بهخاطر من دوستپسرت مُرده" . يادته؟
واقعاً همينطوره . متأسفم
No comments yet. Be the first to leave one.