De eerste 200 regels.
هوم
برت؟
الو؟
برت؟
عزیزم؟
تویی؟
!اوه
.چه صبح نحسیه
.اول که ساعتم زنگ نخورد
.بعد هم موهام این شکلی شد
.من موهاتو دوست دارم
.حالا هم گوشوارههامو پیدا نمیکنم
.کشوی پاتختی
!آها
رازی هست که نتونی حلش کنی؟
آخ
.حداقل حالا به چیزی که نیاز داری میرسی
.حالا که بودجه تصویب شده
.خب، این داره اتفاق میافته
چی؟
.از شهردار هولمن خواستم قبل از کار همدیگه رو ببینیم
.و اون تازه موافقت کرده
چرا تو مهمونی باهاش صحبت نمیکنی؟
.این بحثی نیست که بتونیم تو مهمونی داشته باشیم
.کار محرمانه شورا
.اوه، آره
حالا کی داره مثل مجسمه ابوالهول میشه؟
.اوهوم
اعصابخردکنه، مگه نه؟
!باشه، خداحافظ
.خداحافظ! خداحافظ
.یکی اینا رو برام گذاشته
گذاشته؟
.تو کتابخونه
.نمیدونم کار کیه و مطمئن نیستم که اصل باشن
.ولی خواستم اول به شما نشونشون بدم
...قبل از
.مراحل بعدی
!اوه
.مرموز به نظر میاد
.پرینت ایمیلها و پیامکها
.بین شما و ناتالی
.یه جاده
.که میخوای شهر برای دسترسی به زمینهایی بسازه
.که متعلق به شرکت هولمن دیولپمنتسه
اینا کپیان؟
.اصلهاشو نگه داشتم
.شما دارید از پول مالیاتدهندهها استفاده میکنید
.برای فراهم کردن زیرساختهای شهرک جدید شرکتتون
.این صدها شغل ایجاد میکنه
.و میلیونها دلار به اقتصاد محلی تزریق میکنه
.کریستی، این یه خیانت به اعتماد مردمه
چـ... چی میخوای، کسی؟
مرکز هنری جدیدت؟
.این ربطی به چیزی که من میخوام نداره
.چیزی در ازای چیزی
.این «چیزی» ما. منتظر «در ازای چیزی» هستم
.من باید اینا رو منتشر کنم
.به شورا و به رسانهها
.ببین، چه باور کنی چه نه متاسفم
.شما طی این سالها کارهای خوب زیادی انجام دادین
.وکلای من آمادهباشن
.و اونا وکلای خیلی خوبی هستن
.پس بهتره مطمئن باشی
.خودم میرم
.کاساندرا
.۲۴ ساعت بهم فرصت بده قبل از اینکه اینا رو منتشر کنی
.امشب تو مهمونی میبینمت
.اِم، تو و کارل
.سلام منو به مادرت برسون
.خبر خوب
.بازرسهای مستقل شما رو برای بازگشت به کار تایید کردن
.فقط لازم بود پلیس ایالتی کاراشو تکمیل کنه
.همیشه یه تیراندازی درست و حسابی بود
.ممنون، رئیس
.لیلا
.من حالم خوبه، قربان
واقعاً؟
.حال هیچکس خوب نیست
.بعد از یه همچین اتفاقی
میخوابی؟
.بله، قربان. اِم، به اندازه کافی
.چهار یا پنج ساعت
.گاروی رو از شیفت شب آوردیم
...تا سید برگرده سر کار، پس
.اگه به استراحت نیاز داشتی بهم بگو
.متوجهام، قربان. ممنون
.شما برای این تیم خیلی مهمی، گروهبان
با خودت مهربون باش، باشه؟
!اِم، نه، نه، نه
.لطفاً اون رو بذارید تو اتاق غذاخوری
.بله، خانم. ممنون
.میگیم که اینا جعلیان
.جز اینکه نیستن
.بعضی از اینا از طرف من و شما هستن
.به هر دوتون هشدار داده بودم
اون چطور تونست اینا رو به دست بیاره؟
.اون گفت یه نفر ناشناس بهش رسونده
خب، چی کار میخوای بکنی؟
.خب، اون قراره بجنگه
معلومه
ما برنامه دورهمی رو جلو میبریم
البته
با سر بالا
و میفهمیم کی اینا رو درز داده
و اعتبارشون رو نابود میکنیم
باورنکردنیه
باشه
از اون طرف
صبر کن، اصلا، چرا دوباره میری اونجا؟
مهمونی خونه شهردار هولمن
اعضای شورا اونجا هستن
همه آدمهای مهم و صاحبنفوذ گیبسونز
اومم
و به کاساندرا قول دادم
بد نیست! مثل یه آدم بزرگ حسابی شدی
آره
باشه، بابا، تو اون جورابها رو نمیپوشی
آره، یه جفت بهتر برات میارم
تکون نخور
خب، امم، کی قراره از کاساندرا بخوای بیاد پیشت؟
تو دلت میخواد؟
چرا که نه؟
من خیلی ازش خوشم میاد و اون خوشحالت میکنه
خب، بهش فکر کردم
فقط انجامش بده
شجاعتت رو به هر چی که هست میخکوب کن
شجاعتم رو میخکوب کنم؟
این نمایشنامه اسکاتلندی که تو مدرسه داریم
اگه یادم بیاد، جمله قشنگیه
از کاساندرا بپرس
!وای خدایا
چیزی شده؟
این چیه؟
جوراب
...این
توی کشوی جورابهات بود
مال مادربزرگت
آره، فکر کردم گمش کردم
ولی ده سال پیش پیداش کردم
و داشتم برای تو یا خواهرت نگهش میداشتم
...ولی بعدش
ولی چی؟
واقعاً؟
منتظر لحظه مناسبم
ممنون، عزیزم
اوم
احتمالاً اینو برمیدارم
اون جورابها افتضاحن. باید برن
خب، جوراب ورزشی هستن
این میشه شجاعتت رو سفت و محکم کن
شجاعتم رو سفت و محکم کنم؟
به نقطهی ثابت
خیلی رسمی پوشیدم
روزت چطور بود؟
!آه، خدا، چه روزی بود
آره؟ از پسش براومدی؟
خب، شاید نوشیدن همه مشروبای شهردار کمک کنه
بیا فقط از این خلاص شیم
خیلی ممنون که امشب اومدید
...هالی و من، امم، ما داشتیم
...خب، داشتیم راجع به برنامهریزیهای زندگی و
درسته. دانشگاه نزدیکه، مگه نه؟
اوه، هنوز یک سال دیگه مونده
...ولی من- من فقط داشتم، امم
!هی! خانم عضو شورا
مجلس سنای ایالتی
قضیه همینه
خبر مهم
کریستی قراره برای مجلس سنای ایالتی کاندید بشه
این رو میدونی یا حدس میزنی؟
تعجب میکنی؟
بیست دلار
کارل
خوشحالم دیدمت. دکتر
آره، وقتی تمیزش کنی، تقریباً آدم حسابی میشه
ما همدیگه رو در اصل ندیدیم
لنس گرین وود، رئیس کارکنان بیمارستان گیبسونز
کاساندرا لی
البته که هستی
همسرم، کلر
...و، امم
من یه حساب و کتابی باهات دارم، رئیس
نرخ پذیرش بیماران ما برای جرایم خشونتآمیز
از وقتی تو مسئول شدی، ۲۸ درصد کاهش پیدا کرده
داری سعی میکنی کار و کاسبی منو کساد کنی؟
هاها
لنس گرین وود
فوقالعاده شدی
تو هم، کلر
اوه، خیلی ممنون که اومدید
امم... سلام
ناتالی هولمن
کاساندرا قبلاً منو نگه میداشت
اون بیش از حد مسئولیتپذیر بود
خب، هنوز هم هست
بیشتر وقتها
!اوه، کلی ممنون
از خودت راضی هستی؟
این کلمهای نیست که من به کار ببرم
No comments yet. Be the first to leave one.