De eerste 122 regels.
بیا بیرون! دیگه راه فراری نداری
شلیک میکنیم! دیگه تسلیم شو، عبدالحکیم
پس میخوای بجنگی؟ تو واقعاً یه
آمیگو
حال ۳۰۰ هزار جایزهبگیر منظومه شمسی چطوره؟
وقت برنامهی "بیگ شات"ـه، برنامهای که آمار فراریها رو بهتون میده
خب خب، اولین نفر امروز این آقاست: عبدالحکیم
به دلهدزدیِ حیوونای خونگی معروفه
این دفعه، یه حیوون آزمایشگاهی رو بلند کرده
از یه مرکز تحقیقاتی دزدیده و الان متواریه
خبر خوب اینه که ۸ میلیونِ گنده میارزه
شرایط هم مثل همیشه است
زنده بیاریدش تا جایزه رو بگیرین
اگه بکشیدش، قید جایزه رو بزنین
این گندهترین موردیه که این اواخر داشتیم. تمام تلاشتون رو برای گرفتنش بکنین
اوضاع چطوره؟
کارش تمومه
لعنتی، آخه چرا همیشه
هی
دکتر؟ اطلاعاتی گیر آوردی؟
دربارهی عبدالحکیم
میخرمش! تخفیف هم میدم. ۳۰۰ تا
عکسش رو بعد از عمل پلاستیک دارم
زیاده. ۲۰ تا بیار پایین
باشه، ۲۸۰ تا. به یک شرط
چه شرطی؟ - یه دونه بخوابون تو گوشش
از روی من رد شد. اگه دلت خواست، یه دوجین مشت نثارش کن
جنسها دست منه
این یکی باید چیز کلفتی باشه
آره، ۶ ساعت دیگه میبینمت
یه چمدون خیلی ضایع داشت
این اطلاعات هم جزو معامله است، دیگه؟
اوه، باشه
یه چیزی بود که یه زن ریزهمیزه توش جا میشد
گنجه؟
واقعاً نمیشه گفت
جوری که حملش میکرد اصلاً اینطور به نظر نمیرسید
اگه احساس بیحالی میکنی، یه نوشیدنی جنسینگ بزن
باهاش یه هفته سرِ پا میمونی
اگه خستهای، نوشیدنی نیشکر بخور
زیاد خوردی؟ پس یه نوشیدنی آناناس بزن
یه کم "لائو چو" بهم بده
ممنون
بفرمایید
ببخشید. شرمنده، داداش
هی، گفتم که ببخشید
چیه، زبونت رو موش خورده؟
چی؟ دنبال شری؟
مهمونِ من
بنوش
و حالا، غنایم
حتی اگه کل این سفینه رو هم بازسازی کنم، باز یه چیزی ته جیبم میمونه
فکر کنم باهاش برم اردک پکنی بخورم
همونطور که میگن: "جوجه رو آخر پاییز میشمارن."
این یکی دیگه تو مشتمه
خب، هر چی تو چنته داری رو کن
پس هر سه تا لَتوپار شدن؟
اینطور به نظر میرسه
و حکیم همین دوروبراست؟
اینطور به نظر میرسه
اصلاً نمیدونه اون چیز چقدر میارزه
یه فروشگاه حیوونای خونگی؟
اونم از نوع مشکوکش
هی داداش، اینجا توی مریخ هر چیزی میتونی بخری
از اسلحه گرفته تا جون آدمیزاد
اگه میخوای بدونی، ببینم چی تو جیبت داری
زنجیر این یکی بلنده. باید مدل "راه اژدها" باشه
اوه، فهمیدی؟ این از اون عتیقههای کمیاب دههی ۳۰ـه
واقعاً عتیقهایه واسه خودش
یه سری به فروشگاه "گنجینهی حیوانات" توی جادهی کایفون بزن
مطمئنم اونجا یه چیزی دستگیرت میشه
باشه، یه نگاهی میندازم، اما بعد از اینکه دیدمش تصمیم میگیرم که ازت بخرمش یا نه
اوه، باشه
برای عوض کردن چهرهت پول کم آوردی، حکیم؟
یه لحظه صبر کن
هی، تکون نخور
واقعاً چه صبری داری که اینقدر قیافهت رو عوض میکنی
این دیگه چیه...؟
دست نگه دار. من اینجا دنبال اینجور دردسرا نیستم
بچههای من خیلی حساسن
تو بازش کن
چرا من؟
انگار یه جور... زود باش دیگه
اوه، باشه
یه سگ؟
یه "ولش کورگی"ـه. بامزه است، ولی همه جا از اینا هست
گونهی خیلی خاص و نادری نیست
و چقدر میارزه؟
با چمدونش، حدوداً اینقدر
هزار تا؟ نه نه، ۲۰۰ تا، فقط ۲۰۰ تا ۲۰۰
عمراً
اگه خوشت نمیاد، خودت یه فکری به حالش بکن. مثلاً بخورش
این یه تولهسگه
ببخشید که مزاحم شدم. بفرمایید به کارتون برسید
انگار اردک پکنیمون سوخت
لااقل ۳۰۰ تا بده
راه نداره
تا؟ نه یعنی نه ۲۸۰
تا ۲۵۰
صفر. پسش میگیرم
بازم؟ این دفعه دیگه چیه؟
یکی کمک کنه! بچههام رو بگیرین! زود باشین
اونجاست! همینه
حکیم؟ لعنتی، اینجا چه خبره؟
راه رو باز کنین! این چه وضعیه؟
صبر کن، لعنتی
هی، تو چه مرگته؟ چی میخوای؟
جایزهبگیری؟
از انجمن حمایت از حقوق حیوونایی؟
قصهات اشکِ آدم رو درمیاره
جونت رو برای یه سگ که ۲۰۰ وولانگ هم نمیارزه به خطر میندازی؟
چی؟
چیزی که من میخوام اون ۸ میلیون وولانگیه که به گردنت آویزونه
بد نیست
چی؟
لعنتی
خفه شو! اصلاً اعصاب ندارم
آروم باش، آروم. بیا، بذار قلاده رو برات ببندم
به جای اردک، سگ گیرمون اومد، هان؟
اون رو ولش کن. چیزی ازش میدونی؟
آره. یه "ولش کورگی"ـه. یه سگ کاملاً معمولی
واقعاً؟ واقعاً. یه قرون هم نمیارزه
No comments yet. Be the first to leave one.