De eerste 200 regels.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
مشکلی نداری اگه با لوک بریزم رو هم؟
نه، برو سراغش
نرد بودن کامپیوتر مزایای خودش رو داره
[برای سی پلاس پلاس یه سری شرتکات دارم اگه بخوای، معلم خیلی خوبی هستم]
تو مدرسه شبانه روزی دوستات تبدیل به خانوادهات میشن
حداقل لیسا که اینجوری بود
کوبا لیبر لطفا؟
اولین نوشیدنی بود که با لیسا خوردم
و اون بهترین دوستمه
چی شده؟ - لوله قدیمی -
فکر کنم خراب شدن
پنج هزار دلاره - ولی نمیتونیم قبولش کنیم -
باید پولم رو برمیداشتی
یه جوری کارتش رو کشید انگار اصلا اتفاقی نیفتاده
انگار اصلا براش چیزی نبود
آره، میفهمم
چطوری؟ یه شیشه شکسته میشه
و همون شب درست میشه، انگار چیزی نشده
برای ایزابلا هم همینجوریه
اگه اشتباهی پیش بیاد، یه نفر یه چک مینویسه فقط
چیز خوبی پیدا شد؟
نه نه، فقط ایمیل الکیه
چرا اعلام مصونیت سیاسی نمیکنیم و سوار یه هواپیما شیم بریم؟
متاسفانه جلوه خیلی بدی داره
مخصوصا بعد از اتفاقی که زمستون قبلی داخل سینت بارتس افتاد
لوک عشق زندگیت بود
ولی رابطهاتون هیچوقت مثل قبل نشد
وقتی که فهمیدی حامله بودی
این ایده که با تو بچه داشته باشه رو رد کرد
پس اونو کشتی
هی لیسا، حماسیترین تابستونم رو دارم میگذرونم
لندریها باورنکردنی هستن
هر چیزی که از یه خانواده میخواستم داخلش هست
من و مگان داریم به هم نزدیک میشیم
اگه هر سه تامون با هم بودیم
از کنترل خارج میشد
لوک بامزهست، یه پسر آمریکایی واقعی
امروز همهمون به کریسمس در جولای میریم
اگه اینجا بودی با من مسخرهاش میکردی
کاش اینجا بودی
فوقالعادست
این یکی رو یادمه
خیلی ممنون
...خیلی شیک نیست، ولی
نه، بینقصه
بابانوئل هدیه تو رو گذاشته پشت صندلی
واو
گفتن که این با کیفیتترین السیدی یا همچین چیزی هست
خیلی حرفهای به نظر میرسه
صبر کن، اشتباه فرستادن؟
...اون خورهها داخل سرکتسیتی گفتن که این
نه نه، عالیه، جدی میگم
...فقط
خیلی گرونه
...خب، آره، من
میخواستم یه چیز عالی برات بگیرم
عالیه، ممنون
میرم راش بندازم
مگان لندری، فرد مظنون در پرونده چمبرز، حاملهست
گفتی قبل ازینکه به کسی بگی با من حرف میزنی
بعد ازینکه پولت رو داخل اون کابین پیدا کردن مجبور شدم یه کاری کنم
خرابکاری خیلی بزرگی بود
بهت که گفتم، یکی گذاشته بودش اونجا
ایزابلا
واقعیت اینه
هم پول و هم کیف قبل از اینکه جسد لوک پیدا بشه
داخل کاروان بودن
...یهویی
ناپدید شدن
یکی میخواد برای من پاپوش درست کنه
که من رو گناهکار نشون بده
همه اینا دلیلی هستن که یه قدم ازشون جلو باشم
جفتمون میدونیم که خیلی چیزها برای مخفی کردن داری
خیلی خب ند، سه تا ساندویچ ماهی
و چهارتا سس خردل اضافی
دو تا خواستی ولی همیشه بیشتر میخوای
من رو زیادی میشناسی
نمیدونم بدون تو باید چیکار کنم
کاپیتان کری کری الان میخواست لاس بزنه؟
نه، معلومه که نه
تنهاست، فقط میخواد با یه نفر حرف بزنه
هوم، شاید تو آدم خاصش باشی
تنها کسی که حوصله حرف زدن باهاش داره منم
و حالا نمیذاره هیچکس به جز من براش غذا بیاره
اولش جف، حالا این، حسابی افتادی رو دور
خیلی خل وضعی
هی
مانیتوره عالیه، خیلی واضحه
زیادیه
درک میکنم
ولی، لیاقتش رو داری
نمیتونم با این رقابت کنم
بودجههامون خیلی با هم فرق داره
...میدونم، ولی
نیازی نیست جبران کنی
اوه، لوک قراره بیاد اینجا؟
برنامهای که نریخته بودیم
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم : Jackdaw
اوضاع بینتون خوبه نه؟
بهترم بوده
میخوای بریم چراغهای کریسمس داخل شهر رو نگاه کنیم؟
راستش باید کار کنم
ولی الان کریسمسه
فکر میکردم قراره امروز رو با هم باشیم
میدونم، به جری گفتم یه شیفت برمیدارم
پولش رو لازم دارم - باشه، بعدا میریم پس -
حتما
متاسفم
چجوری فهمیدی؟
کیت تست رو داخل دستشویی پیدا کردم
روز اول سال بود
واو
نمیتونم تا آخر خط شامل فضولی تو آشغالام هم میشه
تو شرایط بدی بودیم
میخواستم دلیلش رو بدونم
که درک کنم
خیلی راحت بود که توجهها رو از روی
پولت که داخل کابین پیدا شده بود برداری
اون حرکت وکیلم بود، نه من
واقعا انتظار داری باور کنم؟
واقعیت اینه
این خط قرمزی بود که هیچوقت ازش رد نمیشدم
بخاطر چی، کدیه بین دخترا؟
تا آخر خط هنوز برای من ارزش داره
کسشر میگی
هرچقدر دلت بخواد میتونی از من متنفر باشی یا سرزنشم کنی
ولی تو این موضوع کارمون به هم گره خورده
هرچقدر بیشتر در مورد تو
داخل شبی که لوک غیبش زد بفهمن
چیزای بیشتری در مورد من میفمن
هنوز قید دوستیمون رو نزدم
کاملا توهم زدی
دوستیمون خیلی وقت پیش مرده
و هیچ کار یا هیچ حرفی نیست که بتونه زندهاش کنه
جف میاد پیشمون بعدا؟
نه، امروز با خانوادهاش داخل جزیره ویدبی هست
این اواخر خیلی همدیگه رو میدیدین
رسمیش کردین؟
چی، یعنی منظورت دوست پسرمه؟
علاوه بر این
نمیدونم
دعوا نمک زندگیه؟
...نه اصلا، یعنی
بامزه و خوشگل و باهوشه
...ولی
...دارم خوش میگذرونم، من فقط
فکر نمیکنم که همزادم باشه
آره، لوک که اصلا دوست نداره
شما دوتا رو با هم ببینه
چی؟
از صورتش کاملا مشخصه
به نظرم اشتباه متوجه شدی
فکر نکنم
مطمئنی چیزی بین شما دو تا نیست؟
خدای من، نه، برای صدمین بار نه
ما با هم اینجوری نیستیم
باشه، فقط حس میکنم بین تو و لوک حس بیشتری هست
تا بین من و اون یا تو و جف
دوست قدیمی هستیم
همین
جدی میگم، اگه چیزی فهمیدی، مال گذشتهست
باشه
ولی میتونی بهم بگی اگه قبلا
بهش حس داشتی
میدونم، ولی نداشتم
باشه
اون کیه؟
خیلی ممنون، اوه، ایناهاشون
ایزابلا عزیزم، مهمون داری
سوپرایز
ترور؟
ایز
تو سیاتل یه توقف داشتم
فقط آدرست رو داشتم پس نتونستم زنگ بزنم
باورم نمیشه اینجایی
ترور داشت بهم میگفت که شما دو تا از سوییس همدیگه رو میشناسی؟
آره، آره، برادر بزرگتر لیسا عه
اوه
هی، من مگانم
آم... ترور
از دیدنتون خوشحالم - منم -
برای نهار پیشمون بمون
آره، عالی میشه
نمیخوام مزاحمت بشم دبی
چه حرفیه
شماها حتما خیلی حرف برای زدن دارین
و ما هم میتونیم با ترور آشنا بشیم
آره
اما اون این همه راه اومده تا اینجا
باید چتهم رو ببینه درسته؟
به مراسم کریسمس در جولای بیارش
فکر نکنم مراسمهای آمریکایی
خیلی علاقه ترور باشن ولی
آره، خب، یه سال پیش
منم همین حرف رو در مورد تو میزدم
ولی، آره، عالی میشه
مطمئنی قبل از پروازت وقت داری؟
برای تو؟ کلی وقت دارم
عالی
No comments yet. Be the first to leave one.