My Favorite Season

My Favorite Season (Ma saison préférée)

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Ma saison préférée 1993 1080p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Ma saison préférée 1996 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Gepubliceerd op: 2026-01-29
Downloads: 16
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

بخش اول: رفتن

پوتین‌هاش رو پوشید. بابا رانندگی می‌کرد

از توی جنگل رد شدیم. جاده خلوت بود

یهو بهش گفت نگه داره

مطمئن بود همون‌جاست. نمی‌دونم چطوری می‌فهمید

از ماشین پیاده شد

عصا داشت و تندتند می‌رفت جلو

ما هم پشت سرش رفتیم. بعد، رسید به یه درخت

زانو زد

و زیر برگ‌ها پیداشون کرد: قارچ‌های پورچینی

هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کرد

چطوری حدس زدی؟ سعی کردم ادای تو رو دربیارم

زمین رو گشتم ولی هیچی نبود

این غریزیه. نباید بهش فکر کنی

چطور شدن؟ خوشت می‌آد؟

نباید سیر می‌ریختم

باید سیر داشته باشن دیگه

سیر، جعفری، نونِ بدونِ کناره. خوبه

ولی عادت ندارم این‌قدر دیر غذا بخورم

ناراحت نمی‌شی اگه برم بخوابم؟

نه. راحت باش، اینجا خونه خودته. هر کاری دوست داری بکن

بلند نشو. شب بخیر

مامان؟

منم همین‌طورم وقتی جای جدیدی می‌رم

حالم بد می‌شه و خوابم نمی‌بره

بعدش، از سرم می‌پره

چی داری می‌گی؟ من حالم بد نیست

چون طول روز استراحت می‌کنم، دلم می‌خواد شب‌ها راه برم

عاشق پیاده‌رویِ شبونه‌ام. تو خونه خودمم همین کار رو می‌کنم

شنیدی داشتم حرف می‌زدم؟ فکر کنم شنیدی

پیش می‌آد. بعضی وقت‌ها با خودم حرف می‌زنم

داشتم چی می‌گفتم؟

نمی‌دونم. نشنیدم

بهش توجه نکن

تصور می‌کنم دارم با بقیه حرف می‌زنم و این‌طوری سبک می‌شم

مزاحم کسی نیست و حالم رو خوب می‌کنه

بهتر از حرف زدن با آدم‌هاست

خودم می‌پرسم، خودم جواب می‌دم

شاید عجیب به نظر بیاد، ولی

تو سن و سال من، این کار طبیعیه

یه جور از خود محافظت کردنه

چراغ‌ها رو روشن کن

چرا؟

تو که این خونه رو نمی‌شناسی

می‌ترسی گلدونی چیزی بشکنم؟

ابداً. می‌گم که یه وقت پات گیر نکنه نیفتی

بی‌خودی نگرانی

زیر این نور ماه، همه چی رو مثل روز می‌بینم

حق با توئه

چای می‌خوری؟ چای؟ اوه نه

برام سواله که چرا این خونه رو خریدی

این استخرش باعث شده یه جوری متظاهرانه به نظر بیاد

ولی مهم نیست

فردا باید زود بیدار شی

لطفاً، برو بخواب

تو اینجا می‌مونی؟ نگران من نباش

از این کار متنفرم

بهش گفتم «یه کم متظاهرانه». خب دیگه

آره، عادت دارم شب‌ها راه برم

دوست دارم، پس

هیچ‌کس نمی‌تونه جلوم رو بگیره

بوس نمی‌کنی؟ آره، البته که می‌کنم

بیا اینجا نمونیم. وقت داری؟

آره، اما... نه. «اما» بی «اما»

وقتی می‌بینمت، یه حسِ بصریه

این توی نیم‌کره راست مغز اتفاق می‌افته

وقتی صدات می‌کنم، مثل خاطره، یه چیز کلامیه

اون توی نیم‌کره چپه

سال‌هاست همدیگه رو ندیدیم و من دارم برات سخنرانی می‌کنم

من درست‌بشو نیستم

نه. این تنها عشقته. جالبه

لطفاً حرف‌های صدمن‌یه‌غاز نزن

اومدی اینجا که بهم خبر بد بدی؟

اومدم درباره مامان حرف بزنیم

از حال رفت. چیز جدی‌ای نیست

نامه‌رسان توی انبار پیداش کرد

کی این‌طوری شد؟

یه ماه پیش

دلش نمی‌خواست بهت بگیم

از حال رفت؟ منظورت اینه که تشنج کرد؟

آره

الآن پیش من زندگی می‌کنه

حالش خوب شده، مثل اسب قبراقه

پیازداغش رو زیاد نکن

الآن می‌فهمم

یه دلیلی داشتی

باید برگردم

نمی‌خوای بریم یه چیزی بخوریم؟

یه وقت دیگه. تموم شد

سال دیگه. شاید هم زودتر ۱۰

برای دفن کردن مامان. این رو نگو. خیلی وحشتناکه

من آدم وحشتناکی‌ام. تو ستودنی هستی

مامان رو آوردی پیش خودت

زحمت اومدن و دیدن من رو به جون می‌خری

این‌طوری وجدانت رو راحت می‌کنی و من این رو می‌دونم

هیچ فرقی نکردی، آنتوان

باعث تأسفه

پس این‌طوری از هم جدا می‌شیم؟ این‌جوری بهتره

سر خاک‌سپاری بابا، بهم توهین کردی

تو همیشه بهم توهین می‌کنی. یادم نیست

به شوهرم گفتی بی‌فرهنگ

مست بودم. شوخی بود

چرا نگران خودت نیستی؟ من خیلی شکننده‌ام

تمومش کن! فکر می‌کنی هر کاری دلت بخواد می‌تونی بکنی

تو یه بچه لوسی و داری نصیحتم می‌کنی

حق با توئه. ترجیح می‌دیم بریم ناهار

ایتالیایی یا چینی؟

اگه قول بدی مثل آدم رفتار کنی. یا آروم باشی

تو هر روز مثل بقیه‌ای. خسته نمی‌شی؟

آنتوان، جدی می‌گم، بهت اجازه نمی‌دم درباره زندگی من قضاوت کنی

باشه؟ قطعاً

خانواده دوپره اومدن؟ برای تقسیم ارث و میراث

ساعت ۴:۳۰ئه. به من گفتی ۳:۱۵

توی دفترچه‌ت نوشتمش

اوه، واقعاً؟

نگاه کن

مطمئن بودم... مثل دیوونه‌ها دویدم

پرونده رو بده به من

برونو همراه با تاریخ دادگاهِ دعاویِ کوچک خواستش

باورم نمی‌شه

تو جلسه است

تو تمام کارهای من رو چک می‌کنی! چی؟

پرونده‌ام رو پس می‌خوام. بله

هر وقت مسئله مهمی پیش می‌آد، تو خودت رو می‌ندازی وسط

خب، ما با هم کار می‌کنیم

من هیچ‌وقت سرزنشت نمی‌کنم که پرونده‌های من رو می‌خونی

حتی تشویقت هم می‌کنم. منظورت چیه؟

به مدارک مطمئن نیستم

بی‌فایده است، ولی خودشون می‌خوان. توصیه دیگه‌ای نداری؟

نه. خیلی خب. عالیه

خداحافظ

خداحافظ. تا هفته دیگه

پرده پیدا کردی؟ کدوم؟

همون‌هایی که توی تولوز بود

آها، درسته! نه، اونجا چیز خوبی نبود

می‌دونی کی رو دیدم؟ آنتوان رو

با هم حرف زدید؟ معلومه

معلوم نیست. تو هیچ‌وقت باهاش حرف نمی‌زنی

ازش متنفری

پیازداغش رو زیاد نکن. درسته که یه کم اعصاب‌خردکنه

یهو مهربون شدی

برای کریسمس دعوتش کردم. اون رو؟

خب، باید مادرش رو ببینه

دفعه قبل

سر ساعت روی طاقچه شومینه دعوا راه انداخت

از اشیای عتیقه متنفره. از نظر اون

روح این‌طوری ساخته نمی‌شه. مشکل خودشه

اون کلی مشکل داره

مثل همه آدم‌های دیگه

بهم گفتی دیگه برنمی‌گرده

می‌دونستم قشقرق به پا می‌کنی

نه. ولی اون مایه عذابه

عاشق اینه که همه چی رو به هم بریزه. دیوونه است

از قضا خیلی هم بامزه است

من که این‌طور فکر نمی‌کنم. رو اعصابه. دلقک‌ها من رو نمی‌خندونن

متأسفم که پدر و مادرت بد تربیتش کردن

یه جوری حرف می‌زنی انگار ۱۵ سالشه

آره. بچه‌گونه رفتار می‌کنه

ببخشید، ولی اون بنچاقی که بهم دیکته کردید

سر در نمی‌آرم ازش

بخش دوم: لغزش

باید آنتوان باشه

خیلی دیر کردم؟

فکر نمی‌کردم بیای

می‌تونستی زنگ بزنی. جرئتش رو داشتم؟

«جرئتش رو داشتم؟» باید جرئت داشته باشی

باید شجاع باشی. من تمام روز رو پای تلفن نشستم

بهم بگو که یه روز، کمتر از ۳ ساله

دلم می‌خواست خودت انتخاب کنی

«انتخاب»؟ تو دعوتم کردی

تو می‌خواستی بیام. به خاطر توئه که اینجام

قراره به خاطرش تنبیهم کنی؟ نه، پسر خوبی می‌شم

خیلی سنگینه؟

من برونو نیستم ولی می‌تونم جابه‌جاش کنم

مغز من، جای خالیِ زورِ اون رو پر می‌کنه

تا من می‌رسم تو می‌ری

سلام آنتوان. جاده بد بود؟

نه، خوب بود

بده من اون رو. سلام آنتوان

دانشکده حقوق چطوره؟

کلاس‌ها مثل کارخونه‌ است. توی هر سمینار ۵۰ تا دانشجو نشستیم

کلیسا می‌آی؟ من نمی‌رم

ولی اگه مجبور باشم

اومده مامان رو ببینه، مگه نه؟

البته

دستشویی کجاست؟

آها، درسته! اون پایین. بعداً می‌بینمت. سرما نخوری

زیاد ننوش و پرحرفی نکن

خیلی هم ساکت نباش. جوری نباش که انگار حوصله‌ت سر رفته

درباره زندگی‌شون سوال بپرس

آن، تو می‌خواستی پیانیست بشی؟

پدرت نمی‌خواست؟

نه، نباید این رو بگم

خیلی خوبه امیلی. خوشمزه‌ست

خیلی زحمت کشیدی. خانواده‌ت خیلی دوست‌داشتنی‌ان

می‌بینی، من این رو می‌دونم

ممنون بابت امشب. تحت تأثیر قرار گرفتم. اینجا رو دوست دارم

دلم نمی‌خواد برم خونه. می‌خوام همین‌جا بمونم

کجا داری می‌ری؟

نه، نباید بذارم احساساتم بهم غلبه کنه

My Favorite Season subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left