De eerste 200 regels.
گناهکارا رو بکشید
مرگ بر گناه
محکم نگهشون دارید
شیطان رفته تو جلدشون
بیاید این موجودات نفرینزده رو مصلوب کنیم
آره! بعدش هم آتیششون میزنیم
بیاید دهکدهمون رو از گناه پاک کنیم
شیطان تسخیرشون کرده! آره
راهبههای ملعون
تکون نخور
بیاید مصلوبش کنیم
آره! همهشون رو مصلوب کنید
ببریدشون پای صلیبها
جیغ و داد نجاتتون نمیده! سرنوشتتون رقم خورده
ببریدشون پای صلیبها
مصلوبشون کنید! یالا انجامش بدید
همهشون رو به صلیب بکشید
طنابها رو بیارید
راهبههای نفرینشده
گناهکارا! گناهکارا
بیدینها! طنابها رو بیارید
بکشیدش بالا! چکشها رو بیارید
آره! متوقف نشید! ببندیدش! زود باشید
سریع طنابپیچشون کنید! همهشون رو بکشید
همهشون رو مصلوب کنید! دست و پا نزن
آره! ادامه بدید! بکشیدشون
یالا
بیاید بکشیمشون
بکشیدش! بکشیدش
آره! تمومش کنید! آره، بیاید بکشیمشون! - بکشیدشون
بیاید قال قضیه رو بکنیم
آره! بیاید بکشیمشون! همهشون رو سر به نیست کنید
بکشیدش! بکشیدش
عاقبتشون همین بود! آره
تموم شد. میتونیم بریم
بریم. بالاخره دوباره امنیت داریم
دیگه خجالتزده نخواهیم بود. دوباره میتونیم سرمون رو بالا بگیریم
شیطان مُرد! دیگه از شوهرهای خیانتکار خبری نیست
لعنت به اون راهبهها
اینجا چیکار میکنی؟
چی شده؟
از حال رفتی و من آوردمت خونه
واقعاً؟ هیچی یادم نمیاد
ببین، یکم به مغزت فشار بیار
فکر کنم یه چیزایی یادم میاد
من توی اون... - داشتی دوباره یکی از اون جلسات احضار روح احمقانهای که خیلی دوست داری رو راه میانداختی
هزار بار بهت گفتم لیزا
یه باستانشناس از عقلش برای کاوش در گذشته استفاده میکنه، نه از خرافات
میفهمی چی میگم؟
من اون جلسات رو فقط برای سرگرمی انجام میدم
جدیشون نمیگیرم. هر چی تو بگی
حالا یکم استراحت کن
به زیبایی و ظرافت فرهنگ یونانی فکر کن که قراره توی سیسیل روش تحقیق کنیم
به محض اینکه برسیم به محل، حفاری رو شروع میکنیم
مطمئنم این کار باعث میشه جادوی سیاه و اون جلسات مسخره رو فراموش کنی
پروازمون ساعت شیشه
دو ساعت قبل از سوار شدن همدیگه رو میبینیم
اونجا میبینمت
یه ذره دیگه سمت چپ. یه ذره دیگه. خودشه
همونجا نگهش دار
اینجا رو نگاه، شرط میبندم اون بالا چیزهای خیلی بیشتری پیدا کنیم
تادااا
رابی؟
چیکار میکنی؟ کل لباسات رو کثیف کردی
بیا تو، دوباره باید بشورمت
اونطوری بهم نگاه نکن و عجله کن
کی داره وسایل رو خالی میکنه؟
کوین و شان دارن انجامش میدن
خیلی خب
لیزا رو ندیدی؟
همین پنج دقیقه پیش داشت میرفت سمت تپه
لیزا؟
لیزا
ترسوندی منو
فکر کردی من یکی از اون روحهای قرون وسطاییتم؟
نه، محو تماشای این خرابهها شده بودم
انگار هنوز یه نفسهایی از زندگی توشون هست
معلومه، فکر کنم چند تا پرنده یا گربه لای این خرابهها زندگی میکنن
برای یه دانشجوی باستانشناسی، زیاد منطقی نیستی
پیشنهادم اینه که وقتت رو با دوران تاریک تاریخ هدر ندی
عصر ما خیلی روشنتر و جالبتره
آره، منظورت دوران یونان باستانه، مگه نه؟ - دقیقاً
معذرت میخوام، ولی میدونی
این جاها انقدر جادوییان که دلم نمیاد ترکشون کنم
بهتره برگردیم پیش بقیه
باشه، هر چی رئیس بگه
شما پروفسور ایوانز از دانشگاه تورنتو هستید؟ - بله
من شهردار "سانتا رزالیا" هستم
تازه از اومدنتون باخبر شدم و اومدم خودم رو معرفی کنم
لطف کردید. منم میخواستم شما رو ببینم
شاید به کمک بعضی از اهالی دهکده نیاز داشته باشیم
منم دقیقاً برای همین اینجام
متأسفانه فکر نمیکنم مردم شهر تمایلی به کمک داشته باشن
اونها زیاد با غریبهها خوب نیستن، راستش دقیقاً برعکس
مردم اینجا یه ضربالمثل قدیمی دارن
"گذشته مُرده، و مُردهها نباید آزار ببینن."
حتماً یه سوءتفاهمی شده
ما باستانشناسیم، نه گورکن
منظورتون اینه که وسایلمون رو جمع کنیم و برگردیم خونه؟
اوه، اصلاً. من اینجام تا نهایت همکاری رو باهاتون بکنم
من فقط طبق تجربههای قبلی حرف میزنم، همین
پس اجازه بدید ازتون تشکر کنم آقای
بوشمی. ممنونم آقای بوشمی. باهاتون تماس میگیرم
خوشحال میشم هر کاری از دستم برمیاد براتون انجام بدم. موفق باشید آقای ایوانز
خبری نشد؟ هنوز اون بالا هستن
دارن به کند و کاو توی خرابههای دهکدهمون ادامه میدن
مگه نمیدونن مُردهها رو باید به حال خودشون گذاشت؟
چرا میخوان جهنم رو آزاد کنن؟ چی قراره بشه؟
اونها فقط مصیبت میارن. یه مصیبت ابدی
برای همه بهتره که برن
مخصوصاً اون زن. آره
در هر صورت، عواقبش پای خودشونه
میدونم حدود ده ساله که داری تو این منطقه کار میکنی، پورتر
این تو رو به یه منبع ارزشمند برای کتابی که میخوام بنویسم تبدیل میکنه
و همینطور برای کتاب من
فکر میکنی بتونیم از مردم شهر کمک بگیریم؟ یا ممکنه برامون دردسر درست کنن؟
محلیها خیلی خرافاتیان
تعجب نمیکنم اگه تصمیم بگیرن اصلاً بهتون کمک نکنن
دو سال پیش یه تحقیقات زیر آب انجام میدادم
و با چند تا از محلیهای خصومتآمیز کلی مشکل پیدا کردم
اونها حاضرن با چنگ و دندون برای میراثشون بجنگن
اما منظورت سیسیلِ قرون وسطاییه. ما روی اون تحقیق نمیکنیم
ما اینجاییم تا درباره نفوذ یونان باستان در این منطقه تحقیق کنیم
آره، ولی این مردم این چیزها رو نمیفهمن
چه فرقی میکنه؟ مگه از چی میترسن؟
یه صومعه قدیمی بالای تپه هست
در واقع خرابههاش، ولی مردم هیچوقت جرئت نمیکنن برن اون بالا
شک ندارم داستانهای عجیبی درباره اونجا میشنوی
چه جور داستانهایی؟
خب، دقیقاً نمیدونم
اگه سعی کنی بیشتر بفهمی، درست وقتی که فکر میکنی در شرف کشف یه چیزی هستی
همون لحظهایه که میفهمی دستت به هیچ جا بند نیست
این مردم فقط یه جواب بلدن: سکوت
یه چیزی هست که تو مدت اقامتم یاد گرفتم، امیدوارم حرفم رو باور کنی
اونها برای حفظ رازهاشون آدم میکشن
وحشتناکه
مسخرهست
بستگی به دیدگاهت داره
اینجا جون آدمیزاد خیلی کمتر از احساسات ارزش داره
چه احساساتی؟
عشق، وفاداری، غیرت، قدرشناسی. همهشون
هنوز نمیفهمم
به این سادگیها نیست. این بخشی از فرهنگشونه
فرهنگی که ریشههاش به دوران باستان برمیگرده
قرنها نادانی و خرافات
داره دیر میشه. نه، صبر کن
میخوام درباره اون صومعه بیشتر بدونم
پیشنهادم اینه که کلاً فراموشش کنی
ممنون پورتر. بابت همه چیز ممنون
خواهش میکنم
خداحافظ. فعلاً
میبینمت. باشه
تو کی هستی؟ چی میخوای؟
اومدم اینجا تا ببینم قصد و نیتت چیه
مگه نمیفهمی تو این خرابشده چیزی برای دیدن نیست؟
هیچی که به درد تو یا دوستات بخوره وجود نداره
ما اومدیم اینجا کار کنیم، جرئت نکن دیگه مزاحم ما بشی
ما مجوز داریم که اینجا باشیم. از اینجا نمیریم
متوجه شدی؟
قسم میخورم تقاص کاری که میکنی رو بدجوری پس میدی. اون وقت دیگه خودت میدونی
به حرفهای توری سیمونه، قصابِ سانتا رزالیا گوش کن
منم، آروم باش
چی شده؟
من جنازه پنج تا راهبه رو پیدا کردم که توی سردابه مصلوب شده بودن
گوش کن، فکر کنم ذهنت داره بهت کلک میزنه
بهت گفتم، اونجا رو فراموش کن
دوباره بهت میگم، از اونجا دور بمون
اما اونجا نمادها و کتیبههای قرون وسطایی بود! - تمومش کن
هر چی کشف کردی رو فراموش کن، اینطوری برای همه بهتره
مگه ندیدی از وقتی اومدیم چطوری باهامون رفتار کردن؟
شنیدی چی گفتم؟ برام مهم نیست
از اونجا دور بمون
باشه پل
فکر کردم چراغها رو خاموش کردم
یالا بچهها، بیاید با هم یه دهن بخونیم! - عالیه
ایده خوبیه! ما تو خوندن حرف نداریم
یالا! شروع کنیم
یه بار دیگه بچهها
صدامون معرکهست، نه؟
لیزا، اونجایی؟
لیزا، نکن
لیزا، نکن
لیزا، بس کن
برگرد
نرو، لیزا
نرو
به حرفم گوش کن
این کار رو نکن
برگرد لیزا
لیزا! نمیتونم وایسم
باید برم
خواهره میطلبم پل. جلوم رو نگیر
نه! نه
نرو، لیزا
برگرد
خواهش میکنم لیزا! نرو
لیزا
بکشیدشون! گناهکارا رو بکشید
ببریدشون پای صلیبها! پای صلیبها! - آره
یالا! مصلوبشون کنید
No comments yet. Be the first to leave one.