De eerste 200 regels.
عجله کن وگرنه ميکُشنمون
عجله کن
سينههات هنوز شير دارن؟
دارين کجا ميرين؟
سراغشو گرفتن
قربان ، اين همون دختره
دختري که بخت و اقبال به همراه مياره؟
دارن يه وِردِ جادويي ميخونن تا اون اسبِ تو مسابقه برنده بشه
اسمِ اسب "پسر مونگان"ـه مسابقه تو "کمپتون" ـه . دوشنبه ساعتِ سه
شما خانمها ميتونين روش شرط بندي کنين اما به کسي چيزي نگين
« بيرمنگهام ، انگلستان - سال 1919 »
و ابراهيم خونهي خودش رو توي غار درست کرد
ولي کارِ شايستهاي بود
چون خدا هم اونجا با اون زندگي ميکرد
ببينين بچهها ، خدا اهميت نميده که
توي خرابه زندگي کنين يا توي کاخ زندگي کنين
خدا اهميتي نميده که پولدارين يا فقير
...شما همچنان بندهي
صبح بخير آقا
"صبح بخير آقاي "شلبي
تيم ترجمهي ارائهي از Tv-Sh ow.Pro
"Peaky Blinders" فصل 1 : قسمت 1
تــرجــمــه از حامد و جواد Batlaghi & Jesse Pinkman
بيا بچه - صبح بخير آقا -
"صبح بخير آقاي "شلبي - يالا ، بدو -
فـين"؟"
آرتور زده به سرش
يک پسربچهي ده ساله از کجا ميدونه "زده به سرش" يعني چي ؟
يکشنبه 11 سالم ميشه
اينجا براي مسابقهي ساعت 2:30 روز دوشنبه شرط بندي کنين
4تا مونده
باشه . دخترا و پسرها - بايد ببرينش بالاتر رفيق -
دستت درد نکنه
دو به يک . بياين شرط بندي کنين
چي ميگي؟ "پادشاه" رو داريم کارش حرف نداره . چهار به يک
تامي ، تامي
دفتر رو نگاه کن . تامي ، نگاه کن
همه روي "مونگان" شرط بستن - "خسته نباشي "جان -
تامي ، بيا اينجا
تو خيابون "گريسون" تو رو ديدن که داشتي يه حقه پودر سوار ميکردي
وضعيتِ سختيه
مردم براي شرط بستن دليل ميخوان
يک چيني اونجا بوده
زنِ رختشو گفت اون ساحرهست اين کمک ميکنه مردم باور کنن
ما با چينيها کاري نداريم
دفترِ ثبت رو نگاه کن
چينيها به خودشون هم رحم نميکنن
ما توافق کرديم آرتور
وظيفهي روش جديد پول درآوردن به عهدهي منه
اگه "پسر مونگان" برنده بشه چي تامي؟
حالا ديگه مسابقه هم برگزار ميکني؟
از "بيلي کيمبر" اجازه گرفتي که ميخواي مسابقه برگزار کني؟
پس چي باعث شده اينکار رو بکني؟
فکر ميکني ميتونيم چينيها و "بيلي کيمبر" رو از دور خارج کنيم
بيلي" يک ارتش بزرگ داره"
من فکر ميکنم آرتور . کار من اينه
فکر ميکنم
تا تو مجبور نباشي اينکار رو بکني
از "بلفست" يه خبرايي اومده
امشب ساعت هشت يه جلسه خونوادگي تشکيل ميدم
ميخوام همه ـمون اونجا باشيم
شنيدي؟ دردسر تو راهه
" ليست مظنونين اصلي سرقت "
آرتور شلبي' : گانگستر ، قمارباز' " " رهبر گروه "پيکي بلايندرز
توماس شلبي' : سرقت مسلحانه' " " مفتخر به دريافت مدال شجاعت
خيله خب ، خفه بشين ديگه . خفه بشين
رفقا
امروز اينجا جمع شديم تا براي يک - حرکت ضربتي رايگيري کنيم آره -
اما قبل از اينکه دستهامون رو براي اينکار بالا بياريم
بياين به افتخار اونايي که توي فرانسه جنگيدن دستامون رو بياريم بالا
همه اونايي که کنارِ شما دوستان بودن
و ديدن که دوستاشون دارن از دست ميرن دستاتونو بيارين بالا
خون روي زمينهاي "فلندر"ها ريخته شد بخشهايي از هلند و فرانسه و بلژيک
عرقي که از ابروهاي شما ريخته شد
اين وسط کي جايزه گيرش اومد؟
شما بودين؟ - نه -
همسراتون بودن؟ - نه -
پس کي؟ در ميان ما ايستادن؟ - نـه -
يا اونايي که راحت تو خونهشون با شکم سير نشستهان
وقتي شما دارين جون ميکنين تا يک کفش براي بچههاتون تهيه کنين
آره - و حالا براي فداکاريهايي که کردين - چه پاداشي بهتون پيشنهاد دادن؟
فقط دستمزدِ کوفتيتون کم ميشه
پاداش شما اين ميشه
همه اونايي که ميخوان حمله کنن دستاشونو بيارن بالا
آره
فرِدي تورن' : اتحاديه کارگري کارخانه بيرمنگهام' " " کمونيست بلشويکى
"به حساب ماست آقاي "شلبي
يهکم ديگه ميخوام - باشه -
بزن بالا توماس؟
به سلامتيِ تو
تاجِ شاهزاده
شرط ميبندم به زودي شاه ميشي - شرط نميبندي -
نه ولي اين چند روز حسابي فکر ميکردم
راجع به چي ؟
يکي از رفقاي اتحاديهام يه خواهر داره
"که تو "کارخونهي بيرمنگام تو ادارهي تلگراف کار ميکنه
گفت که تو چند هفتهي اخير يه سري پيامها
"از لندن و از طرفِ خودِ "وينستون چرچيل براي افسر ارشد مياد
يه چيزي راجع به يک سرقت
"گفتش "يک دزديِ محسوس در حد ملي
اون ليست اسمهايي که توي ماشين تلگراف بود رو پيدا کرد
توي اون ليست اسمِ من و تو بوده
آخه تو چه ليستي اسمِ يک کمونيست با اسمِ يک دلالِ شرط بندي باهم مياد؟
شايد ليست اسم کسايي که به فقرا اميدهاي الکي ميدن
"تنها فرقي که من با تو دارم "فـرِدي
اينه که بعضي وقتا
اسبهاي من شانسِ بردن دارن
ميدوني ، روزهايي هست که وقتي دربارهي چاقوکشيها
و کتک خوردنها ميشنوم پيش خودم ميگم که ايکاش تو فرانسه اون گلوله بهت خورده بود
باور کن بعضي شبها خودم هم ميگم ايکاش اينکار رو کرده بودي
ميخوان منو بگيرن - با شماره سه . يک ، دو ، سه . حالا -
نفس بکش "دني" . نفس بکش
ميخوان منو بکشن ميخوان منو بکشن
"دني"
دني" ، توي خونهاي" همه مون تو خونهايم . تو انگلستان ـيم
تو فرانسه نيستي
"سرباز توپچي نيستي "دني تو يک مردي
تو توپچي نيستي "تو انساني "دني
چيزيت نيست . چيزيت نيست چيزيت نيست
پاشو . پاشو
چيزي نيست . چيزي نيست
لعنتي ، بازم اونکار رو کردم؟
"آره دوباره انجامش دادي "دني
بايد جلوي اينکار رو بگيري مرد
چيزي نيست - "خداي من ، ببخشيد آقاي "شلبي -
"چيزي نيست . برو خونه پيشِ زنت "دني
سعي کن همهي اون خاطرات تاريک رو از سرت بيرون کني . باشه ؟
بله آقاي "شلبي" . ببخشيد
برو
آقاي "شلبي" ، بايد يه کاري براش بکنين
معلومه که بايد يه کاري کنه هَري
براي محافظت پول زيادي به "پيکي بلايندرز" ميدي
انگار الان ديگه اينورا تو قانوني تامي ، مگه نه ؟
شايد بايد مثل کاري که با اسبهاي ديوانه ميکنن يه گلوله تو سرِ "دني ويز" خالي کني
شايد يه روز بايد يه گلوله توي سرِ منم بزني
"صورت حساب خسارت رو بيار دفتر "پيکي بلايندرز ترتيبش رو ميديم
تفنگ رو نگاه کن
ميشناسيش ؟
تن لشت رو جمع کن توله سگ
خاله "پـال" ، چرا زدين تو گوشم؟
امروز بعدازظهر "فين" داشت با اين بازي ميکرد تازه پُر هم بود
نزديک بود بزنه تو سينهي آيدا
احتمالاً از جيبم افتاده
گفت از رو ميزِ اتاقِ شرط بندي برداشته ـش گلوله هم داخلش بوده
احتمالاً مست بودم
کي مست نيستي؟
ببين خاله "پال" ، متاسفم
من متاسفم
اگه قسم بخوري ديگه تفنگها رو
جايي ول نکني اين مسئله بينِ خودمون ميمونه
ببين ، ميدونم بزرگ کردن 4تا بچه بدون زن خيلي سخته
اما خونوادهي من سرسختتر از اين چيزاست حالا يالا که ديرمون شده
خب
شما رو دورِ هم جمع کردم چون خبرهاي مهمي شنيدم
اسکودبوت" و "لاولاک" ديشب از "بلفست" برگشتن"
رفته بودن "استاليون" بخرن تا جاي ماديانهاشون رو پر کنن
ديروز توي يه ميخونه تو جادهي "شنکهيل" بودن
و توي اون ميخونه يه پاسبون بود
که اينا دستش بوده
اگه از يه مترو نيم بلندترهستيد» «و ميتونيد بجنگيد بياين بيرمنگهام
اونا دارن "پروتستانهاي" ايرلندي رو استخدام ميکنن تا بفرستن اينجا
که چيکار کنن؟ - که شهر رو پاک کنن آيدا -
اون يه سربازرس ـه
چهار سالِ گذشته داشته اعضاي ارتش جمهوريخواه ايرلند رو از "بلفست" پاک ميکرده
تو چطوري اينقدر زياد درباره ـش ميدوني؟
چون از اون پاسبونهايي که برامون کار ميکنن پرسيدم
چرا به من نگفتي؟
دارم بهت ميگم ديگه
خب ، چرا فرستادنش به بيرمنگهام؟
خب ، اخيرا حملههاي خوني زيادي به کارخونه بيرمنگهام
و کارخونهي "آستين" شده
حالا هم همهي روزنامهها دارن از شورش
و انقلاب حرف ميزنن
مطمئنم که داره مياد سراغ کمونيستها
پس اين پاسبون ـه قراره بيخيالِ ما بشه ديگه؟
ايرلنديهايي تو خيابون "گرين لنز" هستن که بلفست" رو ترک کردند تا از دستِش فرار کنن"
ميگن کاتوليکهايي که بهش نارو ميزدن شبها ناپديد ميشدن
آره ولي ما ارتش جمهوريخواه ايرلند نيستيم ما مثلا براي شاه جنگيديم
بههرحال ما گروه "پيکي بلايندرز" هستيم ما از پاسبونها نميترسيم
اون راست ميگه - اگه اومدن دنبالمون دهن همهشون رو جر ميديم -
خب آرتور
همين بود؟ - شما چي فکر ميکنين خاله "پال"؟ -
اعضاي اين خونواده چيزي رو از هم مخفي نميکنن
حرفِ ديگهاي نداري تو اين جلسه بگي توماس؟
نه
چيزي که مربوط به زنها بشه نيست
همهي اين کسب و کار وقتي شما پسرها تو جنگ بودين مربوط به زنها بود
چي عوض شده؟
ما برگشتيم
وقتي روزِ قضاوت فرا برسد خداوند کفر را شکست خواهد داد
و روز قضاوت در حال فرا رسيدن است دوستانِ من
روز قضاوت داره به اين شهرِ گناهکار ميايد
و کارهاي بدِ شما و زِنا کردنتان فاش خواهد شد
نميتوانيد از خالق مخفي شويد
نميتوانيد از خداوند قادر مخفي شويد خداوند همه ما را ميبيند
نميتوانيد از خداي زنده و واقعي مخفي شويد
از اينجا برو
گورت رو گم کن
تمومه . از اين جلوتر نميرم
ده دقيقه وقت دارم . چي ميخواي؟
No comments yet. Be the first to leave one.