仁義なき戦い 広島死闘篇
De eerste 200 regels.
1945.
برای هیرونو و گروهی از مردان جوان که از جنگ برگشته بودند
.خشونت، راه حلی برای خالی کردن خشم بابت شکست در جنگ بود
،با همراهی یاماموری به عنوان رهبرشون .آنها در شهر کوره خانوادهای تشکیل دادند
از طریق حیله گری یاماموری
همراه با کمک هیرونو و حملات بی پروایانه افرادش
.این خانواده، کنترل کل کوره رو به دست گرفت
،در همان زمان بود که .ستونهای خانواده، شروع به سستی کردن
،ترفندهای یاماموری، فقط همه چیز رو بدتر کرده بود
جنگهای بی پایان یاماموری .منجر به کشیده شدن بسیاری از مردانش به کام مرگ شد
حتی هیرومو هم خانواده رو ترک کرد و .رابطهاش با او شکراب شد
،در شهر هیروشیما
خانواده مورائوکا .قدرت عظیمی به دست آورد
،تحت رهبری مورائوکا
نسل جدیدی از خشونت پس از جنگ .پرورش یافت
در سال 1950 ...جنگ با کره آغاز شد
جنگ بدون افتخار و انسانیت نبرد مرگبار در هیروشیما
هیروشیما، 1950
.شرطهاتونو ببندید
.بجنبید
شوجی یاماناکا عضو آینده خانواده مورائوکا .بهش نشون بده چجوری باید بازی کرد - پونصد ین؟ -
.ما حاضریم - .منم همینطور -
.شروع
.دو
این چیه دیگه؟
.کارته دیگه
.یه کارت تقلبیه
.یکی از رفقاتون به من فروختش
.من نصفی برنده شدم، پس نصفه پول رو میبرم
.بی همه چیزه عوضی
یه بار دیگه بیای اینجا .پوست سرتو میکنیم
.بشینید بچهها
شوجی یاماناکا دو سال حبس برای حمله
.کنجی اودا
.تارو اوکاموتو
.شوجی یاماناکا
.برو اونور
نشنیدی چی گفتم؟ .سوراخ کونت رو نشونم بده
هیرونو نیز
شوزو هیرونو رئیس آینده خانواده هیرونو مدت زمان حبس خود را بخاط کشتن یاکوزایی .به نام دویی، در همان زندان میگذراند
.میکشمشون
.میکشمشون
،یه کم سوختهست .ولی کاچی بعض هیچی
.تا آخرشو بخور، به انرژیش نیاز داری
.ممنون
بیست و یکم مارس 1952 .یاماناکا به صورت مشروط آزاد شد
.خانم
میزارید...اینجا، ور دستتون کار کنم؟
.ما الان شاگرد نمیخوایم .از یه جا دیگه بخواه
.آخه میخواستم با کار کردن، پول این غذاها رو بدم
.الان آه در بساط ندارم
میشه به جای پول، اینو بگیرید؟
بعد اینکه بشقابتو لیسیدی، اینو میگی؟
.بیخیالش، فقط برو بیرون
.من که گدا نیستم
عوض تشکرته؟
.یاسوکو، خودمون به حسابش میرسیم - .شما چی میگید این وسط -
.احمق جون
مگه نمیدونی اون برادرزادهی رئیس مورائوکا هستش؟
ساعت داغونتو بهش میدی؟
.بتمرگ ببینم
کاتسوتوشی اوتومو - رئیس آیندهی قمار خانهی خانواده اوتومو
.ما عضو خانواده اوتومو هستیم .بیا بریم بیرون
.بندازش اینجا
.بی شرف
.بکشیدش بیرون
.بسه دیگه پسرا
.اون یه شهرونده شریفه
.منو بکشید
،اگه نکنید ...یه روز، دخل تک تکتون رو میارم
.چون هیچ وقت قیافههاتون رو فراموش نمیکنم
.چقدر تو پررویی عوضی
.میکشمت
.تو رو خدا بس کنید
.برو کنار ببینم
.بس کنید - .ولم کن -
.رئیس داره میاد
.کاتسوتوشی
.پیرمرد خرفت
.بیاید بریم
.از دست اون و نوچههاش
ببینید زندهست؟
داغون شده؟
چوجی اوتومو - رئیس شاخه بازرگانان خانواده اوتومو
توشیو کورامیتسو نایب رئیس آینده
کیسوکه ناکاهارا معاون خانواده اوتومو
مامان، میشه برم بازی کنم؟
.فقط جایه دوری نریا
.وقتی با کندوی عسل بازی میکنی، همین میشه
.عمو مورائوکا
تسونئو مورائوکا رئیس خانواده مورائوکا
هیروشی ماتسونگا فرماندهی اعضای جوان خانواده مورائوکا
.اوتومو بهم گفت چی شده این همون یارویه؟
حالش چطوره؟
.دکتر گفته تبش برای چند روزی پایین نمیاد
.خانوادهای نداره
اگه بخوای اینجا پیش خودت نگهش داری .برات حرف و حدیث درست میشه
افرادمو میفرستم که بیارنش مکان خودم
خانواده مورائوکا
.ما حاضریم
.ما هم همینطور - .شروع میکنیم -
شوزو ادا معاون خانواده مورائوکا
.مشروب بیار قربونت
.شرط ببندید
کونیماتسو تاکاناشی برادر قسم خورده مورائوکا .خوشحالم که حالت بهتر شده
.بشین
واقعا بزرگی رئیس مورایوکا رو میرسونه که .واست سبیل گرو گذاشت
...یه چیزو بهم بگو
میخوای عضو ما بشی؟ یا ترجیح میدی شهروند مطیع قانون باشی؟
.راستشو بگو
...من
باید همهی اون آدمایی که .منو تو بازار سیاه زدن، بکشم
.بزارید به گروهتون ملحق بشم
.خواهش میکنم
،روحیهت قابل تحسینه
.ولی نمیتونی بدون اجازه من، با دیگران جنگ راه بندازی
.تاکاشی که اینجاست، برادر قسم خوردهی منه .موقتا عضو خونوادهـش بشو
.ممنون که اینقدر به بنده لطف دارید
.شنیدم ساعتت رو شکوندن
به جاش یکی دیگه خریدی؟
.نه - .که اینطور -
.بگیرش
.یه مرد بشو
.خوب خر شانسی
.این از اون ساعتای گرون قیمته سوئیسیه
میبینی رئیس مورائوکا چقدر دست و دلبازه؟
.بیا برادر
.یاسوکو
.بزار بیام تو هتل استراحت کنم
.سیاه مستم
.شب بخیر
.ممنون
.بهتره بری خونه
.دخترت منتظرته
.گاهی وقتا منم دوست دارم تنها باشم
.یکم چرت میزنم و بعدش میرم خونه
.اینجامو بوس کن
من جونتو نجات دادم، مگه نه؟
دوست نداری ببوسیم؟
.چیکار میکنی، گمشو ببینم
.مراقب باش میو
.برو اونور میو
.مامان، بشمار
.یک...دو...سه
.برادر
چیکار میکنی؟
.بعدا بهت میگم
تا به روت خندیدیم، هوا برت داشت؟
.شوهر یاسوکو، یه قهرمان ژاپنی تو جنگ بود .اسمش پیش بزرگان ثبت شده
رئیس مورائوکا متوجه خبطت شده .و با شمشیرش داره دنبالت میگرده
.عجب احمقی هستی
.قبل اینکه پیدات کنه، از شهر فرار کن
.ببرش ایستگاه قطار
.بلیطت
.بجنب، وگرنه رئیس از وسط دو شقهـت میکنه
.یالا
لیزوکا، کیوشو
.یاماناکا، مهمان خانواده تاکهارا در لیزوکا، کیوشو شد
...یه سال بعد
رئیس تاکهارا چیکار داره؟
.میگه امروز میخواد اینجا برای ناهار دعوتت کنه
.بیا تو
،وادا از ساخت و ساز وادا ،قسم خورده که با من تیم بشه
.ولی اون از قبل با ایتسوکی تیم شده
.شرط میبندم بهمون حمله میکنن رئیس
،ولی اگه ما به وادا اعلام جنگ کنیم
.یعنی باید با ایتسوکی هم بجنگیم
،بخاطر عزتمون هم که شده
.من آمادهی مردنم
قربان، میخواید شما رو به مقصد بعدیتون برسونم؟
میشه آقای وادا رو ببینم؟
.خودمم
تو کی هستی؟
پلیس هیچ وقت نتونست ثابت کنه ،یاماناکا اون فرد رو کشته
ولی بازم باعث شد که اسمش در میان یاکوزا .با احترام یاد بشه
،خیلی زود، مورائوکا، یاماناکا رو بخشید
و اجازه داد به طور رسمی ،عضو خانوادهاش در هیروشیما بشه
،و تاکاناشی به عنوان سرپرستش
،و توکیموری
کانیچی توکیموری .که برادر قسم خوردهی کاگئورا بود، به عنوان ناظرش انتخاب شد
،و کاگورا
.به عنوان ریش سفید، وظیفه اجرای مراسم رو به عهده داشت
،خیلی زود پس از این اتفاق
.حادثهای رخ داد که هیروشیما رو درگیر خود کرد
،جرقه این حادثه
هنگامی که قرارد امنیت یک مسابقهی دوچرخه سواری
.به خانواده مورائوکا داده شده بود، زده شد
شماها کی هستید؟
.بگیرید اون حرومزادهها رو
چیکار میکنید؟
.منو بکشید
.از خدامه
.پلیس زنگ زده
ماکوتو نانریوزاکا عضو شورای شهر هیروشیما .یه چند تا مست، ترقه پرت کردن .خودمون حلش میکنیم
.آدمای مورائوکا هم اینجان
قبلا هم از این غلطها کردید، مگه نه؟
.ما کاری نکردیم
فکر کردی ما کوریم؟
.دیدیم داشتی فرار میکردی
.بس کنید - چی؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.