Up the River

Up the River

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Up the River 1930 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-SbR
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Up the River 1930 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-12-25
Downloads: 17
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

ببین، یه رودسترِ قراضه. دار و دسته بهم قول لیموزین داده بودن

واسه تو که مثل هلوئه، نه؟ خفه شو احمق

هنوز خطر رفع نشده. تا شهر ده مایل راهه. خب، فعلاً خداحافظ

امیدوارم دیگه هیچ‌وقت نبینمت

پسر، حالم از این زندان‌های ولایتی به هم می‌خوره. کلاً از هر چی زندانه بدم میاد

غذاش افتضاحه. خب، گوش کن. دفعه بعد

دیگه دفعه بعدی در کار نیست. حداقل واسه من نه

نه؟ اونوقت می‌خوای چطوری نون بخوری؟ مزرعه مرغداری راه میندازی؟

می‌تونی با ۱۰۰ تا تخم‌مرغ شروع کنی و با نگه داشتنِ مرغ‌های جوون

آخر سال ۱۰ هزار تا تخم‌مرغ داری

آره؟ گوش کن. برو پایین اونو درست کن. چی شده؟

فکر کنم پنچر کردیم. پنچر؟

اینم از شانس توئه. من که پنچری نمی‌بینم

نه؟ خب برو یه آینه بخر

آهای، اونجا

دوستان، حالا به حرف‌های برادر «دن» گوش میدیم

کسی که زمانی در دریای گناه غرق شده بود

اما حالا در ساحل عشق به آرامش رسیده

شکر و سپاس! شکر و سپاس! شکر و سپاس

دوستان، الان که به من نگاه می‌کنید، باورتون نمیشه که یه زمانی مثل شما خبیث بودم

اما بله، به راستی که هیچ گناهکاری بین شما نیست که نتونم بهش بگم «برادر»

می‌دونید چطور شد که تو چاه جرم و گناه افتادم؟ رفیق ناباب

اما فهمیدم که راهم اشتباه بوده. فهمیدم که خلاف عاقبت نداره

حالا تو روشنایی خوشبختم و عاشق کل دنیا هستم

شکر و سپاس! شکر و سپاس

آره، حتی اون آدمِ پست و رذلی که منو به گناه کشوند

حتی اون رو هم دوست دارم و می‌بخشم

و یادتون باشه برادرها، خلاف عاقبت نداره

نه قربان، خلاف عاقبت نداره

و به راستی بهتون میگم

حتی اون آدمِ پست و ر... شپشِ کثیفی که منو به گناه کشوند

حتی اون رو هم دوست دارم و می‌بخشم

و ضربه انتقامی در راهه

که... برای همه گناهکارانیه که رحم و مروت سرشون نمیشه

مکافات برای همه هست. و صاعقه‌هایی از آسمون نازل میشه

درست رو سرتون، اونم وقتی انتظارش رو ندارید

و به راستی بهتون میگم، جزای گناه یه مشت تو دهنه، ای شپشِ کثیف

چرا نیشگونم می‌گیری؟ کارِ اون بود

۲۶ بیست و چهار،

۳۲ ۲۸، ۳۰،

۴۲ ۳۴، ۳۶، ۳۸، ۴۰،

یکی دیگه؟ سلام «ال». یه بار دیگه آوردی؟

چطوری «جو». آره، یه بارِ دیگه برات آوردم

اووه، قیافه اون یارو رو ببین. چه ریخت و قیافه‌ای داره

بگید ببینم، بین شما کسی فلوت‌پیکولو می‌زنه؟

نه قربان، ولی من ساکسیفون می‌زنم

پس واسه همینه که اینجایی

سه ماهه

سه ماهه دارم سعی می‌کنم یه پیکولوزن پیدا کنم، اونوقت اونا همه‌ش برام ساکسیفون‌زن می‌فرستن

فقط یه مشت آدمِ درپیت. همین و بس

اوه، واقعاً که حیف شد

چیکار کردی پسر؟ قلکِ مامانت رو زدی؟

بچه‌های بیچاره. نظرت چیه؟

واقعاً کفر آدم درمیاد، نه؟ قیافه این یکی رو نگاه کن

من ۴۰ ساله تو این زندانم

و این احمق‌هایی که می‌فرستن اینجا روز به روز بدتر میشن

کم‌کم داره میشه مهدکودک

زمانِ ما اصلاً اجازه نمی‌دادن این‌جور آدم‌ها پاشون رو بذارن اینجا

چطوری نمی‌ذاشتن بیان؟ رای منفی می‌دادن؟

می‌دونی قدیما به «پیت بزرگه» چی می‌گفتن؟

چی؟ سوسول

آره، اون زمان‌ها واسه خودشون مردی بودن

مردایی با سینه‌های ستبر، مردایی مثل خودم

بیا اینور و بازی کن

فقط یه هفته به بازی بزرگ مونده، اونوقت اونا پا شدن پرتاب‌کننده رو عفو کردن

همه‌ش سیاست بازیه. اصلِ قضیه همینه

یکی اون بالاها نمی‌خواد ما برنده بشیم. می‌دونی کیه؟

فرماندار

جسل

به‌به، ببین کی اینجاست، موریس کوچولو. پس بالاخره اومدی اینجا

آره، اینجام. تو هم اینجایی، یعنی همون‌جایی که بهش تعلق داری

در مورد من کاملاً اشتباه می‌کنی پسر جون

من تو اون شرط‌بندی اسب‌دوانی بیشتر از تو پول باختم

واقعاً جسل؟ مگه تو موقعیت، پول و دوستات رو از دست دادی؟

مادرت رو چی؟ اون موقعِ محاکمه‌م مُرد. تو باعث مرگش شدی

اگه به خاطر تو نبود... - خفه شو خوکِ کثیف

تو خیلی قبل‌تر از اینکه منو بشناسی دزد بودی. - دروغه! حرفت رو پس بگیر

تمومش کنید! زود باشید، راه بیفتید

این کار رو نکن. بیخیال، اینقدر سخت نگیر

دستم خودم نیست. خانواده‌ت چه حالی شدن؟

خب، اونا که نمی‌دونن

اسمم رو عوض کردم. فکر می‌کنن چین هستم

چطوری این کار رو کردی؟ خب، اونجا رفیق دارم

اونا نامه‌هام رو می‌فرستن خونه و ماهی یه بار برای خانواده‌م تلگراف می‌زنن

می‌بینمت. من اونجا تو دفتر کار می‌کنم

یه مشت تازه وارد دارن میان. منظورم هم‌بندی‌های جدیده

بیا دیگه پسرم. روحیه داشته باش

یالا بچه‌ها، بجنبید دیگه. یالا

باشه بابا. مگه چه عجله‌ای داری؟

من که کلی وقت دارم... ۳۰ سال. واسه من که چیزی نیست، فقط ۲۰ ساله

بگید ببینم، به نظرتون ناراحت میشن اگه منم بیام بازی؟

بلدی بازی کنی؟ معلومه که بلدم

پس برو اونجا. پیرمرد از خوشحالی ماچ‌بارونت می‌کنه. عجله کن

اینجا هم حیاطِ مردونه‌ست

از اینکه بین این همه آدمِ ترسناک هستی، نمی‌ترسی؟

اوه عزیزم، نه اصلاً. اینا واسه من مثل بچه‌های کوچیک می‌مونن

در واقع واسه همه مددکارهای اجتماعی همین‌طوری‌ان

مواظب باش

اوه، حال شما چطوره خانم «مسی»؟

چطوری؟ خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت

پنجشنبه قبلی واقعاً جات خالی بود

چند تا از دوستام از شهر اومده بودن. آدم‌های خیلی دلنشینی بودن

خیلی ناراحت شدن که نتونستن تو رو ببینن

خب دیگه، به امید دیدار. باز هم می‌بینمت

دیدی؟ اون کیه؟

نابغه برق. شنودچی

سلام دالی

خفه‌کنِ معروف

حالا میریم سمت اتاق‌های مددکاری. می‌بینی؟ درست اونجان

نترس

فقط داره «ژان» کوچولو رو سرگرم می‌کنه

دخترِ رئیس زندان

ژان، به دوستای من سلام کن

سلام. چطوری عزیزم؟

یه بوس به خانم مسی میدی؟

بله خانم مسی. دادمش به رکس. سگه؟

بیا بریم اتاق مددکاری

خیلی خب، بعدی چیه ادی؟ - این یکی رو امتحان کن ژان

ایول داری ادی

اوه، منم می‌تونم این کار رو بکنم! - نه نمی‌تونی

ایول، دمت گرم دختر

این یکی رو دیگه نمی‌تونی انجام بدی. روی گوشت راه برو ژان

نه. معلومه که نه

گرفتمش

لطفاً این طرف رو نگاه کنید

همین‌طور لبخند بزن

یه لبخندِ حسابی بزن «سنت لوئیس»

خیلی خب، حالا یکی هم با وکیلت، سنت لوئیس

بیا دیگه. بیا اینجا ماروین

ممنون! متشکرم

بیا رفیق. برو جلوتر. عکاس‌باشی، برو جلو

از این طرف. نفر اول، لطفاً همین‌جا

نفر دوم، همین‌جا. به‌به، سلام سوفی

نفر سوم... سلام کیتی. خوشحالم که دوباره می‌بینمت

بذار ببینم. فکر کنم یه ماهی میشد که ندیده بودمت، نه؟

می‌دونم

خب یالا بیاید. خودم به حسابِ شما دو تا رسیدگی می‌کنم

عالیه. به خدا که شما دخترا... خودم شخصاً کارهای ورود این دو تا دختر رو انجام میدم

اوضاع چطور بوده؟

همه چی ردیفه. یه بخش جدید هم به اینجا اضافه کردیم

مرغ‌های مقلد هم دارن مثل همیشه آواز می‌خونن

نام؟ جودیت فیلدز

سن؟ ۲۱ سال

اولین جرمته؟ - اولین باریه که مچم رو گرفتن

کلاهبرداری؟ فال‌گیری می‌کردم

و واسه این سه سال بهت حبس دادن؟

خب، بعد از اینکه فال‌گیرم تموم می‌شد، من، اوم

سهام‌های نفتی خاصی رو پیشنهاد می‌دادم

آهان

خب، پس با کسی هم‌دست بودی؟

یه دلال. می‌دونستی داری چیکار می‌کنی؟

البته. - خب، پس چرا؟

خوش می‌گذشت! همیشه دلم می‌خواست مسافرت برم

می‌دونی، ما هیچ‌وقت دو بار به یه شهر نمی‌رفتیم. اوه، تو درک نمی‌کنی

چرا، می‌فهمم. منم همین حس رو داشتم

داشتم می‌رفتم چین. - چین؟

ای وای، من عاشق اونجام. می‌دونی

ما اونجا کار داشتیم، سه تا رفیق بودیم و خب، بعدش این اتفاق افتاد

و بیخیالِ اون شدی که بیای اینجا کار کنی؟

نه، متوجه نشدی

من اینجا کار نمی‌کنم. من متعلق به اینجام

یه محکوم؟ آره

ولی ما به خودمون میگیم هم‌بند

عجب، سخته. اصلاً بهت نمیاد. خب، به تو هم نمیاد

خب بهم بگو، چیکار کردی؟

یه دعوا، درست قبل از اینکه کشتی راه بیفته

اون یکی پسره... - عجب شانسِ گندی

متأهلی؟

نه

نامزدی؟

بگو ببینم، اینم جزوِ سوالاتِ تو کارته؟ اوه، نه

تو واسه چی اینجایی؟

دزدی از مغازه. برام پاپوش دوختن

البته. واسه همه ما پاپوش دوختن

مالِ تو چیه؟ تف کردن تو رودخونه

بابا، نمی‌دونستم واسه این کارم آدم رو می‌گیرن

آخه تو که به خانم مسی گفتی واسه چشمک زدن به پلیس بوده

واسه چشمک نزدن به پلیس. موجودِ وحشتناکیه

خب، حداقل اون با باج‌گیری زهره‌ترک‌شون نمی‌کنه

لازمه که من اینجا با اینجور آدم‌ها منتظر بمونم؟

کلاس نذار! همه‌مون بازداشت شدیم و الانم تو هلفدونی هستیم

اون کیه؟ ادیت لا ورن

نمی‌فهمم مردا چی تو این می‌بینن. اوه، این همون دزدِ عشقِ؟

اخاذ. اخاذ؟

عزیزم، تو تو سیرک بودی؟

واقعاً دلم براشون می‌سوزه. واقعاً من

اینا هم بخشِ زن‌ها

بیاید دخترا

بله قربان

ببینم، اینجا غیر از خانم‌ها کسی اجازه نداره بیاد

می‌بینم. می‌خوایم یه لحظه رئیس رو ببینیم

سنت لوئیس

باشه بچه‌ها

آهای رفیق، رئیس کجاست؟

اوه، مهمون داری

زندانِ بدی نیست

آهای، چه خبره؟ سلام رئیس. چطوری؟

خب سنت لوئیس، خوشحالم که پیشِ مایی

سلام فرفری. ببین رئیس، گوش کن

می‌خوام یه معامله کوچیک باهات بکنم

Up the River subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Up the River

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left