The O.C.

The O.C.

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

The O C S01E03 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-SiGMA
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-08
Downloads: 22
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

آنچه در قسمت قبل دیدید

می‌خوام از اینجا بری

مامانم یه جورایی وضعش خرابه

کدوم مادری بچه‌شو ول می‌کنه؟

اون باید برگرده

اگه پیداش نکنن چی میشه؟

می‌برمش به بهزیستی

فرار کنیم؟ ایده بهتری داری؟

ما کجاییم؟

این یکی از پروژه‌های ساختمونیِ مامانمه

چقدر لازم داری؟ صد هزار دلاره

با دوست‌دختر من چیکار داری؟

بکش منو و اینقدر حرف نزن

پسر، اینجا آتیش گرفته! باید بریم

ببخشید

رایان اتوود؟ چند تا سوال ازت داریم

یه اتفاق بود

خب، پس ما هم چند تا سوال از تو داریم

دیگه نباید این‌طوری همدیگه رو ببینیم

یه خبر خوب

شرکت کریستن تمام اتهامات رو پس گرفته

یعنی تا زمان جلسه آزادی مشروطت

میای بیرون، مشکلی نیست

اون کی هست؟ ۳۰ تا ۶۰ روز دیگه

می‌تونم زودتر بیارمت بیرون

اگه بتونم تحت سرپرستی والدین یا یه قیم آزادت کنم

اون می‌تونه بره؟ کی؟ لوک؟

خب، طبق گفته هر دوی شما، آتیش‌سوزی یه حادثه بوده

سابقه نداره. پرونده‌اش پاکه

و کسی رو داره که ببرتش خونه

رایان، می‌دونی اگه می‌تونستم

همه چی درست میشه

مامانم منو قال گذاشت. خونه زنت رو هم آتیش زدم

چجوری قراره درست بشه؟

مامانت رو پیدا می‌کنیم. اگه پیدا نکردیم چی؟

هر کاری لازم باشه انجام میدیم

منظورم اینه که، اگه نخوام پیداش کنم چی؟

کاش فقط می‌اومدی پیش من

به جای اینکه فرار کنی

چرا؟ که آخرش سر از بهزیستی و پرورشگاه دربیارم؟

ممکن بود توی اون آتیش‌سوزی بمیری

ببین

تو دیگه سنگ تموم گذاشتی

می‌تونم از خودم مراقبت کنم

زیاد با وضعی که قبلاً داشتم فرقی نمی‌کنه

قبل از جلسه‌ت دوباره با هم حرف می‌زنیم

از... زنت... تشکر کن

قبلاً این کار رو کردم

ببخشید

الان متاسف نیستی، ولی بعداً میشی

* کالیفرنیا، داریم میایم

* درست به همون جایی که ازش شروع کردیم *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

* کالی

* اوه

کریستن: حالا فقط بلینی‌ لازم داریم

و می‌تونی مال منو دوبرابر بریزی؟

واو. برای کنفرانس "نیوپسی‌ها" کاملاً آماده‌ای

هی، این کرکس‌ها کِی... کِی پیداشون میشه؟

بزودی... و مطمئنم یه رومیزیِ قلاب‌بافی یه جایی جابجا شده

خوبه. این‌طوری یه سوژه دارن که دربارش حرف بزنن

نمی‌دونم چرا این زن‌ها رو دعوت می‌کنی

ازشون خوشت نمیاد. نه که، نه که خوشم نیاد

من باهاشون بزرگ شدم، قدیمی‌ترین دوستامن

تازه، برای خیریه‌ست. برنامه چیه؟

این هفته منو به کجا می‌کشونی؟

شبِ کازینو

می‌دونی، این قضیه زنِ خانه‌دار که از دفتر اومده خونه

واقعاً... آزاردهنده‌ست؟

جذابه. به طرز آزاردهنده‌ای جذابه

هی... چیکار می‌کنی؟

هیچی. تنبیه شدم

خب، داری خوب باهاش کنار میای

شانس آوردی که فقط ممنوع‌الخروج شدی

می‌تونم ببینمش؟ رایان رو؟ نه

الان هیچ کاری از دستم براش برنمیاد

آره؟ فکر می‌کنی حالش خوبه؟

یه دلیلی داره که سعی می‌کنم

بچه‌ها رو از این‌جور جاها دور نگه دارم

نمی‌دونی بیاریش بیرون. تو وکیل خوبی نیستی

دستام بسته‌ست مگه اینکه مامانش رو پیدا کنیم

خب، پس چرا نمی‌تونه همین‌جا بمونه؟

دیگه نمی‌خوام دوباره در این مورد حرف بزنیم

روزا، میشه مطمئن شی که شیرینی‌ها برن داخل؟

اگه اتفاقی برای رایان بیفته، همه‌اش تقصیر توئه

چیزی که من نمی‌تونم باهاش کنار بیام

اینه که به خاطر اون بلایی سرِ تو بیاد

آره، مثلاً با کسی آشنا شم که روی مخ نباشه

ما پدر و مادرش نیستیم. من مامانش نیستم

چه خوب. هی

برگرد اینجا. معذرت‌خواهی کن

خانم‌ها

سندی، سلام. چطوری؟

اوضاع خوب پیش میره؟ طفلک اون پسر

بازداشته، درسته؟ آره، موقتی

خب، کسی تو رو سرزنش نمی‌کنه که اون رو آوردی به محله

تو خیلی زود اعتماد می‌کنی، سندی

هی جولی، خونه‌شون که خوب به نظر میاد. فکر کردم سوخته

اوه، نه این یکی؛ یکی از پروژه‌های کریستنه

خوشبختانه اون‌قدر زیاد داره که

خب

من دیگه باید برم

باید برم یه بچه دیگه پیدا کنم که محله رو به خطر بندازه

شاید یه بچه سیاه‌پوست. یا یه آسیایی

خداحافظ خانم‌ها

یه بلینی چطوره؟

همگی: بله

این غذاها رو ببین

حالا کی متاسفه؟ مشکلی داری؟ داری به من بی‌احترامی می‌کنی؟

تا وقتی اینجایی، بهتره حواست به من باشه، مرتیکه

خب، به نظرم این واقعاً خجالت‌آوره

که دو روز به خیریه مونده و ما هنوز تمِ برنامه رو مشخص نکردیم

فکر کردم قراره شب کازینو باشه. فکر کردم مونت کارلوئه

نه، شبِ وگاسه. ببین، این یه فاجعه‌ست

نمی‌تونه شب مونت کارلو باشه. جشن "کوتیلیون" نزدیکه

یعنی تبصره‌مون رو یادتون نیست؟

دو تا مراسم رسمی تو یه ماه ممنوعه

الان برمی‌گردم. ام، باید برم

به اون چیز سر بزنم

خیلی سختی کشیده

پسرش... با اون پسره رفیق بود

فکر کردی کجا داری میری؟

این بیرون چیکار می‌کنی؟

دارم یه استراحتی از دست این "نیوپسی‌ها" می‌کنم. تو کجا میری؟

جایی نمی‌رم. ست

دارم میرم کانون اصلاح و تربیت که رایان رو ببینم

نه. نه، نمی‌ری. ابداً

باشه، خداحافظ. ست

می‌دونم که من یه مامانِ نمونه مثل "کارول برادی" نیستم، ولی دوستت دارم

و دارم سعی می‌کنم ازت محافظت کنم

من تمام اتهامات رو پس گرفتم

یه نفر رو استخدام کردم تا مامانش رو پیدا کنه

دیگه چی می‌خوای؟

دلم می‌خواد تو هم با من بیای

کریستن؟ اوه، اینجایی

داشتیم درباره تزئینات حرف می‌زدیم. پارچه استات خوبه؟

عالیه. باشه

دقیقه بهم وقت بده تا این زن‌ها رو دک کنم ۱۵

می‌تونم این رو پرو کنم؟

سامر، می‌دونی که بابام خونه‌ست

یه جوری میگی انگار چیز بدیه

اوه، چه چندش

بابات این روزا همیشه خونه‌ست. قضیه چیه؟

هی لوک، منم

فقط

می‌خواستم حرف بزنیم، پس بهم زنگ بزن

ام... لطفاً

هنوز بهت زنگ نزده؟ بازداشت بود

شاید الان دیگه از پسرا خوشش میاد

خدای من، اون عاشقته. دعوا کرده

و به خاطر تو یه خونه رو به آتیش کشید. خیلی باحاله. دیگه چی می‌خوای؟

مثلاً اینکه باهام حرف بزنه؟ خب، از سرش می‌پره

واقعاً که فکر نمی‌کنه تو از اون پسره‌ "چینو"یی خوشت میاد

خب... مامانت چطوره؟

اوه، فقط... ازدواج کرده

مریسا؟

مهمون داری

وای خدای من. ببخشید. اه

سلام سامر. ام

من ست کوئن هستم. دیوار به دیوار... دیوار به دیوار شما زندگی می‌کنم

چه خبر؟ من... چی؟

بله. چه خبر؟ اه

دارم میرم دیدنِ رایان

فکر کردم شاید بخوای بیای. اون خیلی خوشحال میشه ببیندت

اه، چی گفتی ست؟

گفتی برای رفتن به همایش "جنگ ستارگان" ماشین لازم داری؟

همایش جنگ ستارگان؟ ببخشید، لباسش باز بود

نمی‌تونستی حداقل بگی "مردان ایکس"؟

ببین. من نمی‌تونم باهات بیام

نمی‌تونم رایان رو ببینم. همین الانشم لوک باهام حرف نمی‌زنه

خب که چی؟ رایان تو زندانه. فکر کردم همه‌مون با هم دوستیم

آخه... خیلی پیچیده‌ست

دیدنِ اون؟ نمی‌تونم، باشه؟

آره. باشه. هر جور راحتی

بیا زود تمومش کنیم، باشه؟

اه، کریستن و ست کوئن

مرد: بفرمایید

ممنون

هی

گردنت چی شده؟

چیزی... نیست

حالت خوبه؟ عالی

خب، متاسفم که نقشه عملی نشد

فکر می‌کردم همه چی رو ردیف کردم

فکر کردم جات امنه

هی، چیه؟ مگه چی شده؟ یه لبخند بزن

راستی، مریسا وقتی سعی کردم باهاش حرف بزنم خیلی عجیب رفتار کرد

بین شما دو تا چی شده؟

عجب هیکلی داری، خانومی. خیلی ردیفی

هی، به اون کاری نداشته باش. رایان، اشکالی نداره

شوخی می‌کنی؟ این جیگرِ توئه؟ بیا اینجا سلیطه

می‌خوام خوب براندازت کنم

ست، بیا بریم. همین حالا. اه، نگهبان

فقط دو دقیقه وقت می‌خوام

ولش کن. ست، همین الان

می‌خواهی چیکار کنی، مثلاً؟

نگهبان

می‌کشمت بچه‌سوسول

مردی! شنیدی چی گفتم؟ کارت تمومه

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left