De eerste 200 regels.
صدای جیکجیک پرندهها
سگ ناله میکند
نمیتونم که نه بگم، میتونم؟
.یالا، برو
آه میکشد
سگ پارس میکند
!هیس
پارس کردن ادامه دارد
زوزهکشیدن
سگ ناله و پارس میکند
زوزهکشیدن
جیغ زدن
او ناله میکند و غرغر میکند
پارس کردن
سگ پارس میکند
او ناله میکند
پارس کردن
باشه، باشه
سگ پارس میکند
اوه
نفسنفس میزند
پارس کردن
او ناله میکند
پارس کردن
صدای پای پنجهها و نفسنفس زدن سگها
غرغر کردن
غرش کردن
نفس عمیقی بیرون میدهد
پارس کردن
صدای بههم خوردن
تلفن زنگ میزند
زنگ زدن ادامه دارد
«لی هستم. پیام بذارین.»
لی، کجایی؟
یادته، قرار بود امشب درباره چیدمان صندلیها صحبت کنیم؟
و اگه اینجا نباشی،
.ممکنه آخرش تو رو کنار مامانم، سر میز اصلی بنشونما
.نه، هنوز برای سالگرد بابا چیزی برنامهریزی نکردم
«خب، باید عجله کنی.»
خب، مجبورم یه فکری بکنم، مگه نه مامان؟
«زود باش.»
.آره. گوش کن مامان، الان واقعا نمیتونم در موردش حرف بزنم
.سر کارم، باشه؟ بعداً بهت زنگ میزنم. میبینمت
.خب، امروز صبح یه گزارش مفقودی اومده
.لورا کرکهام، ۱۶ ساله
.آخرین بار دیروز وقت ناهار تو خونه دیده شده
پدر و مادرش، دومینیک و شارلوت کرکهام،
.مالکین جدید املاک وینلو هستن
که یعنی باید بیشتر از ۵۰۰ جریب زمین رو جستجو کنیم،
.شامل جنگل انبوه
رئیس، از کی تا حالا ما تو کار جستجو و نجاتیم؟
.از وقتی که من موافقت کردم کمک کنیم
.دومینیک و شارلوت دیروز وقت ناهار بیرون بودن
.حدود ساعت ۴ عصر برگشتن خونه
.هیچ اثری از لورا نبود
خونه رو گشتن
.و وقتی هوا تاریک شد به اورژانس زنگ زدن
نیروهای یونیفرمپوش حاضر شدن و یه جستجوی کامل
.توی ملک و ساختمانهای اطراف انجام دادن
.که یعنی بیشتر از ۲۰ ساعته که مفقود شده
.فرض میکنم گوشیش رو جواب نمیده
.دومینیک صبح که بیدار شد، گوشیش رو تو اتاق خواب لورا پیدا کرد
.نوجوانها گوشیهاشون رو جا نمیذارن، آقا
.خب، الان دست کارشناسای دیجیتال فورنسیکه
.ایلند، باید با اینا مصاحبه کنی
.این لیستی از افرادیه که تو خونه و املاک کار میکنن
.بن، دایان، میخوام با کرکهامها مصاحبه کنین
.سعی کنین بیشتر بفهمین لورا کیه
.و ذهن باز داشته باشین، چون هر دوشون برای همدیگه آلیبی آوردن
.حتماً، قربان
.خب، اینم از املاک وینلو
.یه کم فرسودهست
.برای چندین نسل تو خانواده ووبرن بوده
.وقتی جورج ووبرن سال پیش مرد، وارثی نداشت
.برای همین برای فروش گذاشته شد
.حالا این پروژه شور و علاقه کرکهامه و میخواد بازسازیش کنه
کرکهامها فقط یه دختر دارن؟ آره. چرا؟
.فقط به نظر میرسه برای سه نفر یه کم زیادیه
آره. صدای زنگ گوشی
خوبی؟
.آره. چیزی نیست
.به نظر من خبر بدیه
.خوبه
.خانوادهای خوشبخت به نظر میرسن
شما که نمیخواید یه عکس بد بذارین، نه؟
مطمئن باشین، خانم کرکهام،
.ما هر کاری از دستمون برمیاد برای پیدا کردن لورا انجام میدیم
!یعنی، این مسخرهست
.من نمیتونم برم دنبال دختر خودم بگردم
.ما پهپادها و گروههای جستجو داریم که دارن تمام املاک رو میگردن
و افسران یونیفرمپوش تو شهر هستن
.و از مردم میپرسن لورا رو دیدن یا نه
ایستگاههای قطار و اتوبوس رو تو حالت آمادهباش کامل قرار دادیم،
.در صورتی که بخواد از ادندیل خارج بشه
.شما میتونین با گفتن جزئیات بیشتری دربارهش به ما کمک کنین
.دختر خوبیه، خیلی باهوشه
وقتی سرش تو کتاب نباشه،
.تو اصطبل کنار اسبهاست
دوست پسر داره؟
.نه. نه
.لورا وقت نداره خارج از مدرسه با کسی رفت و آمد کنه
.اون خیلی مشغوله، فقط به درسش فکر میکنه
.قراره وکیل بشه
به خاطر امتحاناش استرس داشت؟
ممکنه دلیل فرارش همین بوده باشه؟
.تازگیها یه جلسه اولیا و مربیان داشتیم
.معلمها گفتن حالش خوبه
تغییر مهمی توی زندگیش؟ اصلاً چیزی؟
.آها، آره. اون لی بِیتمن رو دیده بود
اون کیه؟
.اون باغبان بود
...حدود یک ماه پیش دیدمش که پیراهنشو درآورده بود
.داشت با لورای ما لاس میزد، در حالی که باید کار میکرد
.برای همین فرستادمش دور از خونه کار کنه
.و هفته پیش، دیدم جفتشون دارن با هم گل میکشن
.پس چی کار کردی؟ همون جا اخراجش کردم
فکر میکنید لورا با لی بِیتمن فرار کرده؟
.نه، فکر نمیکنم با لی بِیتمن فرار کرده باشه، کارآگاه
...من فکر میکنم
.اون لورا رو ربوده
.دومینیک کرکهام فکر میکنه باید با این لی بِیتمن حرف بزنیم
.اون خیلی اصرار داره که لی، لورا رو برده یه جایی
.همونطور که میبینید، اون رو میشناسیم
.سابقه دزدی، قصد فروش مواد و حمله با صدمات بدنی جدی داره
...و اگه به اوایل کارش نگاه کنیم
.دخترای جوون رو تشویق میکرده برن از سوپرمارکت الکل بدزدن
.پس از دخترای جوون برای اهداف خودش استفاده میکرده
...ظاهراً باهاشون بدرفتاری میکرده
.اگه چیزی رو که میخواست، نمیآوردن
...و اصلاً نیاز به تخیل زیادی نیست
.تا حدس بزنیم با لورای ۱۶ ساله چی میخواسته
.خب
.میرم این لی بِیتمن رو پیدا کنم
.ببینم ربطی به ماجرا داره یا نه
در همین حین، دایان میتونی بری به تیمهای جستجو ملحق بشی؟
.و، بن، دیشب یه تماس داشتیم
.میتونی بری بررسی کنی؟ بله، قربان. قربان
.هلن
.وای خدای من. بن کوپر
.اصلاً انتظار نداشتم شما رو اینجا ببینم
.بفرمایید داخل. ممنون
.اِ، هری دیکنسون زنگ زده بود
.میگفت یه چیزی توی ملک پیدا کرده
.فکر کنم هری رو میشناسی
.آره. هری عموی منه. گاهی بهش سر میزنم
.اون سرایدار "وین لو"ئه
.عمو هری، پلیسه
.وای، بن
.از وقتی مدرسه رو تموم کردیم ندیدمت
.آره، درست میگی. خوب به نظر میرسی
.تو هم همینطور
...آخرین خبری که ازت داشتم این بود که داشتی با یه کشاورز ازدواج میکردی
همین نزدیکیهای اِدندیل؟
.آره، ولی سر نگرفت. آه، متأسفم اینو میشنوم
.نه، نباش. اینطوری بهتره. خب
.الان میتونم تمام وقتمو با اسبهام بگذرونم
.من اصطبلهای پیوی پوینت رو اداره میکنم
.آها
.تو چطور؟ آها، فکر کنم با کارم ازدواج کردم
.بفرمایید
.خبرش توی کل روستا پیچیده
.شما دنبال لورا کرکهام هستید
این مال اونه؟
اینو کجا پیدا کردی؟
.جس اونو بیرون "ریون'س ساید" برداشته
.لورا بدون این نمیتونسته زیاد دور بشه
.سایز پنج و نیم
.و دقیقاً شبیه اوناییه که تو عکس لورا هم هست
."کی پیداش کرد؟" اِ، هری دیکنسون
.اون سرایدار ملک کرکهامهاست
.صبح وقتی داشت تو جنگل قدم میزد پیداشون کرد
.نزدیک "ریون'س ساید"
خب، سگش پیدا کرد. "درسته."
.و فکر کنم اینجا کمی خون هم داریم
"هری رو تا وقتی برسم توی خونه نگه دار."
حتماً. (پارس سگ)
.آقای دیکنسون، باید همینجا بمونید
میخواید نشونتون بدم این کفشو کجا پیدا کردم یا نه؟
.آها، ولی اول باید منتظر تیمهای جستجو باشیم
...چی میشه اگه لورا کرکهام الان توی یه گودال افتاده باشه
با مچ پای شکسته یا بدتر؟
.اگه صبر کنیم ازمون تشکر نمیکنه. بیا بریم
.پس راه بیفتیم
هیچوقت اینجا کسی رو نمیبینی؟
.تنها موجودات زنده تو این جنگل، گورکنها و گوزنهای زرد هستن
.و از اون چیزای لعنتی هم زیاد داریم
.دومینیک کرکهام میخواد کاری به گوزنها نداشته باشم
.فکر میکنه خوشگلن
.وقتی یکیشون رو با ماشینش بزنه، نظرش عوض میشه
.با ماشین 4x4 جدید و براقش
.اونا از پایه و اساس مال همین جنگلن
.چیزی که واقعاً به دردمون میخوره، کمک "سگ سیاه"ه
.آها، سگ سیاه
.یادمه بچه که بودم در موردش شنیده بودم
.داستان خوبی بود، البته
.باعث میشد به ملک نزدیک نشیم
.بابا، بیشتر از یه داستانه
...چند صد سال پیش
سگ سیاه شبها از جنگل بیرون میآمد
.و گاو و گوسفند شکار میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.