De eerste 200 regels.
تقدیم به شما از طرف تیم زیرنویس WITH S2 (نوشته شده در آسمانها)
لطفاً این قسمت را با زیرنویس انگلیسی ما هاردساب یا استریم نکنید
۱۶ قسمت
رهبر کانگ
نمیبینی وسط تمرینیم؟
شنیدی چی شده؟
همین الان وزیر کیم، یعنی
استاندار جدیدی که منصوب شده
گفت که کمیته حزب شهرداری یه دادخواست دریافت کرده
یه دادخواست برای تعدیل نیروئه
برای
تعدیلِ تو
میخوان اخراجت کنن
دوباره از بخش ۲۲ شروع میکنیم
استاد
انتخابات همین چند روز پیش تموم شد، انگار کار و زندگی نداره
بهش بگو بعد از تمرین باهاش بازی میکنم
حاضرین؟
اینطوری نیست... استاد
دیگه برام مهم نیست
ببخشید که منتظرتون گذاشتم
استاندار الان درگیر یه کار فوریه
ازتون خواستن کمی منتظر بمونین
نزدیک ظهره
وقتش صرف تحویل گرفتن کلی خرتوپرت میشه، میشه گفت واقعاً سرش شلوغه
خودتون هم همین الان دیدین، مگه نه؟ یه نفر یه بسته به اون بزرگی رو برد تو
ولی من هیچوقت چنین کادوهایی رو قبول نکردم
هرچند اون آدم داره برای انتقام سیاسی، لیست تمام داراییهای منو درمیاره
اما ارزشهای من هیچوقت تغییر نمیکنن
در آینده روی کمکت حساب میکنم
بازم میبینمت
پس بیا بریم ناهار
آهای، تو
نمیبینی تا الان منتظرت بودیم؟
اگه اشتباه نکنم قرار بود ساعت ۱۱:۳۰ ما رو ببینی
من از روی ادب نیم ساعت منتظرت موندم
به نظر نمیرسه موضوع مهمی باشه
در این صورت، من دیگه رفع زحمت میکنم
درباره موضوع تعدیل نیرو خبر داری؟
تعدیل نیرو؟
کیو میخوای تعدیل کنی؟ استاد رو؟
هی
اگه جرئت داری به ارکستری که من راه انداختم دست بزن
فکر کردی خیلی توانایی داری؟
اخراج کردن من به این سادگیها نیست
هنوز به موافقت کمیته حزب شهرداری نیاز داره
بگو ببینم
این کارمند رتبه پنج داره واسه خودش چی بلغور میکنه؟
بهت پیشنهاد میکنم موسیقی مراسم افتتاحیه رو تمرین کنی
این تنها راه نجاتته
استاد
چطور میتونی همینطوری بذاری بری؟ حداقل باید یه چیزی میگفتی
مگه لازمه؟
من فقط با آدمیزاد حرف میزنم
اوه! آره، حق با توئه
کمک کن بهش بگم، لازم نیست خودشو برای بیرون کردن من به زحمت بندازه
اگه قرار باشه برم، تصمیم خودم خواهد بود
بله، فهمیدم. حتماً بهش میگم
شنیدی چی گفت؟
استاد، استاد، استاد
میخوای استعفا بدی؟
آره
این رو بفرست برای شهردار
اخراجم کنه؟
چطور جرئت میکنه منو اخراج کنه؟ واقعاً حد خودش رو نمیدونه
چی؟
میدونستی؟
حقوقهامون... اونا رو نگه داشتن و نمیدن
الآن یه هفتهست که دیر شده
یادته اون موقع به ما چی گفتی؟
گفتی حقوق پایه و درآمد اضافی از کنسرتها رو
سر وقت بهمون میدی
اما حالا
فهمیدم
مشکل حقوقها رو حل میکنم
بعد از اینکه حل شد، نامه استعفا رو بفرست
اگه استاد استعفا بده
ارکستر هم ضربه مهلکی میخوره
البته. این ارکستری بود که فقط به خاطر من وجود داشت
تصمیمت رو برای رفتن گرفتی؟
گرفتم. من بنیانگذارش هستم و تعطیل شدنش هم باید توسط من تصمیمگیری بشه
استاد، تو واقعاً بیخیال و راحتی
فقط منم که آدمها رو اخراج میکنم
هرگز اجازه نمیدم بقیه... تو خیلی خوشتیپی
فقط خودت
واقعاً معذرت میخوام
آسیب دیدی؟
از صبح تا حالا چیزی نخوردم
میرم یه تیکه نون بگیرم
بلافاصله برمیگردم
یک دلاره، درسته؟
خاله (خانم)
توی کارت فقط ۹۰ سنت مونده
پول نقد همراهت نداری؟
این... این پول برای
برای قبضهاست
چیکار کنم... چیکار کنم
ممنونم
ممنونم
خیلی ممنون
بذار کمک کنم بیارمش
ممنونم
بیا بریم
اومدین پیکنیک؟
بله
شوهرت حتی کمک نمیکنه اینا رو بیاری
گذاشته خودت تنهایی خرید کنی
انتخاب خودم بود
میخوام بذارم اینو امتحان کنه
اوه. که اینطور؟
واقعاً شوهرت رو دوست داری
رسیدیم، بدش به من
بفرمایید
ممنونم
استپ (ایست)
خاله، میشه بیشتر تمرکز کنی؟
ببخشید
یونگگی
قبلاً بهت گفته بودم، توی بخش کرشندو در میزان ۸۰ خیلی مراقب باش
تا حالا ۳ بار اشتباه زدیش
بازم اشتباه کردم؟
خودم هم خجالت میکشم. شرمنده
هر روز تمرین اومدن چه فایدهای داره وقتی اصلاً فکر نمیکنی؟
بهت گفتم بیشتر از مغزت استفاده کن
همسر عزیزم
الان کجایی؟
من... متأسفم
نونا (آبجی)
هنوز داری خیلی سنگین مینوازی
در ضمن، مگه اینجا جای رقصیدنه؟
منظورت از رقصیدن چیه؟
حرفات یه کم
هنوز به این اشاره نکردم که هنوز عادت
تکون دادن سر و شونههات رو کنار نذاشتی
هی
داری با کنایه حرف میزنی
واقعاً دیگه نمیتونم تحمل کنم
میدونی تازگیها چقدر تند و زننده حرف میزنی؟
اگه همه تمرکز میکردن، نیازی نبود اینا رو بگم
وقتی با زبون خوش حرف میزنم، چرا خودتون رعایت نمیکنین؟
اگه اینطوری باشه، سخت کار کردنِ من چه فایدهای داره؟
نونا، اگه بخوای همینطوری به نوازندگی ادامه بدی
همون بهتر که لباسای باز بپوشی و برقصی
واقعاً با اون شیپورزنِ توی بار یه زوج عالی میشین! یه جفتِ آسمونی، واقعاً آسمونی
شما مردم چرا همش درباره آبجو حرف میزنین
دیگه جلوی من اسم آبجو رو نیار
چون میبینم تازگیها یه کم حساس شدی
بیخیالش میشم
دقیقه ۱۰
قبل از ادامه تمرین، ۱۰ دقیقه استراحت میکنیم
استراحت؟
همین الان برگرد سر جات
مرتیکه احمق
میخوای چیکار کنی؟ بیا اینجا
تو! ای احمق
فکر کردی من خیلی بیکارم؟
دیگه اصلاً برای بزرگترت احترام قائل نیستی
موقع تمرین، سن و سال مهم نیست
بچه پررو! الان میزنم لهت میکنا! ولم کن
نه، واقعاً باید اینو بگم
خودت دنبالش بودی
ولم کن
یه همچین اتفاقی افتاد
اگه یه دختر جوان و زیبا بود
میتونستم با خودم بگم که شیفته جوونیش شده
اما اون زن
سال از من بزرگتر به نظر میرسه ۱۰
خیلی ساده لباس میپوشه
این یعنی
به خاطر قیافهاش نیست که ازش خوشش میاد
بلکه واقعاً عاشقش شده
میخوای چیکار کنی؟
خوبم. یه کم دیگه میرم داخل
تو اول برو برای تمرین
واقعاً حالم به هم میخوره
زیاد گریه نکن
برو دیگه
گونوو، من دارم میرم مدرسه
امروز کلاس آهنگسازی داری؟
برو سر کلاست
این حرفی که میخوام بزنم
نمیدونم عصبانی میشی یا نه
تو
داری روز به روز بیشتر شبیه «کانگ مائه» میشی
داری ازم تعریف میکنی؟
ممنون
فقط اینکه
داری توی بدقلق بودن هم بیشتر شبیه اون میشی
بقیه میگن تو یه نابغهای
از نظر من، این چیزیه که نمیشه تغییرش داد و حرفی هم دربارش ندارم
چیزی که من بیشتر از همه در موردت دوست داشتم
این بود که هیچوقت کسی رو خط نمیزدی
دقیقاً همینطور
آدما رو بر اساس سطح مهارتشون نمیدیدی و ضعیفترها رو نادیده نمیگرفتی
تمام تلاشت رو میکردی تا همه رو با هم جلو ببری
همه چیز رو با دقت برای مردم توضیح میدادی
اما اخیراً چت شده؟
بهم گفتی سختگیرتر بشم
استاد این رو به من یاد داد
علاوه بر این
No comments yet. Be the first to leave one.