De eerste 200 regels.
راوی: در نظام عدالت کیفری
جرایم جنسی جزو فجیعترین جنایات محسوب میشن
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی که
روی این جنایات وحشیانه تحقیق میکنن
عضو یک واحد زبده هستن
که به عنوان «واحد قربانیان ویژه» شناخته میشه
اینها داستانهای اونهاست
چی داریم؟
قربانی فوت شده. جمجمهاش خرد شده
آلت تناسلیش بیرون بوده
بچههای فنی روی صورت، پاها و دهنش مایع منی پیدا کردن
ما هم یاد شما افتادیم
ساکن همین ساختمون بود؟
آقا بود
هویتش رو شناسایی کردیم: سِت لنگدان
طبقه ششم همین ساختمون زندگی میکرد
یه واحد دوخوابه شیک، ولی تا جایی که میدونیم
تنها زندگی میکرده
به نظر میرسه ماجرا همینجا اتفاق افتاده
بنسون: این بنده خدا بیصدا نمُرده
حتماً یکی باید صدایی شنیده باشه
همینطوره
تو واحد ۳-بیِ ساختمون، یه مهمونیِ پر سر و صدا بوده
پایان کنایهآمیزیه، مگه نه؟
چطور مگه؟
خب، چون سِت لنگدان بود دیگه
پسرِ ویلیام اچ. لنگدان
رئیس «ائتلاف اخلاق»؟
آره، همون یارو که مدام اینور و اونور میره
و درباره زندگیِ پاک و سالم موعظه میکنه
معتقده همجنسگرایی قابل درمانه
خب، اینم یه راه برای «درمان» کردنشونه
چه خبره؟
بیا جان
این چیه؟
اتحادیه پلیس یه بیمه درمانی بهتر برامون پیدا کرده
این فرم از آخرین کتابی که خوندم هم طولانیتره
نمیبینی دارن چیکار میکنن؟
آره مانچ، دارن هوای تو رو دارن
پوشش خدمات روانپزشکی تا ۸۰ درصد بالا رفته
استیبلر: آروم باش. فقط یه فرم پزشکیه
به محض اینکه بفهمن مادرت دیابت داشته
یا پدرت کچلیِ مردانه داشته
ببخشید قربان؛ اونا کلِ شجرهنامه
و صدالبته اثرانگشت ژنتیکیت رو به دست میارن
میفهمن کِی قراره بمیری
چطوری قراره بمیری
و حتی اینکه دوست داری چه آهنگی تو مراسم ختمت پخش بشه
اوم، «هموروئید» رو اشتباه نوشتی
من یه پشتمیزنشینم
چه انتظاری ازم داری؟
ببینید، اون راه درست رو پیش گرفته
بخش مربوط به پدر رو خالی بذار
اینطوری حسابی گیج میشن
بهتره هر کسی به برگه خودش نگاه کنه، باشه؟
خب بچهها، در مورد قتلِ روی پشتبوم برام بگین
نام مقتول سِت لنگدانه، مرد سفیدپوست، ۲۱ ساله
تو یه مهمونی بوده
در طبقه سوم ساختمون خودش
حدود ساعت ۱ صبح رفته رو پشتبوم
روی بدن قربانی مایع منی پیدا شده
فرض رو بر این میذاریم که مالِ قبل از مرگ بوده
آلت تناسلیش رو بیرون گذاشته بودن
حسابی کتک خورده بوده که در نهایت
منجر به این شده که سرش رو بکوبن به دستگاه تهویه هوا
دعوای عاشقانه؟
یا یه متجاوز جنسی که تو مهمونی بوده؟
گزارش اولیه پزشکی قانونی نشون میده دو نوع مایع منی وجود داشته
یکی مالِ خودِ مقتول
اون یکی مالِ ضارب؟
چطوره از صاحبخونه شروع کنیم
و بعد بریم سراغ لیست مهمونا؟
«لنگدان»
همین تازگی یه مطلبی درباره ویلیام لنگدان خوندم
که داشت وراجی میکرد
درباره اینکه چطور همجنسگراها میتونن درمان بشن
مقتول، پسرِ همون آدم بود
شوخی میکنی
از هر ده مرد، یک نفر همجنسگراست
بذار ببینیم نظر آقای لنگدان چیه
وقتی این آمار دامنگیرِ خانواده خودش شده
دیگه تیکهپرونی نکن
در مورد پدرِ بنسون
ببخشید؟
مگه داستانش رو نمیدونی؟
نه. مگه چیه؟ الکلیه؟
یه پدرِ بیعرضه و فراریه؟
شاهدِ یَهُوه است؟
تنها چیزی که بنسون دربارهاش میدونه
اینه که اون مرد، به مادرش تجاوز کرده
مرد: ببخشید، شما کی هستید؟
چطوری از بخش پذیرش رد شدید؟
ما کارآگاه بنسون و استیبلر هستیم
باید ویلیام لنگدان رو ببینیم
آقای لنگدان امروز با کسی ملاقات نمیکنن
ما اینجا بازاریاب نیستیم که بخوایم چیزی بفروشیم
اشکالی نداره استیون
بذار بیان تو
اصلاً حدس میزنین
کی ممکنه بخواد چنین بلایی سر پسرتون بیاره؟
با کسی رابطه داشت؟
دوستپسر داشت؟
یا چند تا دوستپسر؟
پسرِ من همجنسگرا نبود
آقای لنگدان، شما که از
شرایطِ مرگ پسرتون باخبرید
سِت فقط داشت
یه دوره سرکشی رو پشت سر میگذاشت
همه بچهها همینطورن
ما اوضاع رو تحت کنترل داشتیم
آخه چطوری میشه
گرایش جنسیِ طبیعیِ یه نفر رو کنترل کرد؟
همجنسگرایی طبیعی نیست
این گناهی در محضر خداست
لابد ایدز هم مجازات الهیه؟
داری منو مسخره میکنی؟
آقای لنگدان، ما واقعاً فقط داریم سعی میکنیم
قاتل پسرتون رو پیدا کنیم
تنها هدف ما همینه
سِت خیلی سردرگم بود
من هر کاری از دستم برمیاومد برای کمک بهش انجام دادم
فرستادمش به یکی از اون مراکز بازپروری جنسی
نرخ موفقیتشون عالیه
سِت دو ماه پیش دوره رو تموم کرد
یعنی درمان شده بود
بله
پس یعنی مهمونی یه کم از کنترل خارج شده بود؟
آها، متوجه شدم
تا کلمه «همجنسگرا» و «مهمونی» رو میشنوین
طبیعتاً یادِ عیاشیهای ناجور میافتین
نه، ولی تو آخرین مهمونیای که من رفتم
همه سالم و زنده برگشتن خونه
میزان الکل خون مقتول ۰.۱۵ بوده
اگه شما ساقی بودی
قانوناً مسئول شناخته میشدی
از وقتی «استودیو ۵۴» بسته شد، دیگه ساقیگری نکردم
فکر کن. اون شب کسی به هر دلیلی
رفتار عجیبی نداشت یا توجهت رو جلب نکرد؟
اگه جلب توجه نمیکردن که اصلاً اجازه نمیدادیم بیان تو
مهمونای ما همگی از افراد سرشناس جامعه بودن
آره خب، سرشناس باشن یا نباشن، ما به
نام و آدرسشون نیاز داریم
سِت رو چقدر خوب میشناختی؟
تازه اسبابکشی کرده بود اینجا
فکر کنم چند باری
تو باشگاهِ ساختمون دیدیمش
بچه خوبی بود
هنوز داشت دنبال خودش میگشت، خیلی آشفته بود
سِت تو این مهمونی با کسی تیک نزد؟
برعکس، میشه گفت رابطهاش رو قطع کرد
منظورم اون آقای بور و خوشتیپیه که
با هم وارد ساختمون شدن
این آقا اسمی نداره؟
اونقدر نموند
که اسمش رو بفهمیم
بعد از یه پیک، سِت شروع کرد به گرم گرفتن با بقیه
دوستش هم ناراحت شد و اصرار کرد که برن
بعدش فقط فهمیدیم که
تو راهرو داشتن با هم بگومگو میکردن
با هم رفتن؟
نه. سِت تنهایی برگشت تو
یه بطری آبجو برداشت و رفت سمت بالکن
فکر کردیم رفته یه هوایی بخوره آروم شه
اتفاقی که رو پشتبوم افتاد، به دنیای ما ربطی نداشت
اینجا یه دورهمیِ کاملاً محترمانه بود
زن: «فقط از زندگی من برو بیرون.»
و بعدش صدای شکستن یه بطری آبجو رو شنیدیم
درست بیرون پنجرهمون
این آپارتمان شماست؟
آپارتمان طبقه همکف
تنها راهی که میتونستیم از پسِ هزینههای این ساختمون بربیایم همین بود
علاوه بر اون، من کارهای تعمیراتیِ سبک رو انجام میدم
شوهرم هم سرایدارِ آخرهفتههاست
ایشون کارآگاههایی هستن که
دارن روی پرونده قتل اون مرد تحقیق میکنن
باورم نمیشه چنین اتفاقی افتاده
درباره مهمونیهای واحد ۳-بی چی میدونین؟
خب، معمولاً آروم هستن
بجز دیشب که سه بار بهمون زنگ زدن
و از صدای موزیک شکایت کردن
آخرش جسی مجبور شد بره بالا و باهاشون صحبت کنه
چه ساعتی بود؟
۱ اوم، حدود ساعت
تصادفاً اون موقع مقتول رو ندیدی؟
نه. من داخل نرفتم
فقط ازشون خواستم صدای موزیک رو کم کنن و بعد رفتم
وقتی صدای شکستن بطری رو شنیدی، از پنجره بیرون رو نگاه کردی؟
بله
و چی دیدی؟
یه مرد بور که داشت سوار یه ماشینِ «لینکلن تاون کار» میشد
از اون مدلهایی که راننده شخصی دارن
از مهمونای اون شب چیزی دستگیرمون شد؟
نه، تازه شروع کردم به وارد کردن اطلاعاتشون
چی شده؟
اون حرفی که زودتر درباره پدرِ بنسون زدم
نمیدونستم که اون یه... میدونی که
یه متجاوز
میدونم
گوش کن، اوم
کِریگن و استیبلر خبر دارن. وگرنه
No comments yet. Be the first to leave one.