Between Two Ferns with Zach Galifianakis

Between Two Ferns with Zach Galifianakis

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Terapia Alternativa S01E06 The Home of My Sidepiece 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Between Two Ferns with Zach Galifianakis 2008 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-12-22
Downloads: 12
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

طبق سکوتت، نباید چیزی درباره سفر بپرسم، درسته؟

خیلی خوشحالم می‌بینمت

یه چیزی برات دارم

واسه غصه خوردن عالیه

"سلوا" زنگ زد

و واسه هفته دیگه

یکی‌تون باید بره خونه اون یکی

درمان جایگزین

خب، فضا داره حسابی داغ می‌شه

ستاره‌ها جمع شدن و امشب واقعاً داره می‌درخشه

خیلیا از راه دور اومدن

فقط واسه اینکه یه نگاه به اسطوره‌هاشون از نزدیک بندازن

فضا پر از انتظار و هیجان و شادیه

مکان مراسم حرف نداره

با موزیک و غذا و حال و هواش

همه چی... انگار رسید

خوش اومدی سلوا، بفرما

ممنون، بله بله، از این طرف. آماده‌ای؟

آره. "گریس" اینجاست؟ بفرمایید

برو جلو چون گریس داره می‌رسه، باشه؟

همه‌مون بریم اون‌وری؟ آره. چه لباسی

چه انتخاب مهمی. بله بله بله

آره، بهت میاد... ممنون، مرسی

خیلی خوبه. بهت می‌شینه. ممنون

من دارم می‌رم اون‌وری. اونجا باید

آدامستو تف کن بیرون، لطفا

سلوا پرز سالرنو، به مهمونی خوش اومدی

چطوری؟ خیلی خوب، خیلی خوب

خوشحالی؟ آره، آره

خوبه، خوبه. معرکه شدی. چه تیپی. ما

چون یه مهمونیه

داریم هزارمین قسمت رو جشن می‌گیریم

ممنون گریس. خب، بخش تو حسابی موفق بوده

خب، این برنامه... سلام

واقعاً درها رو به روم باز کرد و... شب بخیر

و خیلی ممنونم. و جدا از این... صبر کن، صبر کن، ببخشید. یه لحظه

خب خانما و آقایان، گریس رسید. صبر کنید

واو، واسه امشب هیجان داری؟

آره خیلی. فکر کنم مردم خیلی خوشحالن، نه؟

قراره بهمون خوش بگذره

گریس، گریس، گریس

و این فسقلی؟ نه، اون مال یه شبکه دیگه‌ست

باشه. شب بخ... اینجا رو خونه خودت بدون، باشه؟ بفرما

خیلی ممنون

بالاخره ردیف شد. سلام! سلام رفیق

یه عکس دوتایی بگیریم؟ چه شانسی. حتماً، هر چند تا بخوای

کنار تو من اصلاً دیده نمی‌شم

اختیار داری. معرکه شدی. ولی سلام

چه لباس قشنگ و فوق‌العاده‌ای

مرسی. خوشحالم خوشت اومده. کار کیه؟

خب، مال خاله "ایولین"م بود

برنامه‌مون رو می‌دید؟ آره، البته

می‌بینی... بدون اینکه منو ببینه رفت، ولی

عاشقت بود. خاله‌م عاشقت بود

بعداً یه بخش درباره تموم نظراتت راجع به امروز می‌ریم

حالا ببینیم چی می‌شه. شب بخیر، شب بخیر

اینم از الهه سکس. گرفتی؟

اینم از گریس که وارد جشن می‌شه. آروم، آره، خودشه

زدراویته

زدراویته

صداتو نمی‌شنوم. سلام

سلام. به بلغاری

نه، من یه کلمه هم بلغاری بلد نیستم. حتی یه کلمه. هیچی

اینجا چیکار می‌کنی؟ گذاشتن بیای با این آدم‌معمولی‌ها بپری؟

چی؟ گذاشتن

گفتم چطوری؟ حالت چطوره؟

مستم

منم همین‌طور

یه جوری شدی

کلاسیک

بذار ببینم

دارم به یاد خاله‌م می‌پوشمش. مال اون بود. مال "ایولین" بود

بهت میاد. واقعاً خوبه

مال اون بود. آها

می‌خوای؟

چی می‌خوری؟

می‌خوای بریم یه کم بشینیم؟

باشه

یا می‌خوای باز برقصی؟

بریم بشینیم

از صدای "بیس" آهنگ خوشش نمیاد

ببخشید، کی؟ داری درباره کی حرف می‌زنی؟

پسرم

تو با بچه‌ها ضدّی، نه؟

نه، نه. تو فکر می‌کنی من اون‌جوریم

واسه همینه هیچ‌وقت بهم نگفتی پسر داری

ولی همون روز اولی که اومدم بهت گفتم

چند سالشه؟ چهار

باباش چی؟ باباش

یه شب با هم بودیم. حامله شدم و دیگه هیچ‌وقت ندیدمش

و از اونجا به بعد، نمی‌دونم

با خودم گفتم: «می‌خوام زندگیمو عوض کنم و دوباره درس بخونم.»

شروع کردم به یادگیری آرایشگری و الان اینجام

اوه

چه ضدحالی، نه؟

منظورت چیه، «ضدحال»؟

و همه چی. همه چیِ چی؟

و یه بچه... نه

یه بچه. تنهایی. نه

این‌همه کار کردن. نه، نه. ضدحال نیست

قشنگه. من دوسش دارم

احساس تنهایی نمی‌کنم

تو چند سالته؟ سی و پنج

تو چند سالته؟

بهت نمی‌گم

نمی‌گی؟ نه

بهم نمی‌گی؟ گوگلِت می‌کنم

چرا همچین چیزی می‌پرسی؟ گوگل... گوگلِت می‌کنم

جرئت نکن. می‌خوام گوگلِت کنم

معلومه که گوگلِت می‌کنم. فکرِ گوگل کردن منم به سرت نزنه

لیوانمو نگه دار. می‌خوام گوگلِت کنم. جرئت نکن

چرا که نه؟ گوگلم کن

معلومه که تو

نه

نه. می‌رم تو

نه. من اهل این کارا نیستم

اینا رو بهت پس می‌دم

سلوا

می‌خواستم بهت بگم که ما از تکلیف این هفته خوشمون نیومد

جفت‌تون خوشتون نیومد یا فقط تو؟

جفتمون

یعنی ما

ما. ما

اون قایق رو اونجا ببین

خب، می‌تونستن بچه به سرپرستی بگیرن

ولی ناامید شدن و بعدش همه چی به فنا رفت

آره، در ضمن، اونا جوونن. هنوز ۴۰ سالشون نشده. قصد توهین ندارم، "الیاس"

من کلی زن و شوهر می‌شناسم که تو این شرایطن

به نظر می‌رسه مشکل بیشتر از اون بود تا اون

واسه همین مطمئنم با اولین کسی که سر راهش قرار بگیره، حامله می‌شه

واسه همین باید با یه آدم حسابی آشناش کنیم

که با اولین احمقی که پیدا شد، نره زیر یه سقف

و بعدش تا آخر عمر گیرش بیفته

خب، "مارکوس"

مارکوس توماتی. اون دیگه کیه؟

یه پسرخاله. اون فامیل ما نیست الیاس

باشه، فامیل دور. اصلاً فامیل هم نیست

اون پسرِ شوهرِ خاله "لورا"ست

خب که چی؟ فازش چیه؟

هیچی. می‌تونیم... نمی‌دونم. می‌تونیم جورشون کنیم، نه؟

چی؟ جور کنیم؟ شوهرت خیلی خوش‌تیپه، "الی"

آره، پیرهنی که پوشیده رو ببین. خیلی باحاله

آره، تیشرت یقه دارِ قشنگیه. خوشم اومد

این دوتا رو نادیده بگیر الیاس

و چیکاره‌ست؟ فکر کنم حسابداره

سردفتره. حتی بهتر

چند سالشه؟ چهل و خورده‌ای

نمی‌دونم. چهل و سه، سی و نه

خب، پس چی؟ چرا که نه؟

چرا کنسله؟ چون نه

باشه عزیزم. ولی چرا فکر می‌کنی کنسله؟

چون، نمی‌دونم... "پاتو" اون‌قدرها اهل فکر نیست

و مارکوس هم مثلِ... نمی‌دونم، یه کتابخونه سیاره

گفتی سردفتره، نگفتی که "کورتاسار"ه

هنوزم می‌تونه روشنفکر باشه، نه؟ ولی گاهی وقتا تضادها همدیگه رو جذب می‌کنن

آره، تو فیلمای داغون

نه. ببین، مثلاً من و الیاس خیلی تفاهم داریم، ولی بازم دعوا می‌کنیم

خب، نه اون‌قدرها

طبیعیه وقتی زوج‌ها مدت زیادی با هم باشن، باید رو رابطه‌شون کار کنن

سخته. باید یه کم هُلشون بدی

«هلشون بدی»؟ چی داری می‌گی؟

تو هم همین فکرو می‌کنی. نه

آره، جانماز آب نکش

پسر، من بدجوری دستشویی دارم. منم همین‌طور. باهات میام

حتماً. بطری آب رو می‌ذارم برات، عزیزم

خب، زانو دردت در چه حاله؟ بهتره، خداروشکر

خوبه. قفل می‌کنه یا

من با مارکوس بودم

کی؟

هزار سال پیش

خب؟

نمی‌خوام با دوستای من بپره یا "پابلو" اونو ببینه

نمی‌دونم. ترجیح می‌دم نشه

ولی هنوز باهاش در تماسی؟

کجا؟ پیامک، چیزای چرت، شبکه‌های اجتماعی

نه، تو لیست دوستامه ولی همین و بس

خوبی؟

با "الیانا"؟ روبراهین؟

ردیفم

قسمت ۶: «خونه معشوقم»

حدود دو سال پیش بود، کم و بیش

"رامون" داشت پیش‌دبستانی رو شروع می‌کرد

و خواهرت با اون یارو لاغره که موهاش بافته بود، بود. یادته؟

اوهوم

با "سیلوینا" خوب بودم. خیلی خوب، خیلی خوب

اگه همون موقع می‌مردم، فکر کنم پایان خوشی می‌شد

بابا

نه جدی. واقعاً جدی می‌گم. به عنوان یه چیز غم‌انگیز نمی‌گم

دارم می‌گم چون فکر می‌کنم

لحظاتی تو زندگی‌مون هست که همه چی عالیه

پس اونا بهترین موقع واسه مردنن، چون زیاد طول نمی‌کشن

و مشکلات برمی‌گردن، نگرانیا برمی‌گردن، اونوقت

چیزی که داری می‌گی وحشتناکه. چرا؟

چون هست. چون نمی‌تونی... نمی‌تونی واسه مرگت برنامه‌ریزی کنی

به این فکر کن که می‌تونی بزرگ شدن نوه‌ت رو ببینی، اینکه ما خوبیم

آره، هستین

یه نفرو پیدا کردی که دوستت داره. یه پسرِ قشنگ داری

خواهرت یه جای دیگه‌ست. و من و سیلوینا هم الان

خب، خودت که می‌دونی. چی؟

گند زدم. بابا

Between Two Ferns with Zach Galifianakis subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left