De eerste 183 regels.
اممم، اسبِ خوب
آهای، آهای! منم، بکتِ گربه، در خدمت شما
خب، دیگه. حتماً دارین از خودتون میپرسین
این مگه فیلمی درباره یه گربه نیست؟
اوه، میووو
آره. دقیقاً همینه
و قراره دقیقاً همین موضوع رو روشن کنیم
چطوری شد که سر از قیافه یه اسب درآوردم، در حالی که در واقعیت
باید قیافهم این شکلی باشه؟
ممم، اینم از من
آره، این خودمم، مال خیلی خیلی زندگی پیش
ناز، بغلی و، اِ
گشنه و هلاک
باورم نمیشه. دوباره منو بیرون ول کردن
طوری نیست
چون من همهچی رو ردیف کردم
یه بغل پیدا کن. وقتی دارن نازت میکنن خرخر کن
مثل آب خوردنه، تا وقتی که صاحبِ آدم خیلی کنه نباشه
آره دیگه، من میگم آدم باید تو پرِ قو زندگی کنه
اوه، و نذار ماشین از روت رد شه، چون درد داره
اون، واقعاً واقعاً درد داره
اووه
الو؟ - رُز شوکلا
شاگرد محبوب من! چطوری عزیزم؟
پروفسور کرِیوِن. خوشحالم صداتون رو میشنوم
همهچی رو به راهه؟ بله
در واقع، خبرهای خوبی دارم
هیئتمدیره از من خواستن یه ویدیو از آخرین کارت آماده کنی
درباره، امم، مشکل زنبورها
ای وای. خب. کی لازمش دارن؟
خب، نگران نباش، وقت زیادی برای آماده کردنش داری
اوه، خداروشکر
تا وقتی که تا آخر تابستون آمادهش کنی
...همین کافیه. پروفسور
مطمئن نیستم تا اون موقع بتونم چیزی آماده کنم
همکار آزمایشگاهم یهو بیخبر رفت و من کاملاً دستتنهام
خب، مطمئنم یه فکری میکنی، همیشه همینطوره
به هر حال، من دیگه باید برم
خیلی خوشحال شدم. - اِ، نه، نه، نه! نه، نه! چی
پروفسور کرِیوِن؟ الو؟
پروفسور؟
اه! آگوست؟
غیرممکنه
آخ لری، امیدوارم از اون تخته موجسواریت بیفتی پایین
هوووف! اوه، نزدیک بودا
صبر کن داداش
قضاوتیم نکن
اوه! آخ! وای
اوه! وای خدای من
اوه، خواهش میکنم حالت خوب باشه پیشی کوچولو، لطفاً خوب باش
مامان
تویی، مامان؟
همهچی درست میشه
قول میدم
کمک
یکی کمک کنه
پناهگاه حیوانات
الو؟ کسی هست؟
سلام، ببخشید کسی میتونه بهم کمک کنه؟ سلام
سلام، سلام. کسی
سلام عزیزم. چیکار میتونم برات بکنم؟
یهو از هیچکجا پیداش شد، و
فقط آروم باش گلم، من یه نگاهی بهش میندازم
مرده؟
خب، زیاد نفس نمیکشه
استیون اون لونه نیست! تکون بخور برو اونور
اووه، خب، اونو نگاه
هنوز چندتایی براش مونده
چی؟ اوه، خب، نه تا جون دیگه، معلومه
هر گربهای داره
اوه
آخی
تنها چیزی که این زبونبسته لازم داره، یه آتیش گرم و یه ذره از خوراک کنسرو تنماهیِ مامانمه
ببخشید؟ من؟
نه، من که
اون نه
من اینهمه کار دارم که باید تا آگوست تموم کنم، و اصلاً... نه
نمیتونم
اوه، متاسفم عزیزم
زبونم مثل همیشه جلوتر از مغزم میچرخه
همونطور که مامان پیرم میگفت
میشه اسب رو برد لب چشمه
ولی جرئت نداری دوباره بیاریش تو حموم
مخصوصاً وقتی بابات داره حموم میکنه
نگران نباش عزیزم
احتمالاً فقط داره دنبال راه خونهش میگرده، یا یه همچین چیزی
حالش خوب میشه
داری به چی فکر میکنی، رُز؟
ای بابا
هنوز اینجاست؟
همون فسقلیای که سی ثانیه پیش آوردی؟
بذار چک کنم
باشه
نگران نباش
رانندگی من حرف نداره
آخی، حتماً خیلی گشنته
تو چطوری امتحان رانندگی قبول شدی؟
مواظب پیچها باش! مواظب پیچها باش
مواظب پیچها باش! مواظب پیچها باش
محکم بشین
اینجا خونه جدیدمه؟
واو، حتماً دارم خواب میبینم
اوووه! اوه
اوه، نه. الان دیگه بیدارم. اوه
تا-دا! هیچجا خونه آدم نمیشه
خب. اه، یه کم مرتبکاری
بعد غذا، بعدشم کار
ایول
اووه، از حیوون خونگیِ دیگهای خبری نیست
خیلی هم عالی
آخ
یه حمومِ توی خونه
ایول داداش
اوووف
ایول بابا
اوه
اوه، این یه اشتباهه
چیکار کردم؟ من یه بچه گربه آوردم
مامان بفهمه دیوونه میشه
ولی پسر، خیلی نازی
این گردهها رو نگاه
کاملاً تو این چیزها غرق شده
خب، دیگه. کار با زنبورها همین دردسرها رو هم داره
خب حالا. بریم سراغ غذا
پیشی؟
پیشی؟
پیشی؟
اوه، داری چیکار میکنی؟
اوه
ای وای. تو چطوری رفتی اون تو؟
اوه، عزیزم. خیلی متاسفم، کوچولو
یه لحظه صبر کن
یه اسم
تو به یه اسم نیاز داری، پیشی
بذار ببینم
بکت! آره
تو انگلیسیِ قدیم یعنی کندوی عسل
نظرت چیه، بکت؟
خب
خب، برای جشن گرفتن نظرت با یه کم شیر چیه؟
داره جواب میده! ایول
اوه
اوه
برقیه
گورکنها. باید از باغچه دور نگهشون دارم
آخ
بفرما
اوه
پروفسور کرِیوِن
موفق شدم نمونهها رو آپلود کنم
نه! بکت
خب، کوچولو، شاید این یه ذره بسوزه
آمادهای؟
خب بریم
آخی، متاسفم پیشی
میدونم، میدونم
آخ
زنبورها خیلی تلاش میکنن که نیش نزنن
اون واقعاً آخرین راهشونه
چون وقتی نیششون رو از دست بدن، اونا
پس بهشون فضا بده و
اونوقت اونا هم بهت احترام میذارن
میدونی، من و تو الان مثل یه کندوی کوچولوی دوتایی هستیم
تو خونهی همیشگیت رو پیدا کردی
و من قراره جایت رو امن و گرم نگه دارم
نظرت چیه، بکت؟
اووه
ممم
شب بخیر بکت
هممم
هی! چه خبره داداش؟
همونطور که میبینی، من یه خونهی توپی دارم
دمت گرم
میدونی، رُز اینجا واقعاً حواسش به همهچی هست
مثل من
و منم حواسم به خوردن هست و
آره، کلاً فقط خواب و خوراک
انقدر به شکمم نگاه نکن
غذا دوست دارم، مگه جُرمه؟
ممم-ممم-ممم
اوه، یه اسباببازی جدید هم دارم
ببخشید معرفی نکردم
مستر جیرجیری، ایشون... نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.