De eerste 200 regels.
"Top Of The Lake" فصل 2 قسمت 1 : دختر «چين»ـي
جوي» ، خاموشـش کن . بگير بخواب»
باشه
وايسا
خيلهخب ، من کاراگاه ارشد افسر «گريفين» هستم
و امروز قراره فرآيند استاندارد کنترل کردن وضعيت
در هنگام بازداشت يک مجرم رو مرور کنيم
خيلي مهمه که هر قدم دقيق و به خوبي اجرا بشه
اولين و بهترين راهحل اينه که از مجرم بخوايد
دراز بکشه سمت زمين بازوها رو بهصورت کشيده دربياره
و دستها رو به طرف بالا بگيره
متوجه شديد؟
داوطلب براي اينکار داريم؟
کسي نيست؟
هيچکس؟
«تو «واکر
ببخشيد - لطفاً بشينيد -
ميخوايم اينجا يه سناريو رو بازي کنيم
وقتي شما در مقابل دستگيري از خودت مقاومت نشون ميدي
متوجه شدي؟
فهميدي؟
«بايد به زبون بياري «واکر
بله خانم
من شما رو به جرم برهمزدن آرامش دستگير ميکنم
لطفاً دراز بکشيد روي زمين
چرا؟ من که کاري نکردم
چکار کردم مگه؟ بهم بگو
روي زمين دراز بکشيد دستهاتون بياريد پشت کمر
هي ، بيخيال من شو ديگه . باشه؟ من کاري نکردم
زودباش . همين الان - نه -
خب ، حالا که من 3بار بهش فرصت دادم
بعد از زور استفاده ميکنم تا دستگيرش کنم
هي ، ميخواي چکار کني؟ بهم شليک کني؟
چرا ازم اين رو پرسيدي؟
چرا ازم اين رو پرسيدي؟ - ...ببخشيد . فقط داشتم -
به چه دليل اين رو ازم پرسيدي؟
...ببخشيد . فقط داشتم - جوابم رو بده بيشعور -
گروهان ، مرخص
گروهان ، مرخص
بايد بهتون بگم ملاقات با شما باعث افتخار منه
درباره اون دختر حامله 12 ساله در نيوزيلند» شنيدم»
و اون گروه پدوفيلها
تعدادي از ما خانمها به افتخار اينکه شما سردسته اونها رو هدف قرار داديد به خودمون افتخار کرديم
اون بود که گروه رو دورهم جمع کرده بود؟
تسهيلکننده اينکار بود
حبس بهش خورد؟
اعتراف کرد و از حقيقت پرده برداشت مصونيت بدست آورد
نه . کاغذبازي به درد نخوره نميتوني با همچين چيزي بجنگي
برات يه کليد جور ميکنم و به اينجا خوش اومدي
ممنون
خدافظ
سلام - حالـتون چطوره؟ -
از اين حرفا بگذريم اون يه زن واقعيه
«هي «گريفين
خب ، تو خوبي؟ مشکلي نداري؟
بله . خيلي خوبه که برگشتم
ببخشيد يه مقدار از کوره در رفتم
ميدوني که من 3تا همکار در کنارم بود و نظارت ميکردن
کاراگاههاي رده بالا
مثل يه ديوار وايساده بودن و بعد رفتن بيرون
واکر» داشت من رو» تو موضع ضعف قرار ميداد
داشت به پروندهام طعنه ميزد
در «نيوزيلند» پيش مشاور رفتي؟
بايد بري
خيلي به اين موضوع اصرار دارم
داشت من رو به چالش ميکشيد
بايد بهش ميفهموندم
اون دانشجوها هم جزئي از خانواده ما هستن . متوجهي؟
بايد کنارشون وايسي و تشويقشون کني
و توي اين جلسه امروز تو يه عوضي بودي
...خب
چطوره امشب باهم يه قرار بزاريم تا دليلش رو توضيح بدي . باشه؟
ببخشيد
کار «پَدي»ـه
خيلي قشنگه
هميشه به آبي بودن افتخار کن
چطور آدميه؟
بزرگه
قد بلندتر از من
هنوزم زياد حرف نميزنه
فقط ناله و شکايت
5سال شده ، نه؟ - از زمان اتفاق «کويينزتاون» . آره -
صحيح
مدت زيادي ميشه فعال نبودي
استيو» ميگفت اصلاً نميشد بهت دسترسي داشت» قضيه چي بود؟
مادرم در حال مرگ بود
و با يکي وارد رابطه جدي شده بودم
و؟
شنيدم ازدواج کردي
بله
خب ، ميخواي بهم بگي چه اتفاقي افتاد؟
نه
...در حال حاضر مجردم ولي
عجب جمله نااميدکنندهاي
«صادقانه بگم «آدرين من فقط ميخوام کار کنم
خوب کار ميکنم
تلاشم رو ميکنم
...ميدوني؟ منم ويژگيهاي خودم رو دارم و
هيچوقت تسليم نميشم
درسته . ما يه مشکلي داريم که بايد در موردش حرف بزنيم
چه مشکلي؟ - پرونده «ال پارکر» بر ضد تو -
پرونده مدني - به جريان نيوفتاده؟ -
موضعش رو داره تغيير ميده
ظاهراً ميخواد بگه شليک کردن تو بهش انگيزه شخصي بوده
مطمئني اون تو ماجرا دست داشته؟
لعنت بهش
باشه . نه
شخصاً نديدم داره بچهاي رو آزار جنسي ميده
ولي يه سري شواهد مستقل وجود داره
و اون اقدام به آزار جنسي منه
چطور؟ ميخواست بهت تجاوز کنه؟ - من رو چيزخور کرد -
من تو تختش بيدار شدم
...آيا اون - باهام سکس کرد؟ -
نميدونم . فکر نکنم
دوست دارم اينطوري نشده باشه
1بار ديگه هم بود که
مواد آماده کرده بود و ميخواست خودش رو بهم تحميل کنه
اون تا کجا جلو رفت؟ - ...اون -
سرم رو به سمتش فشار ميداد
چطور؟ مثل بوسيدن؟ - نه مثل يه بوس لعنتي -
و اونوقت بود بهش شليک کردي؟
ببخشيد
چطوري يه لباس مخصوص آزمايشگاهي رو درمياري؟
ميدوني ، جوري که وقتي يه دستکش رو درمياري ابولا» نگيري»
مثلاً يکي نبايد باشه کنارت کمکت کنه
دستکشت رو دربياري و بعد اون يکي نبايد يکي ديگه کنارش باشه
تا دستکش خودش رو دربياره اين به تناقض نميرسه؟
فقط از «ابولا» دوري کن و بچسب به درس و مشقت
آره ولي از کجا ميدوني که ميتوني از «ابولا» دوري کني؟
فقط طرفش نرو
ليديا»ـي احمق ديوانه» دفعه بعد بيجواب نميزارمش
زنيکهي احمق سيلي زد تو صورتم
ديوانهست
آدم ساعت 2 هست؟
مشتري جديده؟
نه . "پوس" ، اون مَرده
دارن اتاقت رو تميز ميکنن ، خب؟
نميخوام مکانم رو تميز کنن
نامههات رو بگير
نه ، نه
نه ، نه . برو
نه ، نه . امروز خبري از کلاس انگليسي نيست
«پروفسور «پوس
پوس» ، «سينِمُن» شب رفت بيرون»
با هيچکدوممون خدافظي نکرد
از «ماما-سان» پرسيديم " سينِمُن» کجاست؟» "
گفت فرستادش مغازه چيزي بخره
ولي اونجا نبود
به مغازهدار گفتم اگه کسي اومد به ما خبر بده اما خبري نشد
از هيچکس خبري نشد
" به «ماما-سان» گفتم " «سينِمُن» نيومد
گفت "باشه" . کسي نميدونه
«شايد رفته «کانبرا شايد رفته خونه
زياد گريه و زاري ميکرد نياز به استراحت داشت
زياد خوشحال و شاد نبود خوبه که رفته خونه
پوس» ، اون نرفته خونه»
پاسپورتش تو کيف منه
خودش بهم گفت بزارش تو کيفت . نه
پس ، پاسپورتش رو فراموش کرده
پس بهنظر ميرسه هنوز توي کشورهاي مستعمره باشه
بيايد اميدوار باشيم حداقل گريهاش تموم شده باشه
لطفاً انگليسي بيشتري به ما ياد بده
باشه . باشه
هيچکس هرگز قدرت رو به کسي نميده
قدرت گرفتنيه
هيچکس هرگز قدرت رو به کسي نميده
«جملاتي که به دل مشتري بشينه «پوس
...جملاتي که...نميدونم . مثلاً
آره
خيلي به کار مياد . ميدونيد؟
هر زماني؟ - "آره . هر زماني . مثلاً ميگيد "آلتـت چه بزرگه -
آلتـت چه بزرگه
چطوري ميگن؟
ساک زدن ، بدون کاندوم
ساک زدن
«ساک زدن...با يه «اِل
ساک زدن - - بدون کاندوم -
ساک زدن - ساک زدن ، بدون کاندوم -
حالا بريد - حالا بريد -
آره - حالا بريد - نه . شما حالا بريد - يالا . زود باشين بريد -
نه . من ميخوام از شما که بريد
حالا بريد
آره . حالا همهتون بريد
بعداً ميبينمت - حالا بريد -
خودت برو
حالا بريد - حالا بريد - حالا خودتون بريد -
پدر و مادرم ميخوان ببيننـت
ميخوان ببينن اين کيه که من خيلي اوقاتم رو با اون ميگذرونم . براي شام مياي؟
بابام ميخواد برامون آشپزي کنه
اينطوري اون هم يه مقدار نرم ميشه
ميتونم جواب رد بهشون بدم
هيچوقت آدمي مثل من رو درک نميکنن
عاشقت ميشن - نه عزيزم . جنگ و دعوا به پا ميشه -
"کدوم مدرسه رفتي؟" همه چيز به گند ميره . ميدوني؟
"والدينت چيکارـه بودن؟" نميدونم . کدوم والدين؟
"شغلت چيه؟" من؟ من انگليسي کثيف درس ميدم
خب ، اونها وقتي بفهمن تو توي دانشگاه کلاس خصوصي ميزاشتي
خيلي تحت تأثير قرار ميگيرن
چرا ميگي "استاد خصوصي"؟ تو خوب ميدوني من
استاديار در دانشکده تاريخ دانشگاه لايپزيگ» بودم»
No comments yet. Be the first to leave one.