De eerste 186 regels.
۳ خانه برای کریسمس
نجاره رو پیچوندی؟
آره، ولی نه اینکه دلم بخواد بپیچونمش
میخواستم با «بو» یه آبجو بزنم. اسمش اینه
ولی بعدش یوناس رو دیدم و بعد از اون دیگه
ببخشید، یوناس رو دیدی؟
آره، تو خیابون اتفاقی به هم خوردیم
خیلی عجیبه که تا حالا این اتفاق نیفتاده بود
پس به نجاره پیام دادی و بعد اتفاقی یوناس رو دیدی
و یهو دیگه نخواستی نجاره رو ببینی؟
نه به خاطر اینکه یوناس رو بخوام
البته دیدن دوبارهی یوناس خیلی حس عجیبی داشت
و تونستیم قشنگ با هم حرف بزنیم، ولی بعدش
بعدش چی؟
حس کردم خوب شد که دیگه با هم نیستیم
ولی یه جوری
یادت آورد که چقدر درد داشت؟
آره، فکر نکنم بتونم دوباره اون همه سختی رو تحمل کنم
انگار سهمیهم تموم شده یا یه همچین چیزی
خب، به نظرت نجارِ الان چه فکری میکنه؟
پیچوندیش
میدانم
این دیگه تهِ بدجنسیه، یوحنا. - میدونم
اون چی گفت؟
گفت:
«باشه، خوبه. تا یکی دو ساعت دیگه میام.»
استیکری، ایموجیای، چیزی نفرستاد؟
هیچ ایموجیای. آخه طرف اصلاً گوشی هوشمند نداره
همین که پیام داده باید کلاهت رو بندازی بالا
آها، پس مجبوری فقط از روی یه متن ساده برداشت کنی
چه نوستالژیک، عین سال ۲۰۰۱. چه جالب
آره. «باشه، خوبه.»
از اون حرفاست که آدم به رفیقش میزنه
مثلاً «دمت گرم داداش»، نه؟
اگه من نجار بودم و مشتریِ جذابم بعد از کار دعوتم میکرد به یه نوشیدنی
با خودم میگفتم:
«اوهوم، به نظر خوب میاد.»
نه بابا
گفته تا دو ساعت دیگه میاد. خیلی زود میخواد بیاد
واقعاً اینطوره؟
حرکتش رمانتیک به نظر میاد. مطمئنی اینو نمیخوای؟
رمانتیک؟ رمانتیک؟ نمیدونم. نه بابا
حتماً. خیلی افتضاح به نظر میاد
بعدش پیام داد: «هی، کجا رفتی؟»
آره، تعجبی نداره
نه، ولی الان ناراحته یا چی؟ مثلاً: «هی، کجا رفتی؟»
یا مثلاً قیافهش مثل پاندای غمگین شده؟
«هی... کجا رفتی؟»
یا «هی! کجا رفتی؟!»
سؤالی هست؟ بله؟
باید بدونم کی قرعهی «سانتای مخفی» من به اسمش دراومده
کلِ جذابیتش به اینه که مخفی باشه
همه میدونید من ترایپوفوبیا (ترس از سوراخهای ریز) دارم
اون وقت یکی بهم یه گیاه داده که هزارتا سوراخ ریز داره
فوراً استرس گرفتم و... حالم بد شد
کادوت رو باز کردی؟
معلومه که باز کردم
جداً شوخیتون گرفته بود؟
من نمیدونستم ترایپوفوبیا داری
پس کار تو بود؟
نه، ولی مطمئنم
هر کسی که برات خریده، اونم خبر نداشته
یا واقعاً میخواسته حرصم رو دربیاره. قشنگ خواسته نمک بپاشه رو زخمم
اوه بله، واقعاً نقشهی پلیدانهای برای کادو دادن بوده
آره، خیلی اتفاق بدی بود، ولی
بعید میدونم عمدی تو کار بوده باشه
احساس میکنم اصلاً حرفم رو جدی نمیگیرید
بدون هیچ قاعدهای این برنامه رو راه انداختی
و وقتی یکی فوبیای واقعیِ من رو مسخره میکنه
به نظرت فقط یه اتفاق «بده»؟
متأسفم. میدونم طبق نقشه پیش نرفت
اگه همه موافق باشن، میتونیم سانتای مخفی رو کنسل کنیم
آره، فکر خوبیه. گفتم که این کار دردسر میشه
چرا باید کنسلش کنیم؟
واسه اونایی که کادو خریدن ولی چیزی گیرشون نیومده، نامردیه
فقط به فکر خودتی؟ - من فقط به فکر خودمم؟
خیلی خب، ممنون
میدونید چیه؟ بقیه این بحث رو بذاریم واسه بعد
بعداً در مورد قضیهی سانتای مخفی حرف میزنیم. باشه؟
بیاید روزمون رو شروع کنیم
من هنوز حالم بده
هی
سلام، سلام
باید ازت عذرخواهی کنم
اشکالی نداره
آره، ولی... درست نیست بقیه رو بخاطر عاشق شدن قضاوت کنی
پس چرا این کار رو کردی؟
چون کمکم دارم بهت اهمیت میدم و نمیخوام آسیب ببینی
مگه عشق غیر از اینه؟
آره
دقیقاً. آره
باهاش حرف زدی؟
نه
خب، فقط میخواستم بگم بابت حرفی که زدم متأسفم
باید دهنم رو میبستم. شما هر کاری بخواید میتونید بکنید
ولی شاید بهتر باشه از اتاق کپی به عنوان خلوتگاهتون استفاده نکنید
قول میدم
خیلی خب
سلام، سلام
کسی اینجا نشسته؟
داشتم میرفتم دیگه
سلام
یوحنا؟
سلام
همه چی ردیفه؟
آره، منتظر یه بستهم. باید تا حالا میرسید، ولی خب
درسته. منم باید یه سری وسایل لباس رو چک کنم، واسه همین
دیروز رفتم «گوزن گرسنه» ولی اونجا نبودی
نه... مجبور شدم برم به یه سری کارها برسم
و یهو خیلی دیر شد، ببخشید
فکر کردم اتفاقی برات افتاده
ولی بعد دیدم خونه بودی، واسه همین
درگیر وسایل لباسها بودم
باید قبل از نمایشِ فردا تمومشون کنم
ولی متأسفم. باید بهت خبر میدادم
تقصیر منه
اشکالی نداره
ذوق داری؟
واسه نمایش هیجان داری؟
نه، اصلاً از اینکه خودم رو مضحکه خاص و عام کنم هیجانزده نیستم
اونم جلوی یه سالن پر از آدمهای غریبه
من فقط یه جایگزینم
مثل یه جایگزین توی زندگی خودم
ولی مشکلی نیست
واقعاً استرسی ندارم
راستی، تو «گوزن گرسنه» خوش گذشت؟ آره؟
آره، رفتن به پاتوق موردعلاقهت همیشه خوبه
خوب بود... آره، خوش گذشت
جای قشنگیه. بارمنش هم خیلی دوستداشتنیه
آره، اینگرید حرف نداره
خب
من دیگه باید
باشه، بعداً میبینمت
دسامبر ۱۶
خیلی خب
هول نشو! محموله هنوز نرسیده
خودم میرم میگیرمش. امشب موفق باشی، بو
واو! خیلی ممنون
ایول
پسر، کارت حرف نداشته
نه بابا
ببین خودت رو
آره، حداقل مسئول نوشیدنی قشنگ تو چشمه
خیلی خوب شدی. - ممنون
آره، سخته اینو بگم ولی ماریان واقعاً گل کاشته
آره، واقعاً خوب شده
آره، واقعاً رویایی شده
همونطوری که باید باشه. روبراهی؟
آره، آره. کار زیاده، ولی
دمت گرم که اینطوری پشت خواهرت دراومدی
لطف داری اینو میگی
اونم از زبون خودِ دکورِ متحرکِ کریسمس
ماریان رو ندیدی؟
نیم ساعت دیگه تماشاچیها رو راه میدیم
کسی یوحنا رو ندیده؟
آره، خب... عالیه. آره
آره، میبینمت. دمت گرم
آره، فعلاً
بیستتا لباس کوتوله
دقیقاً سر وقت رسید
آره، اگه خودم بگم، خیلی خوب دراومدن
و کل این فضا
خیلی قشنگ شده. جدی میگم، خسته نباشی
حالا که با آدریان مچت رو گرفتم، میخوای خودشیرینی کنی؟
ها؟ نه، فقط دارم تعریف میکنم
اینا هم... خوب شدن
آره
من اینا رو میبرم واسه کوتولهها، تو هم برو لباست رو پرو کن
اونجا یه کیسه مشکی هست، بپوشش
باشه؟ - باشه
ده دقیقهی دیگه با بچهها برمیگردم
آره. دندونها هم روی میز گریم هستن
چی، دندون هم داره؟
ای وای من
بیاید فلوتها رو دربیاریم تمرین کنیم
لعنتی، نه
یه کلمه هم حرف نزن
باشه. باشه؟
حالم خوب نیست
نه، آدریان، مسخرهبازی درنیار
حتماً یه چیزی خوردم. ها؟
آدریان، تو بابا کوتولهای. تو... الو؟
آدریان؟
آدریان؟
چه چندش
آدریان، جدی میگم، خودت رو جمع و جور کن
No comments yet. Be the first to leave one.